تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
سهشنبه، ۱۱ فروردین ۱۴۰۵
منبع: المیادین
نویسنده: فاطمه خاطر
سه شنبه، ۳۱ مارس ۲۰۲۶
خیابان ایران در قلب رویارویی قرار دارد: انسجام داخلی، معادله «میدان و داخل» را اثبات میکند

دادههای مربوط به روند تجاوز آمریکایی-اسرائیلی علیه ایران، شکاف آشکاری را بین ارزیابیهای قبلی و واقعیت درون ایران، به ویژه در مورد افکار عمومی، نشان میدهد. در حالی که واشنگتن و تلآویو بر روی ایجاد شکاف در جبهه داخلی و سوق دادن آن به سمت «کودتا علیه نظام» شرطبندی میکردند، صحنههایی از تهران و استانهای مختلف ایران، حضور مداوم مردم در خیابانها را نشان میدهد که از طریق تظاهرات گسترده، تجاوز را محکوم نموده و حمایت خود را از نظام، رهبری آن و نیروهای مسلح اعلام میکنند. این برای دومین بار در کمتر از چهار ماه، نقشه تجاوز را خنثی میکند، نقشهای که بر هرج و مرج داخلی و تحریک شورشها متکی بود.
این به موازات ادعای دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا مبنی بر اینکه هدف جنگ «آزادسازی مردم ایران» است، صورت میگیرد. در اینجا اشاره میشود که اکثر آنچه بمباران میشود، زیرساختها، تأسیسات و منافع غیرنظامی مردم است که به مردم خدمت میکنند و اخیراً با تهدید ترامپ به بمباران نیروگاهها به اوج خود رسیده است.
با ورود جنگ به ماه دوم خود، این رویارویی به سمت ایجاد معادلات بازدارندگی پیش میرود که فراتر از بُعد نظامی است و سیاست و جامعه را در چارچوب یک وضعیت پیچیده تابآوری در بر میگیرد.
خیابانهای ایران: حضوری مداوم در قلب رویارویی
خیابانهای ایران در این مرحله به عنوان یک عنصر حاشیهای ظاهر نمیشوند، بلکه به عنوان بخشی جداییناپذیر از خود رویارویی هستند. از آغاز تجاوز، راهپیماییهای عظیمی بارها در تهران و چندین شهر دیگر برگزار شده است که هزاران شهروند در آنها شرکت کردهاند، پرچمهای ایران را تکان دادهاند و شعارهایی در محکومیت تجاوز آمریکایی-اسرائیلی و حمایت از دولت و نیروهای مسلح سر دادهاند.
این حضور محدود به یک بسیج لحظهای نیست، بلکه ماهیتی مداوم به خود میگیرد و اقدامات به موازات تحولات میدانی پیش میرود. این نشان دهنده سطحی از انسجام داخلی است و نشان دهنده شکست تلاشها برای از هم پاشیدن جبهه داخلی یا سوق دادن آن به سمت مسیری متفاوت و سرکوبگرانه است. این انسجام همچنین در ادامه فعالیت نهادها و خدمات علیرغم جنگ مشهود است، و توانایی جبهه داخلی را در حفظ تعادل خود حتی در بحبوحه تشدید درگیری نشان میدهد.
این صحنهها از نظر زمانی اهمیت پیدا میکنند، زیرا در بحبوحه حملات مداومی رخ میدهند که علاوه بر دانشگاهها و مدارس، زیرساختها، تأسیسات و منابع را هدف قرار میدهند. با این حال، این منجر به عقبنشینی در خیابان نشده، بلکه حضور در قلب رویارویی را به دنبال داشته است، که نشاندهنده انسجام جبهه داخلی به عنوان یکی از عناصر قدرت در مدیریت جنگ است.
در کنار این حضور عمومی، ویدیوهایی در رسانههای اجتماعی منتشر شد که افزایش قابل توجه ایرانیان در فروش پسانداز طلای خود برای اهدای درآمد حاصل از آن به نیروهای مسلح را نشان میدهد. این عمل فراتر از نمادگرایی صرف است و نشان دهنده سهم ملموسی در حمایت از تلاشهای نظامی است.
این صحنه اهمیت خود را در زمان وقوعش به دست میآورد، زیرا منعکسکننده سطحی از بسیج مردمی و آمادگی برای تحمل هزینههای رویارویی است، و نشاندهنده تغییر موضع مردم در خیابان از موضع حمایت به سمت مشارکت عملی در معادله ایستادگی در کنار نیروهای مسلح است.
این صحنه را نمیتوان از الگوی حضور مردمی در لحظات سرنوشتساز گذشته جدا کرد، جایی که خیابانهای ایران از نظر تاریخی اهرم حمایتی برای رهبری در لحظات چالش بودهاند و این امر امروز در بستری متفاوت تکرار میشود که عنوان آن مقابله با تجاوز مستقیم خارجی است.
مردم ایران از «آتشبس» چه میخواهند؟
ایرانیها آنچه را که به عنوان «آتشبس ترامپ» شناخته میشود، به عنوان یک اقدام تاکتیکی با هدف خرید زمان و ایجاد شرایط برای تشدید جدید تنشها میبینند، نه یک مسیر واقعی برای پایان دادن به جنگ. این امر در تقویت آمادگی داخلی، همراه با آگاهی روزافزون از احتمالات تشدید تنش، از جمله سناریوی حمله زمینی، منعکس شده است.
در این زمینه، به نظر نمیرسد که مردم «آتشبس» پیشنهادی را فرصتی برای کاهش تنشها بدانند، بلکه به نظر میرسد که با توجه به ادامه هدفگیریها و تجاوزات روزانه، آن را رد میکنند، که این امر رویکردی را تقویت میکند که آن را یک ترفند یا تلاشی برای مهار نتایج میدانی میداند.
بنابراین، حضور مردمی نشاندهنده پایبندی به گزینه ادامه پاسخ است و هماهنگی آشکاری را بین حال و هوای مردمی و انتخابهای نظام نشان میدهد.
این ادغام بین خیابان و میدان، در ادامهی تظاهرات به موازات واکنش مداوم ایران به تجاوز، مشهود است. این موضع با آنچه رهبری ایران اعلام میکند، تلاقی دارد، زیرا بر امتناع خود از ورود به هرگونه مذاکرهای مگر پایان کامل جنگ و تضمین عدم تکرار آن، و نه فقط آتشبس، تأکید میکند، و در عین حال تأکید سیاست ایران مبتنی بر ادامه رویارویی و عدم امتیازدهی تحت فشار قرار دارد، و وجود کانالهای مذاکره واقعی با واشنگتن را انکار میکند. صحبت در اینجا، بر خلاف ادعای ترامپ؛ فقط در مورد پیامهایی است که از طریق واسطهها رد و بدل میشوند.
این همچنین با موضع آن در اتخاذ معادله «چشم در برابر چشم» در مواجهه با تجاوز، سازگار است، که منعکس کننده رویکرد رسمی مبتنی بر ادامه پاسخ و عدم پذیرش آتشبسی است که مبتنی بر تغییر واقعی در رفتار دشمن نباشد.
یک منبع به المیادین گفت: «این نبرد پیچیدهای است که از میدان نظامی فراتر میرود»
یک منبع سیاسی به «المیادین نت» گفت که با ورود جنگ به ماه دوم خود، ایران وارد مرحلهای از ایجاد معادلات بازدارندگی شد، که فراتر از میدان نظامی به ابعاد سیاسی و اجتماعی، در چارچوب یک رویارویی پیچیده که در آن جبههها همپوشانی دارند، گسترش مییابد.
این منبع میافزاید که مردم ایران نه تنها حضور مستمر خود را حفظ کردند، بلکه به یک دولت سازمانیافتهتر و تأثیرگذارتر تبدیل شدند که به خنثی کردن تلاشها برای هدف قرار دادن داخل یا سوق دادن آن به سمت تفرقه کمک کرد.
این منبع توضیح میدهد که ایرانیان در طول این جنگ با سه لحظه محوری روبرو بودند: ترور رهبران، گسترش تجاوز به غیرنظامیان، و سعی در ایجاد درگیریهای داخلی. با این حال، این چالشها به جای تضعیف انسجام خیابان، آن را تقویت کرد.
این تحولات همزمان با نقاط عطف نمادین، از رمضان تا نوروز، است که بُعد دیگری به حضور مردمی بخشیده است.
این منبع در پایان تأکید میکند که این صحنه نشاندهنده ادغام بین خیابان و نهاد نظامی است، جایی که انعطافپذیری داخلی به خودی خود، به موازات عملکرد میدانی، به یک عنصر بازدارنده تبدیل میشود.
خیابانهای ایران صرفاً پسزمینهای برای رویارویی نیستند، بلکه عنصری حیاتی هستند که حضورشان با عملکرد میدانی در یک معادله جامع که مسیر پاسخ را تقویت میکند، تلاقی میکند. در زمانی که شرطبندیها روی فروپاشی داخلی در حال محو شدن است، این انسجام مردمی واقعیت متفاوتی را رقم میزند و وحدت داخلی را به اولین خط دفاعی در برابر تجاوز تبدیل میکند.
