«به گزارش وبسایت شبکه العالم، در پی درگذشت فیدل کاسترو، عبدالعزیز بوتفلیقه، رئیسجمهوری الجزایر در این کشور ۸ روز عزای عمومی اعلام کرد. در بیانیه دفتر ریاستجمهوری الجزایر آمده است، عبدالعزیز بوتفلیقه یک دوست و یار قدیمی را از دست داد که بیش از ۵۰ سال با هم رابطه دوستی داشتند و در گذشت این رهبر کوبایی برای مردم الجزایر نیز خسارت و فقدان بزرگی به شمار میآید.»
تارنگاشت عدالت – بایگانی دورۀ دوم
منبع: گرانما
نویسنده: گابریل مونیلا
۲۸ اکتبر ۲۰۱۵
عملیات سربلندی
«برای الجزایر هر کمکی که ممکن است لازم باشد»
فیدل و رائول در اکتبر ۱۹۶۳ در طلوع استقلال الجزایر برای دفع تجاوز سلطان حسن دوم پادشاه مراکش تانک، توپ و نیرو فرستادند
در نخستین ساعات روز ۲۲ اکتبر ۱۹۶۳، کشتی تجاری آراسلیو ایگلسیا وارد وهران دومین شهر بزرگ الجزایر در شمال غرب کشور شد؛ یک ستون نظامی از آن پیاده شد و بلافاصله با استفاده از ۴۲ واگن مسافربری سر باز و ۱۲ واگن باری حدود ۸۰ کیلومتر تا پادگانی که توسط لژیون خارجی فرانسه در بدائو در نزدیکی شهر راس الماء ساخته شده بود منتقل شد.
پس از ورود به شهر، با ظاهر شدن ردیفی از خودروهای فرانسوی قدری تنش ایجاد شد. حادثهای رخ ندادو فرانسویها ایستادند تا کوباییها عبور کنند. قراردادهای ایفیان که پیش از استقلال الجزایر در ۱۸ مارس ۱۹۶۲ امضاء شده بود این حضور فرانسویها را درنظر میگرفت، حضوری که پس از انقضای مدت مورد توافق پایان یافت. استقلال الجزایر در ۵ ژوئیه اعلام شد، در نخستین انتخابات کشور در ۱۹ اوت ۱۹۶۲ احمد بن بلا بعنوان رییسجمهور، و سرهنگ هواری بومدین بعنوان معاون او انتخاب شدند.

سرهنگ هواری بومدین (ردیف جلو از چپ)، خورخه سرگوئرا سفیر کوبا در الجزایر، فرمانده اسلیمان هوفمن و گابریل مولینا (ردیف دوم با عینک)
عبدالعزیز بوتفلیقه وزیر امورخارجه الجزایر در بامداد ۹ اکتبر ۱۹۶۳ به محل سکونت فرمانده خورخه سرگوئرا، سفیر کوبا رفت. رییسجمهور کنونی الجزایر به سرگوئرا گفت که سربازان مراکشی قصد حمله دارند. ارتش الجزایر فاقد تانک و تجهیزات لازم برای مصاف در یک جنگ متعارف بود
سرگوئرا خاطر نشان شد که کوبا میتواند تانک، توپ و نیرو بفرستد. او چیزی را که فیدل به او گفته بود تکرار کرد: «برای الجزایریها، هر کمکی که ممکن است لازم باشد…» بوتفلیقه بن بلا و بومدین را مطلع ساخت، و آنها بدون تردید پذیرفتند.
سرگوئرا فوراً فرمانده مانوئل پینهایرو را در کوبا مطلع ساخت. هنگامی که تلفنچی پرسید او با چه کسی میخواهد صحبت کند او بطور رمزی گفت: از رائول پروزو به ادواردو مِسا (دو چریکی که در یک نبرد فراموش نشدنی توسط تانکهای باتیستا کشته شدند). سرگوئرا درخواست کرد از پِدرو میرت ۲۲ «پرستار» با وسائلشان برای مقابله با اپیدمی اعزام شود. پینهایرو که فرمانده تیزهوشی بود پیام را گرفت. میرت فرمانده توپخانه بود. در عرض چند ساعت پینهایرو پاسخ داد: «آلههاندرو موافقت کرد.» سرگوئرا موافقت فیدل را به اطلاع رهبران الجزایر رساند.
وزیر نیروهای مسلح انقلابی، فرمانده رائو کاسترو با هلی کوپتر به استانهای شرقی رفت تا در مزرعه اِل جاردین که اکنون در استان لاس توناس واقع است، و در آنهنگام توفان دریایی بر کشور تازیانه میزد با فیدل ملاقات کند.
آنها پس از یک تحلیل پویا تلاشها را بر سازماندهی «عملیات سربلندی» متمرکز ساختند. یک «گروه رزم تاکتیکی»، همراه با «گروه آموزشی ویژه» تشکیل شد. اعضای ستاد کل-از جمله فلاویو براوو، آلدو سانتاماریا، آنجل مارتینز (فرانسیسکو سیوتات) روبرتو وییرا، یولیسس روزالز، پدرو لابرادور و ماریو آلوالرو – پیشاپیش با هواپیما به الجزایر رفتند و در ۴ اکتبر به آنجا رسیدند
در یک نشست در ۹ اکتبر بریاست وزیر نیروهای مسلح انقلابی در پادگان نظامی سان خوزه د لاس لاهاس در نزدیکی هاوانا، رائول از حاضرین پرسید آیا مایلند برای یک مأموریت دشوار در خارج از کشور داوطلب شوند. در همان شب ۱۲۰ سرباز و مقام رسمی در بندر هاوانا گردآمدند و در نخستین ساعات ۱۰ اکتبر عازم شدند.
در پی عزیمت سریع گروه نخست، یک هفته بعد گروه دومی از داوطلبان در کشتی آندرس گونزالز کوبا را ترک کرد. در ۲۲ اکتبر نیروی بیشتری با دو هواپیما فرستاده شد. فرمانده افیجنیو آمیجییراس که فرماندهی عملیات را عهدهدار بود با یکی از آن هواپیماها عازم شد. فرمانده روبرتو وییرا بسمت فرماندهی «گروه رزم تاکتیکی»، سروان یولیسس روزالز بسمت فرمانده ستاد و ستوان پدرو لابرادور بسمت فرمانده آموزش برگزیده شدند.
تسلیحات با دو کشتی منتقل شد: یک گردان تانک با ۲۲ تانک ت-۳۴اس؛ ۱۸ توپ ۱۲۲ میلیمتری؛ ۱۸ خمپارهانداز ۱۲۰ میلیمتری، ۱۸ توپ ضدهوایی ۱۴,۵ میلیمتری و سلاحهای ضدتانک ۵۷ میلیمتری. پرسنل کوبایی شامل ۲۶ افسر کادر، ۱۹ افسر غیرکادر و ۶۴۰ سرباز میشد.
تانکها ۱۲ روز بعد وارد وهران شدند
پیش از طلوع آفتاب ۲۲ اکتیر، حدود ۱۲ روز پس از ملاقات بوتفلیقه با سرگوئرا، نخستین کشتی وارد وهران شد. دومین کشتی در ۲۹ اکتبر رسید. بن بلا با محکوم کردن تمرکز سربازان ملک حسن دوم در مرز از حساس بودن وضعیت در الجزایر گفت. شاه مراکش از نبود تسلیحات خبر الجزایر خبر داشت و به سربازان خود دستور داده بود در ۱۴ اکتبر از مرز عبور کنند. آنها علیرغم دفاع قهرمانانه الجزایر هسی بیدا، فکیک، تندوف، تنجوب را گرفتند.
من بعنوان خبرنگار پرسنا لاتینا، با هواپیمایی الجزایر به بشار واقع در ۱۲۰۰ کیلومتری پایتخت رفتم، بومدین معاون رییسجمهور و وزیر دفاع ستاد فرماندهی را در آنجا تشکیل داده بودند. من در ۲۳ اکتبر با بومدین مصاحبه کردم و او گزارش داد که نیروهای آمریکایی در پشت حمله قرار دارند، و حسن دوم از خلبانهای آنها استفاده میکند.
سرهنگ قول داد که چندین روزنامهنگار به تنجوب بروند، و در ۲۴ اکتبر ما از آنجا گزارش دادیم که الجزایر پس از ۵ روز نبرد هسی بیدا را پس گرفته است.
دکتر خولیو هرناندز یکی از ۲۸ پزشک، ۳ دندانپزشک، ۱۵ پرستار و ۸ تکنیسنی بود که برای حدود ۴ ماه در شنهای صحرا کار میکردند، آنها نخستین مأموریت کمک غیرنظامی کوبا را تشکیل میدادند که در ۲۳ مه ۱۹۶۳ توسط فیدل اعزام شده بود. هرناندز و همکاران او تا آمدن دکتر پدرو رودریگز فونسکا، سرپرست تیم نظامی و دیگر پزشکان او، برای کمک به مجروحین به منطقه درگیری رفتند و پس از آمدن تیم دکتر رودریگز به بیمارستانهای محل مأموریت خود بازگشتند.
هدف استراتژیک کازابلانکا بود
ژنرال یولیسس روزالز که اکنون سرپرست نیروهای ذخیره است توضیح میدهد: «ما نزدیک مرز و تندوف بودیم. ما آماده بودیم در این بخش شمالی منطقه نبرد که حسن در آنجا نیروهای زیادی نداشت ضربه وارد کنیم. ایده این بود که از مرز عبور کنیم، ۶۰ تا ۷۰ کیلومتر پیش برویم، و به رزمندگان آفریقایی که در سیدی بلعباس و وهران با رضایت الجزایر آموزش میدیدند بپیوندیم.»
وی افزود: «عملیات برای یک حمله همزمان در سه جهت برنامهریزی شده بود: حمله اصلی با گروه کوبایی-الجزایری بسمت عریشه-برجونت؛ دیگری در جهت تلمسان-وجده در فاصله ۷۸ کیلمتری اولی، همراه با دو گردان پیادهنظام الجزایری با ۵۵ تانک از مصر؛ و سوم در جهت فیجوت با دو گردان پیادهنظام الجزایری.»
پس از ملاقات رهبری نظامی الجزایر و کوبا در بشار، موضع بومدین تأیید شد: تصرف اراضی مرزی مراکش، برای اینکه اگر مذاکره ضروری شد، آنها بتوانند از یک موضع قوی واد مذاکره بشوند. آمیجییراس گفت: «ما تا کازابلانکا نخواهیم ایستاد.»
روزالز افزود: «ما آماده حرکت و شروع حمله کوبا-الجزابر در ۲۹ اکتبر بودیم که آمیجییراس به ما خبر داد باید صبر کنیم. سرگوئرا به پایتخت رفته بود تا بن بلا را در جریان بگذارد و او دستور بدهد. اما رییسجمهور به او گفته بود ما باید صبر کنیم. “فردا (۳۰ اکتیر) من در یک کنفرانس در مالی با شرکت حسن دوم، رییسجمهور مودیبو کیتا و امپراتور هایل سلاسی برای بررسی وضعیت شرکت خواهم کرد.” سرگوئرا دستور داد صبر کنیم.»
سگوئرا بعداً اعلام آتشبس و ترک مخاصمه را گزارش داد. وییرا با نیمی از نیروها به کوبا بازگشت. باقی «عملیات سربلندی» تحت فرماندهی یولیسس روزالز به آموزش الجزایریها در تکنیک و آمادگی برای نبرد ادامه داد.
در ۲ ژانویه ۱۹۶۴، بمناسبت پنجمین سالگرد پیروزی انقلاب کوبا، یک رژه نظامی مشترک با حضور بن بلا، بومدین و سرگوئرا در الجزایر برگزار شد. افسران و سربازان الجزایری نمایش تحسین برانگیزی را ارائه کردند. دولت الجزایر اطلاع داد که ارتش مردمی آن آماده است وظیفه دفاع از دستاوردهای انقلاب را تضمین کند. فرمانده رائول کاسترو یک نامه زیبای قدرشناسی برای هر کوبایی درگیر در «عملیات سربلندی» فرستاد.
در ۱۱مارس ۱۹۶۴، فرمانده فلاویو براوو رسماً همه تسلیحات را به بومدین و فرمانده اسلیمان هوفمن تحویل داد. نیروهای کوبایی تا ماه اکتبر و پایان آموزش نیروهای الجزایر ماندند و سپس به کوبا بازگشتند. نامههای تبریک بن بلا و بومدین رضایت از «عملیات سربلندی» را نشان میداد.
تجاوز مرزی ۱۷ روز طول کشید و اسنادی که پس از ۵۰ سال از رده محرمانه خارح شده به ما امکان میدهند نقش اساسی شهامت مقاومت الجزایر، و تصمیم کوبا برای اعزام گروه آموزش رزمی خود را در رسیدن به نتیجه مثبت درک کنیم. مذاکرات چندین ماه در نشستهای گوناگون تا فوریه ۱۹۶۴ طول کشید، در آن تاریخ مرزهای کنونی توسط سازمان وحدت آفریقا تعیین و ثبت شد.
ارتش کت سفیدها و ارتش یونیفورمهای سبز زیتونی
همکاری کوبا با آفریقا در سال ۱۹۶۱، زمانیکه الجزایر درگیر نبرد ضداستعماری بود آغاز شد. این کمک در پی رویدادهای سال ۱۹۶۳ چندین برابر شد. کمی بعد، ماسامبا دبا، رییسجمهور کنگو-برازاویل رسماً به الجزایر سفر کرد، رییسجمهور بن بلا در مهمانی که به افتخار او در کاخ مردم برگزار شده بود با او درباره عملیات اخیر صحبت کرد. دبا برای ملاقات با سرگوئرا اظهار علاقه کرد. رییسجمهور کنگو نیاز خود را به تسلیحات و آموزش نظامی ابراز کرد. این بزودی تحقق یافت و با یکسری توافقها برای کمک کوبا، با استفاده از تجهیزات نظامی شوروی، در حمایت از جنبشهای استقلال طلبانه گینه بیسائو، موزامبیک، نامیبیا، زامبیا، آفریقای جنوبی، و همچنین دولتهای زئیر، اتیوپی و جمهوری خلق آنگولا دنبال شد. مورد آنگولا، طولانیترین، خونبارترین و مهمترین مشارکت کوبا را بخود دید. موردی که با توجه به کمک غیرنظامی که صورت پدیرفت تقریباً کل آفریقای سیاه را دربرگرفت.
سفر رییسجمهور رائول کاسترو به الجزایر و سفرهای رییسجمهور عبدالعزیز بوتفلیقه به هاوانا، طی بیش از نیم قرن همکاری بین دو خلق و دو ملت را مستحکم نموده است. این نمونههای درخشان برادری که با کمک غیرنظامی و نظامی کوبا به اکثر کشورهیای آفریقایی آغاز شد، موجب گردید که نلسون ماندلا در ژوئیه ۱۹۹۱ بگوید: «کدام کشور تاریخی بزرگتر از نوعدوستی دارد که کوبا در رابطه خود با آفریقا نشان داده است؟»
http://en.granma.cu/cuba/2015-10-28/for-algeria-any-assistance-it-may-need
