تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم

شنبه، ۱۸ مهر ۱۴۰۵
منبع: روسیه کار، نشریه حزب کمونیست کارگران روسیه، شماره ۸ (۶۳۲)، ص. ۴
نویسنده: ایگور زملیانسکی*

طبق گزارش «سازمان آمار روسیه» (روس‌استات)، همه ما «کمی میلیونر» هستیم

 

ایگور زملیانسکی، خبرنگار: گزارش‌ «روس‌استات» مانند یک رمان علمی تخیلی به نظر می‌رسد.

به نظر می رسد که ما در کشوری با رفاه بی سابقه زندگی می‌کنیم: طبق داده‌های ژوئن سال جاری «روس‌استات» (سازمان آمار روسیه)، متوسط حقوق در روسیه از ۱۱۴ هزار روبل فراتر رفت. در نه منطقه کشور، مردم بیش از ۱۵۰ هزار روبل، و در چوکوتکا، حتی یک چهارم میلیون، دریافت می‌کنند!.

به نظر می‌رسد وقت آن رسیده است که هر یک از ما وام مسکن خود را تسویه کنیم، یک ماشین خارجی جدید بخریم و برای شام به دبی پرواز کنیم. اما به دلایلی، صف‌های سازمان‌های تأمین مالی کوچک [ارائه‌دهندگان وام‌های فوری] کوتاه‌تر نمی‌شوند و کلمه «بدهی بیش از حد» کاملاً وارد فرهنگ لغات شده است.

بیایید با یک ماشین‌حساب این آمار و ارقام زیبا را تحلیل کنیم. آیا ما واقعاً به کشوری با طبقه متوسط تبدیل شده‌ایم؟ یا صرفاً با بزرگ‌ترین خطای دید در تاریخ آمار روسیه روبه‌رو هستیم؟

بیایید جدول صدرنشینان را باز کنیم. در رتبه اول، منطقه خودمختار چوکوتکا با میانگین فیش حقوقی ۲۵۵,۱۰۰ روبل قرار دارد. در رتبه‌های بعدی به‌ترتیب ماگادان (۲۰۸,۰۰۰ روبل)، یامال (۱۹۴,۳۰۰ روبل) و مسکو (۱۹۳,۳۰۰ روبل) قرار می‌گیرند. این شگفت‌انگیز به نظر می‌رسد.

اما بیایید به نقشه استخراج این پول‌ها نگاهی بیندازیم. چوکوتکا، یامال و منطقه خودمختار نِنتْس – جاهایی هستند که در آن‌ها طلا می‌شویند و نفت و گاز پمپاژ می‌کنند. در این مناطق کارگران نوبتی کار می‌کنند. یک استاد حفاری یا خلبان هلیکوپتری که تجهیزات را به میادین نفتی می‌برد، پول هنگفتی دریافت می‌کند. این دستمزد بالا کاملاً توجیه دارد: آنجا دمای هوا منهای ۵۰ درجه است، شب قطبی حاکم است و خرس‌ها از پنجره به داخل سرک می‌کشند!

حال «رُس‌ستات» می‌آید و این حقوق‌ها را با درآمد صندوق‌دار تنها فروشگاه شهر آنادیر، بهیار بیمارستان محلی و راننده اتوبوس جمع می‌کند؛ همه را با هم جمع می‌زند، بر تعداد نفرات تقسیم می‌کند و «میانگین دمای کل تندرا» را تحویل می‌دهد!

در نهایت عددی به دست می‌آید که یک مدیر ارشد در اروپا هم به آن حسادت می‌کند. اما مشکل اینجاست که آن صندوق‌دار در یک فروشگاه فرضی مثل «پیاتیوروچکا»، همان ۵۰ تا ۶۰ هزار روبل واقعی خودش را می‌بیند، در حالی که از آن ۲۵۵ هزار روبلِ آماری، فقط فلان مسئول در اتاق گرمش در مسکو لذت می‌برد.

پایتخت سنتاً رکوردها را می‌شکند. به طور متوسط، تفریباً ۲۰۰ هزار روبل! بسیاری از مردم در شهرستان‌ها صمیمانه باور دارند که هر رفتگر در «پرواپرستولنایا» \لقب سنتی مسکو به معنی پایتخت اول] ساعتی گران‌تر از یک خودرو به دست می‌بندد. از اینجاست که آن کینه ابدی نسبت به «مسکویی‌های پولدار» شکل می‌گیرد.

اما بیایید حساب و کتاب کنیم. دفاتر مرکزی شرکت‌هایی که درآمدهای کلانی را به بودجه کشور سرازیر می‌کنند، در پایتخت روسیه مستقر هستند. حقوق مدیرعامل «اسبربانک»، رئیس شرکت «لوک‌اویل» و مدیران ارشد «روس‌نفت» با میلیون‌ها روبل سنجیده می‌شود. درآمد نمایندگان مجلس، وزرا، کارمندان عالی‌رتبه، ستاره‌های شوبرت (سلبریتی‌ها)، پاداش‌های روسای شرکت‌های بزرگ و نوابغ بخش فناوری اطلاعات با دستمزدهای نجومی را هم به این لیست اضافه کنید.

حالا یک رئیس بزرگِ فرضی را با درآمد ۱۰ میلیون روبلی‌اش در ماه در نظر بگیرید؛ این رقم را با حقوق پیک‌هایی که ناهار او را می‌آورند، کارگران باربر در مراکز خرید، چند ده نگهبان و صدها فروشنده و مشاور فروش جمع بزنید. همه را با هم جمع کنید و بر تعداد تقسیم کنید؛ نتیجه همان ۱۹۳ هزار روبل می‌شود.

در واقع، تعداد مولتی‌میلیونرها انگشت‌شمار است، اما کارکنان بخش خدمات صدها هزار نفرند. با این حال، از نظر «رُس‌ستات»، همه آن‌ها به یک اندازه ثروتمند هستند! دقیقاً به همین دلیل است که افسانه «مسکوی شکم‌سیر» تا این حد پابرجا مانده است؛ زیرا آمار، بالاترین درآمدهای ثروتمندان را می‌گیرد و آن را به طور مساوی به همه، از جمله دانشجویان و کارمندان حقوق‌بگیر دولت، نسبت می‌دهد.

ماهیگیران میلیونر و راز بیمه‌گران اتکایی**
شگفتی‌های جغرافیایی همه داستان نیست؛ بد نیست نگاهی هم به آمارهای تفکیک‌شده بر اساس صنایع بیندازیم. اینجاست که جادوی واقعی اعداد آغاز می‌شود. آیا می‌دانید ثروتمندترین فرد در روسیه کیست؟ خیر، یک نفت‌گر یا سهام‌دار «گازپروم» نیست، بلکه متخصص پرورش ماهی در آبزی‌پروری ساحلی است! میانگین حقوق او ۹۷۱,۴۰۰ روبل است؛ یعنی تقریباً یک میلیون روبل! راستش را بخواهید، من هم دلم می‌خواهد در مقیاس صنعتی ماهی سالمون پرورش بدهم. کجا باید ثبت‌نام کنم؟

در رتبه‌های بعدی، مدیران صندوق‌های بازنشستگی (۸۲۷,۰۰۰ روبل) و متخصصان اجاره تجهیزات پزشکی (نزدیک به ۷۳۰,۰۰۰ روبل) قرار دارند. آیا می‌توانید سطح سورئالیسم را درک کنید؟ کسی که دستگاه‌های «ام‌ار‌آی» را اجاره می‌دهد، رسماً بیش از کل درآمد اداره پلیس منطقه درآمد دارد.

اما داده‌های مربوط به دستمزدها در حوزه بیمه اتکایی چطور؟ در این بخش، میانگین درآمدهای ماهانه به نزدیک ۴۶۹ هزار روبل رسیده است. مدیران صندوق‌های سرمایه‌گذاری ۴۰۹ هزار روبل و شرکت‌های هلدینگ نیز نزدیک به ۳۸۰ هزار روبل دریافت می‌کنند.

اینجاست که تله اصلی مفهوم «میانگین درآمد ناخالص» نهفته است. این معیار، همه را در نظر می‌گیرد؛ از جمله کسانی را که پاداش سالانه‌ آن‌ها با بودجه یک کشور کوچک آفریقایی برابری می‌کند!

تنها یک شریک در یک موسسه حقوقی که پاداش خود را برای بستن «معامله قرن» دریافت کرده است، میانگین آمار کل آن صنف را چند درصد بالا می‌کشد؛ این در حالی است که وکلای رده‌پایین همان مؤسسه ممکن است برای رسیدن به روز حقوق، در حال شمردن پول خرد خود باشند.

اما ما به این آمار و ارقام نگاه می‌کنیم و با خود می‌پنداریم که تمام کشور در خاویار غوطه‌ور است؛ در حالی که در واقعیت، ما تنها بازتابی از درآمدهای یک لایه بسیار باریک از نخبگان را می‌بینیم.

چرا آمار رُس‌ستات دقیقاً دروغ نیست، اما حقیقت هم نیست
روش‌شناسی محاسبات این سازمان در عین نبوغ‌آمیز بودن، بی‌رحمانه است. آن‌ها مجموع کل تمامی حقوق‌های پرداخت‌شده (از جمله حقوق سیزدهم/پاداش آخر سال، حق مرخصی و سود سهام مدیران که به عنوان حقوق مشمول مالیات می‌شوند) را برمی‌دارند و بر تعداد کل نیروهای رسمی تقسیم می‌کنند.

به این رقم، «دستمزد اسمی ناخالص» می‌گویند. واژه کلیدی در اینجا «ناخالص» است. درست پیش از اینکه ممیز مالیاتی سهم ۱۳ درصد (یا ۱۵ درصد) خود را بردارد. از این مبلغ هنوز هزینه‌های نفقه، اقساط وام‌ها و قبوض آب و برق و خدمات شهری نیز کسر نشده است.

وقتی فرد می‌شنود که «میانگین حقوق در منطقه من ۱۱۴ هزار روبل است»، این رقم را با حقوق واقعی ۳۵ تا ۴۵ هزار روبلی خود مقایسه می‌کند و احساس یک «بازنده» به او دست می‌دهد. به این دلیل، با عجله به بانک پناه می‌برد تا یک وام خودرو بگیرد و ماشینی «مثل بقیه مردم» سوار شود؛ زیرا آمار مدام در گوش او می‌خواند که در کشوری ثروتمند زندگی می‌کند. این‌گونه است که برده‌داری و یوغ بدهکاری شکل می‌گیرد. مردم تلاش می‌کنند خود را به آمار و ارقامی برسانند که در واقعیت، برای ۹۰ درصد از جمعیت جامعه اصلاً وجود خارجی ندارد

پس بالاخره ما ثروتمند هستیم یا نه؟
ما بدون تردید نسبت به آن دهه نفرین‌شده ۹۰، بهتر زندگی می‌کنیم. اما سخن گفتن از اینکه روسیه به کشوری با رفاه همگانی و طبقه متوسط تبدیل شده، یک توهم خطرناک است. ارقام نجومی و میانگین‌های کلان در سطح مناطق، مدیون صنایع سنگین و اقلیم خشن و بی‌رحم آنجاست. آمار و ارقام هنگفت در بخش صنایع، حاصل تجمیع سودهای فوق‌العاده نجومی شرکت‌های بزرگ است؛ و آمار سرسام‌آور در مسکو نیز چیزی نیست جز تمرکز بی‌سابقه سرمایه در پایتخت.

شاخص واقعی سلامت یک اقتصاد، میانگین ریاضی نیست، بلکه «میانه درآمد» است؛ یعنی همان عددی که دقیقاً در وسط ردیف حقوق‌ها قرار می‌گیرد، به طوری که نیمی از شاغلان بیش‌تر از آن و نیمی دیگر کم‌تر از آن دریافت می‌کنند. رقم «میانه» همیشه به مراتب ناچیزتر و پایین‌تر از رقم «میانگین» از آب درمی‌آید. این چیزی است که، پیش از برنامه‌ریزی برای خرید یک کشتی تفریحی، باید به آن توجه کنید.

اما فعلاً به شما تبریک می‌گویم: طبق آمار و ارقام، ما همگی «کمی میلیونر» هستیم! فقط نکته اصلی اینجاست که وقتی حقوق بعدی خود را دریافت کردید، از دیدن مبلغی که در پیامک بانک می‌آید، خیلی جا نخورید!

https://shorturl.at/eCa5v

* برگرفته از: «مطبوعات آزاد»، دوشنبه، ۱۴ سپتامبر ۲۰۲۶

https://shorturl.at/cNFCt

————————-
** توضیح عدالت: بیمه اتکایی (Reinsurance): وقتی شرکت‌های بیمه معمولی (مثل بیمه آسیا، ایران، البرز یا نمونه‌های خارجی) پروژه‌های بسیار بزرگ، سنگین و پرخطر (مثل هواپیماها، سدها، کشتیرانی یا کلان‌شهرها در برابر زلزله) را بیمه می‌کنند، ریسک مالی آن برایشان بسیار بالا است. برای اینکه در صورت بروز حادثه ورشکست نشوند، بخشی از این ریسک و حق بیمه را به شرکت‌های بزرگ‌تر و خارجی می‌سپارند. به این «بیمه اتکایی» می‌گویند.