تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
سهشنبه، ۱۹ اسفند ۱۴۰۴
منبع: «چپ» (soL)
نویسنده: سردال باغچه
دوشنبه، ۹ مارس ۲۰۲۶
فاضلاب (بخش ۱)
بیش از یک هفته از آغاز حمله امپریالیستی به ایران میگذرد. در حالی که اسرائیل و آمریکا به طور مداوم ایران را بمباران میکنند، ایران نیز در تلاش است تا جنگ را به کشورهای خلیج فارس گسترش دهد. آمار کشتهشدگان در ایران رو به افزایش است. زیرا، اگر گزارشها درست باشند، امپریالیسم آمریکا و فاشیسم اسرائیل از بمباران فرشی، که تلفات غیرنظامیان را به حداکثر میرساند، استفاده میکنند. آخرین آمار تلفات در طرف ایرانی از ۱۶۰۰ نفر فراتر رفته است. در ابتدا، آنها فقط ادعا میکردند که رهبران، آیتاللهها، را میکشند، اما اکنون حتی آنها نیز کشتن غیرنظامیان را انکار نمیکنند. ایران تنگه هرمز را بست و نوعی شوک اقتصادی برای سرمایهداری جهانی ایجاد کرد. اینها چهرههای بیرونی جنگ هستند.
جنگ یک چهره درونی نیز دارد که بر شما، من و همه تأثیر میگذارد. یک مقام آمریکایی در مورد دختران دبستانی کشته شده اظهار نظر کرد و گفت: «آنها حتی اگر بزرگ میشدند، برقع میپوشیدند و به هر حال آزاد نبودند.» پیت هگست، وزیر دفاع ایالات متحده (که اتفاقاً خود را وزیر جنگ مینامد) پیامی سرپوشیده فرستاد: «بگذارید ایرانیها به این فکر کنند که چقدر دیگر زنده خواهند ماند.» پسر شاه مخلوع دائماً از بازگشت به ایران و همکاری با آمریکا برای رساندن کشور به جایی که شایسته آن است صحبت میکند. وفاداران شاه ایران در خارج از کشور مانند دیوانهها بر سر مردگان میرقصند. آنها کشته شدن یک رهبر مذهبی ۸۷ ساله را جشن میگیرند که اگر شایعات درست باشد، سرطان داشت و از رفتن به پناهگاه خودداری کرد.
هند یک ناو جنگی ایرانی را برای نمایش دعوت کرد، اما این ناو بدون سلاح به آب انداخته شد. علاوه بر این، صراحتاً اعلام شد که این ناو غیرمسلح است. در بازگشت، این ناو توسط ایالات متحده در سواحل سریلانکا غرق شد. بیش از ۱۰۰ ملوان ایرانی جان باختند. و اگر این روایتها درست باشد، آنها در انفجار نمردند، بلکه غرق شدند. هیچکس برای نجات آنها نیامد؛ آنها غرق شدند. مودی نژادپرست و رژیم او که آنها را دعوت کرده بود، حتی پیام تسلیت هم صادر نکردند.
آنها هر روز بمباران میکنند و آمار کشتهشدگان به افزایش است. آیا این قلبها، شفقت، همدلی را برمیانگیزد؟ مطمئن نیستم. آنها یک دنیای وحشی بیرحم، بیروح و بدون همدلی ایجاد کردهاند. آیا ما آن را در غزه ندیدیم؟ آنها ماهها کشته شدند و هنوز هم کشته میشوند. این نابودی کامل است. اکنون، همان مکانیسم نابودی بالای سر ایران قرار دارد. آنها فکر میکردند مردم به خیابانها میآیند و رژیم را سرنگون میکنند. اکنون آنها مردمی را میکشند که نتوانستند به خیابانها بکشانند. این جنگی است که در آن هیچ شجاعت یا جسارتی در سمت مهاجم وجود ندارد. به جای جنگیدن شجاعانه، آنها پس از تثبیت موقعیت خود، مردمی را که از رویارویی با آنها از دور میترسند، قتلعام میکنند.
در حالی که ایرانیان کشته میشدند، آنها کوبا را مطرح کردند، نکردند؟ آنها گفتند که کوبا به راحتی سقوط خواهد کرد، که یک دلسی رودریگز کوبایی ظهور خواهد کرد. در یک طرف ایران، در طرف دیگر کوبا. آنها چه میخواهند؟ آیا میدانید امپریالیسم در هسته خود چیست؟ این انقیاد است. امپریالیسم کسانی را که زانو نمیزنند دوست ندارد. انقیاد، تا حدودی، یکی از آیینهای تشریفاتی امپراتوریهای بزرگ ماقبل سرمایهداری بود. روم پادشاهان و ژنرالهای اسیر شده خود را در زنجیر در روم رژه میبرد. مشخص است که تیمور همین کار را با رقبای خود که شکست داده بود اما هنوز آنها را نکشته بود، انجام داد. اگر این داستان درست باشد، او بایزید اول را که شکست داده بود، در قفس زندانی کرد. این چیزی بیش از یک نمایش بود. ترامپ و دار و دسته او نیز مادورو را در نیویورک رژه بردند. اکنون، امپریالیسم آمریکا و صهیونیسم اسرائیل عمداً انفجار بمبها و موشکها را پس از رسیدن به اهدافشان با جهان به اشتراک میگذارند. خود مرگ به امری عادی و نامرئی تبدیل شده است. آنها میدانند که هر بمب و هر موشک مردم را میکشد، و حتی این را انکار نمیکنند. آنها اکنون برداشتی تحریفشده را در جهان القا کردهاند که آنچه تکاندهنده است مرگ نیست، بلکه آدمکش است. آنها بمباران تهران را به نوعی نمایش تبدیل کردند. بگذارید مردم بمیرند، بگذارید بمیرند تا «ما بتوانیم آمریکا را دوباره بزرگ کنیم».
آنها هر روز به صورت دستاوردهای بشریت تف میاندازند. پیت هگست لات، وزیر است. او خالکوبیهایی دارد که یکی از آنها صلیب صلیبیون است (صلیبی که توسط کسانی که در جنگهای صلیبی شرکت میکردند از آن استفاده میشد). این قاتل، به عنوان وزیر، در هر سخنرانی خود اعلام میکند که این را نوعی جنگ صلیبی میداند. سپس مارکو روبیو را داریم که هر کلمهاش دروغ، فریب و عوامفریبی آمیخته با مدفوع را بیرون میریزد. و سپس ونس را داریم که کمحرفترین آنهاست، اما شاید فریبکارترین آنها باشد. اینها دار و دسته اراذل و اوباش ترامپ هستند. اکنون لازم است درباره این دار و دسته بدنام که این ننگ را ایجاد کردهاند صحبت کنیم.
از این پس، ما به طور گسترده از مقاله جان بلامی فاستر از مجله «مانتلی ریویو» با عنوان «دکترین ترامپ و امپریالیسم جدید ماگا» استفاده خواهیم کرد.[۱] «ماگا»، مخفف «آمریکا را دوباره بزرگ کنیم»، یک جنبش ترامپیست، محافظهکار، نژادپرست و طرفدار امپریالیسم است که به وضوح در دوره اول ریاست جمهوری ترامپ ظهور کرد. این جنبش طیف وسیعی از مردم، از شهروندان عادی گرفته تا به اصطلاح روشنفکران را در بر میگیرد. این همان گروهی است که در ژانویه ۲۰۲۱ به کنگره حمله کرد. فاستر همچنین یک تحلیل طبقاتی از این جنبش ارائه میدهد. اول و مهمتر از همه، این جنبش از جدیدترین لایههای بورژوازی تشکیل شده است. تعداد میلیاردرهای درون این جنبش بسیار زیاد است، به ویژه ثروتمندان از بخشهای نسبتاً جدیدی مانند فناوری اطلاعات، امور مالی و تجارت الکترونیک. همچنین بخشی از طبقه کارگر سفیدپوست در این ائتلاف وجود دارد که دائماً احساس میکنند در حال باختن هستند.
این «ماگا» ظاهراً قرار بود انزواطلب باشد، یعنی دامنه امپریالیسم آمریکا را محدود کند و حتی، همانطور که برخی چپگرایان گمراه ادعا میکردند، ضدامپریالیست باشد. اما اینطور نبود. برعکس، امروز ما یکی از خونینترین و تهاجمیترین فصلها را در تاریخ امپریالیسم آمریکا گشودهایم. پس این «ماگا» چه نوع جهانبینیای دارد؟ بیایید به روایت مفصل فاستر مراجعه کنیم.
اول از همه، «دکترین ترامپ» به چه معناست؟ ما هفته گذشته به آن اشاره کردیم. این مفهوم «ماگا» توسط مایکل آنتون ابداع شد. آنتون در دوره اول ریاست جمهوری ترامپ، از سال ۲۰۱۷ تا ۲۰۱۸، عضو شورای امنیت ملی بود. در دوره دوم، ترامپ به او نقش تأثیرگذارتری داد. جالبتر اینکه، او را به عنوان مذاکرهکننده با ایران منصوب کرد. این مرد اولین بار اصطلاح «دکترین ترامپ» را در سال ۲۰۱۷ ابداع کرد. در سال ۲۰۱۰، آنتون مقالهای با عنوان «ایران و هزینههای مهار» نوشت.[۲] در این مقاله، او در مورد هزینههای تضعیف ایران از طریق تحریمها و مهار به جای حمله مستقیم بحث کرد و عملاً در آن زمان اعلام کرد که حمله بهترین گزینه است. به طور خلاصه، حمله به ایران طرح جدیدی نبود. انتصاب این فرد به عنوان مذاکرهکننده با ایران بدون تردید باید به عنوان یک شگرد وقتکشی تلقی شود.
فاستر دیدگاه آنتون در مورد دکترین ترامپ را بازگو میکند. به گفته آنتون، دکترین ترامپ چهار پایه ساختاری دارد: پوپولیسم ملی، مخالفت با بینالمللگرایی لیبرالی، مجاز دانستن ملیگرایی در کشورهای دیگر که با این دو اصل سازگار هستند، و مخالفت با تکثرگرایی قومی در جامعه و امپراتوری آمریکا. جنون ترامپیستی جریانهای نژادپرستانه و انجیلی قوی دارد. «آمریکایی سفیدپوست توسط خارجیها، لاتین تبارها و آمریکاییهای آفریقاییتبار غارت میشود» – این زیرساخت فاشیسم ترامپ است. با این حال، آنتون هنجار خود را در مورد حقوق بینالملل نیز مطرح میکند. به گفته او، قانون برای حفاظت از منافع قویتر است. بنابراین، امپریالیسم آمریکا حتی به صورت نهادهایی که خود ایجاد کرده است، تف میکند، زیرا به گفته نظریهپردازان بیکفایت «ماگا»، این نهادها، از قرار معلوم از ضعیفترها محافظت میکنند.
این گروه مدتهاست که در حال ساختن زیرساختهای «تئوریک» و سیاسی یک سیاست جهانی ضد-چینی است. فاستر به درستی این سیاست را خط ضد-کیسینجر مینامد. همانطور که میدانیم، هنری کیسینجر درخشانترین دستآموز امپریالیسم آمریکا در دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ میلادیبود. بزرگترین رویای او اتحاد ضد-شوروی بین امپریالیسم آمریکا و چین مائوئیست بود. در واقع، به لطف تلاشهای ماهرانه کیسینجر و کمکهای ضد شوروی مائوئیستها، مائو و نیکسون در سال ۱۹۷۲ در پکن علیه مسکو به سلامتی یکدیگر سرود خواندند.[۳] این سیاست کیسینجر (اتحاد مائوئیست-نابغه) اکنون توسط در حال معکوس شدن است. علاوه بر این، پایه و اساسی برای احساسات ضد-چینی وجود دارد که توسط روسای جمهور قبلی بنا نهاده شده است. چین؟ هنوز صدایی از آن بلند نشده است. امپریالیسم ممکن است یک ببر کاغذی نباشد، اما به نظر میرسد که سرمایهداری چین یک ببر کاغذی است.
بیایید ادامه دهیم. این گروه مدتهاست که چین را بزرگترین دشمن خود میداند. و تمام استراتژی دفاعی و تهاجمی خود را بر این دیدگاه بنا نهاده است. برخی از اندیشکدههای طرفدار ترامپ وجود دارند که این دیدگاه را هدایت و حفظ میکنند.
برای مثال، «قطبنمای آمریکایی». وقتی از وبسایت آنها بازدید میکنید، متوجه میشوید که نوعی انجمن متعصب است. آنها کتابچهای با عنوان «بازسازی سرمایهداری آمریکایی»[۴] منتشر کردهاند. زیرعنوانهای بخش جهانیسازی این کتابچه عبارتند از: حذف کسری تجاری، مسدود کردن سرمایهگذاری آمریکا در چین، رد وضعیت عضویت چین به عنوان «شریک تجاری» و عضویت در سازمان تجارت جهانی… و غیره، دیوانگی محض. از سوی دیگر، این کتابچه، چشمانداز اقتصادی دکترین ترامپ را آشکار میکند. در کنار آن، «مؤسسه تحقیقات سیاست منهتن» قرار دارد که آن هم یک اندیشکده بسیار تأثیرگذار است.
یکی از بزرگترین حامیان مالی شرکت «آمریکن کامپس»، یک شرکت مالی به نام «هادسون بی کپیتال منیجمنت» است که مستقیماً با گروه شرکتهای ترامپ در ارتباط است. یکی دیگر از حامیان اصلی «آمریکن کامپس»، صندوقی به نام «توماس دی. کلینگنشتاین» است. توماس کلینگنشتاین یک صهیونیست شناخته شده و سرسخت است. او همچنین رئیس موسسه «کلارمونت» است که به خاطر موضع صهیونیستی خود شناخته شده است. در واقع، سرمایههای یهودی تبار در بسیاری از این معاملات مالی و پرداختی دخیل هستند.
بسیار محتمل است که آن دسته از اعضای «ماگا» (جنبش تحقیقات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی) که حداقل میتوانند جملاتی را بیان کنند، تئوریسین باشند. آنها از افشای آنچه در مورد مسائل خاص پنهان نگه داشته شده است، دریغ نمیکنند. به عنوان مثال، یکی از آنها، راسل ووت، گفت که فلسطینیها حتی نمیتوانند همگون شوند، اینکه آنها کاملاً خارج از استانداردهای غرب هستند. بنابراین، آنها به یک خط سیاسی مشابه سیاستهای نازیها علیه یهودیان رسیدهاند. نازیها نیز ادعا کردند که غیرآلمانیها و یهودیان نمیتوانند همگون شوند.
اکنون آنها با همان دیدگاه در حال بمباران ایران هستند. حتی در درون صفوف «ماگا»، اعتراضات رو به افزایش دارد. با این حال، آنها نمیتوانند بر نفوذ اسرائیل در ایالات متحده غلبه کنند. ترامپ و نزدیکانش به طور فزایندهای دچار اختلاف شدهاند. یک بخش کاملاً مطیع صهیونیسم اسرائیل است و با اسرائیل مرگ کسانی را که در تهران جان باختند، جشن میگیرد. برخی دیگر ایران را یک دستاورد کوچک و ناچیز میدانند (یعنی آنها به خاطر هزینهها با آن مخالفند، نه به خاطر ایرانیان). این گروه نمیفهمد که چرا یک کشور بیاهمیت مانند ایران هدف قرار میگیرد، در حالی که باید به دشمن واقعی پرداخته شود.
یشنهادهای جالبی از این اردوگاه دوم مطرح میشود. برای مثال، الدریج کولبی (پسر ویلیام کولبی، مدیر سابق «سیا») که ظاهراً زیر چتر شرکت «آمریکن کامپس» فعالیت میکند، از حمله محدود به زیرساختهای حمل و نقل و تولید چین حمایت میکند. او میافزاید که اگر چین درگیری را تشدید کند، واکنش هستهای محدود از سوی ایالات متحده نیز محتمل است. به نظر میرسد دار و دسته ترامپ جهان را به سمت نوعی ویرانی سوق میدهند.
ادامه در هفته آینده…
[۱]- «دکترین ترامپ و امپریالیسم جدید ماگا»، جان بلامی فاستر، مانتلی ریویو ، ژوئیه ۲۰۲۵
https://monthlyreview.org/articles/the-trump-doctrine-and-the-new-maga-imperialism/
«دکترین ترامپ و امپریالیسم جدید ماگا»، در «ائتلاف جهانی جاس سمپر، ژوئیه ۲۰۲۵
[۲]- «ایران و هزینههای مهار»، مایکل آنتون، نشنال ریویو، ۳ مه ۲۰۱۰
https://www.nationalreview.com/2010/05/iran-and-costs-containment-michael-anton/
[۳]- چین مائوئیست در آن زمان مجاهدینی را که علیه شوروی میجنگیدند و اسلاف طالبان را ضد امپریالیست اعلام کرد.
[۴]- «بازسازی سرمایهداری آمریکایی»، آمریکن کامپس
https://americancompass.org/wp-content/uploads/2023/06/AC-Rebuilding-American-Capitalism_Digital.pdf
https://haber.sol.org.tr/yazarlar/serdal-bahce/lagim-i-407263
