تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم

منبع: «چپ» (soL)
نویسنده: اورهان گوکدمیر
۱۲ ژوئیه ۲۰۲۵

صلح آمریکایی، لاکوست و سرخ کردن کلاشینکف

 

در شامگاه ۱۵ اوت ۱۹۸۴، شبه‌نظامیان پ.ک.ک «به دستور و رهنمود عبدالله اوجالان»، به منطقه اروح در سیرت و منطقه شمدینلی در حکاری حمله کردند. محسون کورکماز رهبری گروه حمله به اروح را بر عهده داشت، در حالی که رهبری گروه حمله به شمدینلی به عهده عبدالله اکینجی بود. شبه‌نظامیان پ.ک.ک پاسگاه‌های پلیس و منازل نظامی را هدف قرار دادند. در این حملات کشته و زخمی‌هایی نیز وجود داشت. شبه‌نظامیان پ.ک.ک پس از درگیری‌های کوتاه هر دو منطقه را تصرف کردند، و در میادین منطقه و قهوه‌خانه‌های محلی خطاب به مردم سخنرانی کردن و از مناره‌های مساجد تبلیعات خود را پخش نمودند.

۱۵ اوت برای پ.ک.ک «روز اولین گلوله» یا «روز قیام» است. از آن زمان تاکنون این روز جشن گرفته شده است. بدون توجه به این‌که دیگران چه می‌گویند، این روز برای پ.ک.ک یک نقطه‌عطف است.

ترکیه جدید نیز نقاط عطف دارد. به عنوان مثال، ما به ۱۵ ژوئیه [«روز دمکراسی و وحدت ملی» روز کودتای نافرجام ۲۰۱۶] نزدیک می‌شویم. این‌که چرا این مراسم خلع‌سلاح برای آن روز برنامه‌ریزی نشده بود، مشخص نیست، اما «حزب عدالت و توسعه» باید در این مورد شگفتانه‌ای را تدارک دیده باشد. حزب حاکم انتظار دارد که این توافق صلح به یک موفقیت تازه شبیه آنچه روز بعد از ۱۵ ژوئیه حاصل شد، منجر شود. من این را می‌گویم: نقاط عطف «پ.ک.ک.، «حزب عدالت و توسعه» و «حزب حرکت ملی» اکنون همگرا و یکتا می‌شوند. این معنای اصلی نمایش دیروز «سرخ کردن اسلحه‌ها در وان حمام» است.

***

صلح همیشه خوب است، اما ما هنوز بیلانی از «افراد، مساجد، مردم شهر، و موانع» جنگ تهیه نکرده‌ایم. طبق یک ادعا، هزینه انسانی جنگ برای کشور ۱۵,۰۰۰ قتل حل نشده است. من شاهد برخی از آن‌ها بودم؛ ده‌ها نفر از دوستان روزنامه‌نگار ما در فضای وحشیانه این جنگ به قتل رسیدند. این جنگ زمینه‌ساز «حادثه سوسورلوک» است. دولت معتقد بود که پ.ک.ک توسط قاچاقچیان کرد-تبار مواد مخد تأمین مالی می‌شود. در اوایل دهه ۱۹۹۰، دولت برای از بین بردن آن‌ها و جایگزین کردن آن‌ها با مافیای ناسیونالیست اقدام کرد. باندهایی که در «سازمان اطلاعات ملی» (میت) و اداره پلیس تشکیل شدند، قاچاقچیان کرد مواد مخدر و اعضای کرد مافیا را یکی یکی ربودند و کشتند.

نتیجتاً، ثروت‌های هنگفت حاصل از قاچاق مواد مخدر دست به دست شد. مقامات دولتی که با کودتای نافرجام فریب خورده بودند نیز به حال خود رها شدند تا دست‌های خود را لیس بزنند. زوال حاکمیت قانون، عدالت، نظام قانون اساسی، و فضای سیاسی که با کودتای ۱۲ سپتامبر آغاز شد، با این عملیات شتاب یافت. بدین ترتیب، در به سوی دورانی گشوده شد که در آن اعضای مافیا که برای دولت شلیک می‌کردند، قهرمان، و فروشندگان مواد مخدر میهن‌پرست تلقی می‌شدند. دولت سکولار اکنون در مناطق کردنشین اعلامیه‌های مذهبی توزیع می‌کرد و مردم را به اسلام دعوت می‌نمود. سکولاریسم شکست خورده بود؛ اسلام سنی مشکل را حل خواهد کرد، و کردها بدین ترتیب شورش خود را رها خواهند ‌کرد. بدین ترتیب، فضایی شوم ایجاد شد که در آن قاچاق مواد مخدر، مذهب، ناسیونالیسم، بی‌قانونی، و جرم در هم تنیده شده بودند. طبق یک تخمین، هزینه مالی جنگ ۴۱ ساله حدود ۲ تریلیون دلار است. صرف نظر از دیدگاه، این نشان دهنده خسارات عظیم انسانی، اقتصادی و اجتماعی است. جنگ کشور را فرسوده کرده است.

***

پس، نقطه عطف یازدهم ژوئیه چه بود؟ اولاً، این در ارتباط با سوریه است. تام باراک، سفیر ایالات متحده در آنکارا و نماینده ویژه در سوریه، بطور خستگی‌ناپذیر تلاش می‌کند تا اطمینان حاصل کند که نیروهای کرد سوریه به دولت جهادی موقت که در سوریه تأسیس کرده‌اند، بپیوندند. طبق اظهارات او، تنها راه برای «یگان‌های مدافع خلق»، پیوستن به دولت دمشق است. برای این منظور، ایالات متحده یک بسته کمکی ۱۳۰ میلیون دلاری برای نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) که این نیروی مسلح وابسته به آن است، آماده کرده است. اما، با وجود همه این تلاش‌ها، ایالات متحده هنوز به توافقی بین دولت مرکزی سوریه و کردها نرسیده است. البته، وضعیت «دولت مشروع سوریه» حداقل به اندازه همتای خود در ترکیه بحث‌برانگیز است. این دولت نمی‌تواند جهادگرایی خود را پنهان کند. در همین حال، قتل‌عام علویان در لاذقیه همچنان ادامه دارد. علاوه بر این، مرکزیت دولت بسیار مورد تردید است. سوریه عملاً تحت کنترل اسرائیل است. این بدان معناست که «سوریه صهیونیست» لحنی کاملاً سنی خواهد داشت. اسرائیل، چه با دولت سوریه و چه جداگانه، در هر موقعیتی نقش بلامنازع دارد. ارض موعود اکنون با ترکیه هم‌مرز است. حفظ این وضع موجود و جلوگیری از قیامی که می‌تواند دوباره سوریه را مختل کند، اولویت اصلی ایالات متحده و اسرائیل است.

نقطه عطف دوم مربوط به دگرگونی سازمانی است که شخصیت خود را از حمله ۱۹۸۴ گرفته است. پ.ک.ک آنطور که ما می‌شناسیم، تمام شده است. طبیعتاً دیگر مهم نیست کجا یا چه چیز را پشت سر می‌گذارد. در واقع، تنها پیروز جنگ ۴۱ ساله است. این گروه یک جای پا در کردستان عراق دارد، و حضورش در سوریه پررنگ‌تر می‌شود. اگرچه وضعیت آن در ایران نامشخص است، در ترکیه نیز مواضعی را به دست آورده است. تنها پرسش این است که چگونه آنچه از این سازمان باقی مانده است را ساختاربندی کرد. این «حزب دموکرات ترکیه»(DEM) را در برمی‌گیرد. سازمان سیاسی مسلح با یک سازمان غیرمسلح جایگزین خواهد شد، ما این را می‌دانیم. انتقال‌هایی بین دو ساختار رخ خواهد داد، و افرادی از هر دو طرف کنار گذاشته خواهند شد. این یک روند بازسازی است که هم فرصت‌ها و هم بحران‌ها را به همراه دارد. علاوه بر این، سازمان سیاسی که پس «حزب دمکرات ترکیه» پدیدار می‌شود، باید نوعی ساختار بین‌المللی باشد. یک سازمان سیاسی بدون نمایندگی در عراق، سوریه و ایران اکنون غیرممکن است.

ما نمی‌دانیم که آیا تام باراک زمزمه می‌کند که پ.ک.ک باید به دولت مرکزی ترکیه بپیوندد، همانطور که در سوریه این کار را کرد. اما تردیدی نداریم که این یک نقطه عطف است. خواهیم دید که بعداً چه اتفاق می‌افتد.

***

در مورد نقش ترکیه، مذاکرات در امرالی از دریچه تضعیف نفوذ اسرائیل بر پ.ک.ک انجام شد. اوجالان نه به عنوان مذاکره‌کننده علیه دولت، بلکه در کنار مقامات دولتی برای خنثی کردن نقشه‌های آمریکا و اسرائیل پشت میز مذاکره نشسته بود. طبیعتاً، این تزریق یک تهدید برای تلاش‌های بالقوه برای دولت‌سازی کردی در منطقه بود. به عبارت دیگر، فقط یک دولت سر میز مذاکره بود، و موضوع بقای آن بود. ایالات متحده می‌خواست اسرائیل را به عنوان یک قدرت هژمونیک در خاورمیانه تثبیت کند. سه مرحله از استراتژی پنج مرحله‌ای تکمیل شده بود، و اکنون نوبت ایران و ترکیه بود. این بستگی به این داشت که آیا اسرائیل می‌تواند کردها را به سمت خود جلب کند یا نه. اوجالان تنها مانع برای تکمیل مرحله نهایی بود. به عنوان مثال، در صورتجلسه امرالی، اوجالان اظهار داشت: «اسرائیل ۳۰ سال است که مخفیانه به ما وعده تشکیل یک دولت را می‌دهد.» او این را با این جمله توجیه کرد: «هرکس در خاورمیانه موقعیت استراتژیک کردها را به خود گره بزند، در خاورمیانه دست بالا را خواهد داشت. آن‌ها این را پیش از من تعیین کردند.» بنابراین، هسته اصلی مشکل در «گره‌زدن خودشان» خلاصه می‌شود. ما گره را دنبال می‌کنیم.

با این حال، به نظر می‌رسد که طرح ایالات متحده با هدف جلوگیری از هرگونه تلاش بالقوه برای ملی‌سازی کردستان انجام شده است. در غیر این صورت، ما قادر به درک فعالیت‌های باراک نخواهیم بود.

سخنان اوجالان را فراموش نکنیم: «قندیل تحت نفوذ ایران است و نیروهای دموکراتیک سوریه تحت نفوذ اسرائیل». اوجالان در ادامه خطاب به مقامات «میت» حاضر در جلسه گفت: «یک بخش کردی وجود دارد که همین الان همکاری می‌کند. آن‌ها امروز با شما همکاری خواهند کرد و فردا با اسرائیل.» گرچه مشخص نیست اشاره او به کیست، اما روشن است که او به هر کس که خارج از کنترل اوست اشاره می‌کند. ترکیه در تلاش است تا کردها را به خود گره بزند، اما ترکیه دیگر «خودی» ندارد که بتواند چیزی را به آن گره بزند. این کشور با بند ناف به ایالات متحده و اسرائیل گره خورده است. وقتی گره خورده‌اید، گره زدن غیرممکن است.

***

بیایید به میدان نگاه کنیم. اسرائیل در طول جنگ شش روزه ۱۹۶۷، بلندی‌های جولان سوریه را اشغال کرد، سوریه تا زمان تصرف آن توسط جهادی‌ها، همچنان تحت اشغال باقی ماند. جهادی کت و شلواری معروف به جولانی اخیراً اعلام کرد که این اشغال را به رسمیت می‌شناسد. این تعجب‌آور نیست. اسرائیل برای حفظ کنترل جولان، از دروزی‌ها، «ارتش آزاد سوریه» و «النصره» حمایت کرد. به این ترتیب،اسرائیل تا حد امکان به دنبال تعمیق تفرقه‌ها در سوریه بود. همانطور که اوجالان گفت، اسرائیل از تأسیس «کردستان بزرگ» حمایت کرد، و ادعا کرد که یهودیان و کردها متحدین طبیعی هستند. واضح است که اسرائیل می‌خواهد این ساختار تکه‌تکه شده ادامه یابد. طبیعتاً، فعلاً یک اتحاد سست، به نفع همه است. البته، در این شرایط، تنها گزینه باقی مانده برای پ.ک.ک و «نیروهای دمکراتیک سوریه»، پیوستن به دولت‌های مرکزی است

در عین حال، اسرائیل فراتر از ارتفاعات جولان اشغالی گسترش یافته و شروع به انجام فعالیت‌های نظامی در داخل سوریه کرده است. این کشور پایگاه‌هایی را در نزدیکی تپه‌های استراتژیک و تقاطع جاده‌های اصلی ایجاد کرده است. یکی از بزرگ‌ترین پایگاه‌های نظامی از بین ۱۰ پایگاه، ۴۰ کیلومتر با پایتخت، دمشق، فاصله دارد. به طور خلاصه، سوریه صهیونیست گام به گام ساخته می‌شود. ارتفاعات جولان دیگر جایی برای حرکت ندارد و در نهایت باید به این گره بپیوندد. این واقعیت گره است.

***

نمایش سرخ‌کردن سلاح‌ها در وان حمام در جلوی غاری در شمال عراق مصادف با مرگ ۱۲ سرباز در منطقه جنگی بود که قربانی گاز متان شدند. در هر زمان دیگری، این حادثه موجی از هیستری خصمانه علیه پ.ک.ک را برمی‌انگیخت. این حادثه جنجالی بی‌سروصدا خاموش شد. آشکارا، برای حفظ این سکوت، درگیری‌های خونینی در درون دولت به راه افتاد. این‌ها نشانه‌هایی از یک اقدام برنامه‌ریزی‌شده نیست، بلکه نشانگر یک ضرورت برنامه‌ریزی‌نشده است.

بنابراین، مراسم در عراق برگزار شد، اما گره در سوریه است. در آن‌جا، «نیروهای دموکراتیک سوریه»، «هیئت تحریر الشام»، ترکیه، «پ.ک.ک» و اوجالان به هم گره خورده‌اند. برای این‌که ایالات متحده آمریکا و اسرائیل در منطقه آزادانه‌تر عمل کنند، همه چیز دور این می‌چرخد که هیچ بازیگری نتواند از گره فرار کند.

پ.ک.ک یک تیر شلیک کرد. نمایندگان اتحادیه اروپا و آمریکا آنجا بودند. نمایندگان رسانه‌ای «حزب عدالت و توسعه» به سرعت خود را به آنجا رساندند. چنگیز چاندار در جلوی هیئت «حزب دمکرات ترکیه» لبخند می‌زد. ناگیهان آلچی، «تنبور-زن هر عروسی»، از طریق سهمیه «حزب دمکرات» وارد هتل مجلل خود شده بود، شلوار خاکی رنگ خود را پوشیده بود، و حتی در مقابل هتل عکس گرفته بود. اما، شلوار خاکی‌ را درآورده بود، و تی‌شرت‌های بژ لاکوست را بر تن داشت. قد و ژست آن‌ها مهم نیست، سلطان فقط عریان نیست؛ او به طرز غیرقابل انکاری احمق است.

جنگ تمام شده است، ۴۱ سال گذشته است، و کشته‌شدگان مرده‌اند، و پوسیده‌ها پوسیده رها شده‌اند. تصویر روشن است: نام‌ها، بازیگران، سازمان‌ها و مناطقی که می‌بینید بی‌ربط هستند. همه چیز به مردم منطقه بستگی دارد که به این نمایش پایان دهند. کسانی که سعی می‌کنند گره را درک کنند، به امپریالیست‌ها نگاه خواهند کرد. کسانی که سعی در باز کردن آن دارند، علیه امپریالیسم متشکل و متحد خواهند شد. تا زمانی که از شر ایالات متحده، اسرائیل و ناتو خلاص نشویم، صلحی برای ما وجود نخواهد داشت.

https://haber.sol.org.tr/yazarlar/orhan-gokdemir/pax-americana-lacoste-ve-kalasnikof-kizartma-399770