آزادی زندانی سیاسی، آزادی احزاب سیاسی، سندیکاهای کارگری و سازمان‌های صنفی و توده‌ای عدالت اجتماعی بخشی جدایی‌ناپذیر از حقوق بشر است سیاست تعدیل و خصوصی‌سازی مغایر منافع زحمتکشان و امنیت ملی است آزادی زندانی سیاسی، آزادی احزاب سیاسی، سندیکاهای کارگری و سازمان‌های صنفی و توده‌ای عدالت اجتماعی بخشی جدایی‌ناپذیر از حقوق بشر است سیاست تعدیل و خصوصی‌سازی مغایر منافع زحمتکشان و امنیت ملی است آزادی زندانی سیاسی، آزادی احزاب سیاسی، سندیکاهای کارگری و سازمان‌های صنفی و توده‌ای عدالت اجتماعی بخشی جدایی‌ناپذیر از حقوق بشر است سیاست تعدیل و خصوصی‌سازی مغایر منافع زحمتکشان و امنیت ملی است آزادی زندانی سیاسی، آزادی احزاب سیاسی، سندیکاهای کارگری و سازمان‌های صنفی و توده‌ای عدالت اجتماعی بخشی جدایی‌ناپذیر از حقوق بشر است سیاست تعدیل و خصوصی‌سازی مغایر منافع زحمتکشان و امنیت ملی است

فاشیسم: لاستیک زاپاس بورژوازی

فاشیسم: لاستیک زاپاس بورژوازی

ایده‌های فاشیستی در جاهایی بیش از همه به چشم می‌خورند که جنبش پرولتاریایی در آن‌ها بیش‌ترین رشد را داشته و مبارزهٔ طبقاتی به آشکارترین شکل جریان دارد. فاشیسم بر یک شالوده سیاسی در ذهن توده‌ها ریشه نمی‌دواند؛ زیرا توده‌ها از زیرساخت لازم برای پذیرش فاشیسم به‌مثابه یک ایدئولوژی برخوردار نیستند. تنها دلیل روی آوردن افراد به این ایدئولوژی بیمارگونه، احساسات عاطفیِ «ملی‌» است که بورژوازی در جامعه تزریق می‌کند. و اتفاقاً ، این احساسات فقط در دوره‌هایی اوج می‌گیرند که قدرت سرمایه‌داری دچار بحران شده است؛ دوره‌هایی که این اوج‌گیری با «تحریکاتی» هم‌راه است که رسانه‌های بورژوایی به جامعه تزریق می‌کنند.

۲۰۲۶-۱۰-۲۵ ادامه

ویژگی نئوفاشیسم

فاشیسم یا نئوفاشیسم یک پدیده‌ بسیار مدرن است که بر اتحاد میان سرمایه انحصاری و «نوکیسه‌های» فاشیست (به تعبیر میخال کالِتسکی) قرار دارد. فاشیسم فقط در عصر سرمایه انحصاری، در دوره‌ای که نظام سرمایه‌داری با بحران روبه‌رو شده و مشروعیت آن در معرض تهدید قرار گرفته است، پدیدار می‌شود. در واقع، تفاوت میان درک مارکسیستی از فاشیسم و درک لیبرالی از آن، دقیقاً در برسمیت شناختن درک مارکسیستی از نقش فاشیسم در دفاع از هژمونی سرمایه انحصاری از طریق ارائه یک گفتمان انحرافی قرار دارد.

۲۰۲۶-۱۰-۲۵ ادامه

موتسارت، آبجو، فاشیسم…

«وادار کردن مردم به گوش دادن به موتسارت، فاشیسم است... تحت فشار گذاشتن مردم برای نوشیدن آبجو، فاشیسم است... آنچه با زنان محجبه ما انجام می‌شود، فاشیسم است...» اردوغان این هفته به این شیوه، تعریفی از فاشیسم ارائه کرد... کسانی که واقعاً از فاشیسم بیم دارند و قصد مبارزه با آن را دارند، بهتر است بُعد طبقاتی موضوع را بخوب درک کنند. یک رژیم فاشیستی که آبجو و موسیقی موتسارت را ممنوع کند، امکان‌پذیر است؛ اما یک رژیم فاشیستی که کشور را غرق در آبجو و حتی موسیقی کلاسیک کند (حتی اگر از طریق استثمار) نیز امکان‌پذیر است. اما وجود یک رژیم فاشیستی که اجازهٔ اعتصاب بدهد، غیرممکن است.

۲۰۲۶-۱۰-۲۵ ادامه

سرمایه‌داری محتضر

این بن‌بست سرمایه‌داری نئولیبرال است - که در آن نظام همچنان در رکود مانده است، اما برای غلبه بر آن کار چندانی نمی‌تواند انجام دهد، [بن‌بستی] که ریشه نشانه‌های کنونی زوال آن است؛ این نشانه‌ها دقیقاً آنتی‌تز همان تصویری هستند که سرمایه‌داری پیش از این از خود ارائه می‌داد. سرمایه‌داریِ محتضر نمی‌تواند با توسل به نئوفاشیسم، از میان بردن دموکراسی و استعمار مجدد، خود را از بحران برهاند. آنچه امروز در جریان تجاوز نظامی مشترک آمریکا و اسرائیل علیه ایران رخ می‌دهد، شواهد کافی و روشنی در تأیید این واقعیت به دست می‌دهد.

۲۰۲۶-۱۰-۲۱ ادامه

«یک آلترناتیو برای آلمان»؟

مارگارت تاچر، با این عبارت که «هیچ آلترناتیوی وجود ندارد»، مخالفانِ سیاست‌های نئولیبرالیِ خود را خطاب قرار داد و روح زمانه را آشکار کرد. عبارت «هیچ آلترناتیوی وجود ندارد»، که زمانی توسط تاچر بیان شده بود، سال‌ها بعد در اروپا و باز هم توسط یک رهبر زن - یعنی آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان - در بحبوحه بحرانی دیگر تکرار شد؛ او با این سخن بر اجتناب‌ناپذیر بودن سیاست‌های خود تأکید می‌ورزید. دقیقاً در چنین شرایطی بود که عده‌ای به رهبری یک پروفسور اقتصاد به نام برند لوکه از حزب «اتحادیه دموکرات مسیحی آلمان» حزب جدیدی را تأسیس کردند. نام حزبی که آن‌ها تأسیس کردند، متأثر از موج و جریانی بود که در مخالفت با عبارت «هیچ آلترناتیوی وجود ندارد» مرکل شکل گرفته بود: «آلترناتیو برای آلمان».

۲۰۲۶-۰۹-۲۳ ادامه

برگ «فاشیسم» بورژوازی

در دهه‌های ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ در اروپا، یک جنبش سوسیالیستی در حال ظهور، یک مبارزه طبقه کارگر، وجود داشت. به این معنا، یک «تهدید کمونیستی» برای بورژوازی وجود داشت. امروزه، برخلاف دوران کلاسیک فاشیسم، هیچ «تهدید کمونیستی» وجود ندارد، اما نظام سرمایه‌داری بار دیگر در بحران است و فقر در بسیاری از کشورها رو به افزایش است. رکود اقتصادی و بیکاری فزاینده، به ویژه پس از بحران ۲۰۰۸، قابل توجه است. به همین ترتیب، کاهش توانایی رژیم‌های بورژوایی موجود برای اداره جوامع و مشکل مهاجرت، طبقات حاکم را به سمت ایجاد پیوند با جنبش‌های فاشیستی سوق می‌دهد.

۲۰۲۶-۰۱-۲۶ ادامه