تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم

منبع: دمکراسی مردم، نشریه حزب کمونیست هند (مارکسیست)
نویسنده: اس. کریشناسوامس
۶ ژوئیه ۲۰۲۵

مجتمع نظامی-صنعتی-دانشگاهی و ماشین جنگی اسرائیل

 

نسل‌کشی اسرائیل در غزه و جنگ ۱۲ روزه بین اسرائیل و ایران، شاهد نابودی تمام دانشگاه‌های غزه توسط اسرائیل و ترور دانشمندان برتر ایران بود. از سوی ایالات متحده و قدرت‌های اروپایی در محکومیت هیچ اشکی ریخته یا کلمه‌ای شنیده نشد. اما وقتی ایران به تلافی، مؤسسه وایزمن در اسرائیل را – عمدی یا تصادفی – مورد حمله قرار داد، رسانه‌های غرب و دیگر متحدان اسرائیل مانند هند، در مورد چگونگی تأثیر آن بر تحقیقات و نابودی بسیاری از پروژه‌ها و این همه دلار توسط ایران شرور، همه جا را پر کردند. اما، با فرض این‌که حمله واقعاً عمدی بوده است چرا مؤسسه وایزمن هدف قرار گرفت. پاسخ در تاریخ نهفته است که چگونه اسرائیل از بدو تأسیس خود، درهم‌آمیختگی ارتش با مؤسسات تحقیقاتی و آموزش عالی را برنامه‌ریزی کرده بود. و نه تنها اسرائیل، بلکه البته ارباب آن ایالات متحده آمریکا نیز به دلیل وجود یک مجتمع دانشگاهی-صنعتی-دانشگاهی ()گسترده بدنام است. انگلیس نیز خیلی عقب نمانده است. هند اکنون در نتیجه پیوند آدانی-مودی و ظهور «بنیاد ملی تحقیقات» خصوصی‌شده «سیاست آموزش ملی» نامشروع، در حال جبران عقب‌ماندگی خود است.

دانشگاه به مثابه آزمایشگاه‌های تسلیحات
ریشه‌های ائتلاف مرگبار ارتش، صنعت و دانشگاه برای نخستین‌بار توسط سی رایت میلز، جامعه‌شناس بررسی شد، که تغییر ایالات متحده به یک «اقتصاد جنگی دائمی» را، که در آن منافع نظامی، حوزه‌های اقتصادی و دانشگاهی را کنترل می‌کنند، پیش‌بینی کرد. میلز گزارش داد که چگونه دانشگاه‌های عالی‌رتبه (آیوی لیگ) در ایالات متحده به اقمار مالی پنتاگون تبدیل شده‌اند، به طوری که برخی از مدارس سه تا چهار برابر بیش‌تر از مجموع تمام منابع دیگر از قراردادهای نظامی پول دریافت می‌کنند. تنها در جنگ جهانی دوم، چهار دانشگاه برتر در ایالات متحده بیش از 200 میلیون دلار قرارداد دفاعی برای تحقیقات برنده شدند و الگویی را برای تسلیحاتی کردن دانشگاه ایجاد کردند که بعداً اسرائیل آن را توسعه داد.

دانشگاه‌های ایالات متحده برخی از نفرت‌انگیزترین پروژه‌های تسلیحاتی تاریخ را انجام داده‌اند. در طول جنگ جهانی اول، دانشگاه‌های مشهوری مانند هاروارد، جان هاپکینز و دانشگاه شیکاگو در حال توسعه سلاح‌های شیمیایی بودند؛ از اوایل سال ۱۹۱۸، ۱۲۹۴ دانشمند در این روند درگیر بودند. ارتش ایالات متحده، شرکت‌های شیمیایی و دانشمندان دانشگاهی در دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ «عامل نارنجی» را ساختند. مکان‌های اصلی، تأسیسات آزمایشگاهی و تحقیقاتی در «فورت دیتریک» و «اج‌وود آرسنال»، تأسیسات تولیدی «داو» و «مونسانتو» و آزمایشگاه‌های اصلی علوم علف‌کش در دانشگاه شیکاگو/وزارت کشاورزی ایالات متحده بودند. در طول جنگ ویتنام (۱۹۵۵-۱۹۷۵)، نیروی هوایی ایالات متحده ده‌ها میلیون گالن «عامل نارنجی» بر روی ویتنام ریخت که باعث آلودگی «دیوکسین»، مشکلات بهداشتی و درگیری‌های دادگاهی شد. مشارکت دانشگاه‌ها یکی از روش‌هایی بود که دانشگاه‌ها از طریق آن کمک کردند، اما بسیاری از مؤسسات بعداً ادعاهای خود را پس گرفتند.

«آزمایش سیفلیس تاسکیگی» (۱۹۳۲-۱۹۷۲) بارزترین نمونه از هزینه‌های انسانی این علم نظامی‌شده بود. سرویس بهداشت عمومی ایالات متحده عمداً از درمان ۶۰۰ مرد سیاه‌پوست خودداری کرد و اجازه داد بیماری بدتر شود و فرزندانشان به سیفلیس مادرزادی مبتلا شوند. محققان آمریکایی مانند پزشکان نازی، با شبه‌علم نژادپرستانه و منطق نادرست ترویج «خیر برتر» از این جنایات دفاع کردند. پنتاگون با غیرانسانی جلوه دادن مخالفان در تبلیغات و مقایسه آن‌ها با موش‌هایی که باید نابود شوند، این خشونتی را عادی‌ کردند، استراتژیی که اسرائیل نیز امروزه در تصویرسازی خود از فلسطینی‌ها به کار می‌گیرد.

دانشگاه‌های تسلیحاتی شده اسرائیل
اسرائیل الگوی نظامی-آکادمیک را به سطوح بی‌سابقه‌ای رسانده است. مؤسسه وایزمن، که به نظر می‌رسد یک مؤسسه تحقیقاتی بی‌آلایش است، ۲۵۰۰ دانشمند را در استخدام دارد که در زمینه فناوری هوش مصنوعی برای استفاده در قتل‌های هدفمند، سیستم‌های جنگ پهپادی و کاربردهای انرژی هسته‌ای تحقیق می‌کنند. ادغام عمیق آن با دستگاه امنیتی اسرائیل، ریشه در پیشینه‌ای دارد که از سال ۱۹۴۶ آغاز شد، زمانی که هاگانا (شبه نظامیان صهیونیستی پیش از تشکیل دولت)، «حِمِد» (HEMED)- یک مؤسسه مخفی مستقر در دانشگاه را سازماندهی کرد که مسئول تولید سلاح‌های بیولوژیکی، مانند کشت‌های حصبه و اسهال خونی بود که ظاهراً برای مسموم کردن منابع آب فلسطینی‌ها در النکبة استفاده می‌شد. این ادغام اولیه دانشگاه و پاکسازی قومی، پیشینه‌ای برای اقتصاد جنگی کنونی اسرائیل ایجاد کرد.

مؤسسه وایزمن نه تنها یک استثنا نیست، بلکه بخشی از یک سنت دیرینه است. از آغاز پروژه‌های اجرایی، تأسیساتی مانند «تخنیون» و «دانشگاه عبری» به عنوان آزمایشگاه‌های تسلیحاتی عمل می‌کردند. تا سال ۱۹۴۸، میکروبیولوژیست‌های «دانشگاه عبری» برای عملیات «نان خود را تقسیم کنید»، در تلاش برای جلوگیری از بازگشت از فلسطینی‌های آواره به روستاهایشان، عوامل بیماری‌زا را کشت می‌دادند. تا دهه ۱۹۵۰، این مؤسسه به رافائل (سازمان توسعه تسلیحات اسرائیل) – تولیدکننده تسلیحات دولتی – تبدیل شد، در حالی که «تکنیون» به تشکیل صنایع هوافضای اسرائیل، یک رهبر جهانی در زمینه پهپادهای «آزمایش‌شده در نبرد» تبدیل شد.

دانشجویان برتر اسرائیل از طریق برنامه‌هایی مانند «تالپیوت» و «هاواتزالوت»، که انتقال آرام از آزمایشگاه‌های دانشگاهی به کارخانه‌های تسلیحات را تسهیل می‌کنند، برای مشاغل در تحقیقات نظامی آماده می‌شوند. صنعت دفاعی ۸۰ درصد از فارغ‌التحصیلان مهندسی از دانشگاه «تکنیون» اسرائیل را استخدام می‌کند. در همین حال، غزه به یک میدان آزمایش مفید برای این فناوری‌ها تبدیل شده است. از آنجایی که سیستم‌های هوش مصنوعی مانند «گاسپل» () انتخاب هدف را خودکار می‌کنند، و پهپادهایی مانند «هرمس» شرکت «البیت» پیش از عرضه جهانی، از طریق جنگ زنده علیه غیرنظامیان فلسطینی تقویت می‌شوند، این منطقه محصور به چیزی تبدیل شده است که یک افشاگر آن را «کارخانه ترور جمعی» نامید.

ایالات متحده این ماشین کشتار را با ۱۵۸ میلیارد دلار کمک نظامی از سال ۱۹۴۸، که ۳۸ میلیارد دلار آن تا سال ۲۰۲۸ تعهد شده است، به حرکت در می‌آورد. جالب اینجاست که ۲۵ تا ۳۰ درصد از این کمک‌ها باید صرف خرید تسلیحات اسرائیلی شود و یک حلقه خودکفا ایجاد کند که در آن پول آمریکا به اقتصاد جنگی اسرائیل یارانه می‌دهد. این رابطه حامی-موکل باعث می‌شود اسرائیل سلاح‌های شرکت‌های آمریکایی را آزمایش کند و به عنوان سگ حمله واشنگتن در غرب آسیا عمل کند – تقسیم کاری که وجود فلسطینی‌ها را به کالا تبدیل کرده و دانشگاه‌ها به مراکز طراحی سلاح تبدیل شده‌اند.

ریاکاری
معیارهای دوگانه در جامعه بین‌المللی خیره‌کننده‌اند. وقتی اسرائیل تمام زیرساخت‌های دانشگاهی غزه را تخریب می‌کند – حذف عمدی آموزش فلسطینی که کارشناسان سازمان ملل آن را «آموزش‌کُشی» (scholasticide) می‌نامند، رهبران غربی هیچ کاری نمی‌کنند. «اسکولاستی‎ساید» اصطلاحی است برای توصیف تخریب سازمان‌یافته آموزش با دستگیری، بازداشت یا قتل دانش‌آموزان، دانشجویان و اعضای هیئت علمی و از بین بردن زیرساخت‌های آموزشی. اما وقتی به

این ریاکاری، واقعیت را آشکار می‌کند: اسرائیل پسر طلایی است که نمی‌توان به او دست زد. پس از حمله به وایزمن، پوشش گسترده‌ای از تحقیقات «آکادمیک» نابود شده وجود داشت – که با پوشش رسانه‌های بین‌المللی از دانشگاه‌های ویران شده غزه بسیار متفاوت بود. بودجه مؤسسات اسرائیلی که از سوی دولت اسرائیل و اهداکنندگان همدست آمریکایی و اروپایی تأمین می‌شود، دانشگاه‌های سراسر جهان را در چنین جنایاتی متهم می‌کند .

نظامی‌سازی دانشگاه‌ها یک مسأله جهانی است، اما استراتژی اسرائیل که آپارتاید را با ادعای «نوآوری» در هم می‌آمیزد، به ویژه فاحش است. برای ریشه‌کن کردن تبانی دانشگاهی، این موضوع باید افشا شود. دانشگاه‌هایی مانند وایزمن و تکنیون به جای بی‌طرف ماندن، به طور فعال از اشغال حمایت می‌کنند. تحقیقات آن‌ها در مورد پهپادهای انبوه، هدف‌گیری هوش مصنوعی و جنگ شهری مستقیماً به نسل‌کشی کمک می‌کند. مطالبه عدم سرمایه‌گذاری باید دنبال شود. سازمان‌های بین‌المللی باید روابط خود را با دانشگاه‌های اسرائیلی و تولیدکنندگان سلاح‌های مرتبط با جنایات جنگی قطع کنند. تصمیم دانشگاه کیپ تاون در سال ۲۰۲۱ برای قطع رابطه با تکنیون، پیشینه‌ای را ایجاد می‌کند. جنبش «بایکوت، عدم سرمایه‌گذاری و تحریم» باید رشد کند. پس از مخالفت موفقیت‌آمیز با آپارتاید آفریقای جنوبی، اکنون رژیم اسرائیل را هدف قرار می‌دهد.

بمباران دانشگاه‌های غزه و حمله به وایزمن دو روی یک سکه هستند. یک طرف از آموزش به عنوان ابزاری برای کنترل دفاع می‌کند، در حالی که طرف دیگر آن را به عنوان ابزاری برای مقاومت نابود می‌کند. نسل‌کشی اسرائیل در غزه یک استثنا نیست؛ بلکه نتیجه اجتناب‌ناپذیر سیستمی است که نظامی‌گری، امپریالیسم و دانشگاه را در هم می‌آمیزد.

مجتمع نظامی-صنعتی-دانشگاهی در اسرائیل، و هم‌چنین در ایالات متحده، انگلیس و سایر کشورها باید برچیده شوند. حمایت از فلسطین به معنای مخالفت نه تنها با ارتش اسرائیل، بلکه هم‌چنین با مؤسسات تحقیقاتی و آموزشی است، که در هر کجا که هستند، در این مجتمع‌های دانشگاهی-صنعتی نظامی قرار دارند.

https://peoplesdemocracy.in/2025/0706_pd/military-industrial-academic-complex-and-israels-war-machine