تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
منبع: الاخبار
نویسنده: حسین ابراهیم
چهارشنبه، ۱۷ آوریل ۲۰۲۴
درباره «روایت پیروزی»: اسرائیل چگونه خود را فریب میدهد؟

پیروزیی که اسرائیل از آن میگوید وهمی است
از آنچه که در سحرگاه یکشنبه گذشته رخ داد، دو تصویر کاملاً متناقض توسط ایران و اسرائیل ارائه شد. در رویدادهایی که قرار است حتا از سوی هر دو طرف درگیر با نوعی بیطرفی خوانده شوند، این اغلب اتفاق نمیافتد. این در مورد اسرائیل، که همیشه خود را در شناخت واقعیت آنگونه که هست «معتبر» معرفی کرده است، اتفاق نیفتاد. در این رویداد مشخص، قرائت نسبتاً بیطرفانه، و در اینجا همه موضوعات نسبی است، نیاز چندانی به نشان دادن با انگشت نداشت. این نبرد به صورت زنده از تلویزیون پخش شد و جزئیات نظامی و فنی و ابعاد سیاسی آن در رسانهها و شبکههای اجتماعی، بنحوی که تاکنون درباره هیچ رویداد دیگری رخ نداده است، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
در اینجا، میتوان گفت که این نمایش همان چیزی است که ایران میخواست، و طی چند روز پیش از آن همه دلواپسان را از آن آگاه کرد، گویی که آنها را به «عروسی» دعوت میکرد. برای کسی که چشم و گوش بیطرف دارد، و اکثر مردم هنگام مشاهده یک رویداد چنین هستند، علیرغم مواضع پیشن خود، غیرممکن است با مشاهده رویداد مهمی که لحظه به لحظه تطور مییافت، اذعان ننماید که آنچه که ایران انجام داد یک اقدام جسورانه اما حسابشده، علیه کشوری بود که از مصونیت کامل از جانب تعدادی از قدرتمندترین و ثروتمندترین کشورهای جهان برخوردار است. از آنجایی که این رویداد به این شکل بسیار گسترده ارزیابی شد، آنچه در اینجا مهم است پاسخ به این پرسش است که صحبت اسرائیلی درباره «پیروزی» به عنوان نتیجه این رویداد از کجا آمده و شواهد آن چیست؟
از زمان پایان حمله، شبکههای اسرائیلی آنچه را که پیروزی بر ایران مینامند، جشن گرفتهاند، و لاسزدن با قابلیتها و فناوری برتر نظامی که اسرائیل در اختیار دارد را آغاز کردهاند. این حتی اهمیت حمایت غرب را، چه در این رویداد مشخص و چه در منشأ برتری ماشین نظامی اسرائیل، چه آن ماشین، مانند موشکهای «گنبد آهنین» و «هاتز» (که در ابتدا در قالب یک برنامه مشترک آمریکایی و اسرائیلی توسعه یافت) ساخت اسرائیل باشد، یا اینکه این یک صنعت آمریکایی یا غربی باشد که به اسرائیل منتقل شده است، مانند هواپیمای اف-۳۵، دست کم میگیرند؟ سپس، شلیک مستقیم موشکها و پهپادهای ایرانی و غیر ایرانی توسط متحدین اسرائیل را به عنوان یک امر فرعی در حاشیه قرار میدهند. به عنوان مثال، یک تحلیلگر نظامی اسرائیلی در کانال ۱۴، که به بنیامین نتانیاهو نزدیک است، گفت که کل فضای منطقه خاورمیانه در آن شب از یک اتاق عملیات در تل آویو مدیریت شد.

ایران پیشاپیش همه طرفهای مربوطه را از پاسخ خود مطلع نمود، گویی که دعوت به «عروسی» میکرد.
نزدیکترین یا شاید تنها توضیح منطقی برای تصویری که اسرائیل سعی کرد ارائه دهد این است که از ۷ اکتبر، بدون موفقیت در جستجوی تصویری از پیروزی بوده است. پیروزی که او نتوانست آنرا در نوار غزه بیابد، در نتیجه، او ضربه به کنسولگری ایران در دمشق را انجام داد، به این امید که پیروزی را در آنجا پیدا کند. اما از آنجایی که ایران، سریع و مستقیم، به گونهای پاسخ داد که پاسخ اسرائیل را دشوار و گران کرد، حکومت عبری چارهای جز تبدیل این رویداد به «پیروزی» نداشت. روایت «پیروزی» تصمیم گیرنده اسرائیلی، یعنی نتانیاهو، را نیز از خجالت عدم پاسخگویی [به حمله ایران]، حداقل به طور مستقیم، نحات میدهد.
بنابراین، جو بایدن، رئیسجمهور ایالات متحده، که نگران است اسرائیل دست به یک ضدحمله گسترده نزند، به حمایت از این روایت کمک کرد، و او کسی بود که به نتانیاهو گفت که موفقیت در مقابله سریع با حمله ایران نشاندهنده یک «پیروزی» است، و اینکه پاسخ ایران وجود یک اتحاد قدرتمند و منسجم را در پشت دولت اشغالگر نشان داد، و انزوا را شکست. که به نظر میرسد آخرین مورد در هفتههای اخیر به دلیل سردرگمی در نوار غزه باشد. در اینمورد، رهبری اسرائیل بیشتر به ارائه تصویری به افکار عمومی خود مبنی بر وجود متحدان عربی در دفاع از اسرائیل توجه داشت، که با مشارکت اردن در مقابله با موشکها و پهپادهای ایرانی ارائه شد، در حالیکه برخی گزارشهای اسرائیلی از حمایت کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز حکایت میکرد.
اما این در تضاد با پیامهایی است که کشورهای حوزه خلیج فارس در جریان این رویداد به ایران دادند، مبنی بر اینکه آنها از استفاده از خاک خود به عنوان نقطه شروع برای انجام هرگونه حمله علیه ایران خودداری میکنند. با این حال، تعجبآور نیست اگر برخی از رژیمهای خلیج فارس که به اسرائیل و به ایالات متحده وابسته هستند، حقیقت آنچه را که انجام میدهند، نگویند. نتیجه در همه موارد یکسان است: کشورهای عربی که میتوانند بخشی از ائتلافی باشند که از اسرائیل دفاع میکنند، زیاد نیستند و شاید فقط یکی دوتا باشند.
علاوه بر موارد فوق، اگر به خود تصویر «پیروزی» از زاویه دیگری به آن نگاه کنید، آنرا متفاوت خواهید یافت. چرا، به عنوان مثال، با درنظر گرفتن اینکه کشورهای قدرتمند حامی اسرائیل، در حالیکه موشکها بر سر آن میبارید، به دنبال بهانهای برای درگیرنشدن در جنگ با ایران بودند، پیروزی را برای ایران نمیبینیم؟ آیا حکومت اشغالگر و ساکنان آن در پناهگاهها نبودند؟ آیا فضا برای همه کسانی که از اسرائیل متنفرند شادمانه، و برای هر کس که از آن حمایت میکند غمانگیز و خوفناک نبود؟
سپس، از آنجایی که تلآویو و متحدین آن دو هفته پیش از حمله از قصد تهران مطلع بودند، چرا خود را به برنامهریزی برای سرنگونی موشکها محدود کردند و برای پاسخ مستقیم در طول نبرد برنامهای نداشتند؟ علاوه بر این، اگر ایران امواج متوالی موشک و پهپاد را طی چند روز ارسال کند، آیا رهگیری به همان اندازه موثر خواهد بود؟ چه خواهد شد اگر دستههای مشابهی از مرزهای مستقیم با فلسطین، مانند لبنان، پرتاب شود؟
پیروزیی که اسرائیل از آن صحبت میکند وهمی است. به همین دلیل است که شورای جنگ اسرائیل بیش از یک روز برای یافتن راهی برای پاسخ به پاسخ ایران نشست داشت، و به دلیل دشواری پاسخ، اختلاف نظرهایی در میان اعضای آن به وجود آمد، به ویژه که ایران موفق به ایجاد قوانین جدید درگیری شد، که از طریق آن متعهد گردید که اگر دشمن تصمیم به هدف قرار دادن خاک ایران بگیرد، حمله خشونتبارتری را علیه دشمن انجام خواهد داد.
