تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم

پنج‌شنبه، ۱۲ شهریور ۱۴۰۵
منبع: «چپ»
نویسنده: اورهان گوکدمیر
جمعه، ۲۸ اوت ۲۰۲۶

دیباچه‌ای بر پرترۀ ادریسِ دومِ بهشتِ نهم

 

یاووز سلیمِ جدید به ادریس بدلیسیِ جدید می‌نگرد، در حالی که به ایران چشم دوخته است آه حسرت می‌کشد، رویای یک امپراتوری عثمانی جدید را در سر می‌پروراند و برای لشکرکشی‌ها برنامه‌ریزی می‌کند. اما، مسأله اساسی آن دوران، تمایل عثمانی‌ها و ینی‌چری‌هایشان برای متحد کردن قوا و نابود ساختن تُرکان قزلباشِ فقیر در آناتولی بود. به همین دلیل است که پیروزی در چالدران، به یک «پیروزی پیروسی» برای عثمانی‌ها تبدیل شد.

این اثر از آنجا که دوران هشت پادشاه نخست [عثمانی]، از جمله دوره سلطان بایزید دوم را در بر می‌گیرد، به «هشت بهشت» شهرت یافت. نویسنده در دیباچه کتاب اشاره می‌کند که پس از فرمان بایزید دوم مبنی بر نگارش یک کتاب تاریخی «بلیغ، ظریف و لطیف» که مورد پسند همگان واقع شود، دست به قلم برد. مکتوب است که او سی ماه روی این اثر کار کرد و پس از اتمام آن، ۵۰ هزار آقچه پاداش دریافت نمود. علاوه بر این، او با نگارش و تقدیم هر جز و بخش از کتاب، مورد لطف و عنایات پیاپی پادشاه قرار می‌گرفت. نویسندگی در آن دوران، حرفه‌ای بسیار سودآور و پردرآمد بود.

اما، ما متوجه می‌شویم که انتظارات او (نویسنده بسیار فراتر از این‌ها بوده است. او بعدها یک «شکایت‌نامه» به کتاب می‌افزاید و در آن از عمل نشدن به وعده‌هایی که به او داده شده بود، گلایه می‌کند. ادعای او این است که سلطان بایزید دوم، که سفارش‌دهنده کار بود، بخش‌های مربوط به خود را خواند و پسندید؛ اما کسانی که کتاب را دیدند با بیان اینکه اثر دارای برخی نواقص و اشتباهات است، از حاکمان ایران بیش از حد تمجید کرده و با اهمیت دادنِ مفرط به بلاغت، بی‌جهت سخن را طولانی کرده است، ذهن سلطان را منحرف کردند. بنابراین، سلطان نیز از وفای به وعده خود سر باز زد و به پرداخت مستمری ناچیزی بسنده کرد. ادعای او این‌ است. فتنه و سخن‌چینی همواره وجود دارد.

اما نویسنده نیز دست روی دست نمی‌گذارد، و تا جایی پیش می‌رود که سلطان را تهدید می‌کند. او پس از مستقر شدن در مکه، در نامه‌ای که برای سلطان بایزید دوم می‌فرستد، اعلام می‌کند در دیباچه‌ای که قرار است بر این کتابِ محبوب همگان بنویسد، به بی‌عدالتی‌های رواشده در حق خود اشاره خواهد کرد. او حتی خبر می‌دهد که نسخه‌‌هایی از این بخش را به افراد سرشناس و سرآمدی که به مکه آمدند داده است، و به این ترتیب، همگان از این موضوع باخبر خواهند شد.

«نمی‌دانیم که آیا او با این تهدید به نتیجه‌ای رسید یا نه. اما بر اساس «دانشنامه اسلامِ سازمان دیانت» (ترکیه)، هنگامی که بایزیدِ صوفی درگذشت و یاووز سلطان سلیم به پادشاهی رسید، ادریس بدلیسی دیباچه جدیدی به «هشت بهشت» افزود و آن را به او تقدیم کرد. با این حال، مشخص نیست که او در قبال این کار، چه پاداشی از سلطان سلیم دریافت کرد.

***

معروف‌ترین اثر ادریس بدلیسی، یعنی «هشت بهشت»، یک تاریخ عمومی عثمانی است که دوران تأسیس دولت عثمانی تا اواخر عهد سلطان بایزید دوم را در بر می‌گیرد. همان‌طور که مشهود است، هر «بهشت» با دوران فرمانروایی یک سلطان مطابقت دارد. بر اساس این تاریخ‌نگاری، تاریخ عثمانی، تاریخِ بهشت‌هاست. هیچ چیز تصادفی نیست؛ کلمه «بهشت» هم‌زمان به معنای “پرواز کردن و صعود به آسمان» نیز هست. البته نمی‌توان کل این اثر را بی‌ارزش دانست؛ چرا که حاوی اطلاعات بسیار مهمی درباره اواخر دوران بایزید دوم، خطر قزلباش‌ها که عثمانی با آن مواجه بود، جنگ و نزاع میان شاهزادگان، و همچنین به تخت نشستن و دوران سلطنت یاووز سلطان سلیم است. در واقع بخش ارزشمند کتاب، برخاسته از همین کشمکش‌ها، درگیری‌ها و سخن‌چینی‌هایی است که در بالا به آن‌ها اشاره شد.

ما می‌دانیم که مابقی کتاب، صرفاً نسخه‌برداری از و تکرار تواریخ پیشین، از جنس «تاریخ نشری» است. البته این یک نقص به شمار نمی‌رود؛ زیرا تواریخ عثمانی اساساً رونوشت از یکدیگر هستند. خواجه سعدالدین افندی نیز هنگام نگارش کتاب خود یعنی «تاج‌التواریخ»، به میزان گسترده‌ای از «هشت‌بهشت» به عنوان منبع استفاده کرد، و آن را تکرار نمود. با این حال، ـهشت‌بهشت» به خاطر سبک ادبی، و آراسته بودن به لطایف، حکایات و اشعار، تا جایی که داده‌های تاریخی عملاً به عنوان چاشنی و ضمیمه این آرایه‌ها عمل می‌کنند، خود را از دیگر آثار متمایز می‌کند. در نتیجه، «هشت بهشت» چیزی جز برساخته و جعلِ چند مورخ عثمانی نیست؛ سلاطین به آن‌ها پول دادند و روایت ساختگی دلخواه خود را خواستار شدند، و ادریس بدلیسی نیز یکی از ماهرترین جاعلان تاریخ ماست.

***

ما از قرن شانزدهم به امروز می‌نگریم و سعی می‌کنیم پیوندی [میان آن‌ها] برقرار نمایم. ادریس، یک نویسنده‌ ماهر، در عین حال یک ملازم حرفه‌ای بود. او در دربار آق‌قویونلوها به کار نویسندگی و دیوان‌سالاری اشتغال داشت، و آموزش فرزندان شاه از جمله وظایف او بود. هنگامی که شاه اسماعیل حکومت آق‌قویونلو را سرنگون کرد، ادریس به دولت عثمانی پناهنده شد؛ سپس در دربار پذیرفته شد و برای او حقوق و مستمری تعیین گردید. او ابتدا به مرد مورد اعتماد سلطان بایزید دوم (صوفی) و سپس یاووز سلطان سلیم تبدیل شد. او همراه با سلطان سلیم به لشکرکشی ایران رفت و در جنگ چالدران شرکت کرد. وی سعی کرد مردم تبریز را برای پیوستن به عثمانی متقاعد کند. ادریس با نیروهای داوطلب تحت فرمان خود، برای نجات دیاربکر که تحت محاصره صفویان بود شتافت. او در عین حال فاتح ماردین و موصل است و همان کسی است که عشایر کرد را به پیوستن به امپراتوری عثمانی ترغیب نمود. در یادداشت‌های تاریخی ثبت شده است که او در ازای این خدمات، از سوی سلطان با ۲۰۰۰ سکه طلای فلورین، شمشیرهای ارزشمند و پوستین‌های گران‌بها پاداش گرفت.

گرچه به نظر می‌رسید که او با عثمانی بیعت کرده باشد، اما بخشی از وجودش همچنان شیعه و از شیفتگان شاه [اسماعیل] بود. این علاقه، هنگامی که پاسخی را که از شاه انتظار داشت دریافت نکرد، به دشمنی مبدل شد. او تمرکز تمام توان یاووز سلطان سلیم بر ضد صفویان قزلباش را غنیمت شمرد و به دشمن قسم‌خورده شاه و ایران تبدیل شد.

او پیش از لشکرکشی چالدران، سیاست سلیم در قبال قزلباش‌های آناتولی را این‌گونه روایت می‌کرد:

«سلطانِ هوشیار، دل‌آگاه و نیک‌بخت، همسو با دیدگاهِ ارکان و بزرگان دولت، این‌گونه تصمیم گرفت: عقل و تدبیر حکم می‌کند که نخست باید به دشمنِ خانگی اندیشید. سپاه قزلباش بسیار است و ریشه و اساس این سپاه از آناتولی است. این ارگان، سپاهی متشکل از فرزندان و مریدانِ افرادِ صوفی‌مسلک و غارتگران قزلباشِ آناتولی است. ارتش از میان مردم آناتولی گردآوری شده و سربازان در وهله نخست از میان کسانی با خوی و خصلت صوفیانه برگزیده شده‌اند […] پیش از هر چیز باید این پیوند را گسست و سرِ فتنه را از میان برداشت. سلطانِ دانشمند، دبیران و کاتبانِ آگاهی را به هر منطقه فرستاد تا وابستگان به این گروه را بخش به بخش و نام به نام ثبت و ضبط کنند. او خواستار آن شد که نام همگان، از هفتاد ساله تا کودک هفت ساله، به دیوانِ عالی آورده شود. هنگامی که نویسندگان نام‌ها را در دفتر ثبت کردند، شمار ثبت‌شدگان از میان سالخوردگان و جوانان به چهل هزار تن رسید. پس از آنکه پیک‌ها دفترهای نگارش‌یافته را به حاکم هر منطقه رساندند، در هر دیار، شمشیرِ تیز گام به گام به سوی کسانی که نام‌شان نوشته شده بود، روانه شد. شمار این کشته‌شدگان از آن چهل هزار تنِ محاسباتی نیز فراتر رفت.»

این ملای کُردِ بوقلمون‌صفت، که دشمن ایران و قزلباش‌ها بود، دقیقاً همان مردی بود که [سلطان] سلیم به دنبال آن می‌گشت. تاریخ رو به جلو حرکت می‌کرد و بازیگران نقش‌های خود را فراگرفته بودند؛ پیش از آغاز لشکرکشی علیه صفویان، لازم بود تکلیف پیروان آن‌ها در خاک عثمانی، یعنی قزلباش‌ها، روشن و کارشان یکسره شود. این قتل‌عام به نام سلیم و ادریس ثبت شده است. ادریس، نسخه کُردیِ سلیم بود؛ هرچند نقش‌های واقعی آن‌ها در این کشتار متفاوت بود، اما وجه مشترک او با سلیم، دشمنیِ آشکار با قزلباش‌ها بود

این لشکرکشی در پی قتل‌عام‌های قزلباش‌ها صورت گرفت. نخستین کار ادریس این بود که خوانین و امرای کُرد را که در انتخاب میان صفویان و عثمانی‌ها مردد بودند، [به پیوستن به عثمانی] متقاعد سازد. او همچنین سلیم را متقاعد کرد اعلام خلافت کند. آن‌ها به مصر لشکر کشیدند و شخص نگون‌بختی را که خود را خلیفه می‌پنداشت به استانبول آوردند و او را راضی کردند خلافت را به سلیم واگذار کند. این، آخرین حلقه از نبرد علیه تشیع است. مذهب‌گرایی، زهدفروشی و قشری‌گری با کینه و نفرت از ایران وارد امپراتوری عثمانی شد.

***

ما به بهشت بازمی‌گردیم. از آنجا که ما بهشتِ سلیم را نیز [به این مجموعه] افزوده‌ایم، این بدان معناست که در کتاب «هشت بهشت»، شمار بهشت‌ها افزایش یافته و به «نُه بهشت» رسیده است. بگذارید این بهشتِ ساختگی را این‌گونه خلاصه کنیم: روابط سلجوقیان با کردها فراز و نشیب‌های زیادی داشت و طرفین دلِ خوشی از یکدیگر نداشتند. آن‌ها تحت حمایت آق‌قویونلوها، قراقویونلوها و ذوالقدریان نیز چندان روزگار خوشی را سپری نکردند؛ اما بیش از همه در دوره عثمانیان بود که به آسایش و راحتی رسیدند. قهرمان عیان و آشکار این دوره، ادریس بدلیسی است. این بهشت نهم، نخستین میوه مسمومِ همکاری و وابستگی [با قدرت‌های بیگانه] است. آن‌ها این‌گونه آموختند که می‌توان با بیعت کردن و گردن نهادن، به خوشبختی و آسایش رسید.

در این مورد، ادریس بدلیسی بود که کردستان را به نام عثمانی فتح کرد. پس می‌توان گفت که [جنگ] چالدران، افزون بر اینکه صحنه نخستین همکاری ترک و کرد بود، تاریخ آغازِ فرمانبرداری و تبعیت کردها از عثمانی نیز به شمار می‌رود. هرچند، چه ادریس حضور می‌داشت و چه نمی‌داشت، شرایط برای ورود کردها به چنین ائتلافی فراهم بود؛ ادریس فقط مسیر را هموار و آسان کرد.

قضاوت عمومی این‌گونه شکل گرفته بود؛ او به دلیل نقشی که در پیوستن کردها به امپراتوری عثمانی ایفا کرد، یک «خائن ملی» محسوب می‌شد. باید یادآوری کنیم که در دهه ۱۹۷۰ میلادی، در میان کردها، تعبیر «فرزند ادریس بدلیسی» به عنوان یک ناسزا و توهین بسیار سنگین به کار می‌رفت.

بدین ترتیب، ما به تاریخ واقعی بهشت‌های ادریس نزدیک‌تر می‌شویم. این، تاریخی شکل‌گرفته از همدستی [با بیگانگان]، خیانت، منافع شخصی و ظلم‌هاست. در این تاریخ، هر قهرمان تا حدی خائن است. طبیعتاً [به این دلیل بود که] کردها او را ابلیس می‌نامیدند، برای مردم درسیم او یک خائن بود، از نظر قزلباش‌ها یک جلاد، و به باور شیخ‌ها و پیران طریقت، «مولانا حکیم‌الدین» بود. این، پرترۀ «جامعِ اَفراد و مانعِ اَغیار» از ادریسِ اولِ بهشتِ نهم است.

***

اکنون، کوشش برای احیای این بهشت نهم آغاز شده است. صفویان، قزلباش‌ها، سلاطین گستاخ عثمانی، سلاطین ملانما، رؤسای عشایر کرد صف‌کشیده در مرز ایران و ملازمانِ کاسه‌لیس و داوطلب دربار، فراخوانده شدند. با شنیدن این فراخوان، از گورهای خود برخاستند و آمدند. بار دیگر هویت‌ها، باورها، ادعاهای بزرگ، مقدمات لشکرکشی و نقشه‌های قتل‌عام در فضا غوطه می‌خورند. [عبداله اوجالان] نامزد جدیدِ نقشِ ادریس می‌گوید: «جمهوری ، امت و کردها را طرد کرد. اکنون با حزب عدالت و توسعه امت بازگشته و با پ‌ک‌ک کردها برگشته‌اند. این ائتلاف، مسأله بقای دولت ترکیه را حل خواهد کرد و جایگاه ترکیه را در خاورمیانه تقویت خواهد نمود. در این وضعیت، ترکیه ناگزیر است استراتژی مبتنی بر [معاهده] لوزان خود را تغییر دهد. اگر عثمانی ائتلاف خود با کردها را برهم نمی‌زد، فرو نمی‌پاشید. کردِ بدون ترک و ترکِ بدون کرد قابل تصور نیست؛ یکی بدون دیگری نمی‌تواند وجود داشته باشد. علاوه بر این، ترک بدون اسلام نیز غیرقابل تصور است. نابودی ترکان در آسیای میانه و دیگر مناطق، با دوری از اسلام و جدایی از کردها در ارتباط است.»

یاووز سلیمِ جدید به ادریس بدلیسیِ جدید می‌نگرد، در حالی که به ایران چشم دوخته است آه حسرت می‌کشد، رویای یک امپراتوری عثمانی جدید را در سر می‌پروراند و برای لشکرکشی‌ها برنامه‌ریزی می‌کند. اما، مسأله اساسی آن دوران، تمایل عثمانی‌ها و ینی‌چری‌هایشان برای متحد کردن قوا و نابود ساختن تُرکان قزلباشِ فقیر در آناتولی بود. به همین دلیل است که پیروزی در چالدران، به یک «پیروزی پیروسی» برای عثمانی‌ها تبدیل شد.

در آن زمان، بهشتی در کار نبود. هر آنچه پوسیده بود، فروافتاد؛ هر آنچه کهنه بود، ویران شد و برندگان نیز باختند. خاندان‌های سترگ و پادشاهی‌های بزرگ، بسان برگ‌های خشکیده در مسیر باد ناپدید و پراکنده شدند. تنها چیزی که باقی ماند، توده‌های مردم بودند.

این باد بار دیگر خواهد وزید و آن‌چهِ که پوسیده است را با خود خواهد برد؛ این تاریخ، نه دیگر از سلیم خواهد نوشت و نه ادریس را به یاد خواهد آورد. آنچه باز هم بر جای خواهد ماند، خلق‌هایی هستند که در این خاک ریشه دوانده‌اند.

https://haber.sol.org.tr/yazarlar/orhan-gokdemir/dokuzuncu-cennetin-ikinci-idrisinin-portresine-giris-413295

———————————————-
توضیحات مترجم:

● «حتی اگر امروز دولت به چشم تروریست به ما نگاه کند، فردا ما حداقل به اندازه «حزب حرکت ملی»، به پایه‌ای مستحکم و استوار برای این دولت تبدیل خواهیم شد. بیایید ۳ ماه در این مورد گفتگو کنیم، خواهید دید که درهای دولت کاملاً به روی ما باز خواهد شد؛ زیرا ما استراتژیک‌ترین خلق را به متحد دولت تبدیل می‌کنیم. یاووز [سلطان سلیم] یک تکه کاغذ سفید به ادریس بدلیسی داد و گفت: «هر چه می‌خواهی بنویس». نتیجه، گشودن درهای خاورمیانه بود.» (عبدالله اوجالان)

● هشت بهشت، یکی از مهم‌ترین منابع تاریخ‌نگاری رسمی عثمانی به زبان فارسی است که توسط ادریس بدلیسی نوشته شد.

● آقچه، واحد پول نقره در امپراتوری عثمانی.

● دیباچه یا پیشگفتار کتاب که در ادبیات کلاسیک بسیار حائز اهمیت بود و معمولاً به نام پادشاهان مزین می‌شد؛ تهدید به تغییر دیباچه یا گنجاندن گلایه در آن، ضربه بزرگی به اعتبار پادشاه به شمار می‌رفت.‌

● مکه در آن زمان یکی از مراکز بزرگ تجمع نخبگان، علما و حاجیان از سراسر جهان اسلام بود. پخش کردن یک متن اعتراضی در مکه، به معنای رسوایی بین‌المللی برای دربار عثمانی بود.

● در زبان ترکی باستان و میانه (و همچنین مراجع صوفیانه عثمانی)، واژه «اوچماق» به معنای فردوس و بهشت برین و مجازاً به معنای پرواز روح به ملکوت است.

● تهدید قزلباش اشاره به چالش بزرگی است که دولت عثمانی در زمان بایزید دوم و سلیم اول با گسترش نفوذ صفویان (قزلباش‌ها) در آناتولی با آن دست‌به‌گریبان بود.

● پیروزی پیروسی (Pyrrhic victory) یا «پیروزی به قیمت شکست»، یک اصطلاح سیاسی، نظامی و تاریخی است و به پیروزی‌ گفته می‌شود که هزینه‌ها، تلفات و خسارات آن به قدری سنگین که عملاً با شکست هیچ تفاوتی ندارد.