تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
منبع: گریزون*
نویسنده: کیت کلارنبرگ
۱ ژوئیه ۲۰۲۵
جاسوسی علیه ایران: چگونه ««ام آی۶» به آژانس بینالمللی انرژی اتمی رسوخ کرد

فایلهای محرمانه فاش شده نشان میدهد که یک جاسوس کهنهکار انگلیسی که خود را مسئول تحریمهای ایران میداند، به «آژانس بینالمللی انرژی اتمی» رسوخ کرده بود. این اسناد، اتهام جمهوری اسلامی مبنی بر تبانی مخفیانه این نهاد نظارتی هستهای با دشمنانش را تقویت میکند.
بر اساس اسناد فاششدهای که توسط «گریزون» (The Grayzone) بررسی شده، یک مأمور بدنام ««ام آی۶» انگلیس از طرف لندن به آژانس بینالمللی انرژی اتمی رسوخ کرده بود. این مأمور، نیکلاس لانگمن، یک مأمور اطلاعاتی کهنهکار است که ادعا میکند به طراحی جنگ اقتصادی غرب علیه ایران کمک کرده است.
هویت لانگمن اولین بار در گزارشهای ژورنالیستی در مورد نقش او در منحرف کردن اتهامات مبنی بر نقش داشتن سازمان حاسوسی انگلیس در مرگ پرنسس دایانا مطرح شد. او بعداً توسط مقامات یونانی به نظارت بر آدمربایی و شکنجه مهاجران پاکستانی در آتن متهم شد.
در هر دو مورد، مقامات انگلیسی دستور سانسور صادر کردند و مطبوعات را از انتشار نام او منع نمودند. اما رسانههای یونانی که چنین تعهدی نداشتند، تأیید کردند که لانگمن یکی از داراییهای ««ام آی۶» در سفارت انگلیس در آتن بوده است.
«گریزون» رزومه این مأمور کارکشته انگلیسی را در مجموعهای از اسناد فاش شده که جزئیات فعالیتهای «تورچلایت»، یک واحد پر کار سازمان جاسوسی انگلیس را شرح میدهد، کشف کرد. بیوگرافی این مأمور قدیمی نشان میدهد که او «تیمهای بزرگ بین-سازمانی را برای شناسایی و مقابله با گسترش فناوری سلاحهای هستهای، شیمیایی و بیولوژیکی، از جمله با استفاده از ابزارهای فنی نوآورانه و تحریمها، رهبری کرده است.»

این مامور «ام آی۶» به طور مشخص میگوید که «از طریق حمایت از آژانس بینالمللی انرژی اتمی و سازمان منع سلاحهای شیمیایی و از طریق مشارکتهای سطح بالای بینالمللی، برای جلوگیری از گسترش سلاحهای کشتار جمعی تلاش کرده است.»
رزومه لانگمن به او به خاطر ایفای نقش اصلی در سازماندهی رژیم تحریمها علیه ایران از طریق «ایجاد روابط بسیار مؤثر و متقابلاً حمایتی در سراسر دولت و با همکاران ارشد آمریکایی، اروپایی، خاورمیانهای و خاور دور برای استراتژی» بین سالهای ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۲ اشاره دارد. او در بیوگرافی خود به این موضوع افتخار میکند که این دستاورد «موفقیت دیپلماتیک بزرگ توافق هستهای و تحریمهای ایران را ممکن ساخت».
نفوذی که لانگمن مدعی اعمال آن بر «آژانس بینالمللی انرژی اتمی» بود، به ادعاهای ایران مبنی بر تبانی این نهاد بینالمللی تنظیم مقررات هستهای با غرب و اسرائیل برای تضعیف حاکمیت آن، اعتبار میبخشد. دولت ایران ادعا کرده است که «آژانس بینالمللی انرژی اتمی» هویت دانشمندان هستهای برتر خود را در اختیار اطلاعات اسرائیل قرار داده و ترور آنها را ممکن ساخته و اطلاعات حیاتی در مورد تأسیسات هستهای که در جریان حمله نظامی ژوئن امسال بمباران کردند، در اختیار ایالات متحده و اسرائیل قرار داده است.
۱۲ ژوئن امسال، تحت هدایت دبیرکل خود، رافائل گروسی، آژانس بینالمللی انرژی اتمی گزارشی آشکارا سیاسی منتشر کرد که در آن ادعاهای مشکوک گذشته را برای متهم کردن ایران به نقض «پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای» (NPT) تکرار میکرد. روز بعد، اسرائیل به این کشور حمله کرد و ۹ دانشمند هستهای و همچنین بسیاری از مقامات ارشد نظامی و صدها غیرنظامی را ترور کرد.
جواد ظریف، معاون سابق رئیس جمهور در امور استراتژیک، از آن پس خواستار اخراج گروسی از «آژانس بینالمللی انرژی اتمی» شده و او را به «مشارکت در قتلعام بیگناهان در کشور» متهم کرده است. در ۲۸ ژوئن امسال، دولت ایران روابط خود را با «آژانس بینالمللی انرژی اتمی» قطع کرد و از ورود بازرسان آن به کشور خودداری کرد.
در حالی که مقامات ایرانی ممکن است از دخالت چهرهای مرموز مانند لانگمن در امور «آژانس بینالمللی انرژی اتمی» بیاطلاع بوده باشند، احتمالاً برای تهران جای تعجب چندانی نخواهد بود که این آژانس ظاهراً چندجانبه توسط یک آژانس اطلاعاتی غربی به خطر افتاده باشد.
نام لانگمن تحت دستور رسمی سانسور انگلیس قرار گرفت
در سال ۲۰۱۶، لانگمن به عنوان یکی از اعضای «نشان سنت مایکل و سنت جورج» منصوب شد، همان عنوانی که به جیمز باند، جاسوس خیالی انگلیسی، اعطا شده بود. در آن زمان، این مأمور مخفیِ فرضی، به دلیل اینکه در دو مورد جداگانه به عنوان یک مأمور ««ام آی۶» «شناسائی» شده بود، مورد تردید قرار گرفت.
در مورد اول، در سال ۲۰۰۱، استیون دوریل، روزنامهنگار، فاش کرد که لانگمن چند هفته قبل از تصادف رانندگی مرگبار پرنسس دایانا در این شهر در ۳۱ آگوست ۱۹۹۷ به پاریس رسیده بود و متعاقباً به انجام «عملیات اطلاعاتی» برای منحرف کردن گمانهزنیهای گسترده عمومی مبنی بر اینکه سرویس اطلاعاتی انگلیس مسئول مرگ او بوده است، متهم شد.
سپس، در سال ۲۰۰۵، او رسماً توسط مقامات یونانی به همدستی در ربودن و شکنجه ۲۸ پاکستانی در آتن متهم شد. این پاکستانیها، که همگی کارگران مهاجر بودند، مظنون به ارتباط با افرادی بودند که متهم به ارتکاب بمبگذاریهای ۷ ژوئیه ۲۰۰۵ در لندن بودند.
قربانیان که به طرز وحشیانهای مورد ضرب و شتم قرار گرفته و با اسلحه در دهانشان تهدید شده بودند، «متقاعد شده بودند که بازجویانشان انگلیسی بودند.» هنگامی که رسانههای یونانی از لانگمن به عنوان مأمور ««ام آی۶» که بر شکنجه مهاجران نظارت داشت، نام بردند، رسانههای خبری انگلیسی عموماً از دستور سانسور رسمی دولت (D-notice) پیروی کردند، و هنگام گزارش این رسوایی، هویت او را پنهان نگه داشتند.
لندن هرگونه دخالت انگلیس در شکنجه مهاجران را به شدت تکذیب کرد، و جک استراو، وزیر امور خارجه وقت، این اتهام را «کاملاً بیمعنی» خواند. با این حال، در ژانویه ۲۰۰۶، لندن اذعان کرد که مأموران ««ام آی ۶» در واقع در جریان شکنجه پاکستانیها حضور داشتهاند، اگرچه مقامات اصرار داشتند که مأموران هیچ نقش فعالی در دستگیریها، بازجوییها یا شکنجه آنها نداشتهاند.
پس از خروج از آتن، لانگمن به لندن بازگشت تا ریاست بخش ایران وزارت امور خارجه انگلیس را بر عهده بگیرد، تغییری که اهمیت او را برای ««ام آی۶» برجسته میکند، و نشان میدهد که دولت انگلیس هیچ مشکلی در مورد روشهای جمعآوری شواهد ظاهراً بیرحمانه او نداشته است.
وزارت امور خارجه انگلیس با ««ام آی۶» همکاری نزدیکی دارد، و مأموران آن از وزارت امور خارجه به عنوان پوشش استفاده میکنند، درست همانطور که «سیا» از پستهای دیپلماتیک وزارت امور خارجه استفاده میکند.
آدم ««ام آی۶» در امور ایران، اعتبار استراتژی «فشار حداکثری» را از آن خود میداند
لانگمن در حالی که از سال ۲۰۰۶ تا ۲۰۰۸ ریاست بخش ایران در وزارت امور خارجه را بر عهده داشت، بر تیمی نظارت داشت که به دنبال «گسترش شناخت» از «برنامه هستهای» دولت ایران بود.
دقیقاً مشخص نیست که آن «تفاهم» چه چیزی را در بر میگرفت. اما این سند روشن میکند که لانگمن سپس «در میان آژانسهای اروپایی، آمریکایی و خاورمیانهای» به این ارزیابی «اعتماد ایجاد کرد» تا «برنامه [به همین شکل] را به تأخیر بیندازد و ایران را برای مذاکره تحت فشار قرار دهد». اشاره به «آژانسهای خاورمیانهای» قویاً به همکاری با سرویس اطلاعاتی «موساد» اسرائیل اشاره داشت.
در آوریل ۲۰۰۶، تهران اعلام کرد که برای اولین بار با موفقیت اورانیوم را غنیسازی کرده است، اگرچه مقامات هرگونه قصدی برای انجام این کار برای اهداف نظامی را انکار کردند. این تحول ممکن است باعث مداخله لانگمن شده باشد.
جمهوری اسلامی هرگونه ادعایی مبنی بر جاهطلبی برای دستیابی به سلاحهای هستهای را رد کرده است. این انکارها توسط ارزیابی اطلاعات ملی ایالات متحده در نوامبر ۲۰۰۷ تأیید شد که در آن «با اطمینان بالا اعلام شده بود که تهران در پاییز ۲۰۰۳ هرگونه تحقیق در مورد سلاحهای هستهای را متوقف کرده است». این ارزیابی برای چندین سال بدون تغییر باقی ماند و طبق گزارشها، علیرغم اظهارات مداوم بنیامین نتانیاهو مبنی بر اینکه ایران در آستانه توسعه سلاح هستهای است، «موساد» نیز با آن موافق بود،.
کار حمایتی لانگمن از «آژانس بینالمللی انرژی اتمی» با تحریمهای شدید ایران همپوشانی دارد
نگرشهای بینالمللی دولتها نسبت به ایران بین سالهای ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۲ به طور ناگهانی تغییر کرد. در این دوره، کشورهای غربی و نهادهای بین-دولتی مجموعهای از اقدامات تنبیهی شدید را علیه این کشور آغاز کردند، در حالی که اسرائیل عملیات مخفی مرگبار خود را علیه دانشمندان هستهای ایران افزایش داد.
این دوره دقیقاً با دوران تصدی لانگمن در مرکز مبارزه با گسترش سلاحهای هستهای وزارت امور خارجه انگلیس همزمان بود. بیوگرافی او نشان میدهد که او از این موقعیت برای تأثیرگذاری بر «آژانس بینالمللی انرژی اتمی» و دیگر سازمانهای وابسته به سازمان ملل متحد برای دامن زدن به یک کارزار جهانی خصومت علیه ایران استفاده کرده است.
در ژوئن ۲۰۱۰، شورای امنیت سازمان ملل متحد قطعنامه ۱۹۲۹ را تصویب کرد، که داراییهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران را مسدود نمود، و افتتاح دفاتر مؤسسات مالی خارجی در تهران را ممنوع کرد. یک ماه بعد، دولت اوباما «قانون جامع تحریمها، پاسخگویی و عدم سرمایهگذاری ایران» را تصویب کرد. این باعث ایجاد زنجیرهای جهانی از تحریمهای تقلیدی توسط دست نشاندگان واشنگتن شد، که اغلب اقدامات سختگیرانهتری نسبت به اقدامات سازمان ملل و ایالات متحده اعمال میکردند.
در مارس ۲۰۱۲، اتحادیه اروپا به اتفاق آرا به قطع دسترسی بانکهای ایرانی به شبکه بانکی بینالمللی «سوئیفت» رأی داد. در اکتبر همان سال، این اتحادیه شدیدترین تحریمها تا به امروز را اعمال کرد که شامل محدود کردن تجارت، خدمات مالی، انرژی و فناوری و همچنین ممنوعیت ارائه بیمه به شرکتهای ایرانی توسط شرکتهای اروپایی بود.
گزارش بیبیسی در مورد تحریمها اذعان داشت که مقامات اروپایی صرفاً به تهران مشکوک بودند که به دنبال توسعه سلاحهای هستهای است، اما فاقد مدرک محکمی بودند. و در پشت صحنه، لانگمن، مأمور ««ام آی ۶»، ادعای اعتبار کمک به مشروعیت بخشیدن به اتهامات علیه ایران را داشت.
توافق هستهای، شالودههای جنگ را میریزد
پس از انزوای تبلیغاتی غرب علیه ایران از سال ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۲، به دلیل برنامه ادعایی تسلیحات هستهای این کشور، دولت اوباما در ژوئیه ۲۰۱۵ توافقی را با نام «برنامه جامع اقدام مشترک» (برجام) به امضا رساند. طبق مفاد «برجام»، جمهوری اسلامی موافقت کرد که در ازای لغو تحریمها، فعالیتهای تحقیقاتی هستهای خود را محدود کند. در سالهای پس از آن، ظاهراً برای اطمینان از اینکه از این تأسیسات برای توسعه سلاحهای هستهای استفاده نمیشود، به آژانس بینالمللی انرژی اتمی دسترسی تقریباً نامحدودی به مجتمعهای هستهای تهران داده شد.
در طول این مسیر، بازرسان «آژانس بینالمللی انرژی اتمی» اطلاعات گستردهای از این سایتها، از جمله عکسهای دوربینهای مداربسته، دادههای اندازهگیری و اسناد، جمعآوری کردند. دولت ایران از آن زمان آژانس را به ارائه اطلاعات فوق سری دانشمندان هستهای خود به اسرائیل متهم کرده است. این اطلاعات شامل پدرخوانده برنامه هستهای ایران، محسن فخریزاده، میشود که اولین بار در یک ارائه پاورپوینت تهدیدآمیز توسط بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در سال ۲۰۱۹ به طور علنی از او نام برده شد. سال بعد، موساد فخریزاده را در روز روشن با یک مسلسل کنترل از راه دور ترور کرد.
اسناد داخلی «آژانس بینالمللی انرژی اتمی» که در ماه ژوئن امسال فاش شد، نشان میدهد که رافائل گروسی، دبیرکل آژانس، روابط بسیار نزدیکتری با مقامات اسرائیلی نسبت به آنچه قبلاً شناخته شده بود، داشته است و نشان میدهد که او از روابط نزدیک خود با تلآویو برای تضمین موقعیت فعلی خود استفاده کرده است.
گروسی در مصاحبهای در ۲۴ ژوئن با مارتا مککالوم، مجری جنگطلب «فاکس نیوز»، ادعای تحریکآمیز خود مبنی بر اینکه «۹۰۰ پوند اورانیوم احتمالاً غنیشده به یک مکان باستانی در نزدیکی اصفهان منتقل شده است» را انکار نکرد. بجای آن، مدیر «آژانس بینالمللی انرژی اتمی» اظهار داشت: «ما هیچ اطلاعاتی در مورد محل نگهداری این مواد نداریم.»
بسیار پیشتر از اینکه گروسی با حمایت غرب و اسرائیل به صدر «آژانس بینالمللی انرژی اتمی» برسد، به نظر میرسد که یک مأمور اطلاعاتی انگلیس که در بیوگرافی خود مسئولیت مهندسی حمله اقتصادی غرب به ایران را بر عهده گرفته بود، به این آژانس رسوخ کرده بود.
«آژانس بینالمللی انرژی اتمی» به ایمیلی که «گریزون» از آن خواسته شده بود در مورد رابطهاش با لانگمن و … توضیح دهد، پاسخی نداده است.
https://thegrayzone.com/2025/07/01/spying-iran-mi6-infiltrated-iaea/
—————————————
* «منطقه خاکستری، فضایی [مفهومی و انتزاعی] بین صلح و جنگ است که در شرایطی پدیدار می شود که بازیگران به گونه ای هدفمند اما مبهم، از چندین عنصر گوناگون قدرت [مانند عملیات خرابکاری مخفیانه، جنگ نیابتی، جنگ سایبری، فشار سیاسی – اقتصادی، حمایت از گروه های سیاسی در کشورهای خاص و . . . ] برای دستیابی به اهداف سیاسی – امنیتی خود استفاده می کنند.»
