تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
جمعه، ۱ آبان ۱۴۰۵
منبع: Intervention Communiste، ارگان حزب کمونیست انقلابی فرانسه
جمعه، ۱۶ اکتبر ۲۰۲۶
برای گسترش مبارزات مردمی!

مردم زحمتکش فرانسه تابستان مرگباری را پشت سر گذاشتند. آتشسوزیها جنگلها و خانهها را در کام خود فرو بردند و موج گرما، بنا بر برآوردهای رسمی، جان ۷۳۰۰ نفر را گرفت. رنجهای ناشی از گرانی نیز به این مشکلات افزوده شده است؛ با اوجگیری تورم در قیمت مواد غذایی، سوخت، انرژی و مسکن. جوانان دانشآموز و دانشجو نیز با دشواریهای خاص خود روبهرو هستند. دولت بورژوایی که در خدمت انحصارات سرمایهداری قرار دارد، از کاهش ۵۴ میلیارد یورویی هزینههای خدمات عمومی و کمکهای اجتماعی خبر میدهد تا سود سرمایهداران را حفظ کند و بار بحران را بر دوش طبقه کارگر و اقشار مردمی بگذارد.
بااینحال، هرگز پیش از این چنین حجم عظیمی از ثروت، هم در داخل کشور و هم از طریق فعالیتهای امپریالیسم فرانسه، تولید نشده است. برای مثال، شرکتهای فرانسوی در سهماهه دوم سال ۲۰۲۶، مبلغ ۶۱ میلیارد یورو سود سهام به مالکان و سهامداران خود پرداخت کردند؛ رقمی که فرانسه را پس از ایالات متحده در رتبه دوم جهان قرار میدهد. برای نمونه، آیا شرکت کشتیرانی «CMA CGM»، غول انحصاری کشتیرانی فرانسه، بهدلیل جنگ در تنگه هرمز با مشکلات اقتصادی مواجه شده است؟ خیر. «CMA CGM» شرکتی است که در نیمه نخست سال ۲۰۲۶ بیشترین رشد را در میان شرکتهای کشتیرانی داشته است. این شرکت بهتازگی رکورد پیشین خود را در حجم جابهجایی کانتینرها شکسته و سود خود را ۴۸ درصد افزایش داده است. افزون بر این، در آغاز فصل کاری جدید، در حال سرمایهگذاری برای احداث یک پایانه بندری جدید در عربستان سعودی است؛ این در حالی است که قدرتهای امپریالیستی کشورهای مختلف، با ایجاد زیرساختهای جدید بندری، افزایش ظرفیت پالایش نفت، احداث خطوط لوله نفت و توسعه مسیرهای دریایی، در پی ایجاد مسیرهای جایگزین برای دور زدن تنگه هرمز هستند. آیا صنعت خودروسازی در فرانسه و اروپا با بحران روبهرو است؟ شرکت رنو برای تولید نخستین خودروهای برقی خود در آغاز فصل کاری جدید، با همکاری یک خودروساز چینی، اقدام به سرمایهگذاری ۳۱۰ میلیون یورویی در یکی از کارخانههایش در برزیل کرده است. شرکت آلستوم نیز پس از امضای قراردادی به ارزش ۳ میلیارد یورو در کانادا در ماه سپتامبر، در همان ماه قراردادی به ارزش ۷۰۰ میلیون یورو با شرکت آلمانی «نورثریل» (Northrail) و قراردادی به ارزش ۱٫۲ میلیارد یورو برای تأمین لوکوموتیوهای برقی با شرکت انگلیسی «ترنسپنین اکسپرس» (TransPennine Express) به دست آورد. شرکت «نِکسانس» (Nexans)، یکی دیگر از پیشتازان جهانی فرانسه در صنعت کابل، بهویژه کابلهای برق، نیز بهتازگی ۵۰۰ میلیون یورو سرمایه جذب کرده است تا حضور خود را در ایالات متحده تقویت کند. شرکت «وئولیا» (Veolia)، پیشتاز جهانی این صنعت، با انعقاد قراردادی به ارزش ۲ میلیارد یورو در شهر کوکوتا (Cúcuta)، به رقابت با شرکت سوئز (Suez)، شرکت فرانسوی دیگری که از پیشتازان جهانی در زمینه مدیریت آب و پسماند به شمار میرود، پرداخته است. حتی یک هفته هم نمیگذرد که انحصارات فرانسوی ما، البته همواره در رقابت با قدرتهای امپریالیستی دیگر، بازارها و قراردادهای جدیدی به دست نیاورند. بنابراین، ثروت تولید میشود، اما به لطف قوانین سرمایهداری و دولتهایی که طبقات بورژوازی انحصارطلب بر آنها استیلا دارند، این ثروت در دست همین طبقات باقی میماند.
تابستان امسال، کمبود ابتداییترین امکانات آتشنشانان، تا حدی که حتی سادهترین تجهیزات حفاظت فردی نیز در دسترس نبود، برای تمام مردم آشکار شد. همین وضعیت در بیمارستانها نیز وجود داشت؛ جایی که کارکنان درمان و بیماران برای محافظت از خود در برابر گرما، پتوهای نجات را روی پنجرهها میکشیدند. در خانهها نیز برخی از ساکنان از شدت گرما به ستوه آمده بودند و ناچار میشدند در زیرزمین خانههایشان بخوابند، یا برای چرتزدن به فضاهای تجاری مجهز به تهویه مطبوع پناه ببرند. شرکتهای انرژی، در رأس آنها شرکت «توتال» (Total)، با بهرهبرداری از جنگ و سفتهبازی، سودهای فزایندهای به جیب میزنند و از جنگ سود میبرند. در بودجه دولت بهوضوح دیده میشود که، با وجود رنجها و دشواریهای تازهای که مردم متحمل شدهاند، هزینههای نظامی همچنان بر نیازهای مردم اولویت خواهند داشت. خشم و نارضایتی گسترده است. فراخوانها برای اقدام، که گاه خودجوش و پراکندهاند، پیوسته افزایش مییابند. کارکنان برخی شرکتها خواستار پیوستن به اعتصاب کارکنان بخش عمومی و آتشنشانان در ۲۹ سپتامبر شدند؛ اعتصابی در اعتراض به توقف تعدیل شاخص مبنای محاسبه دستمزدها و با هدف مطالبه تأمین امکانات و منابع لازم برای خدمات عمومی. در ماه اکتبر نیز جنبش دانشآموزان دبیرستانی، که بهدلیل کیفیت مطالبات، قاطعیت سیاسی و پایداری خود در برابر سرکوب بیسابقه پلیس برجسته شد، راه را برای فراخوانهایی بهمنظور همگرایی و پیوند مبارزات هموار کرد؛ فراخوانهایی برای متحدکردن مبارزات دانشآموزان با دانشجویان، معلمان و همچنین کارگران بخشهای دیگر.
راهحل بههیچوجه در انتخاب رئیسجمهوری نیست که خود را ناجی معرفی میکند و مدعی است ما را نجات خواهد داد؛ زیرا هیچیک از نامزدها به علت اصلی و مشترک تمام رنجها و بحرانهای ما، یعنی مالکیت خصوصی بنگاهها و ابزار تولید و استثمار سرمایهدارانهٔ نیروی کار مزدی، حمله نمیکنند. انتخابات ریاستجمهوری وسیلهای است برای منحرفکردن ما از مبارزات طبقاتیمان و فریبدادن مردم زحمتکش با رضایت خودشان، از طریق رأیدادن! سازمانهای تروتسکیستی، مانند «حزب نوین ضدسرمایهداری» (NPA) یا تشکلی که نام ما را غصب کرده و خود را «حزب کمونیست انقلابی» (PCR) مینامد ـ- وابسته به گرایش مارکسیستی بینالمللی ــ پیشتر مردم را به رأیدادن به سوسیالدموکراسی چپگرای ژانلوک ملانشون فراخواندهاند. در آنچه «جنبش کمونیستی» فرانسه خوانده میشود نیز همچنان شاهد فراخوانهایی برای رأیدادن به ملانشون هستیم؛ از جمله از سوی «سازمان کمونیستهای فرانسه» (OCF)، که بهتازگی از «قطب نوزایی کمونیستی در فرانسه» جدا شده است. بااینحال، از «زمور» گرفته تا حزب «مبارزهٔ کارگری» (Lutte ouvrière)، همه نامزدها نمایندگان سرمایهداری یا رفرم و تعدیل آن هستند. این موضوع حتی شامل خانم آرْتو نیز میشود؛ کسی که توضیح میدهد انقلاب در فرانسه امکانپذیر نیست، زیرا انقلاب از همان ابتدا فقط میتواند در سطح بینالمللی رخ دهد؛ بنابراین، بهزعم او، باید صرفاً برای بهبود شرایط زندگی در چارچوب مناسبات تولیدی سرمایهداری مبارزه کرد!
اعتصابها و تظاهرات، آنگونه که سازمانهای اتحادیهای سراسری اعلام میکنند، نباید صرفاً به اقداماتی نمادین برای رساندن پیام به نامزدهای آیندهٔ انتخابات ریاستجمهوری یا حمایت از این یا آن نامزد تبدیل شوند. طبقه کارگر باید باور داشته باشد که اگر بتواند خود را سازماندهی کند، از توانایی لازم برای دفاع از منافع خویش برخوردار است؛ منافعی مستقل از خردهبورژوازی، بورژوازی و همهٔ ائتلافهای امپریالیستیای که برای تقسیم مجدد جهان به سود انحصارات سرمایهداری خود با یکدیگر رقابت میکنند.
راه رهایی ما بدونتردید در گسترش و تداوم مبارزات نهفته است؛ مبارزاتی که باید به ایجاد توازن قوایی برتر بینجامند تا دولتها را وادار کنند در برابر مطالبات فوری ما تسلیم شوند و به پذیرش آنها تن دهند. این مطالبات باید با انقلاب ضدسرمایهداری پیوند بخورند؛ زیرا این تنها راه پایاندادن به سرمایهداری و ساختمان سوسیالیسم ـ کمونیسم است.
