آزادی زندانی سیاسی، آزادی احزاب سیاسی، سندیکاهای کارگری و سازمان‌های صنفی و توده‌ای عدالت اجتماعی بخشی جدایی‌ناپذیر از حقوق بشر است سیاست تعدیل و خصوصی‌سازی مغایر منافع زحمتکشان و امنیت ملی است آزادی زندانی سیاسی، آزادی احزاب سیاسی، سندیکاهای کارگری و سازمان‌های صنفی و توده‌ای عدالت اجتماعی بخشی جدایی‌ناپذیر از حقوق بشر است سیاست تعدیل و خصوصی‌سازی مغایر منافع زحمتکشان و امنیت ملی است آزادی زندانی سیاسی، آزادی احزاب سیاسی، سندیکاهای کارگری و سازمان‌های صنفی و توده‌ای عدالت اجتماعی بخشی جدایی‌ناپذیر از حقوق بشر است سیاست تعدیل و خصوصی‌سازی مغایر منافع زحمتکشان و امنیت ملی است آزادی زندانی سیاسی، آزادی احزاب سیاسی، سندیکاهای کارگری و سازمان‌های صنفی و توده‌ای عدالت اجتماعی بخشی جدایی‌ناپذیر از حقوق بشر است سیاست تعدیل و خصوصی‌سازی مغایر منافع زحمتکشان و امنیت ملی است

«یک آلترناتیو برای آلمان»؟

«یک آلترناتیو برای آلمان»؟

مارگارت تاچر، با این عبارت که «هیچ آلترناتیوی وجود ندارد»، مخالفانِ سیاست‌های نئولیبرالیِ خود را خطاب قرار داد و روح زمانه را آشکار کرد. عبارت «هیچ آلترناتیوی وجود ندارد»، که زمانی توسط تاچر بیان شده بود، سال‌ها بعد در اروپا و باز هم توسط یک رهبر زن - یعنی آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان - در بحبوحه بحرانی دیگر تکرار شد؛ او با این سخن بر اجتناب‌ناپذیر بودن سیاست‌های خود تأکید می‌ورزید. دقیقاً در چنین شرایطی بود که عده‌ای به رهبری یک پروفسور اقتصاد به نام برند لوکه از حزب «اتحادیه دموکرات مسیحی آلمان» حزب جدیدی را تأسیس کردند. نام حزبی که آن‌ها تأسیس کردند، متأثر از موج و جریانی بود که در مخالفت با عبارت «هیچ آلترناتیوی وجود ندارد» مرکل شکل گرفته بود: «آلترناتیو برای آلمان».

۲۰۲۶-۰۹-۲۳ ادامه

قدرت سیاسی بانک‌های مرکزی

داستان ایدئولوژیک غالب درباره بانک‌های مرکزی این است که خارج ساختن آن‌ها از کنترل دولت‌ها آز آن‌ها سیاست‌زدایی کرده و آن‌ها را به بازیگران بی‌طرف «علمی» در اقتصاد تبدیل می‌کند. این نظر ادعا می‌کند که بانک‌های مرکزی فرای نفوذ سیاسی، فرای ایدئولوژی قرار دارند. این کاملاً دروغ است. بانک‌های مرکزی نه تنها بی‌طرف، «علمی» یا مستقل نیستند، بلکه دست در دست سرمایه مالی کار می‌کنند، منافع آن را نمایندگی کرده و به نمایندگی از جانب آن در مناظره دمکراتیک مداخله می‌کنن

۲۰۲۵-۱۰-۲۹ ادامه

مقاومت یعنی چه؟ سیاست خارجی را از خیابان‌ها جمع کنیم!

تصور نمی‌کنم تمایل کشور به شرق با انتخاب بوده، بلکه بیشتر شرایط ما را به این سمت سوق داده است. جامعه ایرانی تمایل به غرب دارد، نه شرق… اگر به لحاظ سیاسی، کشور ما در مقطعی تمایل شرقی پیدا کند، به لحاظ اقتصادی و در ‌نهایت در صنایع کلیدی مانند نفت، گاز و پتروشیمی تمایل دستگاه اجرایی و بخش خصوصی ما به کالا و خدمات غربی است.

۲۰۲۵-۰۸-۲۲ ادامه