آزادی زندانی سیاسی، آزادی احزاب سیاسی، سندیکاهای کارگری و سازمان‌های صنفی و توده‌ای عدالت اجتماعی بخشی جدایی‌ناپذیر از حقوق بشر است سیاست تعدیل و خصوصی‌سازی مغایر منافع زحمتکشان و امنیت ملی است آزادی زندانی سیاسی، آزادی احزاب سیاسی، سندیکاهای کارگری و سازمان‌های صنفی و توده‌ای عدالت اجتماعی بخشی جدایی‌ناپذیر از حقوق بشر است سیاست تعدیل و خصوصی‌سازی مغایر منافع زحمتکشان و امنیت ملی است آزادی زندانی سیاسی، آزادی احزاب سیاسی، سندیکاهای کارگری و سازمان‌های صنفی و توده‌ای عدالت اجتماعی بخشی جدایی‌ناپذیر از حقوق بشر است سیاست تعدیل و خصوصی‌سازی مغایر منافع زحمتکشان و امنیت ملی است آزادی زندانی سیاسی، آزادی احزاب سیاسی، سندیکاهای کارگری و سازمان‌های صنفی و توده‌ای عدالت اجتماعی بخشی جدایی‌ناپذیر از حقوق بشر است سیاست تعدیل و خصوصی‌سازی مغایر منافع زحمتکشان و امنیت ملی است

تئوری-ایدئولوژی

برگ «فاشیسم» بورژوازی

در دهه‌های ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ در اروپا، یک جنبش سوسیالیستی در حال ظهور، یک مبارزه طبقه کارگر، وجود داشت. به این معنا، یک «تهدید کمونیستی» برای بورژوازی وجود داشت. امروزه، برخلاف دوران کلاسیک فاشیسم، هیچ «تهدید کمونیستی» وجود ندارد، اما نظام سرمایه‌داری بار دیگر در بحران است و فقر در بسیاری از کشورها رو به افزایش است. رکود اقتصادی و بیکاری فزاینده، به ویژه پس از بحران ۲۰۰۸، قابل توجه است. به همین ترتیب، کاهش توانایی رژیم‌های بورژوایی موجود برای اداره جوامع و مشکل مهاجرت، طبقات حاکم را به سمت ایجاد پیوند با جنبش‌های فاشیستی سوق می‌دهد.

۲۰۲۶-۰۱-۲۶ ادامه

سمفونی خلق‌های تکه‌تکه: پیرامون فروپاشی رویای ایجاد کردستان دوم در سوریه

منطقه کردنشین سوریه در عرض چند روز سقوط کرد. با قطع حمایت ایالات متحده، «نیروهای دکراتیک سوریه» در برابر جهادگران وحشی از هم پاشید. تنها چیزی که از روژاوا باقی ماند، جزیره کوچک کوبانی، حسکه و قامیشلی بود. بدین ترتیب، رویای ایجاد کردستان دوم در سوریه به پایان رسید. نتیجتاً، ما نیز به پایان «پان-کردیسم» نزدیک می‌شویم. کردستان بزرگ در سه کشور تنها با به آتش کشیدن کل خاورمیانه امکان‌پذیر است. حق تعیین سرنوشت امروز را نباید با حق تعیین سرنوشت دیروز اشتباه گرفت. در آن زمان، این یک اهرم انقلابی علیه امپریالیسم بود؛ امروز، یک اهرم ضدانقلابی در دست امپریالیسم است.

۲۰۲۶-۰۱-۲۴ ادامه

فاز گانگستری امپریالیسم

هنگامی که اتحاد جماهیر شوروی فروپاشید، نویسندگان بورژوا-لیبرال از فرا رسیدن دورانی که مشخصه آن پیروزی جهانی دموکراسی و ثبات بود خبر دادند؛ آن‌ها چالش سوسیالیستی را غیرضروری و غیرسازنده می‌دانستند، و معتقد بودند که سرمایه‌داری که پیش از آن به مستعمرات خود استقلال سیاسی داده بود، و حق رأی همگانی بزرگ‌سالان و اقدامات دولت رفاه را در هسته خود معرفی کرده بود، در غیاب این چالش، صلح، امنیت اقتصادی و آزادی فردی را برای بشریت تضمین خواهد کرد... این فاز گانگستری امپریالیسم که تا به امروز بالاترین مرحله امپریالیسم را تشکیل می‌دهد، مسلماً نمی‌تواند مدت زیادی دوام بیاورد.

۲۰۲۶-۰۱-۱۶ ادامه

امپریالیسم گرینگو

بطور خلاصه، امپریالیسم، اگرچه ظاهر آن تغییر می‌کند - گاهی «مودبانه‌تر»، گاهی وحشیانه‌تر و بی‌رحمانه‌تر، گاهی ظاهراً تابع قانون، و گاهی کاملاً گستاخانه - گرایشی است که جوهره‌ آن بدون تغییر باقی می‌ماند. اکنون، برخی از لیبرال‌ها و چپ‌گرایان-لیبرال، که از شکل و ساختار عملیات در ونزوئلا ناراضی هستند، این حمله را به مشتی غارتگر که در رأس نظام سیاسی ایالات متحده مستقر شده‌اند و ترامپ هیولاوار در رأس آن قرار دارد نسبت می‌دهند؛ این نادرست است. این کاملاً اشتباه است؛ امپریالیسم از ذات انباشت سرمایه‌داری ناشی می‌شود.

۲۰۲۶-۰۱-۰۶ ادامه

تحول طبقاتی در ساخت قدرت: ظهور و پیدایش خرده بورژوازى آرمانگراى طرفدار الگوى چینى  

بخش «آرمان‌گراى» حاکمیت فاقد آن استراتژى جامع و کارآمد است که بتواند الگوى چینى را اجرا کند. مبارزه با فقر و فساد مالى- ادارى مقدور است ولى نه با راهکارهاى طرفداران الگوى چینى. بسیج ۴۰ میلیون از راى دهندگان وابسته به کارگران، دهقانان، معلمان، قشر پایین جامعه، کارکنان دولت، بیکاران، روشنفکران و دانشگاهیان و نویسندگان و… ضرورت این مبارزه است. آیا طرفداران اصلاح شرایط، قادر به بسیج این نیروها خواهند بود؟ آیا این گروه قادرند دست به اقدامات زیر بزنند:

۲۰۲۶-۰۱-۰۶ ادامه

حزب کمونیست ونزوئلا: آنتاگونیسم دروغین بین «مترقی‌ها» و لیبرال‌ها، و اعتبار نقش پیشاهنگ حزب کمونیست در انقلاب آمریکای لاتین و کارائیب

کارگران و احزاب کارگری زیادی در منطقه وجود دارند که هم‌چنان به بازتولید استراتژی و گفتمانی ادامه می‌دهند، که گویی همان شرایط ۳۰ سال پیش حفظ شده است. همه چیز به تئوری «دشمن اصلی» ساده‌سازی می‌شود. از این تحلیل، بیش از حد ارزش قائل شدن برای نقش دولت‌های مترقی و سایر قدرت‌ها، مانند روسیه، چین و ایران، به مثابه قطب آنتاگونیستی فرضی این دشمن اصلی که باید شکست داده شود، یعنی امپریالیسم آمریکا-اروپا، ناشی می‌شود، که توهم یک نظم جهانی جدید و عادلانه‌تر را، که از پیروزی برخی از سرمایه‌داران بر دیگران در همان نظام استثمار انسان بدست انسان پدید خواهد آمد، تغذیه می‌کند.

۲۰۲۵-۱۲-۲۶ ادامه

مشکل اوجالان و اوجالانیست‌ها با مارکسیسم چیست؟

حدود یک ماه است که از درون صفوف جناح سیاسی اوجالان یک تهاجم ایدئولوژیک علیه مارکسیسم آغاز شده است. پیام عبدالله اوجالان به «کنفرانس بین‌المللی صلح و جامعه دموکراتیک» به عنوان یک علامت عمل کرد و نوشتارها یکی پس از دیگری از منابع گوناگون، در درجه اول روزنامه «ینی یاشام»، منتشر شدند. ما این مقاله را برای «دفاع از مارکسیسم» نمی‌نویسیم؛ مارکسیسم نیازی به دفاع ندارد. با این حال، باید غبار بحث را کنار بزنیم، به وضوح نشان دهیم که آنچه گفته می‌شود در کجای نقشه ایدئولوژی‌ها قرار می‌گیرد و هشدارهایی به برخی از دوستان مارکسیست خود ارائه دهیم.

۲۰۲۵-۱۲-۲۵ ادامه

حزب کمونیست ونزوئلا و حزب کمونیست اکوادور «نغمه‌خوانان مارکسیسم شرقی» را افشا می‌کنند!

در اوایل دسامبر ۲۰۲۵، دو بیانیه مهم - یکی از حزب کمونیست ونزوئلا و دیگری از حزب کمونیست اکوادور - خط سیاسی روشنی در سراسر جنبش جهانی کمونیستی کشیدند. هر دو حزب، که با اصول ایدئولوژیک مشترک متحدند، هشدارهای تندی را درباره به اصطلاح «پلتفرم جهانی ضدامپریالیستی» (WAP)، که آن‌ها آن را نه به عنوان وسیله‌ای برای انترناسیونالیسم پرولتری، بلکه به عنوان دستگاهی آپورتونیست و آشکارا ضدکمونیست، که برای همسو کردن احزاب کارگری با منافع یک بلوک سرمایه‌داری علیه دیگری طراحی شده است توصیف می‌کنند، صادر کردند.

۲۰۲۵-۱۲-۲۴ ادامه

بریکس در ارائه ضد-امپریالیسم شکست خواهد خورد: با نگاهی به عملکرد روسیه و چین در غزه و ونزوئلا

مدافعانی مانند «دوستان چین سوسیالیست» از رأی ممتنع چین و روسیه دفاع می‌کنند. آن‌ها به طرز عجیبی استدلال می‌کنند که: «برای چین با روسیه، استفاده از حق وتو، فقط موضع آن‌ها را در برابر کشورهای عربی و اسلامی تضعیف می‌کرد و نتیجتاً موضع ایالات متحده را بیش‌تر تقویت می‌کرد.» گویی رأی مخالف به قطع‌نامه شورای امنیت به قیمت دوستی آن‌ها با برخی از خائنین به آرمان فلسطین تمام می‌شد، و سرپیچی از طرح ایالات متحده به نوعی رابطه فرمانبری همین خائنین به سرنوشت غزه با ایالات متحده را تقویت می‌کرد.

۲۰۲۵-۱۲-۲۳ ادامه

نامه لنین به شاهوپیان پیرامون فدرالیسم و حق جدایی

ما اصولاً با فدرالیسم مخالفیم- این پیوندهای اقتصادی را تضعیف می‌کند، و برای چیزی که یک دولت است نامناسب می‌باشد. شما می‌خواهید جدا شوید؟ خب، اگر توانستید خود را به قطع پیوندهای اقتصادی راضی کنید، یا به بیان دقیق‌تر، اگر بار و ناسازگاری «زندگی باهم» چنان است که پیوندهای اقتصادی را مسموم می‌کند و از بین می‌برد، بروید به جهنم. نمی‌خواهید جدا شوید؟ خوب، اما در آن‌صورت برای من تصمیم نگیرید، و فکر نکند «حق» به فدرالیسم دارید.

۲۰۲۵-۱۲-۱۴ ادامه