تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
جمعه، ۱ خرداد ۱۴۰۵
منبع: «چپ» (soL)
پنجشنبه، ۲۱ مه ۲۰۲۶
قدرت حزب «آلترناتیو برای آلمان» از کجا میآید؟

هفته گذشته، در انتخابات شهرداریها در ایالت براندنبورگ واقع در شرق آلمان، پست شهرداری تِسیدِنیک توسط نامزد حزب «آلترناتیو برای آلمان» تصاحب شد. این نخستین بار است که «آلترناتیو برای آلمان» بدون دور دوم انتخابات، پیروزی در یک شهرداری را به دست میآورد، و این اتفاق موجب وحشت شدیدی در میان مخالفان «آلترناتیو برای آلمان» شده است.
پیشبینی میشود که حزب «آلترناتیو برای آلمان» در انتخابات پاییز در ایالتهای برلین، زاکسن-آنهالت و مکلنبورگ-فورپومرن به عنوان حزب پیشتاز و بزرگترین جریان سیاسی ظاهر شود. منبع اصلی نگرانىها، احتمال دستیابی این حزب به کرسی نخستوزیری ایالتی در حداقل یکی از این ایالتها است.
انتخابات شهرداری و نتیجه آن در شهر تسندنیک از نظر نمادین بسیار حائز اهمیت است، و نشانههایی از رشد «توقفناپذیر» حزب راستگرای «آلترناتیو برای آلمان» را آشکار میکند. در این شهر حدوداً ۱۳ هزار نفری، حزب سوسیال دموکرات (SPD)، حزب محافظهکار دموکرات مسیحی (CDU) – که هر دو از احزاب ائتلافی دولت فدرال هستند – و حزب چپ (die Linke) در انتخابات اخیر شرکت نکردند. دلیل این اعتراض آنها نبود، بلکه نتوانستند نامزدی برای معرفی پیدا کنند. همچنین لازم به ذکر است که سه شهردار تسندنیک در پنج سال گذشته به دلیل بیماری یا دلایل دیگر از سمت خود استعفا دادهاند.
به عبارت دیگر، نامزد حزب «آلترناتیو برای آلمان» با هیچ چالشگر جدی روبهرو نشد، به جز نامزد «حزب دموکرات آزاد » لیبرال که حتی در غرب آلمان نیز به پایینترین حد از محبوبیت خود رسیده است. اما از سوی دیگر، این واقعیت که «آلترناتیو برای آلمان» کرسی شهرداری را تقریباً هدیه گرفت – آن هم در منطقهای که احزاب سنتی و مستقر حتی با معرفی نکردن نامزد عملاً تسلیم شدند – نشانهای از وضعیت کنونی نظام سیاسی است که به بنبست رسیده است.
این نتیجه انتخاباتی به طور طبیعی توسط رهبری «آلترناتیو برای آلمان» به عنوان نخستین گام به سوی موفقیت در انتخابات پاییز جشن گرفته شد. از سوی دیگر، بسیاری از مفسران اشاره کردند که «آلترناتیو برای آلمان» نتوانست در دهها شهرداری دیگر به مقام شهرداری دست یابد. در دور دوم انتخابات، فرمول موفقیت در برابر «آلترناتیو برای آلمان» اینگونه دیده میشود که برای جلوگیری از واگذاری انتخابات به «آلترناتیو برای آلمان»، همه «احزاب دموکراتیک» با یکدیگر متحد شوند و یک نامزد مشترک معرفی کنند.
دقیقاً در همین جاست که مشکل نظام و احزاب سنتی و مستقر آغاز میشود. بحران سرمایهداری که در سال ۲۰۰۸ از ایالات متحده آغاز شد، و همچنان جهان امروز را تحت تأثیر قرار میدهد، به رکود اقتصادی در اتحادیه اروپا و آلمان منجر شد، بسیاری از انحصارات را در آستانه ورشکستگی قرار داد. معرفی کمکهای دولتی کلان برای نجات این انحصارات با مقاومت لیبرالهای سرسخت در درون ائتلاف «اتحادیه دموکرات مسیحی آلمان- اتحادیه سوسیال مسیحی» مواجه شد. این مخالفت به دلیل کمک مالی به انحصارات نبود، بلکه به این دلیل بود که این بار مالی سنگین به طور مستقیم بر دوش کارگران قرار نمیگرفت. هنگامی که این تلاش شکست خورد، این گروه که امید خود را به احزاب سنتی از دست داده بود، در پایهگذاری «آلترناتیو برای آلمان» در سال ۲۰۱۳ مشارکت کرد.
در آن زمان، «آلترناتیو برای آلمان» از سیاستی مبتنی بر لیبرالیسم کامل حمایت میکرد، و مداخله دولت در اقتصاد را نمیپذیرفت. بحران مهاجران، اقدامات مربوط به کووید-۱۹، و تصمیم ائتلاف قبلیِ «حزب سوسیال دموکرات-سبزها- حزب دمکرات آزاد» برای پشت کردن به گاز و نفت ارزان روسیه پس از آغاز جنگ اوکراین – که منجر به بحران انرژی در آلمان شد – در ابتدا ضربه سختی به طبقه کارگر وارد کرد. این بحران که از سال ۲۰۰۸ ادامه داشته است، با افزایش قیمت انرژی و از دست رفتن توان رقابت فناوری در برابر چین گسترش یافت، و برای بخش بزرگی از جامعه به بیکاری، فقر و عدم دسترسی تقریبی به مزایای رفاه اجتماعی – که در هر بحرانی به عنوان یک سوپاپ اطمینان تلقی میشود — منجر شد.
این واقعیت که بحران نه تنها طبقه کارگر، بلکه طبقات متوسط (خردهبورژوازی) را نیز تحت تأثیر قرار داد و اینکه همه احزاب حاکم و سنتی، از چپ تا راست، با همان سیاستهای لیبرالی مشابه شکست خوردند، راه را برای «آلترناتیو برای آلمان» هموار کرد. ح
حزب «آلترناتیو برای آلمان» از همان ابتدا، با پایبندی به سازوکارهای خودِ نظام، و سپس با ادعای اینکه جایگزینی برای خودِ نظام است — حتی اگر این ادعا واقعیت نداشته باشد – قدرت گرفت.
از این رو، استراتژی اتحاد همه احزاب جریان اصلی علیه نامزدهای «آلترناتیو برای آلمان» در انتخابات برای «جلوگیری از فاشیسم»، دیگر حمایت چندانی حتی در میان زحمتکشان پیدا نمیکند.
عدم توافق یا بیاهمیت دانستن این تصور که «آلترناتیو برای آلمان» حزبی فاشیست و ضد کارگر است، در بسیاری از نظرسنجیهای انجامشده از کارگران کارخانهها مشهود است.
بر اساس نظرسنجی منتشرشده در سپتامبر ۲۰۲۴ توسط مؤسسه پژوهشی اینفراتست دیماپ (Infratest dimap)، برای اکثریت قاطع کسانی که به «آلترناتیو برای آلمان» رأی دادند، این واقعیت که این حزب تا حدودی راستگرای افراطی دیده میشود، «تا زمانی که به موضوعات درست بپردازد، بیاهمیت» بود.
موضوعات درست برای کارگران، همانطور که میتوان انتظار داشت، افزایش دستمزدها، ایجاد شغلهای جدید و حفظ مشاغل موجود، شرایط کاری، مسکن، بهداشت و مواردی از این دست است.
مطالعات متعدد نشان میدهد که بخش قابلتوجهی از افکار عمومی به دموکراسی پارلمانی اعتماد ندارد، و یک رژیم اقتدارگرا را، که «مشکلات را با کوبیدن مشت بر روی میز حل کند» تأیید میکنند.
«بگو متحدت کیست تا بگویم کیستی!»
در شرایطی که طبقه کارگر و مزدبگیران – که اکثریت قاطع جمعیت کشور را تشکیل میدهند – در جستجوی راه حل هستند و احساس ناامیدی میکنند، غیرممکن است بتوان با مضامین و شعارهای اتحاد ضد-فاشیستی بر روی کسانی تأثیر گذاشت که میگویند «ما همه احزاب دیگر را امتحان کردهایم، نتیجه مشخص است؛ آلترناتیو برای آلمان تنها حزبی است که با این نظام مخالفت میکند…»
چپی که نتواند بر پایه مبارزه بین کار و سرمایه با نظام مقابله کند و یک تهاجم سازمانی و مبارزاتی را آغاز نماید، و به بهانه مبارزه با فاشیسم به نیروهای بورژوایی متوسل شود، ناگزیر به پیادهنظامِ درگیریهای دروننظام میان این نیروها تبدیل خواهد شد. این نیز اجتنابناپذیر است که طبقه کارگر، به چنین چپی به عنوان بازیگری در درون خود نظام نگاه کند.
تنها راه متوقف کردن «آلترناتیو برای آلمان» این است که آن را به عنوان بازیگری در درون نظام سرمایهداری تعریف کرد، و بر روابط آن با سرمایه و دستگاه دولت تمرکز نمود.
در غیر این صورت، در حالی که ممنوعیت فعالیت «آلترناتیو برای آلمان» به طور جدی توسط احزاب حاکم و سنتی مورد بحث قرار میگیرد، ما نمیتوانیم درک کنیم که اعضای فعال «آلترناتیو برای آلمان» در درون بوروکراسی دولتی – که تا این حد برای چپ خفقانآور است – چگونه میتوانند به طور علنی عضو این حزب باشند و بدون برخورد با موانع جدی، به فعالیتهای سیاسی بپردازند.
https://haber.sol.org.tr/haber/almanyada-afdnin-gucu-nereden-geliyor-409807
