تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم

چهارشنبه، ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
منبع: «چپ» (soL)
نویسنده: ییگیت گونای
پنج‌شنبه، ۱۲ مارس ۲۰۲۶

تحلیل | نتیجه اولیه جنگ ایران: تکنولوژی جنگی و هوش مصنوعی (۳)

 

فناوری جنگی
با توجه به اینکه تحلیل‌های نظامی در برخی موارد به تنهایی کافی نیستند و ارزیابی فنیِ دقیق نیازمند تخصص ویژه است، می‌توانیم توجه را به چند موضوع جلب کنیم.

از زمان آغاز جنگ بارها تاکید شده است که ایالات متحده، اسرائیل و متحدان آن‌ها مجبور شده‌اند به حملات هواییِ پهپادمحور ایران با سامانه‌های پدافند هوایی پیشرفته پاسخ دهند و هزینه‌های این کار بسیار سرسام‌آور است.

ما در اینجا نیز باید ارزیابی مشابهی با ارزیابی قبلی خود درباره ویرانی اقتصادیِ ناشی از حملات هوایی در ایران ارائه دهیم: اگرچه کاملاً واضح است که دفاع در برابر پهپادهای ۲۰ هزار دلاری با سامانه‌های «پاتریوت» و «تاد» بسیار گران تمام می‌شود، اما با کنار گذاشتن ارزش این موضوع به عنوان یک ابزار تقابلی علیه دولت ترامپ در سیاست داخلی آمریکا، اگر صرفاً جنبه مالی را در نظر بگیریم، این هزینه با توجه به مقیاس، تأثیر و ظرفیت اقتصادی آمریکا نباید تأثیر چندانی بر تصمیم این کشور در خصوص جنگ کنونی بگذارد.

چالش اصلی در بستر یک جنگ مداوم، هزینه عملیاتی نیست، بلکه لجستیک (پشتیبانی) است. اگر گزارش‌های خبریِ یک هفته پیش از حمله را به یاد آوریم که اعلام می‌کردند خدمه ناو هواپیمابر «یواس‌اس جرالد آر. فورد» – که ماه‌ها بدون مرخصی در خدمت بودند – به دلیل مشکلات متعدد از جمله گرفتگی توالت‌ها در سیستم فاضلاب کشتی، به ستوه آمده و سر به شورش برداشته بودند، می‌توانیم درک کنیم که هدایت عملیات‌های نظامی در این مقیاس، آن هم در فاصله هزاران کیلومتری از مبدأ، اقدامی دشوار و پیچیده است که به جزئیات عملیاتی بی‌شماری نیاز دارد. فارغ از دشواری‌های تأمین نیازهای فنی حاد، این واقعیت که ترابری و دسترسی از ایالات متحده به منطقه زمان زیادی می‌برد، نشان می‌دهد که نیروهای نظامی آمریکا در منطقه نخواهند توانست در یک بازه زمانی مشخص، پرسنل، تسلیحات و مهمات کمکی دریافت کنند. در حالی که پاسخ به این پرسش که جنگی که گمان می‌رفت سریع پایان خواهد یافت، چقدر طول خواهد کشید، قطعاً در میان‌مدت مشخص خواهد شد، اما در کوتاه‌مدت نیز با این معادله لجستیکی در ارتباط است.

البته، تسلیحات و مهماتی که قرار است به عنوان نیروی کمکی ارسال شوند، ابتدا باید تولید گردند. اگرچه ظرفیت تولید نظامی ایالات متحده بسیار بالا است، اما نیاز به مهماتی که به دلیل جنگ ایران ایجاد شده است، به‌ویژه در حوزه پدافند هوایی، یک مشکل جدی به شمار می‌رود؛ چرا که حتی اگر هزینه بالای آن نگران‌کننده نباشد، موجودی محدود انبارهای فعلی و زمان‌بر بودن روند تأمین، چالش‌برانگیز است. در واقع، تصمیم آمریکا برای انتقال برخی از سامانه‌های پدافند هوایی خود از نقاط مختلف جهان مانند کره جنوبی به این منطقه را باید نشانه‌ای از محدودیت انبارها دانست؛ همان‌طور که تماس شتاب‌زده ترامپ با شرکت‌های تسلیحاتی آمریکایی در روز هفتم جنگ برای افزایش فوری تولید مهمات، نشان‌دهنده محدودیت‌های موجود در زنجیره تأمین است. همچنین باید توجه داشت مهماتی که در آن جلسه برای افزایش تولید برنامه‌ریزی شد، عمدتاً مواد منفجره مورد استفاده در حملات بودند؛ حال آنکه ظرفیت تولید فعلی موشک‌های پدافند هوایی «پاتریوت» و «تاد» بسیار کم‌تر از نرخ مصرف آن‌ها در طول جنگ ۱۲ روزه‌ای است که به‌تازگی تجربه کرده‌ایم و این عدم تعادل در زنجیره تأمین می‌تواند برنامه‌های جنگی کوتاه‌مدت و میان‌مدت ماشین جنگی آمریکا را تحت تأثیر قرار دهد.

با این حال، جنگ جاری از یک مشکل ساختاری‌تر و بلندمدت‌تر برای صنایع تسلیحاتی ایالات متحده پرده برداشته است. در حالی که هزینه متوقف کردن پهپادهای ارزان‌قیمت با سیستم‌های پدافند هوایی گران‌قیمت در جنگ فعلی اجتناب‌ناپذیر است، استفاده از پهپادها – که نیازمند یک تحول ساختاری در معماری نیروهای مسلح، مشابه تأثیر هواپیماها و تانک‌ها بر میدان نبرد در قرن گذشته است – نیاز به تغییرات ساختاری بنیادین را برای ایالات متحده تحمیل می‌کند.

تلاش برای متوقف کردن حملاتی از نوع حملات ایران با پهپادهای شاهد – که به صورت ارزان و سریع تولید می‌شوند – با استفاده از سیستم‌های پدافند هوایی ساخته‌شده بر پایه فناوری‌های نظامی دوران جنگ سرد، رویکردی پایدار نیست. با این نوع حملات به وسیله سامانه‎های متفاوتی مانند سلاح‌های انرژی هدایت‌شونده، روش‌های جنگ الکترونیک و پهپادهای رهگیر مقابله می‌شود. در حالی که مشخص است شرکت تسلیحاتی اسرائیلی رافائل در حال توسعه یک سیستم لیزری اخلال‌گر پهپاد به نام «پرتو آهنین» برای برآوردن این نیاز است، ارتش اسرائیل اخیراً اعلام کرد که این سیستم هنوز فعال نشده است. همچنین مشخص شده است که ایالات متحده، که هفت ماه پیش پیشنهاد دولت اوکراین برای فروش فناوری آزمایش‌شده در جنگ خود جهت متوقف کردن پهپادهای ساخت ایران را رد کرده بود، هفته گذشته با توجه به شرایط ایجاد شده بر اثر حمله ایران، خواستار بررسی مجدد این پیشنهاد شده است.

هوش مصنوعی
در بحث فناوری جنگی، ما همچنین باید بر استفاده ایالات متحده و اسرائیل از هوش مصنوعی تمرکز کنیم. در آغاز جنگ، ارتش ایالات متحده از دو سیستم یکپارچه استفاده کرد: «سیستم هوشمند مِیوِن» (Maven Smart System) و «کلود» (Claude). این سیستم‌ها به ترتیب به شرکت‌های پالانتیر (Palantir) و آنتروپیک (Anthropic) تعلق دارند.

هوش مصنوعی به این صورت مورد استفاده قرار گرفت: ایالات متحده تمام داده‌های اطلاعاتی و منابعِ‌بازِ موجود را در سیستم بارگذاری کرد و سپس سیستم، اهداف بالقوه را شناسایی نمود، و توصیه‌هایی درباره اینکه کدام‌یک از آن اهداف باید برای حمله در اولویت قرار گیرند، ارائه داد.

پیش از حمله، ایالات متحده و اسرائیل ماه‌ها زمان صرف آماده‌سازی و شناسایی اهداف با استفاده از این سیستم کردند. در این مرحله، نتیجه‌گیری در مورد اثربخشی نظامی و دقت این سیستم بر پایه گمانه‌زنی خواهد بود. ما همچنین هنوز نمی‌دانیم که آیا این سیستم هوش مصنوعی هدفِ حمله به مدرسه میناب را انتخاب کرده است یا خیر؛ حمله‌ای که به نظر می‌رسد توسط ایالات متحده انجام شده و جان بیش از ۱۶۰ نفر را ،که تقریباً همه آن‌ها کودک بودند، گرفته است . صرفاً به این نکته بسنده می‌کنیم که ابعاد فناوری و اخلاقی این موضوع تا سال‌های متمادی در دستور کار ما باقی خواهد ماند.

با این حال، می‌توانیم به دو نتیجه‌گیری دست یابیم که به ترکیه نیز مربوط می‌شود.

مالکان اولین شرکت از این مجموعه‌، یعنی «پالانتیر»، فاشیست‌های هولناکی هستند. این شرکت که به طور کامل از صهیونیسم حمایت می‌کند – و تکرار می‌کنیم، عمدتاً داده‌های اطلاعاتی به‌دست‌آمده توسط دولت‌ها را دریافت و تحلیل می‌کند – سال گذشته قراردادی را نیز با ناتو امضا کرد. ما از جزئیات آن اطلاعی نداریم، اما در هر صورت می‌توانیم فرض کنیم که داده‌های حساس مربوط به این سیستم در اختیار اعضای ناتو، و در نتیجه ترکیه، قرار می‌گیرند. کسانی که از عدم هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا در ترکیه توسط ایران به این نتیجه می‌رسند که «ببینید، چتر ناتو از ما محافظت کرد»، باید درک کنند که همان‌طور که همیشه گفته‌ایم، ناتو در واقع تهدیدی از درون است.

نکته دوم مربوط به شرکت دوم، یعنی »آنتروپیک» است. ساعاتی پیش از آغاز حمله ایران، ترامپ با «چپ‌گرا» خواندن این شرکت به آن حمله کرد و به دولت آمریکا دستور داد تا بلافاصله همکاری با آن را متوقف کند. هفته گذشته، شرکت «xAI» متعلق به ماسک و شرکت «OpenAI» با امضای قراردادهایی با دولت ایالات متحده، وارد این رقابت شدند.

با این حال، علیرغم اصرار همیشگی ترامپ بر «پایان دادن فوری به آن» و علی‌رغم امضای قراردادهای جدید، مشخص شد که ارتش آمریکا نخواهد توانست استفاده از نرم‌افزار کلود (Claude) را به این زودی‌ها متوقف کند. گفته شد که «این انتقال شش ماه زمان خواهد برد». اما مهم‌تر از آن، یک مقام آمریکایی اظهار داشت: «ما اجازه نخواهیم داد تصمیمات مالک شرکت به قیمت جان حتی یک آمریکایی تمام شود» و افزود در صورت نیاز، می‌توان از اختیارات دولتی برای مصادره این فناوری استفاده کرد.

به عبارت دیگر، تلویحاً اشاره شد که در مهد سرمایه‌داری، یک شرکت خصوصی بزرگ را می‌توان در صورت نیاز برای فناوری نظامی، به نوعی ملی‌ کرد

این وضعیت درسی برای ترکیه است، جایی که بحث مشابهی در مواجهه با تحولاتی چون همکاری «بایکار» با «لئوناردو» و ارسال بمب‌های «رپکون» به اسرائیل مطرح شده است: بخش دفاعی/تسلیحاتی هرگز نباید در دست بخش خصوصی باشد. از این حیث، باید درک شود که پیشنهادهایی مانند مشروط کردن فعالیت شرکت‌های تسلیحاتی به تایید پارلمان، کافی نخواهد بود. ما در تحلیلی که دقیقاً در لحظه آغاز حمله منتشر کردیم، این موضوع را از منظر امنیت ملی مورد بحث قرار دادیم. دوازده روز نخست جنگ، اهمیت این موضوع را بار دیگر نشان داد.

همچنین باید توجه داشت که صعود بازار بورس اسرائیل در روزهای نخست جنگ جاری – که بازارهای جهانی را تکان داده است – نه‌تنها ناشی از این انتظار بود که دولت صهیونیستی سلطه خود را در منطقه افزایش خواهد داد، بلکه به دلیل این پیش‌بینی بود که تجربه میدانیِ کسب‌شده توسط شرکت‌های تسلیحاتی اسرائیل (که چندین دهه است از فلسطین به عنوان یک آزمایشگاه استفاده می‌کنند)، به خودنمایی‌های فراوان و فروش گسترده سلاح در نمایشگاه‌های بین‌المللی تسلیحات منجر خواهد شد.

ادامه دارد…