تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم

سه‌شنبه، ۱۱ آبان ۱۴۰۵
منبع: دمکراسی مردم
نویسنده: رابیر پورکایاستا
یک‌شنبه، ۱ نوامبر ۲۰۲۶

اقتصاد جهانی نفت یا چگونه می‌توان در برابر قلدری آمریکا ایستاد

 

پس از جنگ ایالات متحده علیه ونزوئلا، که طی آن ایالات متحده نیکلاس مادورو و همسرش، سیلیا فلورس د مادورو، را ربود و دلسی رودریگزِ مطیع خود را به قدرت رساند، واشنگتن با دولت دست‌نشانده جدید بر سر نفت به توافق رسید. بر اساس این توافق، آمریکا بدون آنکه هیچ سرمایه‌گذاری‌ انجام دهد، ۳۵ درصد از سهام یک شرکت نفتی جدید را که خود تأسیس کرده بود، به دست آورد. نام این شرکت «شرکای انرژی آبی آمریکای شمالی»» (NABEP) است. ایالات متحده آلخاندرو بتانکورت را به‌عنوان شریک منتخب خود در این توافق برگزیده است؛ کسی که اکثریت سهام این پروژه غارت نفت ونزوئلا را در اختیار خواهد داشت. دولت ونزوئلای تحت سلطه آمریکا، امتیاز بهره‌برداری صدساله از ۱۷ میدان نفتی را به شرکت «شرکای انرژی آبی آمریکای شمالی» واگذار کرده است. این میدان‌ها حدود یک‌چهارم ذخایر نفتی ونزوئلا را در بر می‌گیرند؛ کشوری که با در اختیار داشتن ۱۷٫۲ درصد از کل ذخایر نفتی جهان، بزرگ‌ترین ذخایر نفتی جهان را دارد. آلخاندرو بتانکورت و شرکت او اکنون، پس از غول نفتی آمریکایی شورون، به دومین تولیدکننده بزرگ خصوصی نفت در ونزوئلا تبدیل شده‌اند. این توافق جایگاهی محوری برای شرکت «شرکای انرژی آبی آمریکای شمالی» در بخش نفت ونزوئلا فراهم می‌کند؛ کشوری که بزرگ‌ترین ذخایر اثبات‌شده نفت خام جهان را در اختیار دارد. این شرکت هم‌اکنون دومین تولیدکننده بزرگ خصوصی نفت در ونزوئلاست.

ترامپ این قراداد یک‌جانبه را «بزرگ‌ترین معامله نفتی در تاریخ جهان» نامید؛ توافقی که به موجب آن ایالات متحده بدون پرداخت حتی یک پنی سرمایه‌گذاری، بیش از یک‌سوم سهام شرکت را به دست می‌آورد. این توافق همچنین حق تقدم ویژه‌ای برای خرید ۲۰ درصد از تولید نفت شرکت را با قیمت تمام‌شده، نه قیمت بازار، به آمریکا اعطا می‌کند. علاوه بر این، آمریکا در مورد ۸۰ درصد باقی‌مانده تولید نفت نیز از حق تقدم در خرید برخوردار است. آمریکا نه‌تنها اختیار وتوی همه انتصاب‌های هیئت‌مدیره شرکت را در دست دارد، بلکه مقرر کرده است که اکثریت اعضای هیئت‌مدیره باید شهروندان ایالات متحده باشند. این توافق شاید آشکارترین نمونه از یک قرارداد نواستعماری باشد که در دوران پس از استعمار شاهد آن بوده‌ایم.

در بررسی این تاریخ، نباید این واقعیت را از نظر دور داشت که ونزوئلا پیش از اعمال تحریم‌های وحشیانه ایالات متحده و متحدان آن در دوران حکومت چاوز، یکی از تولیدکنندگان مهم نفت جهان بود. چاوز شرکت‌های نفتی ونزوئلا را ملی کرده بود و ایالات متحده و متحدان غربی‌ آن در واکنش به این اقدام، تمامی صادرات نفت این کشور را هدف تحریم قرار دادند. در نتیجه، سهم ونزوئلا از کل صادرات نفت جهان از حدود ۱۲ درصد به کم‌تر از یک درصد کاهش یافت.

فروپاشی اتحاد شوروی و تضعیف نیروهای سوسیالیستی در این دوره، ضربه سنگینی به آمریکای لاتین وارد کرد؛ منطقه‌ای که آمریکا تلاش کرده است با بازنگری در دکترین مونرو، سلطه نواستعماری خود را در آن احیا کند. ترامپ در سند «راهبرد امنیت ملی ۲۰۲۵» خود صراحتاً از این رویکرد حمایت کرده و همچنان از آن به‌عنوان مبنای فلسفه روابط بین‌الملل خود یاد می‌کند؛ رویکردی که تحلیلگران آن را دکترین «دانرو» (Donroe) می‌نامند. خوشبختانه برای آمریکای لاتین، برزیل و مردم این کشور به‌سختی از سرنوشت ونزوئلا گریخته‌اند. با پیروزی رئیس‌جمهور لولا و شکست بولسونارو، برزیل از تبدیل‌شدن به ونزوئلای دوم و از دست رفتن کنترل منابع عظیم نفتی خود جلوگیری کرده است.

گرچه ایالات متحده توانسته است منبع نفتی مهم دیگری را در ونزوئلا به دست آورد، نفت خام ونزوئلا با یک مشکل اساسی همراه است. بخش دوم داستان نفت ونزوئلا به چگونگی پالایش نفت خام فوق‌سنگین این کشور مربوط می‌شود. نفت خام را می‌توان به سوخت‌های قابل‌استفاده‌ای مانند بنزین و گازوئیل برای خودروها و اتوبوس‌ها تبدیل کرد، اما هزینه پالایش، بسته به ماهیت و ویژگی‌های نفت خام، تفاوت چشمگیری دارد. امروزه تنها شمار اندکی از پالایشگاه‌ها قادر به فرآوری نفت خام فوق‌سنگین ونزوئلا هستند.

برای درک مشکل نفت خام ونزوئلا، ابتدا باید بدانیم نفت خام چیست و چه فرآورده‌هایی می‌توان از آن به دست آورد. هنگامی که پس از حفاری به نفت می‌رسیم، به این معناست که نوع مشخصی از هیدروکربن‌های مایع را در گستره وسیعی از این ترکیبات کشف کرده‌ایم. این طیف از نفت خام سبک تا نفت سنگین و غلیظی را در بر می‌گیرد که به حالتی تقریباً نیمه‌جامد نزدیک می‌شود. نفت‌های خام سبک در مقایسه با نفت‌های سنگین، آسان‌تر پالایش و فرآوری می‌شوند. عامل پیچیده‌کننده دیگر، میزان گوگرد موجود در نفت خام است. اگر میزان گوگرد پایین باشد، به آن نفت «شیرین» (Sweet Crude) می‌گویند و اگر میزان گوگرد بالا باشد، نفت «ترش» (Sour Crude) نامیده می‌شود. بدیهی است که نفت شیرین به دلیل سهولت بیشتر در فرآوری، بر نفت ترش ترجیح داده می‌شود. نفت خام ونزوئلا از هر دو نظر در انتهای نامطلوب این طیف قرار دارد: این نفت سنگین، و در برخی موارد فوق‌سنگین است؛ به‌ویژه در حوزه نفتی اورینوکو که بخش عمده نفت خام ونزوئلا از آن تأمین می‌شود. افزون بر این، میزان گوگرد آن نیز بالاست.

بیش‌تر پالایشگاه‌ها قادر به فرآوری چنین نفت‌هایی نیستند و این کار به پالایشگاه‌هایی واگذار می‌شود که برای پردازش انواع مختلف نفت خام، سرمایه‌گذاری‌های لازم را انجام داده‌اند. برای فرآوری نفت‌های سنگین و ترش، پالایشگاه‌ها باید به تجهیزات اضافی مجهز باشند و زنجیره طولانی‌تری از تجهیزات را در اختیار داشته باشند تا نفت خام را به‌صورت مرحله‌به‌مرحله و متوالی فرآوری کنند. مزیت فرآوری این نوع نفت خام آن است که به دلیل پیچیدگی روند تبدیل و پالایش آن، با تخفیف قابل‌توجهی عرضه می‌شود و در نتیجه می‌توان آن را با قیمت بسیار پایین‌تری خریداری کرد. علاوه بر این، موادی که در جریان فرآوری نفت سنگین به دست می‌آیند نیز قابلیت عرضه و فروش در بازار را دارند. اما نقطه‌ضعف این کار آن است که هزینه سرمایه‌گذاری اولیه برای احداث و تجهیز پالایشگاه را به‌طور چشمگیری افزایش می‌دهد.

در گذشته، نفت خام ونزوئلا در پالایشگاه‌های واقع در ساحل خلیج مکزیک آمریکا پالایش می‌شد. اما با قرار گرفتن ونزوئلا تحت تحریم‌های آمریکا در دوران چاوز و پس از آن، این پالایشگاه‌ها به استفاده از خوراک‌های نفتی دیگری روی آوردند. با کشف نفت شیل که نفت خام سبک و شیرین با قابلیت پالایش آسان تولید می‌کند، بیش‌تر پالایشگاه‌های ایالات متحده دیگر ظرفیت لازم برای فرآوری نفت خام ونزوئلا را ندارند؛ دست‌کم نه با هزینه‌هایی که امکان دستیابی به حاشیه سود قابل‌قبول را فراهم کند. اینجاست که شرکت «ریلاینس» وارد ماجرا می‌شود.

مجتمع پالایشگاهی جام‌نگرِ شرکت ریلاینس (Reliance) دارای درجه پیچیدگی نلسون ۲۱ است؛ به این معنا که توانایی پالایش طیف گسترده‌ای از انواع نفت خام را دارد. درجه پیچیدگی این پالایشگاه یکی از بالاترین میزان‌ها در جهان است و این مجموعه همچنین بزرگ‌ترین پالایشگاه جهان به شمار می‌رود. اما این تنها دلیل سفر مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده، به جام‌نگر نبود. شرکت ریلاینس همچنین وعده داده است در شهر براونزویلِ ایالت تگزاس، در احداث پالایشگاهی با ظرفیت پالایش روزانه ۱۶۸ هزار بشکه نفت سرمایه‌گذاری کند؛ پالایشگاهی که نخستین پالایشگاه جدیدی خواهد بود که طی ۵۰ سال گذشته در ایالات متحده ساخته می‌شود.

این ما را به موضوعات گسترده‌تری درباره نفت و اهمیت ژئواستراتژیک آن می‌رساند. جنگ ایالات متحده-ایران ایران و به‌دنبال آن، جنگ انصارالله (حوثی‌ها) با عربستان سعودی، کنترل آمریکا بر نفت غرب آسیا را به‌طور چشمگیری تضعیف کرده است. درست است که خود آمریکا تولیدکننده قابل‌توجه نفت و گاز است، اما این به‌تنهایی کافی نیست. از آنجا که هیدروکربن‌ها، یعنی نفت و گاز، نقشی محوری در اقتصاد جهانی دارند، آمریکا همچنین می‌خواهد از جریان جهانی نفت به‌عنوان ابزاری برای اعمال کنترل بر سیاست جهانی استفاده کند. اهمیت حمله مشترک اسرائیل و آمریکا به ایران و کودتا در ونزوئلا را در اینجاست.

آمریکا می‌خواهد با کنترل جریان جهانی نفت، اقتصاد سیاسی جهان را شکل دهد. در غرب آسیا، سعی این کشور برای نابودی ایران به‌عنوان یکی از مراکز مقاومت، نه‌تنها ناکام مانده، بلکه موقعیت آمریکا را در منطقه به‌طور چشمگیری تضعیف کرده است. اما در ونزوئلا، آمریکا فعلاً به پیروزی مهمی دست یافته و با قرار گرفتن دلسی رودریگزِ مطیع خود در رأس قدرت، کنترل نفت این کشور را در دست گرفته است. قرارداد برای پالایش نفت ونزوئلا در هند می‌تواند دو هدف را تأمین کند: یکم، وارد کردن نفت ونزوئلا به بازار جهانی، در حالی که کنترل درآمدهای حاصل از فروش آن در اختیار آمریکا باشد؛ دوم، وابسته کردن بزرگ‌ترین بازیگر اقتصادی هند به ایالات متحده.

در این بستر، تصویر و بازتاب سیاسی فرود مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، در بمبئی برای سفر به جام‌نگر، و همچنین اظهارات سفیر آمریکا در هند مبنی بر اینکه واشنگتن انتظار دارد جایشانکار، وزیر امور خارجه هند، در آنجا با او دیدار کند، برای هند بازتاب و پیامدهای سیاسی نامطلوبی دارد. این رویداد در پی اقدام کیت سوندرلینگ، وزیر کار آمریکا، رخ می‌دهد که مانع از آن شد هشت شرکت، از جمله شرکت‌های بزرگ فناوری اطلاعاتی هند مانند «اینفوسیس»، «تاتا کانسالتنسی سرویسز» (TCS)، «ویپرو» و «اچ‌سی‌ال»، برای کارکنان هندیِ اعزامی خود درخواست کارت سبز ارائه کنند. سیاست خارجی دولت ترامپ بر این فرض اساسی استوار است که باید با کشورهایی که از دیدگاه واشنگتن ضعیف‌تر هستند، از موضع زورگویی و اعمال فشار برخورد کرد.

مانند همه زورگویان، تسلیم شدن در برابر آن‌ها فقط به افزایش زورگویی‌شان می‌انجامد. آمریکا در مقام یک قلدر، تنها منطق قدرت را می‌فهمد. با اجازه دادن به آمریکا برای مذاکره مستقیم با «آمبانی»، هند اهرم‌های ژئواستراتژیک خود را تضعیف می‌کند؛ زیرا پالایشگاه‌های هند قادرند انواع مختلف نفت خام را فرآوری کنند و هرگونه مذاکره‌ای باید پیش از ورود شرکت‌های بزرگ نفتی به میان، ابتدا با دولت هند انجام شود. اگر روبیو از جانب شرکت نفتی ونزوئلا که مالک نفت خام است مذاکره می‌کند، در اینجا نیز مذاکرات باید پیش از مراجعه به شرکت‌های هدف، با وزیر امور خارجه هند انجام شود.

سیاست بین‌الملل بر پایه کسب مزیت ژئواستراتژیک و بده‌بستان متقابل شکل می‌گیرد. دولت ترامپ در آمریکا می‌خواهد جهان را به «روزهای خوب گذشته» بازگرداند؛ دورانی که در آن، شمار اندکی از قدرت‌های استعماری و استعمارگرِ مهاجرنشین بر جهان حکم می‌راندند؛ دورانی که این قدرت‌ها همه‌چیز را می‌گرفتند و در مقابل، هیچ امتیازی نمی‌دادند. هند باید نشان دهد که آن روزگار مدت‌هاست به پایان رسیده است. آمریکا نمی‌تواند کشورهایی مانند هند را به دلیل خرید نفت خام روسیه مجازات کند؛ نه از این جهت که خود آمریکا نیز نفت روسیه را خریداری می‌کند، بلکه به این دلیل که هند از حق حاکمیتی برخوردار است تا خود تعیین کند با چه کشورهایی و به چه شیوه‌ای مبادله تجاری داشته باشد. وتسلیم شدن در برابر زورگویان فقط به تشدید زورگویی آن‌ها می‌انجامد.

https://peoplesdemocracy.in/2026/1101_pd/global-oil-economy-or-how-stop-us-bullying