تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
دوشنبه، ۳ فروردین ۱۴۰۵
منبع: «چپ» (soL)
نویسنده: اوزکان اوزتاش
۲۱ مارس ۲۰۲۲
امروز ۲۱ مارس است: صاحب نوروز کیست؟

در دهه ۱۹۹۰، نوروز از مفهوم صرف «یک جشنواره برای استقبال از بهار» فراتر رفت و خود را به عنوان روزی برای عمل و مبارزه نشان داد. این از آن لحظاتی بود که مردم اعلام کردند: «من هستم». هر نوروز، با آیینها و اشکال خاص خود، به نوعی بستری برای عمل تبدیل میشد، افسانه فردوسی یا روایتهای دیگر را کنار میگذاشت و جامهای سیاسی بر تن میکرد.
ما میدانیم که برخی از مسافران در طول سفرهای خود بین سالهای ۱۹۰۷ تا ۱۹۰۹ با افسانههایی مصادف با نوروز برخورد کردند یا آن را با آیینهای مشابهی جشن گرفتند. این واقعیت که اولین انجمنهای کردی در سه ماهه اول دهه ۱۹۰۰ به مناسبت نوروز در استانبول گرد آمدند، نشان میدهد که تصویر نوروز به موازات روشنگری و آگاهی ملی ظهور کرده است.
با برگزاری جشنهای نوروز توسط «مراکز فرهنگی انقلابی شرق» در دهه ۱۹۷۰، نوروز به عنوان رویدادی جداییناپذیر از مبارزه کارگران کرد پدیدار شد. دلیل آن کاملاً ساده است: چهره کارگری برجسته در جشنهای روز کارگر که در غرب ترکیه برگزار میشد، معادل کامل خود را در کردستان در اواسط دهه ۱۹۰۰ نیافت. اگرچه صنعتی شدن سرمایه کشاورزی توسط بورژوازی روابط فئودالی را تغییر داد، اما چهره کارگر در زندگی روزمره در آن سالها محدود به کارخانهها در شهرهای غربی باقی ماند. دقیقاً در چنین زمانی بود که تصویر نوروز به مثابه یک بدیل در مبارزات کارگران کرد برای حقوق و مطالبات ملی خود ظهور کرد. علاوه بر این، نوروز تمام قواعد سنتی را به چالش کشید و محتوای سیاسی به دست آورد.
به طور خلاصه، افسانه نوروز از ضحاک، پادشاه ظالمی که به دلیل بیماریاش هر روز دو جوان کرد را میکشد، میگوید. کسانی که در برابر استبداد ضحاک مقاومت میکنند، پنهان میشوند و به کوهها پناه میبرند. روزی – طبق افسانه، آن روز ۲۱ مارس است – آتش نوروز روشن میشود، کاخ پادشاه تصرف میشود و کردها به رهبری کاوه آهنگر آزاد میشوند. این روایت در اسطورهشناسی سرانجام در زندگی واقعی نیز نمود پیدا میکند. اکنون، هر ستمگر ضحاک، و هر شورشی کاوه میشود. در حالی که ستمگران در کاخهای خود در تجمل زندگی میکنند، شورشیان آهن میسازند، زمین را کشت میکنند، به چوب شکل میدهند، و نان خود را به دست میآورند. کاوهها، به مرور زمان، نماینده طبقه کارگر هستند.
نوروز به موضوعی برای هویت جمعی، که از طریق بزرگداشت یک سنت ساخته میشد، تبدیل شده بود. نوروز که در ادبیات، سینما، ترانهها و افسانهها حضور داشت، اکنون در مرکز مبارزه برای برابری و آزادی قرار میگرفت، با مردمی که روی سکو ایستاده بودند، میکروفون در دست داشتند، پرچمهای زرد، قرمز و سبز را تکان میدادند و شعار میدادند. توروز به یک پلتفرم سیاسی تبدیل شده بود که صدها هزار کارگر در آن گرد هم میآمدند، اعلام میکردند «من هستم» و حقوق خود را مطالبه میکردند.
نوروز به یک منبع فرهنگی هویت کردی تبدیل شده بود. قهرمان ما یک آهنگر بود. با گذشت زمان، آهنگران مانند کاوه در مبارزاتی که در کارخانههای فلز، کارگاههای ساختمانی و کارگاهها انجام میشد، به شهرت رسیدند. علاوه بر این، این امر با حمایت کارگران از فرهنگهای دیگر نشان داده شد.
در دهه ۱۹۹۰، طبقه سرمایهدار جشنهای «نهوروز» را به عنوان یک جایگزین برای «نوروز» تحمیل کرد. آنها با آتش و پریدن از روی آن، به روش خودشان، به استقبال بهار میرفتند. اما برای کارگران کرد، نوروز چیزی فراتر از یک جشن فصلی بود. در غیر این صورت، چرا باید نوروز را در برف جشن میگرفتند؟ موضوع متفاوت بود. ما نمیتوانستیم از پس مخارج زندگی برآییم، زغال سنگ برای گرم کردن نداشتیم، زندگی گران بود، زبان ما ممنوع بود… آن موقع بود که گفتند: «بیایید به نوروز برویم!» حتی کسانی که کردی صحبت نمیکردند و کسانی که برای اولین بار هالای میرقصیدند، در میان جمعیت خودنمایی میکردند. دهه ۱۹۹۰ تا حدودی اینگونه بود.
در ترکیه، با افول مبارزه طبقه کارگر، چهره کارگر نیز مانند هر عرصه سیاسی دیگر، در نوروز به حاشیه رانده شد. برای مثال، رقصندگانی که با داس در یک دست و چکش در دست دیگر رقصهای هالای را رهبری میکردند، به موضوعی نوستالژیک تبدیل شده بودند. کاوه از چهره آهنگر دور شده بود و بیشتر به یک «قهرمان» تبدیل شده بود. با این حال، انقلاب در تاریخ با قهرمان شدن مردم عادی آغاز شد.
نقطه شروع آن نوروز ۲۰۱۳ است. نقشه راه اعلام شده به همراه بیانیه اوجالان به برادری اسلامی منجر شد، و کارگران کرد چارهای جز صبر و سپاسگزاری نداشتند. نوروز ۲۰۱۳ یک نقطهعطف در مسیر تاریخی آن بود. برای آهنگرانی مانند کاوه عادی شده بود که از یک انتخابات به انتخابات دیگر آهنگری کنند.
آری، این پرسش، مانند هر چیز دیگری، در اینجا در یک چیز خلاصه میشود: صاحب نوروز کیست؟ پاسخهای داده شده به این پرسش از دیدگاه کارگران کرد به طور فزایندهای متفاوت است. با این حال، وظیفه آهنگر این است که زمانی که آهن داغ است، نه زمانی که سرد میشود، بر آن بکوید.
تأسفانه، جشنهای نوروز امسال[۲۰۲۲] نتوانست به طور مناسب به شکایات کارگران کرد رسیدگی کند. در حالی که سخنرانیها از تریبونها درباره کاخها صحبت میکردند، به ندرت به ذهن کسی خطور میکرد که فقط کارگران میتوانند به چنین رژیمهایی پایان دهند. تاریخ همچنین به ما نشان میدهد که در مواردی که کارگران در روایتها گنجانده نشدهاند، تنها چیزی که در کاخها تغییر میکند، دلقکها هستند. بنابراین، وقت آن رسیده است که ضربه را وارد کنیم، نگذاریم خشم و مبارزه فروکش کند.
امروز، هیچ معادلهای که کارگران را در بر نگیرد، زخمها را التیام نخواهد بخشید. کارگران نه صبر دارند و نه وقت آن را که از طریق تکرار بیاموزند. تجمعاتی که شکایات هزاران کارگر در میادین نوروز را سازماندهی نکند، تنها به سرد کردن آهن داغ کمک خواهد کرد.
واژه نوروز، در بستر تاریخی خود، معنای دیگری نیز دارد. معنای تحتاللفظی آن «تعطیلات» است. جمعیت نیز با حساسیت خاصی خود را میآرایند، و با تمیزترین لباسهای خود در میادین ظاهر میشوند. امروزه، به نظر میرسد هیچ راهحلی در افق دیده نمیشود. با این حال، معادله بسیار ساده است: «طبقه کارگر قدرتمند است؛ کاخها را سرنگون میکند و به امپراتوریها دیکته میکند.» نوروز نیز روایتی از این است.
نوروز بر کارگرانی که عرق جبینشان به آهن تبدیل شده مبارک!
https://haber.sol.org.tr/haber/bugun-21-mart-newrozun-sahibi-kim-329995
