تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
دوشنبه، ۵ مرداد ۱۴۰۵
منبع: «چپ» (soL)
نویسنده: انگین سولاکوغلو
یکشنبه، ۲۶ ژوئیه ۲۰۲۶
ادغام جنگها
«همگرایی مبارزات» (La convergeance des luttes) مفهومی است که نخستینبار در فرانسه با آن برخورد کردم. این عبارت را میتوان به عنوان یکیشدن، همپوشانی، تقاطع یا به هم پیوستن مبارزات در یک جهت واحد ترجمه کرد. به عنوان مثال، در جریان یک اقدام کارگری گسترده، ورود دانشجویان دانشگاه به یک بایکوت همهجانبه و همزمان، دست کشیدن کارکنان بخش سلامت از کار نیز نمونهای از آن است. برای اینکه بتوانیم در اینجا از یکیشدن یا تقاطع صحبت کنیم، این اقدامات باید در یک بازه زمانی مشترک رخ دهند و به یک هدف واحد خدمت کنند. همگرایی مبارزات برای انقلابیون یک پیشرفت مثبت و همواره امیدوارانه است.
اما ادغام جنگها میتواند فاجعه بهبار آورد. بهویژه اگر محل تلاقی شعلههای درگیری در بیخ گوش ما باشد، وضعیت بسیار نگرانکنندهتر میشود.
جنگی که ناتو از طریق اوکراین علیه روسیه آغاز کرد، در سال ۲۰۱۴ از دید ناظران بیرونی «با شدت کم» آغاز شده بود. البته این فرضیه از یک دیدگاه جهانی معتبر است؛ اما اگر از کودکان مدرسهای و پدر و مادرهایشان در لوگانسک بپرسید، پاسخهای متفاوتی دریافت خواهید کرد. اما تاریخِ کشیده شدن جنگ به ابعاد جهانی را میتوان به ۲۴ فوریه ۲۰۲۲، یعنی روز حمله روسیه به اوکراین نسبت داد. در این جنگ که گمان میرفت طی دو هفته تمام شود، اکنون نزدیک به چهار سال و نیم را پشت سر میگذاریم.
من قصد ندارم تحولات و فراز و نشیبهای جنگ را ردیف کنم؛ یک نگاه به وضعیتی که اکنون در آن قرار داریم کافی است. از یک سو، با یک جنگ جبههای با ریتمِ «سه کیلومتر به جلو، پنج کیلومتر به عقب» روبهرو هستیم. از سوی دیگر، شاهد بمبارانهای هوایی و حملاتی هستیم که با تسلیحات پیشرفته انجام میشوند، و اکنون اعماق خاک هر دو کشور را هدف قرار میدهند. به این وضعیت، میتوانیم جبهه سومی را نیز که اکنون در دریای سیاه در حال شکلگیری است، اضافه کنیم.
فهمیدن دلیل اینکه جبهه ناتو به گزینه هوایی و تمرکز بر دریای سیاه اولویت داده، دشوار نیست. برای تغییر وضعیت در یک جنگ جبههای، به سرباز نیاز است؛ و این دقیقاً همان نقطهای است که ناتو و اوکراین در آن با بزرگترین چالش روبهرو هستند. دیگر نیروی انسانی در اوکراین باقی نمانده است. اروپای متمدن که در دوره نخست به روی اوکراینیهای متواری از جنگ «آغوش گشوده بود»، اکنون به دنبال راههایی است تا آنها را به کشورشان بازگرداند و به جبههها بفرستد. از سوی دیگر، برای اعضای ناتو که میخواهند به قیمت کشته شدن تکتک اوکراینیها روسیه را تضعیف کنند، اعزام سربازان خودشان هزینه سیاسی و اجتماعی بسیار بالایی دارد.
گسترش بمبارانهای هوایی به سمت اعماق خاک روسیه، در عین حال اهداف روانشناختی، یعنی آسیب دیدن مستقیم و به ستوه آمدن مردم روسیه از جنگ، و همچنین یادآوری این موضوع که روایتِ کرملین مبنی بر یک «عملیات نظامی محدود» در مرزهای غربیِ دوردست، واقعیت ندارد را دنبال میکند. ما برای سنجش اینکه این جنگ روانی تا چه حد موفق بوده است، دادههایی در دست نداریم، اما قطعی است که این حملات به خسارات اقتصادی سنگین و اختلال در زندگی روزمره مردم روسیه منجر شده است.
واضح است که گسترش جنگ به دریای سیاه نیز با هدف تضعیف تجارت دریایی و اقتصاد روسیه انجام میشود. زمانی که روسیه با همان شدت به این حملات پاسخ داد، تجارت در تنها خروجی دریایی اوکراین و همچنین در بندرهای آزاد روسیه که در تمام ۱۲ ماه سال قابلیت کشتیرانی دارند، به نقطه توقف رسید. ما نیز به عنوان کشوری با ۱۷۰۰ کیلومتر خط ساحلی در دریای سیاه، در درماندگی کامل نظارهگر این جنگ هستیم؛ جنگی که در خط افق ما جریان دارد، گاه به سواحل ما آسیب میرساند و جان شهروندانمان را نیز میگیرد. بدتر از آن، کسانی که برای حفاظت به ریسمان ناتو چنگ زدهاند، به کوششهای خود جهت وارد کردن کشور به این جنگ با همان سرعت ادامه میدهند.
جنگ دوم ما نیز با ریتمی شبیه به سکسکه ادامه دارد. به نظر میرسد مرحله سوم این جنگ که در اجلاس ناتو در آنکارا توسط «دوست من ترامپ»* آغاز شد و تقریباً ۱۵ روز به طول انجامید، دوباره در حال فروکش کردن است. با نگاهی به اخبار مطبوعات غرب، تحلیل رفتن و کمبود در ماشین جنگی ایالات متحده در این فروکش نقش داشتهاند. بهویژه این واقعیت که کاهش جدی در ذخایر موشکهای پدافند هوایی وجود دارد، قابل کتمان نیست. اگر نابودی با دقت بالای رادارهایی که مغز متفکر سامانههای پدافند هوایی آمریکا محسوب میشوند توسط ایران به این وضعیت اضافه کنیم، آشکار است که هزینه جنگ برای ایالات متحده افزایش یافته است. «نیویورک تایمز» گزارش داد که کین، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا، به همین دلیل به ترامپ هشدار داده است که حمله گستردهتری را آغاز نکند.
در این میان، یمنیهای دلاور همچنان به سیلی زدن به پادشاهی سعودی – که تحت سلطه ایالات متحده است – و به تجارت نفت آن در دریای سرخ و بابالمندب ادامه میدهند. طبیعی است که صدای این سیلیها در بازارهای نفت طنینانداز میشود.
جا دارد در اینجا یادآوری کنیم که جهان غرب مدتهاست از مفاهیم «نیابتیهای ایران»، و «جنگهای نیابتی» استفاده میکند. جالب اینکه، کشورهایی مانند اردن، کویت یا بحرین که همگام با ایالات متحده حرکت میکنند، یا امارات متحده عربی که امتداد اسرائیل در منطقه است، «نیابتی» محسوب نمیشوند؛ اما برچسب «نیابتی ایران» به راحتی بر پیشانی حزبالله – که تنها نیروی مقاومت در برابر اسرائیل در لبنان است – یا سازمان انصاراللهِ حوثیها در یمن چسبانده میشود. تردیدی نیست که غربیها با سیاست و رسانههای خود، بخشی از این تبلیغاتِ با امضای «موساد هستند»؛ اما فهمیدن اینکه چه بر سر برخی مفسران، کارشناسان و روزنامهنگاران در ترکیه آمده، دشوار است. عادت به خبرنگاری و تفسیرِ ترجمهشده از غرب، بیگناهترین توجیه ممکن است. به عنوان مثال، بیاطلاع بودن از ماهیت برخی احزاب و سازمانها در آمریکای مرکزی و مراجعه به منابعی که آنجا را خوب میشناسند تا حدی قابل درک است، اما طوطیوار تکرار کردن مواضع غرب در قبال سازمانهای جغرافیایی که بیش از ۱۰۰۰ سال است در آن زندگی میکنیم، نباید عذری به نام جهالت داشته باشد.
علاوه بر این، حتی برخی از دانشگاهیان و روزنامهنگاران باسابقه غربی نیز معترضند که این تعریف گمراهکننده است. توماس ژونو، دانشگاهیِ کاملاً لیبرال کانادایی و ژرژ مالبورنو، خبرنگار ارشد سرویس خارجی «لو فیگارو» – که یکی از ریشهدارترین روزنامههای راستگرای فرانسه است – اخیراً به این نکته اشاره کردند. ژونو اظهار داشت که هیچکس با شناخت از تاریخ سیاسی معاصر یمن، نمیتواند ادعا کند که انصارالله «گروهی است که دستورات خود را از ایران دریافت میکند.»”.»
بگذارید از همینجا یک خدمت عمومی به حفظکنندگان طوطیوار مطالب در کشورمان ارائه دهیم. هم انصارالله در یمن و هم حزبالله در لبنان، سازمانهایی هستند که در نتیجه پویاییهای داخلی کشورهای خود و در واکنش به مداخلههای خارجی شکل گرفتهاند. آنها با ایران ارتباط دارند، اما سطح وابستگی هیچکدام از آنها به تهران با سطح وابستگی اردن یا بحرین، و یا حتی رومانی – که در طول جنگ به ارتش امپریالیستی پناه داد – به ایالات متحده قابل مقایسه نیست. اینها اطلاعاتی نیست که دسترسی به آنها دشوار باشد. از این رو، جویدنِ مدامِ روایتِ «موساد» مبنی بر «ایران و نیابتیهایش« مانند آدامس، فقط اشتیاق شما را برای تعلق داشتن به اردوگاه امپریالیستی لو میدهد. این سخنان من، برای وزرای امور خارجه کشورهای منطقه نیز صدق میکند.**
بگذارید آنچه را گه گفتهایم جمعبندی کنیم. ما میگفتیم که مرحله سوم جنگ در حال فروکش کردن است. در اینجا، همانقدر که محدودیت در امکانات و توانمندیهای ایالات متحده نقش داشت، افزایش اعتمادبهنفس ایران به دلایل موجه نیز مؤثر بود. اکنون جستجو برای یک روند آتشبس جدید در جریان است. در پی آنکه ایالات متحده روز گذشته حملات خود را متوقف کرد، ایران نیز به اقدامات تلافیجویانه خود پایان داد. البته، هرچند که در جایگاهی نیستم که بگویم، اما بگذارید این نکته را به مردم و مسئولان ایران یادآوری کنم که به هیچیک از پیشنهادات آتشبس آمریکا نمیتوان اعتماد کرد؛ امضاهایی که این کشور زده یا خواهد زد، ساختگی است و به این سادگیها از هدف خود برای فروپاشی ایران دست نخواهد کشید.
خواهید گفت «نشستن در یک گوشه و لاف زدن آسان است»، اما من اگر بودم تا زمانی که پایگاههای آمریکا در منطقه، بهویژه پایگاههای موجود در بحرین، اردن و کویت با خاک یکسان نمیشدند، پای میز مذاکره نمینشستم.
این آخرین وضعیت دو جنگ در شمال و شرق/جنوب شرقی ترکیه است. اما اتفاقی که روز گذشته رخ داد، نقطه شروع این نوشته بود. در دریای خزر، یعنی درست در شمال شرقی ما، یک کشتی ایرانی که از روسیه به سمت ایران در حرکت بود، به این بهانه که حامل سلاح است، توسط اوکراین هدف قرار گرفت.
وضعیت کنونی دو جنگ در شمال و شرق/جنوب شرق ترکیه به این صورت است. تحولی که روز گذشته رخ داد، نقطه شروع این نوشته بود. در دریای خزر، یعنی دقیقاً در شمال شرقی ما، یک کشتی ایرانی که از روسیه به سمت ایران در حرکت بود، به این دلیل که حامل سلاح بود توسط اوکراین هدف قرار گرفت.
رژیم زلنسکی که فناوری تسلیحاتی بهجامانده از میراث شوروی که پیش از جنگ نیز وجود داشت را در طول جنگ به شکل ملموسی تقویت کرده بود، از مدتی پیش از این نیز در تلاش بود تا نقش مزدوری را برای بلوک امپریالیستی-که با ائتلاف ناتو نمادین شده اما محدود به آن نیست-بر عهده بگیرد. در طول حمله ایالات متحده اسرائیل به ایران، اعضای باند زلنسکی مانند ختنهکنندگان دورهگرد در کشورهای حاشیه خلیج فارس میچرخیدند و در ازای دریافت دستمزد، خدمات دفاعی بهویژه در برابر پهپادها را پیشنهاد میدادند. ما نمیدانیم در آن چانهزنیها چه کسی چقدر به جیب زد؛ اما شکی نیست که بخش عمدهای از دستمزدهای دریافتی، نه در کییف، بلکه در حسابهای شخصی افتتاحشده در «سیتی لندن» [مرکز مالی لندن] انباشته شده است.
در عین حال، زلنسکی نیز که با افتادن از چشم ترامپ، رئیسجمهورِ فاقد انسانیت آمریکا ضربه روانی خورده بود، در طول جنگ رویکردی را برای همتراز نشان دادن روسیه و ایران در پیش گرفته بود. او در آخرین نمونه، ادعاهایی را مطرح میکرد مبنی بر اینکه ایستگاههای «سیا» در خاورمیانه در پی اطلاعات ارائهشده از سوی روسیه، توسط ایران هدف قرار گرفتهاند.
اگر حمله روز گذشته در دریای خزر واقعاً توسط اوکراین انجام شده باشد، نشاندهنده قصد صعود به سطحی بالاتر در مزدوری برای امپریالیسم است. این توصیه نیز باید از سوی لندن آمده باشد که قلاده او را در دست دارد. امیدوارم این رویداد منجر به ادغام دو جنگ نشود و به عنوان یک اتفاق استثنایی باقی بماند.
زیرا زلنسکی برای حفظ قدرت خود جهت مزدوری برای امپریالیسم، رقبای جدی در منطقه ما دارد و ما میدانیم آنها چه کسانی هستندو
https://haber.sol.org.tr/yazarlar/engin-solakoglu/savaslarin-birlesmesi-412139
———————————-
* اردوغان در اجلاس ناتو در آنکارا رئیسجمهور آمریکا را «دوست من ترامپ» مورد خطاب قرار داد.
** اشاره به سخنان هاکان فیدان، وزیر امور خارجه ترکیه استکه ایران را با اسرائیل مقایسه کرد.
