در واکنش به اعلام اعطای جایزه صلح نوبل به اتحادیه اروپا، سازمانهای عضو شورای جهانی صلح نمیتوانند به یاد نیاورند: … که اتحادیه اروپا علیه اصول مندرج در منشور سازمان ملل متحد پیرامون احترام به حاکمیت دولتها و عدم مداخله در امور داخلی آنها، موضع گرفته و عمل نموده است، و برخلاف آن اصول، میلیتاریزه شدن فزاینده و بدون وقفه روابط بینالمللی را ارتقاء میدهد، در نقض حقوق بشر، به عنوان مثال مانند آنچه در پرونده به اصطلاح «پروازهای سیا» – آدمربایی و شکنجه جنابتکارانه آنها- رخ داد، شریک جرم بوده است؛ سازمانهای بخش اروپایی شورای جهانی صلح اعتراض خود را علیه اعطای جایزه صلح نوبل ۲۰۱۲ به اتحادیه اروپا اعلام میدارند، و از تمام سازمانهای عضو و دوست شورای جهانی صلح میخواهند اعتراض خود را، به ویژه در دهم دسامبر در روز اعطای جایزه، اعلام کنند.
تارنگاشت عدالت – بایگانی دورۀ دوم
منبع: شورای جهانی صلح
بیانیه نشست منطقهای شورای جهانی صلح، در بروکسل، ۲۹-۳۰ اکتبر ۲۰۱۲،
پیرامون اعطای جایزه صلح نوبل به اتحادیه اروپا
در واکنش به اعلام اعطای جایزه صلح نوبل به اتحادیه اروپا، سازمانهای عضو شورای جهانی صلح نمیتوانند به یاد نیاورند:
- که اتحادیه اروپا در دهههای گذشته سرکردگی یک روند میلیتاریزه شدن را داشته است، که از ۱۹۹۹، بعد از ایفای یک نقش اساسی در تجزیه خشونتبار یوگسلاوی، و بعداً با تجاوز نظامی ددمنشانه علیه این کشور شتاب یافت، و به روند تجزیه منطقه کوزووی صربستان برخلاف قوانین بینالمللی منتهی شد؛
- که از برگزاری نشست ناتو در واشنگتن در ۱۹۹۹، به اتحادیه اروپا نقش ستون اروپایی بلوک سیاسی- نظامی به سرکردگی ایالات متحده داده شده است. نقشی که از آن زمان تاکنون، به ویژه از ۲۰۰۲ و تصویب معاهده لیسبون، خود را نشان داده و گسترش یافته است. باید به خاطر داشت که ۲۱ کشور اتحادیه اروپا عضو ناتو هستند؛
- که طی دهههای گذشته، اتحادیه اروپا در تمام تجاوزات ناتو و یا اعضای آن علیه حاکمیت و استقلال ملی دولتهای گوناگون، مانند یوگسلاوی، عراق، افغانستان، لیبی و اکنون سوریه، و همچنین در تحمیل رژیمهای خشونتبار تحریمهایی که بر مردم چندین کشور ضربه زده، نقش سرکردگی و حمایت داشته است؛
- که اتحادیه اروپا علیه اصول مندرج در منشور سازمان ملل متحد پیرامون احترام به حاکمیت دولتها و عدم مداخله در امور داخلی آنها، موضع گرفته و عمل نموده است، و برخلاف آن اصول، میلیتاریزه شدن فزاینده و بدون وقفه روابط بینالمللی را ارتقاء میدهد، در نقض حقوق بشر، به عنوان مثال مانند آنچه در پرونده به اصطلاح «پروازهای سیا» – آدمربایی و شکنجه جنابتکارانه آنها – رخ داد، شریک جرم بوده است؛
بر این بستر، سازمانهای ما، اعطای جایزه صلح نوبل به اتحادیه اروپا را، ، آنطور که کمیته نروژی صلح به هنگام اعلام تصمیم خود گفت، به خاطر مشارکت آن در پیشبرد صلح و آشتی، دمکراسی و حقوق بشر در اروپا،حداقل، سؤالبرانگیز میدانند.
علاوه بر اینها، در زمانی که ما در اتحادیه اروپا رشد وضعیتها و تحولاتی را داریم که به افزایش نابرابری و بیعدالتی اجتماعی و به روابط مبتنی بر سلطه اقتصادی، و حتا سیاسی برخی دولتها بر دیگر دولتها انجامیده است، این واقعیت از برابری اعلام شده میان ملتها یا کنگره صلحی که آلفرد نوبل در وصیتنامه خود در سال ۱۸۹۵ از آن به عنوان یک معیار برای جایزه صلح نوبل نام برد، بسیار دور است.
اتحادیه اروپای از انجام به اصطلاح مأموریت ارتقای صلح، دمکراسی، حقوق بشر در باقی جهان که ادعای مشارکت در آن را دارد بسیار به دور است، و کاملاً بالعکس، اتحادیه اروپا به مثابه یک قدرت امریالیستی عمل میکند.
صلح در اروپا پیروزی بود که خلقها بعد از جنگ جهانی دوم به دست آوردند، و در آن آرمانهای صلحدوستانه میلیونها شهروند، که بسیاری از آنها فعالین جنبشهای وسیع صلح بودند که بعد از ۱۹۴۵ شروع شد و رشد نمود، وزنه سنگینی بود.
واقعیت و هدف اعلام شده از طرف اتحادیه اروپا از ارزشها و اصول اعلام شده در کنفرانس تاریخی ۱۹۷۵ هلسینکی، مانند احترام به حق حاکمیت، خودداری از تهدید یا استفاده از زور، احترام به تمامیت ارضی دولتها، حل مسالمتآمیز اختلافات، عدم مداخله در امور داخلی دولتها، احترام به حقوق بشر و آزادیهای اساسی، حق خلقها برای تعیین سرنوشت خویش، و همکاری میان دولتها، از ارزشها و اصولی که در منشور سازمان ملل درج شده است، بسیار دور است.
مانند سال ۲۰۰۹، و دادن جایزه صلح نوبل به باراک اوباما، ريیسجمهور تازه منتخب ایالات متحده آمریکا، دادن جایزه صلح نوبل به اتحادیه اروپایی، به اعتبار و شهرت این جایزه کمک نمیکند.
سازمانهای بخش اروپایی شورای جهانی صلح اعتراض خود را علیه اعطای جایزه صلح نوبل ۲۰۱۲ به اتحادیه اروپا اعلام میدارند، و از تمام سازمانهای عضو و دوست شورای جهانی صلح میخواهند اعتراض خود را، به ویژه در دهم دسامبر در روز اعطای جایزه، اعلام کنند.
