تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
دوشنبه، ۱۹ مرداد ۱۴۰۵
منبع: «چپ» (soL)
نویسنده: انگین سولاکاوغلو
یکشنبه، ۹ اوت ۲۰۲۶
کشتی ار قدس به سوی مکه در حرکت است
سعودیها در برابر مقاومت حزبالله در لبنان، در یک شراکت به اصطلاح پنهانی با اسرائیل قرار دارند. روابط دیپلماتیک و تجاری ترکیهِ با اسرائیل تحت حاکمیت «حزب عدالت و توسعه» همچنان ادامه دارد. پاکستان نیز که در میان این سهگانه، تندترین ادبیات را علیه اسرائیل اتخاذ کرده و حتی رابطه دیپلماتیک با آن برقرار نکرده است، به خاطر چاپلوسی برای ترامپ، به عضویت «شورای صلح غزه»، که بر روی اجساد مردم فلسطین بنا شده است، درآمده است. اگر این سه رژیمِ تحت حمایت آمریکا را دور هم جمع کنید و در هشت هم ضرب کنید، باز هم تهدیدی برای اسرائیل محسوب نمیشوند.

اگر بگوییم پیمان دفاعی سهجانبهای که روز جمعه توسط عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان امضا شد، نه تنها در دستور کار دیپلماتیک ترکیه، بلکه تقریباً در صدر اخبار دیپلماتیک کل جهان قرار دارد، مبالغه نکردهایم.
تصویری که بیش از همه در رسانهها به چشم میخورد و کاملاً مشخص است که با استفاده از هوش مصنوعی تهیه شده، تقریباً به این صورت است: نقشهای از غرب آسیا، تصویری از یک سرباز و یک کارخانه به عنوان نماد صنایع دفاعی در ترکیه، بشکههای نفت و علامت دلار در عربستان سعودی، و موشکهایی با نماد شوم هستهای روی آنها در پاکستان.
در واقع، اگر قرار باشد از یک ائتلاف سهجانبه صحبت کنیم، آورده و سهم هر یک از طرفین کاملاً مشخص است: پول سعودی، ارتش و صنایع تسلیحاتی ترکیه، و قدرت هستهای پاکستان. از هر زاویهای که نگاه کنید، این جبههای است که روی کاغذ میتواند وزن و اهمیت داشته باشد.
تنها مشکل این است که برخلاف علم حساب، در ژئوپلیتیک عمل جمع همیشه حاصل دقیقی به دست نمیدهد؛ زیرا در ژئوپلیتیک، جبر بیش از حساب حاکم است. در این معادلات، هم مجهولات وجود دارند و هم در بیشتر مواقع، ضریبهای مثبت یا منفی نقش دارند.
ایفای نقش میکنند.
من پیشتر نوشتم که این توافقنامه موضوع اولویتدار مطبوعات بینالمللی است. نخست، باید یادآور شد که متن رسمی و منتشرشدهای از این ابتکارِ توافق در دست نیست. ما فقط یک بیانیه مطبوعاتی در اختیار داریم. این نوع پرده ابهام، در واقع تأثیر ایجاد شده توسط این توافقنامه را افزایش میدهد.
در بیانیه مطبوعاتی ذکر شده است که هدف «توافقنامه دفاع مشترک مکه»، که نام کامل آن است – «تقویت دفاع جمعی طرفین و تحکیم صلح، ثبات و امنیت در منطقه و فراتر از آن» میباشد. در بند پایانی نیز تأکید شده است که بر اساس این توافقنامه، حمله به هر یک از طرفین، حمله به همه اعضاء تلقی خواهد شد. در واقع، نقطه آغازین و منشأ این همه بحث و پژواک رسانهای همین بند پایانی است .
بک نمونه از این بند در ماده ۵ پیمان آتلانتیک شمالی که ناتو را تأسیس کرد، وجود دارد. از همین رو، سندی که اعلام شد روز جمعه امضا شده است، به عنوان «ناتوی اسلامی» یا «ناتوی سنی» و یا از سوی دیگر، به عنوان گسترش ناتو به غرب آسیا نیز تفسیر شده است. در ادامه به این موضوع خواهم پرداخت.
اکنون کمی به عقب برگردیم. در ۱۷ سپتامبر ۲۰۲۵، توافقنامه مشابهی بین عربستان سعودی و پاکستان امضا شد که نام کامل آن، «توافقنامه دفاع متقابل استراتژیک» بود. این توافق در آن زمان به عنوان یک «پیمان» [یا به تعبیر ترکی آن «باغداشما» (اتحاد/همپیمانی)] توصیف شده بود. آن توافقنامه نیز پیشبینی میکرد که در صورت مورد حمله قرار گرفتن یکی از طرفین، طرف دیگر به یاری آن خواهد شتافت.
در واقع، همکاری نظامی میان عربستان سعودی و پاکستان پیشینهای بسیار طولانیتر دارد. پاکستان سالهاست که نیروهای نظامی، هواپیماهای جنگنده و غیره را در عربستان سعودی مستقر کرده است، و به ارتش سعودی آموزش میدهد. در ازای این نیز، کمکهای مالی به میزانی دریافت میکند که اقتصاد ورشکستهاش را سرپا نگه دارد. از سوی دیگر، زمانبندی توافقنامهای که سال گذشته منعقد شد، به اندازه محتوای آن ماهیتی روشنگر دارد.
حمله هوایی سال گذشته اسرائیل به قطر، زنگهای خطر را در خلیج فارس به صدا درآورد. رژیمهای منطقه که سالها به لطف آمریکا سرپا ماندهاند، با تمام وجود و از طریق تجربه دریافتند که واشنگتن با وجود باجهای حفاظتی کلانی که دریافت میکند، و با وجود اینکه خاک این کشورها در اختیار پایگاههای آمریکایی قرار گرفته است، دفاع از آنها را در اولویت قرار نخواهد داد. به همین دلیل، تمایل به ایجاد سازوکارهایهای دفاع منطقهای در ریاض و دیگر پایتختها تقویت شد. «توافقنامه دفاع متقابل استراتژیک» نخستین نمونه از این دست بود، و اکنون «توافقنامه دفاع مشترک مکه» به آن اضافه شده است.
وجود نام مکه در عنوان «توافقنامه دفاع مشترک مکه» قطعاً تصادفی نیست. انتخاب محل قرارگیری قبله و مقدسترین شهر برای ملتهای باورمند به اسلام، یک اقدام روابط عمومی موفقیتآمیز است. از اینجا بگذارید دوباره به گذشته بازگردیم.
«سازمان کنفرانس اسلامی» که نام آن در سال ۲۰۱۱ به «سازمان همکاری اسلامی» تغییر یافت، در سال ۱۹۶۹ و پس از به آتش کشیده شدن عمدی مسجدالاقصی در قدس در دوران اشغال اسرائیل تأسیس شده بود. هدف اصلی آن، آزادسازی قدس و حمایت از آرمان فلسطین بود. مسیر طیشده پس از ۵۷ سال واقعاً خیرهکننده است! یک نسلکشی آشکار و بیرحمانه که همچنان با قدرت ادامه دارد و کشورهایی مانند پاکستان و ترکیه که به عضویت «شورای صلح غزه» با امضای ترامپ درآمدهاند؛ شورایی که دقیقاً با هدف مشروعیت بخشیدن به آن نسلکشی شکل گرفته است. انگار بهانه قدس جواب نداد، حالا دارند مکه را امتحان میکنند.
به موضوع خودمان برگردیم. در حالی که ابتکار «اتحاد سهگانه» در سراسر جهان مورد بحث و رایزنی است، ادعاهایی مطرح شده مبنی بر اینکه دو کشور از این موضوع بهشدت ابراز ناراحتی و نگرانی کردهاند؛ نخست ایران و دوم اسرائیل. ماهیت آشکارا سنی این اتحاد و شرایطی که در آن تهران با سیلی سختی که به گوش دوگانه آمریکا-اسرائیل نواخته، قدرت منطقهای خود را افزایش داده است، این فرضیه را تقویت میکند که این ائتلاف علیه ایران و متحدین منطقهای آن مانند انصارالله (یمن)، حزبالله (لبنان) و کتائب (عراق) شکل گرفته است.
اما در اینجا یک مشکل وجود دارد. پاکستان علیرغم تمام نزدیکیاش به عربستان سعودی، تمایل چندانی به ورود به مسائل مذهبی و فرقهای نشان نمیدهد. اسلامآباد همسایه ایران است و با وجود افزایش تنشها و درگیریهای کوتاهمدتِ گاهبهگاه در منطقه بلوچستان، به طور مستقیم علیه تهران موضعگیری نمیکند. در اینجا، وجود یک جمعیت شیعه قابلتوجه در داخل پاکستان (بین ۱۰ تا ۱۵ درصد) نیز یک عامل بسیار حیاتی است. دولت پاکستان که با مشکلات داخلی بیشماری دستوپنجه نرم میکند، نمیخواهد تودههای شیعه را هم به جمعیت ناراضی کشور اضافه کند.
یک نمونه بارز که این رویکرد را تأیید میکند، این است که پاکستان با وجود داشتن نیروهای مسلح در عربستان سعودی برای سالهای متمادی، علیرغم تمام فشارهای پادشاهی سعودی، هیچگونه حمایت ملموسی از حملات ریاض علیه انصارالله در یمن نکرده است. جهت یادآوری برای کسانی که مطلع نیستند: انصارالله سازمان متعلق به حوثیهاست که به شاخه زیدی مذهب تشیع تعلق دارند. این موضعگیری پاکستان نه از روی ترس از یمن، بلکه به دلیل عدم تمایل این کشور به ورود به مناقشات و بازیهای فرقهای است.
اما موضوع روشن است. این حکومت نسلکش و استعمارگر موفق میشود از هر رویدادی در منطقه، یک «تهدید» برای خود بسازد. احتمال اینکه این ابتکار اتحاد سهگانه که مورد تشویق دولت آمریکا نیز قرار گرفته، تهدیدی ملموس علیه اسرائیل ایجاد کند، در حد صفر است. سعودیها در لبنان علیه مقاومت حزبالله، در یک مشارکت بهاصطلاح پنهان با اسرائیل قرار دارند. روابط دیپلماتیک و تجاری ترکیه در دوران «حزب عدالت و توسعه» با اسرائیل نیز همچنان ادامه دارد. پاکستان هم که در میان این سه کشور، تندترین لفاظیها را علیه اسرائیل دارد و حتی رابطه دیپلماتیک با آن برقرار نکرده است، همانطور که در بالا یادآوری کردیم، به خاطر تملقگویی برای ترامپ، عضو «شورای صلح غزه» شده است؛ شورایی که بر روی اجساد مردم فلسطین بنا شده است. این سه رژیمِ تحت حمایتِ آمریکا را اگر با هم جمع کنید و حاصل را ضرب در هشت هم بکنید، باز هم تهدیدی برای اسرائیل محسوب نمیشوند.
دغدغه اسرائیل چیز دیگری است. اسرائیل به اینگونه تشکلهای منطقهایِ تحت حمایت آمریکا روی خوش نشان نمیدهد، زیرا آنها پتانسیل ایجاد رقابت با کارکرد خودِ اسرائیل به عنوان پیشقراول امپریالیسم را دارند؛ به همین دلیل است که افسانهها و داستانهای ساختگی درباره «تهدید» سر هم میکند.
اما کشور اصلی که واقعاً از این ابتکار عملِ ائتلاف ناراحت و نگران است، ولی به هر دلیلی در این زمینه کمتر در کانون توجه ما قرار گرفته، هند است. دو روز است که سعی میکنم رسانههای انگلیسیزبان هند و در رأس آنها «ایندیا تودی» را دنبال کنم؛ غوغایی به پا شده است.
آنها بر این باورند که پاکستان، کشوری که آن را دشمن ازلی و ابدی خود میدانند، به یک موفقیت ژئوپلیتیک فوقالعاده دست یافته است. این ناراحتی به دلیل آن نیست که پاکستان (که از دیرباز روابط نظامی عمیقی با چین داشته) اکنون ترکیه و عربستان سعودی را نیز با خود همراه کرده است؛ بلکه آنها از امتیازاتی شاکی هستند که اسلامآباد پس از سرنگونی عمران خان که سعی میکرد تا حدودی از آمریکا فاصله بگیرد – در عرصه جهانی و نزد ایالات متحده به دست آورده است. پاکستان، کشوری که هند به دلیل اقتصاد ضعیف و ناآرامیهای اجتماعیاش هر لحظه انتظار فروپاشی و نابودیاش را میکشید، اکنون موفقیت خود در میانجیگری در جنگ ایران را با این اتحاد سهگانه تکمیل کرده و به یکی از پایههای مهم سلطه منطقهای آمریکا تبدیل شده است
به نظر میرسد تلاشهای هند برای نزدیک شدن به ایالات متحده و مشارکت راهبردیاش با اسرائیل، برای ایجاد برتری علیه پاکستان کافی نبوده است. در این راستا، این برداشت که قربانی واقعی این توافق سهجانبه دهلی نو است، به حقیقت نزدیکتر به نظر میرسد.
حال بپردازیم به موضوع ماده ۵. ما نتوانستیم متن توافقنامه را ببینیم، اما فیدان، وزیر امور خارجه، پیش از آنکه جوهر امضاها خشک شود، دواندوان در اظهارات خود به رسانهها اعلام کرد که ماده مربوطه در «توافقنامه دفاع مشترک مکه» «از نظر فنی» – حالا این دیگر هر چه که معنا میدهد – با ماده ۵ ناتو یکسان است.
بگذارید برای یک لحظه فراموش کنیم که این ماده معروفِ «همه برای یکی، یکی برای همه» در ناتوی ۷۷ ساله، تا به امروز فقط یک بار، آن هم با هدف حمایت از اشغال افغانستان توسط رئیس بزرگ یعنی آمریکا، به اجرا درآمده است.
ما میدانیم که همین بند در «توافقنامه دفاع متقابل استراتژیک» که سال گذشته میان پاکستان و عربستان سعودی امضا شد نیز وجود داشت. پاکستان در فوریه سال جاری با افغانستان وارد درگیری نظامی شد، اما هیچ صدایی از ریاض بلند نشد. فرض کنیم در آنجا اول پاکستان حمله کرد و سپس افغانستان دست به اقدام تلافیجویانه زد؛ این را قبول داریم. اما آیا در جنگی که روز ۲۸ فوریه با حمله ایالات متحده اسرائیل به ایران آغاز شد، تهران کاملاً بهحق، پایگاههای آمریکا و تأسیسات انرژی در عربستان سعودی را هدف حملات تلافیجویانه خود قرار نداد؟ چرا، قرار داد. پاکستان چه کرد؟ میانجیگری.
این بدان معناست که میان آنچه روی کاغذ نوشته میشود با زندگی واقعی، فاصله زیادی وجود دارد. با این حال، در این نقطه باید این نکته را نیز به خاطر بسپاریم: نوشتههای روی کاغذ، یک «نیت» را آشکار میکنند؛ اما انطباق نیت با عمل، به زمان، امکانات و شرایط بستگی دارد. به عبارت دیگر، بندی که گفته میشود در «توافقنامه دفاع مشترک مکه» وجود دارد، یک الزامآوری قطعی نیست، بلکه امکانی است که بهشدت پتانسیل سوءاستفاده و بهکارگیری با سوءنیت را دارد.
خب، منافع کوتاهمدت شراکتِ ائتلاف «حزب عدالت و توسعه- حزب حرکت ملی» از این همکاری که انتظار دارند روزی با مصر، اردن، کشورهای شورای همکاری خلیج فارس و احتمالاً سوریه نیز گسترش یابد، چه خواهد بود؟
تخست، یک فرصت تبلیغاتی فوقالعاده است؛ البته اگر هنوز کسی باقی مانده باشد که این حرفها را باور کند. رسانههای وابسته و همسو، پر شدهاند از جملاتی که با عبارت «برای نخستینبار از زمان عثمانی تا کنون…» شروع میشوند. مزدوران جیرهخوار و سایبری هم فریاد میکشند که «داریم به قلعه مکه بازمیگردیم!». در بالا توضیح دادیم؛ پاکستان دهها سال است که در عربستان سعودی نیروهای نظامی دارد. آیا هرگز به ذهن آنها خطور کرده است که بگویند ما امپراتوری گورکانی را تا مکه گسترش دادهایم؟!
دوم، درست همانطور که در تصاویر مشخص شده است، این ائتلاف یک بازار فوقالعاده برای صنایع تسلیحاتی ترکیه محسوب میشود. البته این واقعیت نیز بر کسی پوشیده نیست که ایالات متحده معمولاً نسبت به کسانی که در حیاط خلوت آن بساط پهن میکنند، چندان تساهل و رواداری نشان نمیدهد. با این حال، هنوز هم این احتمال بسیار بالا است که دستکم حوزههای خاصی که آمریکا در آنها تولید انبوه ندارد، به روی صنعت تسلیحاتی ترکیه گشوده شود
خلاصه کلام اینکه، ابتکار عملِ اتحاد سهگانه واقعاً یک تحول حیاتی و تعیینکننده است. به نظر میرسد امپریالیسم مصمم است با به کارگیری و فعال کردن همپیمانان منطقهای خود، به هدف فروپاشی ایران و محور مقاومت دست یابد؛ هدفی که تا کنون با ابزارهای در اختیار خود نتوانسته است به آن برسد.
کار مردم ما بسیار دشوار است. در حالی که ائتلاف حاکم با تکرار پیامهای وفاداری خود به ناتو، به دنبال راههایی برای سوق دادن کشور به سمت جنگ است، اپوزیسیون رسمی نیز از زاویه دید «ناتو چه میگوید؟» به موضوع نگاه میکنند. این در حالی است که ما با طرح و برنامه ناتو – به عنوان بازوی مسلح امپریالیسم – برای استقرار و جنگ در غرب آسیا روبهرو هستیم
اکنون زمان آن نیست که با تماشاگر ماندن و متشکل نشدن در میان این دو رویکرد ناتوگرایانه، به ماده مصرفی و گوشت دم توپِ جنگهای طبقه سرمایهدار تبدیل شویم؛ بلکه زمانِ بالا بردن و تقویت شعله مبارزه علیه امپریالیسم است.
https://haber.sol.org.tr/yazarlar/engin-solakoglu/kudusten-mekkeye-yuruyen-gemi-412622
———————————-
* انگین سولاکاوغلو دیپلمات سابق، تحلیلگر سیاست خارجی و نویسنده سرشناس اهل ترکیه است. او معمولاً در رسانههای چپگرا و مستقل ترکیه قلم میزند او سالها به عنوان دیپلمات در وزارت امور خارجه ترکیه خدمت کرده و به همین دلیل به ساختار قدرت و روابط بینالملل تسلط ژرفی دارد. او تحلیلگری با گرایشهای چپگرایانه و سوسیالیستی است. او در نوشتههای خود بهشدت با سلطه آمریکا، سیاستهای نظامی ناتو و همگرایی دولت ترکیه با طرحهای امپریالیستی در خاورمیانه و غرب آسیا مخالفت میکند.
