تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
منبع: الاخبار
چهارشنبه، ۳۰ اکتبر ۲۰۲۴
اسرائیل مانور میدهد و هوخشتاین نیامد… و بری تصمیم میگیرد: لبنان آنچه را که میباید، گفت | ثابتهای حزبالله درباره جنگ و مذاکره کدامند؟

ویرانی ناشی از تجاوز در بعلبک
صحبت از مذاکره در جبهه لبنان است، اما واقعیت حاکی از وجود اوراق کاری نیست. در عین حال، تلاشها بر آتشبس، بحث درباره سازوکارهای اجرای قطعنامه ۱۷۰۱، و سپس حرکت به سمت فرمول سیاسی برای مرحله پس از جنگ متمرکز است. بیش از یک کشور در این روند مشارکت دارند و کار آنها همگی در راستای دستور کار آمریکا و طرح آن در منطقه است. پس از ظهور «جنبش اروپایی» در «کنفرانس حمایت از لبنان» که هفته گذشته به دعوت فرانسه برگزار شد، ایتالیا و آلمان به سمت بیروت حرکت کردند، نقش قطر با هماهنگی آمریکاییها در دوحه در حال ظهور است.
با این حال، از واقعیات چنین برمیآید که علیرغم اظهارات مستمر اسرائیل درباره نزدیک بودن به توافق، در این مذاکرات هیچ پیشرفتی حاصل نشده است. اولین مورد از این واقعیتها، شکست سفر مورد انتظار آموس هوخشتاین نماینده آمریکا به منطقه است. پس از روزها انتشار اطلاعات در مورد سفری که او به خاورمیانه انجام خواهد داد، و اطلاعات منتشر شده توسط مطبوعات اسرائیل درباره ورود او به تل آویو در روز دوشنبه، هوخشتاین در توئیتی در پلاتفرم «ایکس» این موضوع را رد کرد و در آن گفت: «من در واشنگتن هستم!»
سخنگوی وزارت امور خارجه قطر با توجه به میدان جنگ جاری، گفت: «برای کاهش تشدید تنش در لبنان و غزه، خطوط کاری موازی وجود دارد» و تأکید کرد که «دور مذاکرات ادامه دارد، اما هر تشدید تنش در میدان در روند مذاکره مشکل ایجاد میکند.»
عدم حضور هوخشتاین در منطقه، و اظهارات مقامات عربی و اروپایی درباره دشواری دستیابی به توافق، تأیید میکند که بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، خواهان آتشبس در آینده قابل پیشبینی نیست، و این باعث شد که او و دولت او با تعیین سقفهای بالا، تا جایی که شرط محاصره زمینی، دریایی و هوایی لبنان را در ازای پذیرش آتشبس اعلام کرد، از سفر هوخشتاین جلوگیری کند. با این وجود، رهبران دشمن در حال تکرار مانورهای غزه خود در لبنان هستند، آنها دو روز است که به عمد فضای یک توافق قریبالوقوع را ایجاد میکنند، که آخرین آن چیزی است که روز گذشته یدیعوت آحارونوت به نقل از مقامات اسرائیلی گزارش داد که «مذاکرات برای توقف جنگ، در لبنان به مراحل پیشرفتهای رسیده است و ارتش اسرائیل استقرار در خطوط جدید را آغاز میکند، و از برخی نقاط که ماموریت آن در جنوب لبنان به پایان رسیده خارج خواهد شد»، و اینکه «جنگ نه به خاطر مذاکرات، بلکه فقط پس از دستیابی به توافق نهایی متوقف خواهد شد» و افزود: «ارتش اسرائیل تا رسیدن به توافق نهایی در امتداد مرز باقی خواهد ماند.»
در حالیکه منابع دیپلماتیک تأیید کردند که نیامدن هوخشتاین دلیلی بر ادامه تجاوزات نتانیاهو است، روز گذشته از رئیس مجلس لبنان درباره آنچه نماینده آمریکا در حساب توییتر خود اعلام کرد و گفت «پیش از دریافت پاسخ مثبت لبنان و اسرائیل به منطقه بازنخواهم گشت» سؤال شد، و نبیه بری پاسخ داد «لبنان آنچه را که میباید بگوید، گفت و پاسخ آن مثبت است. تنها چیزی که میماند این است که اسرائیل پاسخ مثبت بدهد، نه لبنان. ما طرفدار اجرای کامل قطعنامه ۱۷۰۱، همانطور که در سال ۲۰۰۶ بیان شد، هستیم اما شرط آن آتشبس همه جانبه و کامل است، بدون آتشبس، راه حل سیاسی وجود ندارد.»
از بری پرسیده شد که آیا نتانیاهو، زمانیکه شب گذشته او را برای مذاکره درباره یک راهحل سیاسی به یک نشست دولتی دعوت کرد، معتقد به جدی بودن این گزینه است؟ وی پاسخ داد: «راهحل سیاسی در هر زمان و در هر لحظه از هم اکنون تا ۵ نوامبر، تاریخ انتخاب رئیسجمهور جدید آمریکا در دسترس است. اما، من معتقدم که نتانیاهو به تشدید در جنوب ادامه خواهد داد و او از خون، کشتار، ویرانی و بمباران سیر نشده است. اما مقاومت نیز حضور دارد و میتواند مانع از اشغال جنوب شود. مقاومت همچنان بر حمایت خود از غزه تاکید میکند و معتقد نیست که دشمن مزیتی برای تحمیل شرایط خود یا اصلاح قطعنامه ۱۷۰۱ دارد.
در عین حال، منابع آگاه سیاسی اعلام کردند که حزبالله از تماسهای جاری دور نیست. ثابتهای حزبالله در مذاکرات روشن است و خلاصه آنها به شرح زیر است:
یکم، حزبالله تأیید میکند که بری، سخنگوی مجلس، در مذاکراتی که درباره پرونده جنگ و آتشبس انجام میشود، نماینده حزبالله است، و در ارتباط و هماهنگی مستمر با بری قرار داد، و اینکه کانالهایی با نجیب میقاتی، نخستوزیر و دیگر طرفهای درگیر در پرونده مذاکره، باز است.
دوم، ارتباط بین حزبالله و برخی از طرفهای خارجی که از مصر، الجزایر، قطر و فرانسه در خط مذاکره کار میکنند، قطع نشده است. حزبالله بر ثابتهای خود، که پیش از هر چیز بر این واقعیت استوار است که توقف کامل تجاوز شرط لازم برای هرگونه بحث درباره چیزی است که قرار است بعداً اتفاق بیفتد است، مجدداً تأکید میکند.
سوم: حزبالله معتقد نیست که آنچه دشمن انجام داده است، برای آن مزیتی برای تحمیل هرگونه اصلاح در وضعیتی که پس از تجاوزات ۲۰۰۶ ایجاد شده است، به همراه داشته باشد و حزبالله تحت هیچ شرایطی هیچگونه اصلاحی در مفاد قطعنامه ۱۷۰۱یا در سازوکارهای اجرای آنرا نمیپذیرد، و در اصل با افزایش تعداد نیروهای بینالمللی یا ارتش لبنان بر اساس آنچه که در قطعنامه ۱۷۰۱تصمیم گرفته شد، مخالف نیست. اما، حزبالله اضافه کردن هر کشور دیگر به نیروهای بینالمللی را رد میکند، و میخواهد که آلمان، پس از اینکه در جنگ شریک دشمن شد، برای همیشه از کار نیروهای بینالمللی حذف شد.
چهارم، حزبالله بر روی تغییرات شگرف در موضع آمریکا شرطبندی نمیکند، و از اینرو با همه چیزهایی که آمریکاییها به بیرون درز میدهند با احتیاط برخورد میکند، و معتقد است که دشمن میخواهد برای مدت طولانیتری به جنگ ادامه دهد، یعنی مقاومت باید برای رویارویی با حملات بیشتر اسرائیل، و همچنین ضربه زدن به نیروهای دشمن و خنثی نمودن هدفهای متجاوز آماده باشد.
پنجم، حزبالله در بیانیههای نظامی خود همچنان از عباراتی استفاده میکند که حمایت آن از مقاومت در غزه را نشان میدهد، و عبارت «دفاع از لبنان» رابه آن اضافه میکند. حزب لله به هیچ طرفی در لبنان یا خارج از آن، هیچ تعهدی مبنی بر پذیرش تفکیک جبهه لبنان از جبهه غزه نداده است. پس از همه آنچه که اتفاق افتاده است، و در بحبوحه تداوم وحشیگری اسرائیل در غزه، حزبالله خروج از غزه را منطقی نمیداند، و چنین موضعی را با کل ساختار ایدئولوژیک و تفکر سیاسی خود، و شناخت دقیق آن از ارتباط واقعی بین همه جبهههای مربوط به مقاومت در برابر دشمن، در تضاد میداند.
ششم، اصرار دشمن بر مذاکره در زیر آتش نشاندهنده این واقعیت است که اسرائیل بر روی شکست مقاومت یا تضعیف حزبالله شرطبندی میکند، و حزبالله بر این اساس عمل میکند که ممکن است در معرض ترورهای جدید قرار بگیرد، اما سازوکارهای عمل در درون حزبالله، به ویژه در بدنه جهادی، راهی را در پیش گرفتهاند که تحت تأثیر ترور هیچ رهبر حزبالله قرار نخواهند گرفت.
هفتم، حزبالله با تمام واکنشهای داخلی که نفرت نسبت به مقاومت را نشان میدهند، و یا حتا در مقام شریک دشمن ظاهر میشوند، با تنش و احساسات برخورد نمیکند، و حفظ آرامش اجتماعی را یک وظیفه محوری میداند، و نسبت به هیچ تلاشی برای تضعیف حضور سیاسی یا پایگاه اجتماعی خود بیتفاوت نخواهد ماند.
هشتم، حزبالله بر این باور است که دولت باید به وظایف خود در قبال شهروندان، در زمینه تأمین الزامات پایداری آنها، و فراهم نمودن فضای مناسب برای آوارگان عمل کند، و خود برای رویارویی با چالشهای مرتبط با این جنبه، و عمل به قول داده شده به مردم درباره بازسازی، آماده است، زیرا همه تواناییهای مالی و مادی را دارد تا پس از پایان تهاجم، در اسرغ وقت به قول خود عمل کند.
نهم، حزبالله امیدوار است که همه لبنانیها درک کنند که سلاح مقاومت موضوع مذاکره با هیچکس نخواهد بود، و پس از این جنگ، مقاومت یک گزینه الزامی است، و حزبالله برای حفظ آن همه تلاش خود را انجام خواهد داد.
