قابل توجه رفقا، دوستان و خوانندگان گرامی: «تارنگاشت عدالت» تا روز یک‌شنبه ۲ آذر ۱۴۰۴ (۲۲ نوامبر ۲۰۲۵ ) به روز نخواهد شد.

تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم

شنبه، ۲۴ آبان ۱۴۰۴
منبع: شبکه همبستگی (SolidNet)
نویسنده: د. راجا، دبیرکل حزب کمونیست هند
پنج‌شنبه، ۱۳ نوامبر ۲۰۲۵

مبارزه به‌پیش

 

امپریالیسم امروز دیگر نیازی به مستعمرات به معنای سنتی ندارد. این امپریالیسم از طریق شبکه‌های مالی، داده‌ها و فناوری – زنجیره‌های نامرئی که ملت‌ها را به منطق انباشت سرمایه متصل می‌کند – حکومت می‌کند. جهانی که از خاکستر جنگ سرد پدیدار شد، به دروغ بهروزی بی‌پایان را زیر پرچم جهانی شدن و نئولیبرالیسم وعده می‌داد. بجای آن، آنچه داریم همان چیزی است که لنین فوراً تشخیص داد: «جهانی تحت سلطه انحصارها و سرمایه مالی، جهانی تقسیم شده بین تعداد انگشت‌شماری از قدرت‌ها که سود تنها اصل برای آن‌هاست.» ایالات متحده، که به مدت سه دهه بدون چالش حکومت کرده است، اکنون با زوال برگشت‌ناپذیر هژمونی روبه‌رو است. مانند، مانند هر امپراتوری قبل از خود، از واگذاری بانزاکت قدرت خویش خودداری می‌کند. نظم جهانی تک‌قطبی که از طریق دلار، ناتو و صندوق بین‌المللی پول، انقیاد را تحمیل می‌کرد، به دلیل تناقضات خود در حال فروپاشی است. به جای آن، یک پیکربندی چندقطبی ظهور می‌کند که به وضوح توسط بلوک بریکس نمایندگی می‌شود – یک ضرورت تاریخی که از خستگی جهان از دستورات ‌های آمریکا ناشی شده است.

استیصال امپریالیسم آمریکا در همه جا – در تحریم‌ها، جنگ‌های تجاری و محاصره‌های نظامی آن – قابل مشاهده است. استفاده دونالد ترامپ از تعرفه‌ها به عنوان سلاح نشان می‌دهد که «تجارت آزاد» هرگز یک اصل نبود، بلکه یک تاکتیک بوده است. ایالات متحده اکنون به همان اندازه که زمانی کشتی‌های توپدار خود را به کار می‌گرفت، آشکارا از زور اقتصادی استفاده می‌کند. اگرچه واشنگتن هنوز می‌تواند تهدید کند، اما دیگر نمی‌تواند فرماندهی کند. انسجام رو به رشد گروه بریکس – که اکنون شامل قدرت‌های غرب آسیا و آفریقا نیز می‌شود – نشان می‌دهد که عصر تک‌قطبی به پایان رسیده است. جهان به سمت تعادل چندگانه نیروها حرکت می‌کند و این گذار، هرچند پر هرج و مرج، اما ظرفیت انقلابی را به همراه دارد.

مارکس زمانی گفت «بورژوازی نمی‌تواند بدون ایجاد یک انقلاب مداوم در ابزارهای تولید وجود داشته باشد.» این موضوع در هیچ‌کجا به اندازه حوزه فناوری صادق نیست. هوش مصنوعی، اتوماسیون، بیوتکنولوژی و شبکه‌های دیجیتال نوید عصر فراوانی را می‌دهند – با این حال، نابرابری و چندپارگی اجتماعی عمیق‌تری را به همراه دارند. در نظام سرمایه‌داری، فناوری در خدمت نیازهای بشر نیست؛ بلکه در خدمت سود است. تمرکز قدرت فناوری در چند انحصار مستقر در ایالات متحده – گوگل، اپل، آمازون، متا، مایکروسافت – منعکس‌کننده الیگارشی‌های مالی زمان لنین است. این شرکت‌ها به شرکت‌های جدید هند شرقی عصر دیجیتال تبدیل شده‌اند. آن‌ها نه ادویه یا پنبه، بلکه داده‌ها – ماده خام قرن بیست و یکم – را از میلیاردها کاربر در سراسر جهان استخراج می‌کنند. ثروت حاصل از این کار دیجیتال، که به طور جمعی توسط بشریت جهانی تولید می‌شود، به سمت نخبگان محدودی که در سیلیکون ولی متمرکز شده‌اند، جریان می‌یابد.

این پارادوکس برجسته است: با پیشرفت فناوری، اکثر مشاغل بی‌ثبات‌تر می‌شوند. سرمایه‌داری دیجیتال به جای کاهش ساعات کاری یا افزایش استانداردهای زندگی، نظارت را گسترش می‌دهد، محرومیت را خودکار می‌کند و حمایت‌های اجتماعی را از بین می‌برد. کارگران موقت غذا تحویل می‌دهند، نرم‌افزار کدنویسی می‌کنند و محتوای آنلاین را مدیریت می‌نمایند، اما هم‌چنان نامرئی و یکبار مصرف باقی می‌مانند. مفهوم مارکس از «ارتش ذخیره کار» در اقتصاد اپلیکیشن‌ها جان تازه‌ای می‌یابد – توده عظیمی از کارگران کم‌درآمد که دائماً برای استثمار با کلیک یک دکمه در دسترس هستند. این چهره واقعی چیزی است که اقتصاددانان بورژوا «انقلاب دیجیتال» می‌نامند. این انقلابی برای مردم نیست، بلکه علیه آن‌هاست.

در جنوب جهان، و به ویژه در جنوب آسیا، این نظم تکنولوژیکی، وابستگی را بازتولید می‌کند. وعده «تحول دیجیتال» منطقه اغلب به معنای گسترش کنترل امپریالیستی از طریق زیرساخت‌های تکنولوژیکی است. انحصارهای غربی و اکنون به طور فزاینده‌ای چندملیتی، استانداردها، با دیکته پلتفرم‌های خود جریان داده‌ها را کنترل می‌کنند . وابستگی به سخت‌افزار وارداتی، نرم‌افزار اختصاصی و سرمایه خارجی تضمین می‌کند که حتی زمانی که نیروی کار محلی است، مازاد جهانی است. از این نظر، دیجیتالی شدن تقسیم کار استعماری را از بین نبرده است؛ بلکه آن را عمیق‌تر کرده است.

هند نمونه بارز این تناقض است. این کشور به عنوان مرکز فناوری اطلاعات جهان، سرزمین استارت‌آپ‌ها و غول‌های نرم‌افزاری، به خود می‌بالد. با این حال، در زیر این زرق و برق، واقعیتی نهفته است که لنین فوراً آن را تشخیص می‌داد: یک ساختار سرمایه‌داری که به جای نوآوری واقعی، به نیروی کار ارزان و مطیع متکی است. اکوسیستم استارت‌آپ‌ها که به عنوان نماد «هند جدید» مورد تجلیل قرار می‌گیرد، به شدت به در دسترس بودن مهندسان و کارکنان داده کم‌هزینه‌ای وابسته است که وظایف برون‌سپاری شده را برای شرکت‌های غربی انجام می‌دهند. شرکت‌های فناوری هندی به عنوان دفتر پشتیبانی سرمایه‌داری جهانی، نه به عنوان موتورهای تحول ملی عمل می‌کنند. اکثر سود آن‌ها از تأمین نیروی کار حاصل می‌شود، نه از توسعه فناوری بومی که مشکلات خود هند – بهداشت عمومی، زیرساخت‌های روستایی یا بحران زیست‌محیطی – را حل می‌کند.

نتیجه، یک پارادوکس پیشرفت است: هند برخی از ماهرترین برنامه‌نویسان جهان را تولید می‌کند، با این حال روستاهای آن فاقد آب آشامیدنی است، و شهرهایش زیر آلودگی فرو می‌ریزند. شعار «هند دیجیتال» حقیقت عمیق‌تری را پنهان می‌کند – این‌که فناوری، به جای این‌که یک نیروی رهایی‌بخش باشد، برای تقویت نابرابری‌های موجود مهار شده است. پلتفرم‌هایی که نوید توانمندسازی را می‌دهند، بی‌ثباتی را تثبیت کرده‌اند؛ اتوماسیون سریع‌تر از آن‌که آموزش بتواند جایگزین آن‌ها شود، مشاغل را تهدید می‌کند. طبقه حاکم، تحت سلطه انحصارات شرکتی همسو با امور مالی جهانی – سرمایه مالی بین‌المللی – پیروزی‌های فناوری را جشن می‌گیرد، در حالی که این پرسش را که چه کسی سود می‌برد، سرکوب می‌کند. همانطور که مارکس اشاره کرد، «توسعه نیروهای مولد، مادام که این نیروها در مالکیت عده‌ای معدود باقی بمانند، توسعه بشریت نیست.»

نئولیبرالیسم که در سال ۱۹۹۱ به عنوان درمان فرضی عقب‌ماندگی وارد هند شد، نه بهروزی، بلکه قطبی شدن را به ارمغان آورده است. پیوند آن با هندوتوا، نظمی ترکیبی ایجاد کرده است – ترکیبی از تاریک‌اندیشی مذهبی و طمع شرکت‌ها. شعارهای دولت مودی مبنی بر «آتمانیربهار بهارات» وابستگی بی‌سابقه به سرمایه خارجی و نابودی صنایع کوچک را پنهان می‌کند. قوانین کار، خصوصی‌سازی دارایی‌های عمومی و تصرف کشاورزی توسط شرکت‌ها، همگی از یک منطق سرچشمه می‌گیرند: هند را برای سرمایه امن کنید، نه برای مردم آن. حتی کارزار بسیار مورد تحسین «ساخت هند» به دعوتی برای شرکت‌های چندملیتی تبدیل شده است تا از نیروی کار ارزان‌تر و قوانین زیست‌محیطی ضعیف‌تر سوءاستفاده کنند.

بنابراین، در هند مبارزه علیه امپریالیسم را نمی‌توان از مبارزه علیه بورژوازی داخلی آن، که به عنوان عامل محلی سرمایه جهانی عمل می‌کند، جدا کرد. مشارکت هند در بریکس و دیگر پلتفرم‌های چندقطبی، امکانات جدیدی را برای خودمختاری استراتژیک ایجاد می‌کند، اما خومختاری بدون سوسیالیسم صرفاً وابستگی را از یک ارباب به ارباب دیگر منتقل می‌کند. طبقه کارگر و دهقانان باید تعریف کنند که استقلال به چه معناست – نه صرف داشتن کرسی در اجلاس‌های جهانی، بلکه کنترل بر منابع ملی، فناوری و نیروی کار. چپ باید خودِ ایده توسعه را احیا کند: تولید هدایت‌شده توسط نیاز اجتماعی، نه سود خصوصی.

در سطح جهانی، ظهور چندقطبی به طور خودکار به استثمار پایان نمی‌دهد. بلکه شرایط را برای فراتر رفتن از آن ایجاد می‌کند – به شرط این‌که نیروهای مترقی جهان بتوانند حول یک بدیل سوسیالیستی متحد شوند. هشدار لنین همچنان پیشگویانه است: «امپریالیسم بدون بورژوازی ملت‌های ستمدیده که به ستمگران کمک می‌کنند، بی‌جان خواهد بود.» خطوط نبرد امروز بین شرق و غرب نیست، بلکه بین سرمایه و کار است، بین کسانی که فناوری را در انحصار خود دارند و کسانی که کارشان آن را حفظ می‌کند.

وظیفه جنبش کمونیستی تبدیل این جریان تاریخی به یک مبارزه‌ آگاهانه است. ما باید اشکال جدید امپریالیسم – دیجیتال، مالی، زیست‌محیطی – را افشا کنیم و همبستگی بین کارگران فرای نرزها مرزها را ایجاد کنیم. ما باید برای مالکیت عمومی فناوری‌های حیاتی، برای کنترل دموکراتیک بر داده‌ها، برای اجتماعی شدن نوآوری مبارزه کنیم. وعده اتوماسیون و هوش مصنوعی تنها در سوسیالیسم محقق می‌شود، جایی که فناوری به جای سود سرمایه، در خدمت نیازهای انسان باشد. اعلان مارکس – مبنی بر این‌که «توسعه آزاد هر فرد شرط توسعه آزاد همه است» – باید نه یک شعار، بلکه یک برنامه باشد.

غروب هژمونی ایالات متحده، سپیده‌دم جدیدی را برای بشریت می‌گشاید، اما سپیده‌دم به تنهایی روشنایی روز نیست. جهان چندقطبی یا میدان نبرد سرمایه‌داری‌های رقیب خواهد بود یا زادگاه یک انترناسیونالیسم جدید. برای تضمین دومی، طبقه کارگر باید رهبری کند. همانطور که مارکس و انگلس در سال ۱۸۴۸ نتیجه گرفتند، ما جهانی برای پیروزی داریم. امروزه، آن جهان شامل حق شکل‌دهی به فناوری، تقسیم مساوی ثمرات آن و پایان دادن به استثماری است که امپریالیسم – در تمام اشکال قدیمی و جدید آن – هم‌چنان بر بشریت تحمیل می‌کند.

https://www.solidnet.org/article/CP-of-India-IMPERIALISM-TODAY-STRUGGLE-FORWARD/