تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
پنجشنبه، ۱۶ مهر ۱۴۰۵
منبع: «چپ» (soL)
دوشنبه، ۹ اکتبر ۲۰۲۳
درسهای فلسطین ۱: آیا حمایت از فلسطین به معنای حمایت از جهادیها است؟

در پی عملیات فلسطین علیه اسرائیل، برخی در ترکیه اینگونه اظهارنظر کردند که «چپگرایان ترکیه از جهادیها و اسلامگرایان در فلسطین حمایت میکنند.» این در حالی است که هیچ گروه سوسیالیستی در ترکیه هرگز از حماس حمایت نکرده است.
چپ ترکیه حمایت خود را از مردم فلسطین اعلام کرده است. فلسطین تحت اشغال است. مردم فلسطین دهههاست که تحت سرکوب و سلطه قرار دارند. بدیهی است که آنها برای آزادی خود خواهند جنگید و طبعاً چپگرایان نیز از مبارزه مردم فلسطین حمایت خواهند کرد.
بنابراین، با وجود این حقیقت آشکار، این تحریف که از آن صحبت میکنیم از کجا نشأت میگیرد؟ بیایید نگاه دقیقتری بیندازیم.
مبارزه فلسطین را نمیتوان با حماس یکی دانست
اولاً، مبارزه فلسطین را نمیتوان با حماس یکی دانست. مبارزه برای استقلال در فلسطین مدتها پیش از حماس آغاز شد. سازمانهای چپگرا در آن مبارزه قدرتمند بودند. حماس در اواخر دهه ۱۹۸۰ به عنوان شاخه فلسطینی اخوانالمسلمین تأسیس شد و برای مدت طولانی به طور مستقیم توسط اسرائیل و ایالات متحده علیه سازمانهای چپ حمایت میشد. هر کس که امروز مقاومت فلسطین را محدود به حماس ببیند و آن را اینگونه جلوه دهد، شریک جرم تبلیغات اسرائیل و آمریکا است.
ثانیاً، اگرچه حماس بزرگترین نیرو در عملیاتی بود که صبح روز شنبه از غزه آغاز شد، اما تنها سازمان درگیر در آن نبود. این عملیات از سوی «اتاق عملیات مشترک» هدایت میشد که همه سازمانهای مقاومت فلسطین، از جمله گروههای چپگرا را شامل میشد.
همسانپنداری چپگرایان با اسلامگرایان در ترکیه
از سوی دیگر، استدلال مطرحشده در واقع نمونهای از تحریف است و این روش تحریف سالهاست که مورد استفاده قرار میگیرد. دو فرد که درباره یک موضوع مشخص حرف یکسانی میزنند، ممکن است از نظر سیاسی در دو نقطه کاملاً متفاوت ایستاده باشند.
به عنوان مثال، جنگ استقلال خود ما. در تاریخ ترکیه، مبارزه علیه امپریالیسم و نظام سلطنت شامل شخصیتهایی بود که ویژگی مذهبی آنها در سیاست برجسته بود. «سوتچو امام» یکی از نخستین نمونههایی است که به ذهن خطور میکند. آرمان ما، آرمانی عادلانه بود. نه مصطفی کمال آتاتورک هنگام مبارزه برای استقلال کشور، با این فکر که «آیا در نهایت با روحانیون در یک جبهه قرار خواهم گرفت؟» دچار تردید شد، و نه حزب کمونیست ترکیه که در آن روزها تأسیس شد و برای جنگ به آناتولی آمد، گفت: «آیا ما کمالیست خواهیم شد؟
اگر آرمان و هدف عادلانه باشد، عدالت برقرار خواهد شد؛ دیگر فرقی نمیکند که چه کسانی از آن حمایت میکنند.
اما همین مغلطه همواره علیه چپ ترکیه به کار گرفته میشود. بیایید نمونهای از تاریخ معاصر ترکیه بیاوریم: در همهپرسی قانون اساسی سال ۲۰۱۰، سوسیالیستها رای «نه» دادند. در آن زمان، «حزب عدالت و توسعه» با اشاره به سوسیالیستهای حاضر در جبهه مخالفان، به «حزب حرکت ملی» که آنها نیز رای «نه» داده بودند، این پیغام را میفرستاد که «شما آنجا چه میکنید؟» کسانی هم که از موضع «آری، اما ناکافی» حمایت میکردند، چپ ترکیه را به «همپیمانی با حزب حرکت ملی» متهم میکردند. با این حال، در آن زمان سوسیالیستهای ترکیه با این تردید مواجه نشدند که بپرسند: «آیا رای “نه” دادن به معنای حمایت از حزب حرکت ملی است؟»
آیا دفاع از مردم سوریه، حمایت از اسد تلقی میشود، یا مخالفت با حمله به عراق، حمایت از صدام بود؟
این طرز تفکر که طبقه کارگر یک کشور را با دولت آن یکی میداند، کسانی را که از مردم عراق و سوریه حمایت میکردند و با اشغال این کشورها توسط آمریکا میجنگیدند، به دفاع از صدام یا حمایت از اسد متهم میکرد.
به نظر میرسد مبارزه با امپریالیسم و همبستگی با کشورهای تحت اشغال امپریالیستها ــ که بر تارک آرمانهای چپ نگاشته شده است ــ در پرتو اقدامات اخیر فلسطین به فراموشی سپرده شده است. بله، کسانی که در یک موضوع خاص از نظر سیاسی حرفهای مشابهی میزنند یا در یک مقطع تاریخی به نکات مشابهی اشاره میکنند، الزاماً یک ائتلاف تشکیل نمیدهند؛ اما کسانی که تولیدات ایدئولوژیک کانونهای امپریالیستی را بدون چونوچرا تکرار میکنند، متأسفانه به اشغالگران مشروعیت میبخشند.
————————–
توضیح عدالت:
ارگنهکُن نام یک دره افسانهای در اساطیر ترک است؛ اما در فضای سیاسی ترکیه، نام یک شبکه مخفی و زیرزمینی (موسوم به دولت پنهان یا متشکل از ملیگرایان افراطی، افسران ارشد ارتش، قضات، دانشگاهیان و روزنامهنگاران سکولار بود.«
توطئه یا پرونده ارگنهکون (۲۰۰۷ تا ۲۰۱۶): به مجموعه تحقیقات، بازداشتها و دادگاههای جنجالی در ترکیه گفته میشود که در آن، دولت وقت «حزب عدالت و توسعه» به رهبری رجب طیب اردوغان با همکاری موقت جنبش فتحالله گولن، صدها نفر از مخالفان خود را به اتهام «توطئه و برنامهریزی برای ایجاد آشوب و سرنگون کردن دولت از طریق کودتای نظامی» محاکمه و زندانی کرد.
از نظر حامیان دادگاه، این پرونده تلاش مشروعی برای پاکسازی «دولت پنهان»، پایان دادن به دخالتهای همیشگی ارتش در سیاست و تحکیم دموکراسی بود.
از نظر منتقدان و مخالفان، این اصطلاح به یک «توطئه و پاپوش سیاسی» از سوی حکومت اشاره دارد؛ یعنی دولت با تکیه بر شواهد ساختگی و پروندهسازی، از واژه ارگنهکن به عنوان ابزاری برای سرکوب، ارعاب و تضعیف اپوزیسیون سکولار و ارتش استفاده کرد.
در سال ۲۰۱۶، دادگاه عالی استیناف ترکیه تمام احکام صادرشده در این پرونده را باطل و اعلام کرد که اساساً مدرکی دال بر وجود یک شبکه تروریستی یا مخفی به نام «ارگنهکن» وجود ندارد. به همین دلیل، در تحلیلهای سیاسی مدرن، از این ماجرا اغلب به عنوان یک «توطئه و سناریوی ساختگی» برای تغییر ساختار قدرت در ترکیه یاد میشود.
