تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
چهارشنبه، ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
منبع: «چپ» (soL)
نویسنده: جان کویومجوغلو
دوشنبه، ۱۸ مه ۲۰۲۶
ونزوئلا پس از سوم ژانویه: نه یک گذار، بلکه قیمومت مالی

در ونزوئلا، سوم ژانویه فقط روز برکناری رئیسجمهور نیکولاس مادورو از قدرت نبود. این روز همچنین آغازگر دوران جدیدی بود که در آن منابع، بدهیها و آینده سیاسی کشور زیر نظر واشنگتن بازسازی میشود.
به محض پایان عملیات نیروهای ویژه ایالات متحده در ساعات اولیه سوم ژانویه، بحثی درباره «خیانت» در ونزوئلا آغاز شد. جرقه اولیه این بحث، ادعاهایی بود مبنی بر اینکه نیروهای مسلح ونزوئلا، به ویژه سامانههای پدافند هوایی آنها، هیچ واکنشی در برابر عملیات نیروهای آمریکایی نشان نداده بودند.
در واقع، برکناری موقت چندین افسر ارشد نظامی، این تصور را تقویت کرد که ایالات متحده همدستهایی را در داخل کشور پیدا کرده است.
اما بحث اصلی درباره «خیانت» یا «همدستی»، بر محور دلسی رودریگز، که جانشین مادورو شد، میچرخید. ایالات متحده علناً اعلام کرد که پیش از ربودن مادورو با رودریگز ملاقات کرده بود، و او را به این دلیل انتخاب کرده است که وی را فردی منطقی یافته است.
در عین حال، بسیاری از اعضای جنبش «چاویسم» – که نام خود را از هوگو چاوز گرفته است – معتقد بودند که رودریگز امتیازات لازم را برای حفظ قدرت در ونزوئلا در برابر امپریالیسم واگذار کرده، اما در عین حال حداکثر مقاومت را نیز از خود نشان داده است.
تحولات پنج ماه گذشته این دیدگاه را به شدت تضعیف کرده است. دانستن واقعیت «خیانت» به عنوان یک اتهام شخصی دشوار است، اما آنچه رخ داده نشان میدهد که دیگر هیچ تداومی در حاکمیت ملی و حکومت مردمی ونزوئلا وجود ندارد.
در نهایت، الکس ساب، یکی از مهمترین متحدان مادورو، توسط دلسی رودریگز به ایالات متحده تحویل داده شد. او به دلیل تجارت با ترکیه و ایران به نمایندگی از جانب ونزوئلا، هدف قرار گرفته بود، و در سال ۲۰۲۰ به طور غیرقانونی بازداشت شد، اما بعداً در سال ۲۰۲۳ به عنوان بخشی از تبادل زندانیان با آمریکا آزاد شده بود.
از قطع رابطه با واشنگتن تا مشارکت مستقیم
در دوران ریاستجمهوری مادورو، روابط میان ایالات متحده و ونزوئلا رو به وخامت گذاشت؛ واشنگتن پس از انتخابات ۲۰۱۸ از به رسمیت شناختن مادورو خودداری کرد، از مهره دستنشانده خود خوآن گوایدو حمایت نمود و سفارت خود را در کاراکاس در سال ۲۰۱۹ تعطیل کرد.
علاوه بر این، ایالات متحده سیاست محاصره شدیدی را علیه این کشور دنبال کرد. آمریکا برای سرنگونی رژیم مادورو، درآمدهای نفتی ونزوئلا را هدف گرفت، «شرکت دولتی نفت ونزوئلا» (PDVSA) را در مرکز سیستم تحریمهای خود قرار داد، حضور نظامی خود را در دریای کارائیب افزایش داد و به بهانه «مبارزه با مواد مخدر»، یک محاصره دریایی دوفاکتو را در سواحل ونزوئلا برقرار کرد.
از پاییز سال ۲۰۲۵، افراد متعددی در حملات ایالات متحده به قایقها در دریای کارائیب که ادعا میشد با ونزوئلا مرتبط هستند، کشته شدند.
این محاصره محدود به ونزوئلا نبود. در همان دوره، واشنگتن محاصره اقتصادی خود را علیه کوبا نیز تشدید کرد؛ تحریمهایی که محمولههای سوخت را هدف قرار میدادند و فشار بر کشورهای ثالث، این جزیره را در یک بحران عمیق انرژی فرو برد.
این روند پس از سوم ژانویه به سرعت معکوس شد.
دولت ترامپ گفتگوهای مستقیمی را با دولت دلسی رودریگز آغاز کرد؛ روابط دیپلماتیک دوباره برقرار شد، سفارت ایالات متحده در کاراکاس باز شد، و مقامات بلندپایه آمریکایی سفرهای خود را به ونزوئلا آغاز کردند. در ماه مارس، ایالات متحده و ونزوئلا گامهایی را برای برقراری مجدد روابط دیپلماتیک برداشتند؛ روندی که با موضوعاتی از جمله دسترسی به اقتصاد و منابع ونزوئلا رو به جلو حرکت کرد.
واشنگتن، همانطور که انتظار میرفت، این رابطه جدید را نه بر پایه برابری، بلکه از طریق بهرسمیتشناختن مشروط و کنترل اقتصادی برقرار نمود. ایالات متحده از لغو موقت تحریمها، دسترسی به نظام مالی جهانی، درآمدهای نفتی و مجوزهای سرمایهگذاری به عنوان اهرم فشار بر دولت رودریگز استفاده میکند. اظهار نظر ترامپ مبنی بر اینکه رودریگز «دارد کارش را خوب انجام میدهد» و همزمان تهدید او به اینکه «اگر آنچه لازم است را انجام ندهد، بهایی سنگینتر از مادورو خواهد پرداخت»، به خوبی ماهیت این رابطه را خلاصه میکند.

رودریگز در روزی که به قدرت رسید، از آرامگاه چاوز بازدید کرد.
بهای به رسمیت شناخته شدن: کشوری که با مجوزهای خزانهداری آمریکا اداره میشود
فضای مانور دولت رودریگز امروز تا حد زیادی به مجوزهای صادر شده توسط وزارت خزانهداری ایالات متحده بستگی دارد. در حالی که واشنگتن تحریمها علیه بانک مرکزی ونزوئلا و برخی موسسات مالی دولتی را کاهش داده، محدودیتهای تجارت با «شرکت دولتی نفت ونزوئلا» را نیز تحت شرایط خاصی تسهیل کرده است.
در ماه مارس، ایالات متحده یک مجوز عمومی صادر کرد که اجازه انجام معاملات گسترده با «شرکت دولتی نفت ونزوئلا» را میدهد. با این حال، این بدان معنا نیست که ونزوئلا میتواند به طور مستقل و با تکیه بر حاکمیت ملی خود از درآمدهای نفتیاش استفاده کند. این مجوزها با شرایطی، مانند انطباق با قوانین ایالات متحده، سیستم تحریمها و هدایت درآمدها به حسابهای تحت کنترل آمریکا، همراه هستند.
این مکانیسم مستقیماً ظرفیت دولت ونزوئلا را محدود میکند. توانایی کاراکاس برای انجام تراکنشهای بانکی بینالمللی، افزایش تولید نفت، جذب سرمایهگذاری خارجی، دسترسی به داراییهای بانک مرکزی و بازسازی بدهیهای خارجیاش، همگی وابسته به تأیید واشنگتن میشود.
به این ترتیب، ایالات متحده ونزوئلا را نه تنها از طریق عملیات نظامی، بلکه از طریق سیستم صدور مجوزهای مالی به موقعیتی قابل کنترل میآورد. سیاست تحریمهای آشکار در دوران گذشته، جای خود را به یک رژیم کنترل ظریفتر میدهد: به ونزوئلا فضای تنفس داده میشود، اما شیر اکسیژن همچنان در دست واشنگتن باقی میماند.

کارگران شرکت دولتی نفت ونزوئلا
درآمدهای نفتی به حساب واشنگتن ریخته میشود
در ونزوئلای پس از مادورو، حیاتیترین موضوع، نفت است. صنعت نفت این کشور در دوران مادورو دچار افت شدیدس شد. اکنون، ایالات متحده و دولت رودریگز به دنبال افزایش مجدد این تولید هستند. با این حال، این احیا نه بر پایه حاکمیت مردم ونزوئلا، بلکه از طریق یک رژیم سرمایهگذاری تعیینشده توسط شرکتهای خارجی و ایالات متحده پیش میرود.
گسترش فعالیتهای شرکتهایی مانند «شورون»، «اِنی» و «رپسول» در این کشور، سفرهای مقامات آمریکایی به کاراکاس برای گفتگو درباره سرمایهگذاریهای نفت و گاز، و اصلاح قوانین جدید هیدروکربن و معدن به نفع سرمایهگذاران، همگی بخشی از این روند هستند. مجوز ایالات متحده که اجازه انجام معاملات با «شرکت دولتی نفت ونزوئلا» را میدهد، بخش نفت ونزوئلا را مجدداً به بازار جهانی انرژی متصل میکند، اما همزمان درآمدها را به حسابهای تحت نظارت آمریکا هدایت مینماید.
این نشاندهنده از دست رفتن حیاتی حاکمیت ملی برای ونزوئلا است. درآمدهای نفتی تحت کنترل مستقیم دولت نیستند؛ بلکه در چارچوبی که ایالات متحده تعیین کرده است، نگهداری، منتقل و کنترل میشوند. نفت، یعنی اساسیترین دارایی مردم ونزوئلا، در دوران پس از مادورو بار دیگر حول محور شرکتهای بینالمللی انرژی و ساختار مالی واشنگتن بازسازماندهی میشود.
اداره بدهیهای عمومی مدرنِ ونزوئلا
نظمی که ونزوئلا پس از سوم ژانویه به آن تن داد، یک اشغال کلاسیک یا حکومت استعماری مطلق نیست. با این حال، تصویری که از مشروط شدن درآمدهای نفتی، بدهیهای خارجی، عملیات بانک مرکزی، شرکتهای دولتی، مجوزهای سرمایهگذاری خارجی و کانالهای تأمین مالی بینالمللی به کنترل بیرونی پدیدار میشود، شبیه به «اداره بدهیهای عمومی عثمانی» در عصر مدرن است.
در امپراتوری عثمانی، «اداره بدهیهای عمومی» (دیوان عمومی) با استناد به بدهیهای دولت، شریانهای درآمدی اصلی کشور را به روی کنترل طلبکاران باز کرد. ونزوئلا امروز نهادی با همین نام ندارد؛ اما منطق مشابهی از طریق ابزارهای متفاوت در حال اجراست. مجوزهای خزانهداری، معافیتهای تحریمی، درآمدهای نفتی تحت کنترل ایالات متحده، مکانیسمهای حسابرسی بینالمللی مانند «کیپیامجی »(KPMG)، ازسرگیری تماس با صندوق بینالمللی پول، مذاکرات بدهی با صندوقهای پوشش ریسک (Hedge funds) و بازسازی ساختار «شرکت دولتی نفت ونزوئلا» همگی در حال تبدیل شدن به ابزارهای این قیمومت مالی جدید هستند.
در این ماه، ونزوئلا روند بازسازی بدهیهای حاکمیتی خود و «تعهدات شرکت دولتی نفت ونزوئلا» را آغاز کرد. گفته میشود مجموع بدهیها از ۱۵۰ میلیارد دلار فراتر رفته است و طبق گزارشها، این کشور خود را برای ارائه یک چارچوب اقتصاد کلان و تحلیل پایداری بدهی آماده میکند. همچنین بر اساس گزارشهای موجود، وزارت خزانهداری ایالات متحده مجوزی را برای تسهیل مذاکرات بازسازی بدهی صادر کرده است.
این وضعیت نشان میدهد که آینده اقتصادی ونزوئلا نه بر اساس نیازهای مردم آن، بلکه با توجه به انتظارات طلبکاران، شرکتهای انرژی، نهادهای آمریکایی و محافل مالی بینالمللی در حال شکلگیری است.
دلسی رودریگز: واشنگتن بدون مادورو پای میز مذاکره است
نقش دلسی رودریگز برجستهترین پارادوکس این نظم جدید است. رودریگز یکی از مهمترین چهرههای دوران مادورو بود. او قدرت خود را از نهادهای دولتی تحت کنترل جریان چاوزیسم به دست میآورد. با این حال، انتخاب او پس از سوم ژانویه، سازماندهی بازگشت مادورو یا مقاومت در برابر عملیات ایالات متحده نبود.
برعکس، رودریگز به سرعت به بازیگر کلیدی در عادیسازی روابط دیپلماتیک با واشنگتن، مذاکره درباره تحریمها، گشودن بخش نفت، بحث در مورد بدهیها و تسهیل بازگشت سرمایههای بینالمللی تبدیل شد.
از این حیث، دلسی رودریگز یک چهره گذار میان ادبیات ضدامپریالیستی گذشته چاوزیسم و سیاستهای اقتصادی جدید تحت حمایت ایالات متحده نیست؛ بلکه او تلاش میکند با بهکارگیری همزمان هر دو رویکرد، قدرت خود را حفظ کند. او در داخل، پیام «تداوم چاوزیسم» را منتقل میکند، در حالی که در خارج، «سازگاری با واشنگتن» را ترویج میدهد. با این حال، این بازی دوگانه شکاف عمیقی را نیز در درون جریان چاوزیسم ایجاد کرده است.
اتهامات «خیانت» در درون چاویسم
نزدیک شدن رودریگز به واشنگتن، واکنشی سریعتر و تندتر از حد انتظار را در درون چاویسم برانگیخت. ماریو سیلوا، مجری سابق برنامه «لا هوخیا» (La Hojilla) که به نزدیکی با مادورو معروف بود، استدلال کرد که گروه کوچکی در اطراف رودریگز به طور مخفیانه در حال مذاکره با واشنگتن درباره آینده ونزوئلا بودهاند.
واکنش سیلوا بیانی از لرزه بر پایههای ایدئولوژیک چاویسم است. گفتمان بولیواری که سالها بر پایه ضدیت با آمریکا بنا شده بود، اکنون در تلاش است تا دوران جدیدی را توجیه کند که در آن رهبریِ برآمده از درون همین جنبش، در حال مشارکت با شرکتهای انرژی آمریکایی، مجوزهای خزانهداری، سرمایهگذاران بدهی و کانالهای ارتباطی با صندوق بینالمللی پول است.

ماریو سیلوا، مجری سابق برنامه لا هوخیا
پاکسازی گارد قدیمی
تحویل الکس ساب به ایالات متحده. یکی از چشمگیرترین تحولات دوران پس از مادورو، پاکسازی چهرههای نزدیک به او بوده است. تحویل الکس ساب به ایالات متحده – شخصیتی کلیدی در شبکههای مالی بینالمللی و دور زدن تحریمهای مادورو – نشان داد که دولت دلسی رودریگز نه تنها در مسائل دیپلماتیک و اقتصادی، بلکه در امور قضایی و امنیتی نیز به سمت همکاری با واشنگتن گام برمیدارد.
پرونده ساب یکی از مهمترین ستونهای ساختار تحریمهای ایالات متحده علیه ونزوئلا بود. در کیفرخواست اصلی که در ژوئیه ۲۰۱۹ در دادگاه منطقه جنوبی فلوریدا صادر شد، ادعا شده بود که ساب و شریک او، آلوارو پولیدو وارگاس، یک شبکه فاکتورسازی صوری، رشوهخواری و پولشویی را از طریق پروژههای مسکن اجتماعی در ونزوئلا بین سالهای ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۵ ایجاد کرده بودند. در قلب این کیفرخواست اولیه، سیستمهای مالی اکوادور، پاناما و ایالات متحده قرار داشتند.
با این حال، اهمیت ژئوپلیتیک واقعی شبکه ساب در مکانیسم «طلا در برابر غذا»، که پس از سال ۲۰۱۸ وضوح بیشتری یافت، آشکار شد. در پروندههای تحریمیِ اوفک (OFAC – دفتر کنترل داراییهای خارجی وزارت خزانهداری ایالات متحده)، ادعا شده بود که برنامه کِلَپ (CLAP) در ونزوئلا – که یک برنامه کمک غذایی برای اقشار فقیر است – توسط شبکه ساب به ابزاری بزرگ برای سودآوری و پولشویی تبدیل شده است. همچنین عنوان شده بود که با تشدید تحریمهای ایالات متحده، کانال ترکیه فعال شد تا ذخایر طلای بانک مرکزی ونزوئلا را به پول نقد تبدیل کند و این سرمایه را برای تأمین منابع غذایی به کار گیرد.
کانال ترکیه نقش حیاتی را در این پرونده ایفا کرد. در اسناد رسمی ایالات متحده، شرکت «سرمایهگذاری پروژه مالبری» (Mulberry Project Investment Inc)، به عنوان یکی از شرکتهای فعال در شبکه شرکتهای صوری الکس ساب شناسایی شد. طبق گزارش «اوفک»، طلای خارج شده از ونزوئلا یا طلای استفادهشده از ذخایر ملی، به ترکیه هدایت میشد؛ در آنجا این طلا از طریق شرکتهای صوری در بازار بینالمللی به پول نقد تبدیل میشد و سپس برای خرید مواد غذایی از ترکیه، مکزیک و سایر کشورها جهت برنامه «کِلَپ» مورد استفاده قرار میگرفت. با این حال، ادعا شده بود که فاکتور این اقلام غذایی با قیمتهای بسیار گزاف صادر میشد و مابهالتفاوت آن به شبکه ساب انتقال مییافت.

مادورو و ساب
در انطباق با شرایط واشنگتن
سیستمی که پس از سوم ژانویه در ونزوئلا مستقر شد، نفت، بدهیها، بانک مرکزی، داراییهای خارجی و تقویم سیاسی این کشور را به مکانیسمهای تأییدی ایالات متحده گره زد. دلسی رودریگز به چهره داخلی این روند تبدیل شد؛ به رهبر یک «دولت موقت» جدید، بدون حضور مادورو اما با برچسب چاوزیسم، که در حین توسل به میراث دولتی چاوزیسم، با واشنگتن همکاری میکند.
https://haber.sol.org.tr/haber/3-ocak-sonrasi-venezuela-gecis-degil-mali-vesayet-409669
