ما تُرکیّت (ترک بودن) خود و نمادهای آنرا همیشه از دیگران آموختهایم. یکی از منابع آن روسیه است. ناسیونالیسم ترکی پیش از امپراتوری عثمانی در روسیه ظهور کرد. یوسف آکچورا، آقا اوغلو احمد، اسماعیل گاسپیرالی به استانبول آمدند و به روشنفکران ما آموزش دادند. اما قبل از آنها، لئون کاهون یهودی فرانسوی، و آرمان وامبری یهودی مجارستانی حضور دارند. آنها میخواستند قتل عام یهودیان در روسیه را متوقف کنند، و به نظر میرسید که ایجاد مشکل در میان مردم ترک در حیاط خلوت تزاریسم تنها راه برای انجام این باشد. آنها تُرکیّت را اختراع کردند تا بتوانند علیه روسها بسیج شوند، و آن را ابتدا به آسیای مرکزی و سپس به روشنفکران عثمانی یاد دادند. این لُبِ مطلب است. ما «امت» بودیم، ما نمیدانستیم که یک «نژاد مشترک» داریم، ترکیسم کاملاً از بیرون به ما رسید.
تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
منبع: چپ (soL)، پایگاه خبری حزب کمونیست ترکیه
نویسنده: اورهان گوکدمیر
۶ ژوئیه ۲۰۲۴
وقتی سگهای ماقبل تاریخ پارس میکنند
درست زمانیکه ترکها در شرف ناپدید شدن هستند، یک گرگ ظاهر میشود و راه نجات را به جامعه درمانده نشان میدهد. این خلاصه اسطوره «بوزقورد» (گرگ خاکستری) است. امپراتوری عثمانی فروپاشید و آخرین سرزمینهای باقیمانده آن اشغال شد. درست زمانیکه فکر میکردیم همه چیز تمام خواهد شد، مصطفی کمال ظاهر شد و راه برونرفت را نشان داد. به همین دلیل به او «گرگ خاکستری» میگویند.
در اساطیر ترکیه همراه با گرگ، حیوانات زیادی مانند مار، آهو و گاو نر وجود دارد. ما درباره اینکه کدام یک برجسته است و چرا، اطلاعات روشنی نداریم. در واقع، گرگ نیز بر اساس فرهنگها متفاوت است. گرگ در افسانههای ترکی آسیای مرکزی انسان است. اما، به عنوان مثال، در میان گوک یا گوکتورکها [به معنی ترکان آبی، یا ترکان آسمانی-عدالت] شبیه یک دندان گرگ و یک مادربزرگ است.
علاوه بر این، در فرهنگها و جغرافیاهای دیگر نیز، افسانههایی که گرگ در مرکز آن است، وجود دارد. برادران رموس و رمولوس در رودخانهای رها میشوند، و یک گرگ ماده آنها را از آب بیرون میآورد و در غار به آنها شیر میدهد. شما اینرا از فیلمهای تارکان (Tarkan) به یاد خواهید آورد. آنها شهر رم را در محلی که از پستان گرگ شیر خوردند، بنا نهادند. جالب اینکه، طبق افسانهها، اجداد برادرانی که با شیر گرگ بزرگ شدند، اهل تروا بودند، و زمانی که تروا ویران شد، آنها به منطقهای که رم بعداً در آنجا بنا شد، آمدند. از این طریق، بین روم و تروا پیوند برقرار میشود
ما اینگونه میسازیم، هنگام بوجود آوردن شهرها یا ملتها بر اسطورهها تکیه میکنیم. وگرنه، چرا یک گرگ انسان را راهنمایی کند یا به او یا شیر بدهد؟ حقیقت بسیار کمی در افسانهها وجود دارد، دانستن آن مهم است اما نباید اغراق کرد.
***
جنبش فاشیستی ترکیه نیز در زمان تأسیس خود با تفسیرهای افراطی از این اسطورهها تغذیه کرد. به عنوان مثال، آنها در چسباندن یک گرگ در کنار پرچم سه-هلالی عثمانی تناقضی نمیدیدند. با این حال، سه هلال بازمانده از دوره بت-پرستی عثمانی-اسلامی ترکهای گرگ بود. آنها با این تلفیق خام، یک نماد مناسب برای «سنتز ترکی-اسلامی» آفریدند. در فاشیسم به ظرافت نیازی نیست.
با این حال، ساختن علامت گرگ با قرار دادن انگشتهای سبابه و کوچک به شکل گوش و بقیه به شکل سر، متأخر است. أرسلان ترکش [بنیانگذاز «حزب جرکت ملی» و «گرگهای خاکستری»- عدالت] زنده ماند و شوروی منحل شد. شکلگیری پیوند بین آسیای مرکزی و ترکیه دوباره آغاز شد. فاشیستها ستایش شدند، از آنجا آموختند، آنرا دوست داشتند، مستقر شدند.

ما تُرکیّت (ترک بودن) خود و نمادهای آنرا همیشه از دیگران آموختهایم. یکی از منابع آن روسیه است. ناسیونالیسم ترکی پیش از امپراتوری عثمانی در روسیه ظهور کرد. یوسف آکچورا، آقا اوغلو احمد، اسماعیل گاسپیرالی به استانبول آمدند و به روشنفکران ما آموزش دادند. اما قبل از آنها، لئون کاهون یهودی فرانسوی، و آرمان وامبری یهودی مجارستانی حضور دارند. آنها میخواستند قتل عام یهودیان در روسیه را متوقف کنند، و به نظر میرسید که ایجاد مشکل در میان مردم ترک در حیاط خلوت تزاریسم تنها راه برای انجام این باشد. آنها تُرکیّت را اختراع کردند تا بتوانند علیه روسها بسیج شوند، و آن را ابتدا به آسیای مرکزی و سپس به روشنفکران عثمانی یاد دادند. این لُبِ مطلب است. ما «امت» بودیم، ما نمیدانستیم که یک «نژاد مشترک» داریم، ترکیسم کاملاً از بیرون به ما رسید.
***
روش سیاسی ترکیسم در امپراتوری عثمانی یکی از سرچشمههای کمالیسم است. کمالیستها میخواستند یک ملت بسازند، آنها به جنس نژادی که در دسترسشان بود اهمیت نمیدادند. ترکیسم فاشیستی-نژادپرست مستقیماً به عنوان فرزند نامشروع فاشیسم آلمان ظهور کرد. طبیعتاً وزن آنتی-کمونیسم از آگاهی نژادی بیشتر است. یکی از پیشگامان آن، نیهال آتسیز، وصیت نامه زیر را برای پسرش گذاشت: «نصیحت من را به کار ببند، یک ترک خوب باش. کمونیسم حرفهای است که با ما دشمنی دارد. این را خوب به خاطر بسپار. یهودیان دشمن پنهانی همه ملتها هستند. روسها، چینیها، ایرانیها و یونانیها دشمنان تاریخی ما هستند. بلغارها، آلمانیها، ایتالیاییها، انگلیسیها، فرانسویها، عربها، صربها، کرواتها، اسپانیاییها، پرتغالیها، رمیها دشمنان جدید ما هستند. ژاپنیها، افغانها و آمریکاییها دشمنان فردای ما هستند. ارمنیها، کردها، لازها، چرکسها، ابازاها، بوسنیاییها، آلبانیاییها، پوماک ها، زازاها، لزگینها، گرجیها، چچنیها، کولیها دشمنان ما در داخل هستند. باید برای مبارزه با این همه دشمنان آماده بود. خدا کمکت کند.» با این حال، یاغمور پسر او میراث نژادپرستی پدرش را رد کرد و یک زندگی لیبرالی را پیش گرفت.
فاشیسم در جنگ جهانی دوم شکست خورد، و حوزه و نفوذ اتحاد شوروی که سهم عمدهای در این شکست داشت، گسترش یافت. طبیعتاً ایالات متحده آمریکابرای جلوگیری از گسترش کمونیسم به فاشیستها نیاز داشت. تاریخچه «حزب حرکت ملی» (MHP) با این نیاز شکل گرفت. آنها با حمایت آمریکا و ناتو قویتر شدند و به تحریکات خود علیه همه مردمی که نیهال آتسیز آنها را دشمن اعلام کرد، ادامه دادند.
«نیروی ضربتی» این حزب «کماندو» نام داشت. آلپارسلان ترکش هدف از تشکیل این تشکیلات را «نسپردان حکومت خیابانها به کمونیستها» توصیف کرد. در تابستان ۱۹۶۸، اردوگاههایی برای آموزش ویژه جوانان ایجاد شد. به «گرگهای خاکستری» جوان آموزش مسلحانه داده شد و بر سر مردم ما رها شدند.
فاشیستهای ترکیه پنهان نکردند که در ابتدا از «ناسیونال سوسیالیسم» الهام گرفته بودند. اما، فاشیسم شکست خورد و مشروعیت خود را کاملاً از دست داد. آنها همچنین محض احتیاط فاصله گرفتن از ادبیات فاشیستی را آغاز کردند. کماندوها اکنون «ناسیونالیست سوسیالیست» بودند. استفاده از «ایدهآلیستها» به جای «گرگهای خاکستری» ترجیح داده میشد. آنها با تظاهرات خیابانی شروع کردند، و در ۳۱ دسامبر ۱۹۶۸ با یورش به «انجمن دانشجویی دانشکده علوم سیاسی» دست به اقدامات خشونتآمیز زدند. ابتدا به ودات دمیرچی اوغلو شلیک کردند. سپس … فاشیستهای ترکیه اکنون یک نیروی شبه نظامی مسلح تحت ستاد فرماندهی ناتو برای محافظت از کشور در برابر کمونیسم بودند. تنها دلیل سرکوب خیابانها ترس از کمونیسم است.
***
حملات و قتلهای لاینحل با حمایت «حزب حرکت ملی» تا ۱۲ مارس همچنان افزایش یافت. در اواخر این دوره، ترکیه تلفظ نام یک سازمان جدید و متفاوت، ضدچریک، را آغاز کرد. قبرس به عنوان آزمایشگاه این سازمان عمل کرد، و «سازمان مقاومت ملی ترکیه» در آنجا سازماندهی شد. «حزب حرکت ملی» نیز درگیر بود. بولنت اجویت، در دوران نخستوزیری خود، زمانی از وجود چنین سازمانی مطلع شد که سمیه سانکار، رئیس ستاد کل ارتش، مبلغ زیادی پول از محل تخصیص مخفیانه برای وزارت جنگ ویژه درخواست کرد. وقتی او تحقیق کرد، متوجه شد که این اداره توسط آمریکاییها تأمین مالی میشود و در هر گوشه کشور کارکنان غیرنظامی مستقر میکند. او به طور تصادفی در یک شام در ساریکامیش متوجه میشد که آن کارکنان غیرنظامی چه کسانی بودند. اکثریت کارکنان را اعضاء «حزب حرکت ملی» تشکیل میدادند .
«حزب حرکت ملی»، یک سازمان شبه نظامی، حملات مسلحانه خود را با پوشش ایدئولوژیک انجام میداد. بیشتر این پوشش از برنامههای حزب فاشیست آلمان و ایتالیا اقتباس شده بود. تنها عملکرد این حزب، از روز تأسیس تا ۱۲ سپتامبر [۱۹۸۰- روز کودتای نظامی]، در دست داشتن خیابانها به نام نظمِ پایتخت بود. برای این منظور در تبدیل کشور به حمام خون تردید نکرد.
در ۱۲سپتامبر، ایدههای آنها به قدرت رسید، اما آنها به زندان افتادند. سپس یکی یکی آزاد شدند، و آنهایی که آزاد شدند بار دیگر تحت شفقت دولت قرار گرفتند. حتی پیش از آنکه درباره پرونده «حزب حرکت ملی» و سازمانهای ایدهآلیست تصمیم گرفته شود، میلشیای کلاه-خود به سر «حزب حرکت ملی»، با مقامات دولتی، مافیا و سلاطین مواد مخدر در سوسورلوک دستگیر شدند.
«حزب حرکت ملی» و ایدهآلیستهای آن امروز مانند دیروز مهمترین شرکای دولت هستند. وظیفه امروز آن همان وظیفه روز اولی است که کار خود را آغاز شروع کرد. آنها نیروی ضربتی نظمی هستند که در آن انواع استثمار، سرقت و چپاول به نام «نفع دولت و کشور» انجام میشود. به دلیل این نقش شوم است که از آنها حمایت میشود، از تعقیب قضایی معاف میشوند، و به نمادهای خود مشروعیت میبخشند. آنها ناسیونالیسم کمالیسم را سرنگون کردند و جای آنرا با این ناسیونالیسم نژادپرستانه پر کردند. قبل از دولت اسلامگرا، اربابان نظم ناسیونالیسم را با دین تغذیه میکردند، آنها اکنون دین را با ناسیونالیسم تغذیه میکنند. «حزب حرکت ملی» ابزار مفید این رژیم ناسیونالیست مذهبی است.
***
از آنجایی که بحث به مناسبت «تیم ملی» آغاز شد، دوباره به افراد توپخانه نگاه کنید، آنها یک تیم نیستند، بلکه یک سنتز ترکی-اسلامی متحرک هستند. طبیعتاً، ما نمیتوانیم فکر کنیم که ائمه و حشرات یونیفورم پوش تصادفی آنجا بودند. این، از جلو تا عقب، پای فوتبالی یک ائتلاف سیاسی مذهبی-ناسیونالیست است. آنها از هیجان بُرد، بیش از حد معمول عمل کردند، وضعیت این است.

با این حال، ما میدانیم که آنها اصلاً همدیگر را دوست ندارند. طیب اردوغان در سال ۲۰۰۹ گفت: «این حزب حرکت ملی یک ناسیونالیست جمجمهای است.» او مدعی شد که آنها در سال ۲۰۱۳ کل ناسیونالیسم را لگدمال کردند، حزب حرکت ملی یکی از لگدمال شدهها بود. او سپس گفت «من یک ترک هستم، اما ترکیست نیستم.» ترکیسم چیز دیگری است. وی افزود «نژادپرستی در دین ما ممنوع است.» دین نژادپرستی را ممنوع کرده است. پس از این سخنان، آیشنور باهچکاپیلی، نایب رئیس گروه حزب عدالت و توسعه اعلام کرد که قانون اساسی را تغییر خواهند داد و تعریف ترکّیت در شهروندی را حذف خواهند کرد. آنها نمیتوانند بگویند «ترک»، زیرا دین آنرا ممنوع کرده است. «قرن ترکی» تجلی این دغدغه است. استیصال تنها دلیلی است که آنها برای تطهیر گرگهای خاکستری در میدان تلاش میکنند. آنها کِرم زدهاند و امکان فرار وجود ندارد.
اردوغان روز گذشته درباره بحران گرگها گفت: «آیا کسی میگوید آلمانیها عقاب روی یونیفورم خود دارند؟ آیا کسی بلند میشود و میگوید: “فرانسویها یک خروس روی پیراهن خود دارند، شما چرا خروس پوشیدهاید؟” کسی نمیگوید چون عقاب و خروس نشانهای دولتی مردمی که به آنها اشاره شد. در مورد ما، به جای گرگ، ۱۶ ستاره به نمایندگی از “۱۶ کشور ترک” وجود دارد.» من در «تاریخ دولت دوشاکابینوگولاری» در «soL» نشان دادم که این داستان ساختگی است . آنها این را در اواخر دهه ۱۹۶۰ اختراع کردند، و حتا نیهال آتسیز از این اختراع شگفت زده شد. تنها دولتی که نام ملت را یدک میکشد جمهوری ترکیه است و بقیه تاریخ است.

اردوغان و سربازان «شانزده دولت ترک»
کرمها روی افراد پوسیده میافتند، این طبیعی است. رژیم «طیبان» که آنها تأسیس کرده بودند، پوسیده است و گرگها بر روی آن ریختهاند. میخواهند همه ما به این کثافت و این چرک عادت کنیم. پارس سگهای ماقبل تاریخ از اینروست.
https://haber.sol.org.tr/yazar/tarih-oncesi-kopekler-havladiginda-394062
* «تاریخ دولت دوشاکابینوگولاری»
https://haber.sol.org.tr/yazarlar/orhan-gokdemir/dusakabinogullari-devleti-tarihi-273555
