درآمد، تعيينکنندۀ طبقه نيست. اما، میتواند به مثابه يک شاخص روابط طبقاتی مورد استفاده قرار گيرد. سطوح دستمزد معمولاً، اما نه هميشه، به نوع جايی که مردم در محل کار دارند، نوع کاری که انجام میدهند، به ميزان قدرت و نفوذی که بر محيط کار، شرايط اشتغال، سطح تحصيلات خود و غيره اعمال میکنند، بستگی دارد. دستمزدها، در کنار ديگر دادهها، میتوانند به ما کمک کنند به اين شناخت برسيم که روابط اقتصادی وسيعتر چگونه نقشی ايفاء میکنند: دستمزدها میتوانند چهارچوبی به ما ارايه نمايند که بتوانيم واقعيات اجتماعی، فرهنگی و سياسی و ديناميسمهای طبقاتی در جامعه سرمايهداری مدرن را عميقتر مطالعه نماييم.

تارنگاشت عدالت – بایگانی دورۀ دوم
منبع: صدای سوسياليستی
سپتامبر ۲۰۱۱
افسانه «طبقه متوسط»ی که اکثريت است
درآمد، تعيينکنندۀ طبقه نيست. اما، میتواند به مثابه يک شاخص روابط طبقاتی مورد استفاده قرار گيرد. سطوح دستمزد معمولاً، اما نه هميشه، به نوع جايی که مردم در محل کار دارند، نوع کاری که انجام میدهند، به ميزان قدرت و نفوذی که بر محيط کار، شرايط اشتغال، سطح تحصيلات خود و غيره اعمال میکنند، بستگی دارد. دستمزدها، در کنار ديگر دادهها، میتوانند به ما کمک کنند به اين شناخت برسيم که روابط اقتصادی وسيعتر چگونه نقشی ايفاء میکنند: دستمزدها میتوانند چهارچوبی به ما ارايه نمايند که بتوانيم واقعيات اجتماعی، فرهنگی و سياسی و ديناميسمهای طبقاتی در جامعه سرمايهداری مدرن را عميقتر مطالعه نماييم.
عليرغم اين واقعيت که طبقه با درآمد تعريف نمیشود، مفسران کافی در رسانهها، و در واقع در درون جنبش سنديکايی وجود دارند، که از اينکه طبقه را صرفاً از نقطهنظر درآمد ببينند، خوشحال اند و مدعی هستند که ايرلند دارای طبقه متوسطی است که اکثريت است، و طبقه کارگر از تعدادی افراد فربه و خوششانس در بالا تشکيل میشود. و آنها سطح دستمزدهای ايرلند را به عنوان دليل در اکثريت بودن طبقه متوسط ذکر میکنند.
اين ادعا فراتر رفته، میگويد که دستمزدهای بالاتر به تنهايی افراد بيشتری را در ايرلند طبقه متوسط میکنند- گويا طبقه يک نوع شيوه زندگی است، نه يک رابطۀ اجتماعی. اين ادعا اخيراً در سخنان خانم جوآن برتون، وزير تأمين اجتماعی کنونی به نتيجهگيری خود رسيد. او به بيکاری دقيقاً از آن نقطهنظر اشاره کرد و گفت: «آنچه ما در اين لحظه میگيريم، مردمانی هستند که مستقيماً بعد از اتمام دبيرستان با انتخاب يک شيوه زندگی، مستقيماً وارد نظام [تأمين اجتماعی] میشوند.»
با اين وجود، حتا از اين نقطهنظر هم، ايرلند دارای يک اکثريت طبقه متوسط نيست. در واقع، نوع سطح دستمزدی که ما داريم عمدتاً منعکس کننده نوع مشاغلی است که داريم، و تجزيه و تحليل هر دو نشان میدهد که در جمهوری ايرلند طبقه کارگر در اکثريت است.
براساس آمار توزيع درآمد، تهيه شده از طرف اعضای «کميسيون درآمد دولت»، ميانگين مزد پرداختی در سال ۲۰۰۸ در ايرلند کمتر از ۲۷٫۰۰۰ پاوند بود: که حدود نيمی از کارگران شاغل در آن سال ۲۷٫۰۰۰ پاوند يا کمتر از آن درآمد داشتند، و درآمد تقريباً ۶۴ درصد کمتر از ۳۵٫۰۰۰ پاوند بود. حدود ۱۲۰٫۰۰۰ زوج متأهل با درآمد واحد کمتر از ۲۷٫۰۰۰ پاوند وجود داشت، در حالیکه بيش از نيمی از زوجهای دارای درآمد واحد، کمتر از ۳۵٫۰۰۰ پاوند درآمد داشتند.
ميانگين درآمد برای زنان مجرد بسيار کمتر، و حدود ۲۰٫۰۰۰ پاوند است، و ۶۵ درصد آنها کمتر از ۲۷٫۰۰۰ پاوند در سال درآمد دارند. اين ارقام برای مردان مجرد هم صادق است: نيمی از آنها ۲۰٫۰۰۰ يا کمتر از آن، و ۶۲ درصد آنها کمتر از ۲۷٫۰۰۰ پاوند در سال درآمد دارند.
در ارتباط با توزيع درآمد، دستمزد يک درصد بالای حقوق بگيران رویهمرفته بيشتر از درآمد ۳۲ درصد پايينی بود- به عبارت ديگر، درآمد ۲۳٫۰۰۰ نفر بيشتر از درآمد ۶۰۰٫۰۰۰ کارگر شاغل بود. (ارقام مربوط به يک درصد بالا شامل مديران املاک و دارايیها، و درآمد از منابع ديگر نمیشود.)
با وجود بيش از يک ميليون کارگری که در سال ۲۰۰۸ کمتر از ۲۷٫۰۰۰ پاوند درآمد داشته اند، و در حالیکه ميانگين قيمت يک خانه ۳۰۵٫۰۰۰ پاوند است، با توجه به هزينه زندگی و دسترسی محدود به خدمات اجتماعی، مشکل بتوان نقشی را نديد که اعتبار و [بانکداری خصوصی] در ايجاد توهم ثروت، در يک اقتصاد دارای دستمزد پايين بازی میکند.
دستمزدها، البته همه چيز نيست. در ارتباط با مشاغل، از ۹ گروهبندی مورد استفادۀ «دفتر مرکزی آمار»، ۳ گروه به مشاغل مديريتی و حرفهای اشاره میکند، «درحالی که ۶ گروه باقیمانده به کارمندان، فروشندگان، کارهای دستی، خدمات شخصی، مجريان و غيره» اشاره میکند. حدود ۳۸ درصد نيروی کار در مشاغل مديريتی، اداری، حرفهای يا فنی درگير است. ۶۲ درصد باقیمانده در عرصههای صنعتی، نيمهصنعتی و خدمات شاغل است. اقتصاد ايرلند تعداد زيادی مدير و کارمند دارد- آنها حدود ۱۶ درصد نيروی کار را تشکيل میدهند؛ اما تقريباً يکسوم نيروی کار در بخشهای اداری، فروش و خدمات شاغل است. کارگران کارخانه و کاربران تجهيرات ماشينی حدود ۸ درصد، و کارگران مربوط به بخش صنايع دستی، ۱۲٫۵ درصد نيروی کار را تشکيل میدهند.
در حالی که بيش از يکسوم نيروی کار در فعاليتهای صنعتی، نيمهصنعتی و دستی شاغل است، وجود تعداد زيادی مردم با دستمزدهای پايين، تعجبآور نيست. دشوار بتوان اين را گزينش يک شيوه زندگی دانست. به طور ساده، مشاغل- برای حمايت از افسانه طبقه متوسطی که در ايرلند اکثريت است- وجود ندارند.
http://www.communistpartyofireland.ie/sv/02-middle-class.html
