تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
سهشنبه، ۲۱ بهمن ۱۴۰۴
منبع: صدای سوسیالیستی، نشریه حزب کمونیست ایرلند
نویسنده: شان ادواردز
یکشنبه، ۲ فوریه ۲۰۲۰
کنفرانس بینالمللی ضد امپریالیستی در کاراکاس
رئیسجمهور مادورو در در ۲۳ ژانویه در مراسمی به مناسبت سالگرد سقوط دیکتاتوری خیمنز در سال ۱۹۵۸، سال ۲۰۱۹ را سال پیروزیها برای ونزوئلا اعلام کرد.
این همچنین تاریخی بود که سال گذشته توسط خوان گوایدو برای اعلام خود به عنوان «رئیسجمهور موقت» ونزوئلا انتخاب شد. استدلال او، که توسط مایک پنس مطرح شد، این بود که این منصب به دلیل عدم به رسمیت شناختن انتخاب رئیسجمهور مادورو خالی است، و بنابراین باید به رئیس مجلس ملی، مقامی که او در اختیار داشت، داده شود.
گوایدو که از حمایت ایالات متحده برخوردار بود، توسط ایالات متحده و اتحادیه اروپا، به همراه متحدان و کشورهای وابسته آنها، که در مجموع به پنجاه و دو کشور میرسند، به رسمیت شناخته شد، جنگ اقتصادی علیه ونزوئلا را تشدید کرد و موجب سختیهای زیادی برای جمعیت شده است.
جنگ اقتصادی با یک جنگ تبلیغاتی همراه است، که مانع از گزارشهای مثبت، یا حتی بیطرفانه درباره ونزوئلا در رسانههای شرکتی میشود.
به تعبیر رئیسجمهور مادورو، خوان گوایدو، از یک شکست فاجعهبار به شکستی دیگر رسیده است. تلاش برای وارد کردن اجباری کمکهای به اصطلاح بشردوستانه به ونزوئلا از کلمبیا به طرز فجیعی شکست خورد؛ آنها حتی یک کامیون را در مرز آتش زدند و رسانههای وظیفهشناس نیروهای دولتی را مقصر قامداد کردند.
همکاران او در حال اختلاس پولی که قرار بود برای فراریان ارتش باشد، دستگیر شدند؛ چنین وانمود شد که او توسط یک باند قاچاق مواد مخدر شبهنظامی جنایتکار از مرز عبور داده شده است. او روی بر روی یک پل هوایی بزرگراه در شرق کاراکاس ایستاد و خواستار کودتای نظامی شد، و ادعا کرد که از یک پایگاه ارتش در همان نزدیکی صحبت میکند، اما فایدهای نداشت: ارتش وفادار ماند.
برای گوایدو هیچ چیز، جز پولی که از ایالات متحده دریافت میکند – ۴۵۰ میلیون دلار فقط از آژانس توسعه بینالمللی ایالات متحده، کار نمیکند. آخرین بیآبرویی او: او دیگر ریاست مجلس ملی را که بر اساس آن ادعای ریاست جمهوری خود را مطرح کرده بود، بر عهده ندارد. اکثریت نمایندگان مخالف او را محکوم کردهاند، رئیس جدیدی انتخاب کردهاند و با رئیسجمهور مادورو در مورد انتخابات مجلس که قرار است امسال برگزار شود، به توافق رسیدهاند.
بیخیال: او با هواداران باقیماندهاش ملاقات کرد و ادعا کرد که مجلس ملی واقعی است و به ادعاهای خود ادامه میدهد. ایالات متحده حمایت مداوم خود را اعلام کرد. او را به عنوان رئیسجمهور ونزوئلا منصوب کرده است؛ و ونزوئلاییهای صرف چه حقی برای مخالفت دارند؟
شرکتکنندگان کنفرانس بینالمللی ضد امپریالیستی که در کاراکاس برگزار میشد، در این مراسم خضور داشتند. چهارصد نماینده از هفتاد و دو کشور، تجربیات خود را به اشتراک گذاشتند و همبستگی خود را با ونزوئلا ابراز کردند. حضور هیئت بزرگی از ایالات متحده، از جمله بهمن آزاد از شورای صلح ایالات متحده که کنفرانس دوبلین در مورد پایگاههای نظامی ایالات متحده و ناتو در دوبلین را در نوامبر ۲۰۱۸ سازماندهی کرده بود، به طور ویژه چشمگیر بود. چهار نفر از مدافعان شجاع سفارت ونزوئلا در واشنگتن اکنون با محاکمه روبرو هستند.
سخنرانی خود من در گروهی که در مورد حاکمیت بحث میکرد، به استعمارنو به عنوان یک اتحاد طبقاتی اشاره کرد. برای مثال، در آمریکای لاتین، الیگارشیها نمیتوانند بدون ایالات متحده حکومت کنند و ایالات متحده نیز نمیتواند بدون آنها حکومت کند. طبیعتاً، من در این زمینه از تاریخ خودمان الهام گرفتم.
علیرغم سخنان شجاعانه رئیسجمهور و فروپاشی کامل چالش گوایدو، ونزوئلا در وضعیت بسیار دشواری قرار دارد. جنگ اقتصادی خسارات عظیمی به اقتصاد وارد کرده و این کشور توسط کشورهای دشمن با دولتهای راست افراطی احاطه شده است. تهاجم امپریالیستی پیروزیهای متعددی داشته است، که جدیدترین آنها کودتای فاشیستی در بولیوی بود، در حالی که برزیل و کلمبیا به تروریستها پناه داده و آنها را آموزش میدهند.
ونزوئلا دو بار توسط آقای اوبامای مهربان و آقای ترامپ بدجنس، که هر دو مصمم به نابودی انقلاب بولیواری آغاز شده توسط هوگو چاوز بودند، «خطری آشکار و حاضر برای ایالات متحده» اعلام شده است. برای جناح راست افراطی اپوزیسیون، انتخابات کافی نیست: آنها میخواهند چاویسمو را به طور کامل نابود کنند، هدفی که حاکمان ایالات متحده نیز در آن سهیم هستند.
شرکتکنندگان در کنفرانس پس از بازگشت به کشور خود با وظیفه سنگینی روبهرو هستند: سازماندهی همبستگی با ونزوئلا.
https://socialistvoice.ie/2020/02/international-anti-imperialist-conference-in-caracas/
***
منبع: صدای سوسیالیستی، نشریه حزب کمونیست ایرلند
نویسنده: مککارتان
حمعه، ۶ فوریه ۲۰۲۶
بحران کاراکاس: تجاوز امپریالیستی و درسهایی برای چپها
رویدادهای پیرامون ربودن نیکولاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا، و سیلیا آدلا فلورس د مادورو در ۳ ژانویه توسط ایالات متحده، در حالی که مردم سعی میکنند بفهمند چه اتفاقی افتاده است، همچنان باعث سردرگمی و تفرقه در چپهای جهان میشود.
پیرامون وقایعی که در ۳ ژانویه در کاراکاس رخ داد، قطعاً پرسشهای زیادی مطرح شده است. تمرکز عمدتاً بر واکنش بسیار محدود ارتش ونزوئلا بود. چگونه ایالات متحده توانست به راحتی به حریم هوایی ونزوئلا روسوخ کند و رئیسجمهور را برباید؟ در دفاع از رئیسجمهور، ۳۲ داوطلب نظامی کوبایی در کنار تعداد قابل توجهی از پرسنل غیرنظامی و نظامی ونزوئلا در این نبرد جان باختند.
سازمانهای اطلاعاتی غربی، با استفاده از دسترسی آسان خود به رسانههای غربی، تلاش کردهاند تا از سردرگمی ایجاد شده سوءاستفاده کنند، دلسی رودریگز، رئیسجمهور موقت ونزوئلا، را با درز بیوقفه اطلاعات از «منابع» – که عمدتاً افراد ناشناسی هستند که به عنوان «مطلع» یا «نزدیک» به وقایع معرفی میشوند و شواهد ملموس بسیار کمی ارائه میدهند – بیشتر منزوی کنند. همه اینها بخشی از شرطیسازی ایدئولوژیک و ایجاد رضایت در مورد چگونگی درک وقایع توسط کارگران از دیدگاه امپریالیستی غربی است، که به وضوح شکست دادن امپریالیسم یا فرار از چنگال آنرا غیرممکن جلوه میدهد، تا شکستگرایی و انفعال را تشویق کند.
در تلاش برای پی بردن به اینکه در اوایل ژانویه در کاراکاس واقعاً چه گذشت، سوراخ خرگوش بسیاری وجود دارد که سازمانهای اطلاعاتی غربی دوست دارند زحمتکشان به درون آن بروند. این واقعیت که دلسی رودریگز، رئیسجمهور موقت ونزوئلا، ممکن است در ماه فوریه به واشنگتن برود، در حال حاضر نشانهای از هیچ چیز واقعی نیست. مردم نباید دیپلماسی را با خیانت اشتباه بگیرند.
ونزوئلا در حال حاضر پس از دههها تحریم و توقیف داراییهای دولتی و صندوقهای ثروت ملی توسط ایالات متحده، که تأثیر قابل توجهی بر کارگران داشته است، در موقعیت بد و ضعیفی قرار دارد. کارگران باید به خاطر داشته باشند که تحریمها برای آسیب رساندن به کارگران و فقرا و در هم شکستن ظرفیت مردم برای مقاومت در برابر امپریالیسم است. در حال حاضر، ونزوئلا کارتهای کمی برای بازی و متحدین بسیار کمی در منطقه یا حتی در سطح جهانی دارد.
در حال حاضر، مالکیت ذخایر عظیم نفتی در اختیار دولت ونزوئلا است. درآمدها تقریباً به صفر رسیدهاند و در نتیجه، برنامههای اجتماعی بولیواری که به نفع کارگران، دهقانان و فقرا بوده است، به شدت تحت تأثیر قرار گرفتهاند. اگر دولت بتواند جریان درآمدهای نفتی را آغاز کند، سوال اساسی این است که این درآمدها برای چه چیزی استفاده میشود و چه کسی از آن سود میبرد.
شماری پرسش از تعامل احتمالی با ایالات متحده ناشی میشود: آیا این تحریمها و فشارهای محاصره را کاهش میدهد؟ آیا فضای بیشتری برای مانور ایجاد میکند تا امکان حرکت به جلو فراهم شود؟ ایجاد و حفظ تغییرات اساسی اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، همانطور که روند بولیواری در ونزوئلا وجود دارد، با توجه به محیط خصمانهای که این مبارزه در آن رخ میدهد، بسیار پیچیده و چالش برانگیز است.
تجربه جهانی و ملی نشان میدهد که سرمایهداری-امپریالیسم بدون مبارزه تسلیم نخواهد شد. در جریان روند بولیواری، ترکیبی سردرگم از الهیات رهاییبخش، آموزههای اجتماعی کاتولیک و سردرگمی ایدئولوژیک ایجاد شده توسط «سوسیالیسم قرن بیست و یکم» آبکی که توسط دانشگاهیان چپگرای غربی بودجود آمد، که میخواستند تجربه تاریخی ساختمان سوسیالیسم در قرن بیستم را انکار کنند- و بدون تصرف قدرت دولتی سوسیالسم بنا کنند.
آینده روند بولیواری در ونزوئلا به بسیج طبقه کارگر بستگی خواهد داشت. پرسشهای حیاتی شامل این است که آیا آنها قادر یا مایل به حفظ همان رابطه اجتماعی، اقتصادی و سیاسی با کوبا خواهند بود یا نه. اینجاست که همبستگی بینالمللی میتواند نقش کلیدی ایفا کند: نشان دادن به طبقه کارگر ونزوئلا که از حمایت جهانی برخوردارند و اینکه کوبا تنها نیست.
در حال حاضر موازنه نیروها به نفع ما نیست. در این زمان، منافع مادی ملی بر جهانبینی بسیاری از کشورها غالب است، هیچ دیدگاه ضد امپریالیستی بزرگی، مانند زمانی که اتحاد شوروی یک نیروی مادی قوی در سیاست و رویدادهای جهانی بود، وجود ندارد. عقبنشینی به منظور ایجاد فضایی برای حرکت به جلو لزوماً به معنای کنار گذاشتن مبارزه نیست. اکنون زمان مطلقاندیشی نیست، بلکه زمان تفکر استراتژیک است، تشخیص اینکه موازنه قوا در کجا قرار دارد. آنچه ما آرزو میکنیم و آنچه ممکن است، دو چیز متفاوت هستند.
کسانی که به تغییر رادیکال اعتقاد دارند و برای آن مبارزه میکنند، باید ببینند از وقایع ونزوئلا و دیگر روندهای رادیکال آمریکای لاتین چه درسهایی میتوانیم بیاموزیم. ما باید سعی کنیم و درسهایی که باید آموخت را، ارتقاء دهیم:
● برای ایجاد و ساختن یک انقلاب، به یک ایدئولوژی انقلابی نیاز است.
● قدرت دولتی بیطرف نیست.
● طبقه کارگر باید در مرکز قدرت اقتصادی و سیاسی باشد.
● مالکیت و کنترل سرمایه یک مسأله حیاتی است.
● نباید به صاحبان سرمایه اجازه داده شود که در زندگی اقتصادی و سیاسی جای پایی برای تضعیف روند انقلابی داشته باشند.
● تغییرات رادیکال را نمیتوان در یک چرخه انتخاباتی ایجاد کرد.
● چپگرایی افراطی یک بنبست است؛ هیچ انقلاب نابی وجود ندارد، و هیچ انقلابی بدون تناقض نیست.
● حاکمیت ملی و استقلال، مسائل طبقاتی است: در دست چه کسانی است و به چه کسانی خدمت میکند.
فرو رفتن در سوراخ خرگوشی که دستگاه ایدئولوژیک دولت ساخته است، ارزش چندانی ندارد؛ این فقط به آنها اجازه میدهد تصمیم بگیرند چه رخ داد و چگونه رخ داده است. این ما را ناتوان میسازد و یک پیروزی برای نیروهای ضد طبقه کارگر است.
https://socialistvoice.ie/2020/02/international-anti-imperialist-conference-in-caracas/
