تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم

شنبه، ۲۷ تیر ۱۴۰۵
منبع: الاخبار
نویسنده: یحیی دبوق
شنبه، ۱۸ ژوئیه ۲۰۲۶

بین تشدید نامعلوم و عقب ‌نشینی تلخ: شکست استراتژیک ترامپ را محاصره کرده است

 

ایالات متحده تحت سیاست‌های فعلی خود، هیچ چشم‌اندازی برای پایان دادن به بحران نمی‌بیند.

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در ارتباط با ایران با یک دوراهی دشوار روبرو است که انتخاب‌های ناخوشایندی را پیش روی او قرار می‌دهد. عقب‌نشینی و پذیرش شکست منجر به یک شکست سیاسی قابل توجه در برهه‌ای حساس از دوره دوم ریاست جمهوری او خواهد شد، در حالی که ادامه رویارویی فزاینده بدون هیچ پایان روشنی در چشم‌انداز، تنگه هرمز را بسته و عملاً او را به خانه اول بازمی‌گرداند. تلاش برای بازگشایی تنگه با زور، از جمله حمله زمینی به سواحل جنوبی ایران، با توجه به هزینه‌های گزاف و خطرات جدی آن، یک گزینه فاجعه‌بار خواهد بود و حتی توسط مشاوران نظامی رئیس‌جمهور نیز رد می‌شود. بنابراین، دولت خود را در یک چرخه معیوب فرسایشی می‌بیند که هیچ راهی برای پیروزی قاطع ارائه نمی‌دهد، و پیامدهایی را در بر دارد که می‌تواند توازن قدرت منطقه‌ای را به نفع ایران تغییر دهد.

ترامپ در تلاش برای شکستن بن‌بست، اقدامی بی‌ملاحظه را اعلام کرد که با یک طرح نظامی مشخص فاصله زیادی داشت: ارتش آمریکا کنترل تنگه هرمز را به دست خواهد گرفت و ۲۰ درصد هزینه ترانزیت برای همه کشتی‌های تجاری اعمال خواهد کرد. این اقدام با هدف تثبیت مجدد نقش واشنگتن به عنوان نگهبان رسمی این آبراه انجام شد. با این حال، این پیشنهاد که نشان‌دهنده نقض نظم بین‌المللی است که ایالات متحده خود را موظف به حفظ آن کرده است، عملاً هیچ واکنشی در بازارهای جهانی یا در میان قدرت‌های بزرگ دریافت نکرد. بازیگران بین‌المللی ترجیح دادند آن را نادیده بگیرند و آن را به عنوان یک توهم دیگر ناشی از کاخ سفید، نه یک استراتژی روشن و عملی، تلقی کردند. در نتیجه، ترامپ به سرعت از اعلام خود عقب‌نشینی کرد، به ویژه پس از مداخلاتی از درون دولتش که پیچیدگی‌های قانونی توافق‌نامه‌های بین‌المللی حاکم بر ناوبری دریایی و موانع نظامی که مانع از اجرای چنین خواسته‌ای می‌شود را برای رئیس‌جمهور توضیح دادند. این نشان دهنده یک شکاف عمیق بین خواسته‌های ترامپ و قابلیت‌های قوه مجریه اوست که همچنان قادر به ارائه جایگزین‌های واقع‌بینانه برای رهایی از این مخمصه نیست.

در پی این، ترامپ به پلتفرم رسانه‌های اجتماعی خود بازگشت تا روایت جایگزینی را مطرح کند که ایده اعمال تعرفه‌ها را نادیده می‌گرفت، و هدف اصلی درگیری با ایران را به جلوگیری از دستیابی این کشور به سلاح‌های هسته‌ای تقلیل می‌داد. این نشان دهنده درک دیرهنگام این موضوع است که رویارویی آشکار در تنگه هرمز، نبردی برابر نیست، و بازگشت اجباری به مجموعه‌ای واقع‌بینانه‌تر از خواسته‌ها است که به ایالات متحده امکان می‌دهد بدون درگیر شدن در یک جنگ فرسایشی منطقه‌ای، اهرم دیپلماتیک خود را حفظ کند.

با این حال، علی‌رغم آگاهی واشنگتن از اینکه تشدید نظامی بدون کنترل، نتیجه معکوس خواهد داشت و منافع خود و متحدانش را تهدید می‌کند، این درک به یک دیدگاه دیپلماتیک پخته تبدیل نشده است. ترامپ به مانورها و قمارهای رسانه‌ای خود ادامه می‌دهد، که فقط به نگه داشتن منطقه در آستانه فاجعه کمک می‌کند، بدون اینکه راه حل واقعی برای خروج دولت آمریکا از این مخمصه ارائه دهد.

بنابراین، ایالات متحده تحت سیاست‌های فعلی خود، هیچ چشم‌اندازی برای پایان دادن به بحران نمی‌بیند، در حالی که ایران به تنگه هرمز به عنوان یک ابزار چانه‌زنی استراتژیک چسبیده است که نمی‌تواند در مواجهه با تهدیدات فعلی و آینده از آن صرف نظر کند. این اصرار، دولت ایالات متحده را در یک مخمصه دوگانه قرار می‌دهد: از یک سو، نمی‌تواند تسلیم نفوذ ایران شود و از سوی دیگر، قادر به جلوگیری از ایجاد کنترل مؤثر تهران بر این آبراه نیست. بین این دو گزینه، احتمال یک توافق ناگهانی وجود دارد که اهداف تهران را تضمین می‌کند و همزمان به واشنگتن در مورد سایر مسائل معوقه امتیاز می‌دهد و به آن اجازه می‌دهد تا ادعای برخی دستاوردها را داشته باشد. شایان ذکر است که ایران اکنون کنترل تنگه را مهم‌تر از خود مسأله هسته‌ای می‌داند و دولت ایالات متحده را مجبور به ارزیابی مجدد اولویت‌های خود و پذیرش مصالحه‌های دردناکی می‌کند که در حال حاضر به نظر می‌رسد تمایلی به انجام آن‌ها ندارد.

اگرچه ترامپ همچنان ایده اشتیاق ایران برای حل و فصل مناقشه را ترویج می‌کند، اما پایداری ایران در این رویارویی همواره این ادعاها را رد می‌کند.

در هر صورت، تغییر رویکرد آمریکا از اهداف استراتژیک اصلی، از جمله تغییر رژیم در تهران، تصرف نفت ایران و اعمال کنترل بر انتخاب رهبران و سیاست‌های دولت ایران، به تلاش‌های ناامیدانه برای بازگرداندن وضعیت تنگه هرمز به قبل از شروع عملیات نظامی، نشان‌دهنده پذیرش ضمنی شکست استراتژیکی است که ترامپ را در موقعیتی تنگ قرار داده و به او چیزی جز تردید و تعمق که بحران او را عمیق‌تر می‌کند، نمی‌دهد.

https://shorturl.at/IK21A