تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
دوشنبه، ۳ آذر ۱۴۰۴
منبع: «چپ» (soL)
نویسنده: انگین سولاکوغلو
یکشنبه، ۲۳ نوامبر ۲۰۲۵
«طرح صلح» ایالات متحده

یکی از مهمترین موضوعات در طول مبارزات انتخاباتی ترامپ، پایان دادن سریع به جنگ روسیه – اوکراین بود. او به سبک خاص خود اعلام کرد: «فقط من میتوانم این جنگ را متوقف کنم، زیرا پوتین فقط به حرف من گوش میدهد.»
این ادعای «طرح صلح» ثبت شده توسط ایالات متحده است که هفته گذشته منتشر شد. اینکه ما آن را طرح ترامپ یا طرح ویتکوف، نماینده ویژه رئیسجمهور بنامیم، تا حد زیادی به نتیجه آن بستگی دارد. حدس من این است که اگر این طرح موفق شود و جنگ را، حتی به طور موقت متوقف کند، طرح ترامپ نامیده خواهد شد؛ در غیر این صورت، طرح ویتکوف خواهد بود.
من معمولاً از توسل به طنز هنگام بحث درباره موضوعات ژئوپلیتیک و به اشتراک گذاشتن ارزیابیهای خوشبینانه یا بدبینانهام لذت میبرم، اما این بار سعی میکنم از آن دوری کنم. زیرا صرفنظر از نام طرح، نمیتوانم خودم را راضی کنم جنگی را که در درجه اول کارگران اوکراینی و روسی را میکشد، بیاهمیت جلوه دهم.
جنگ نه تنها انسانها، بلکه ارزشهای انسانی را نیز میکشد. وقتی خون برای سود کارفرمایان سرمایهدار در سرزمینهایی که سوسیالیسم در آنها شکوفا شد ریخته میشود، و وقتی ایالات متحده، مرکز اصلی تولید نظام فاسد، با ادعای توقف جنگ ظاهر میشود، من چیزی برای لبخند زدن نمیبینم.
من به تک تک عناصر طرح پیشنهادی ایالات متحده نمیپردازم. پورتال «چپ» و «اخبار تلویزیون چپ» قبلاً این را به خوبی انجام دادهاند. اگر با این طرح به طور کلی آشنا نیستید، توصیه میکنم قبل از خواندن این مقاله، آنها را مرور کنید.
من مطمئن نیستم که طرح ایالات متحده متن نهایی و رسمی داشته باشد. ما بیشترِ محتوای آن را میدانیم، اما باید منتظر رسمی شدن آن بمانیم. اساساً، وقتی اخبار این طرح برای اولین بار اعلام شد، ترامپ گفت: «اوکراین یا این طرح را تا پنجشنبه میپذیرد یا به سرنوشت خود رها میشود.» اظهار نظر او در روز شنبه مبنی بر اینکه «این ممکن است پیشنهاد نهایی ما نباشد»، نشان میدهد که متن نهایی وجود ندارد.
از یک سو، اگرچه چند نفر از اعضای باشگاه هواداران «زسکا» (CSKA- باشگاه ورزشی مرکزی ارتش) در ترکیه که به این جنگ ظاهراً غیرممکن طوری نگاه میکردند که گویا مسابقه زسکا مسکو-دیناموکییف است، گفتند: «جنبههایی وجود دارد که روسیه نمیتواند بپذیرد»، اما روشن است که این طرح برای اوکراین یک فاجعه است. ما با رسیدن به این نتیجه، میتوانیم بحث پیرامون اینکه آنها چرا، و به دست چه کسی گرفتار این فاجعه شدند را تا سپیده دم ادامه دهیم، و این تشخیص که آنها پیش از این باخته بودند، این موضوع را تأیید میکند.
بله، بر اساس متنی که در دست داریم، میتوانیم بگوییم که پیشنهاد ایالات متحده تقریباً یک طرح تسلیم بیقید و شرط برای اوکراین است. در شرایط عادی، دولتی که چنین متنی را امضا میکند، در تبعید خواهد بود. به طور مشخص، اگر ارتشهای روسیه با محاصره اوکراین از همه طرف به بیرون کییف میرسیدند، متنی که توسط دولت زلنسکی، که چند ساعت قبل با یک هلیکوپتر انگلیسی به ورشو فرار کرده بود، امضا میشد، چیزی شبیه به این میبود.
نکته این است که جنگ روسیه-اوکراین در شرایط عادی در حال وقوع نیست. این جنگی است که شکست دادن روسیه در آن غیرممکن است. حتی اگر تمام سلاحهای آمریکایی و اروپایی مستقر شوند، و حتی اگر ماهوارههای جاسوسی غرب ۲۴ ساعته و ۷ روز هفته کار کنند و اهداف را شناسایی کنند، برای شکست دادن روسیه به طور متعارف در آن سرزمینها کافی نخواهند بود. آنچه واقعاً مورد نیاز است چیز دیگری است: نیروی انسانی.
آیا ارتشهای آمریکا و اتحادیه اروپا با سلاحها و تجهیزات خود وارد میدان نبرد شده و با ارتش روسیه درگیر خواهند شد. آیا چنین چیزی ممکن است؟ به دو دلیل، نه. نخست، آمریکا و اروپا چنین قصدی ندارند. همانطور که گاهی اوقات از قلم میافتند، مرگ کودکان اوکراینی به نفع سرمایه غربی و تضعیف روسیه، راه حل بهینه برای آنهاست. دوم، روسیه یک قدرت هستهای است. این نیازی به توضیح بیشتری ندارد. وقتی روسیه شکست بخورد، این فقط روسیه نیست؛ همه ما شکست خوردهایم.
شاید ایالات متحده یا دولت ترامپ بر اساس این واقعیتها مداخله میکند و سعی دارد با دادن آنچه به روسیه که به احتمال زیاد ظرف ۶ تا ۱۸ ماه به دست خواهد آورد، جنگ را به سرعت پایان دهد.
بیایید فعلاً رژیم اوکراین، زلنسکی و همه اینها را کنار بگذاریم. میدانیم که این چیزها برای ترامپ اهمیت چندانی ندارند. اگر این طرح واقعی باشد، ایالات متحده با این اقدام برای دومین بار اروپا را در جبهه اوکراین در موقعیت آفساید قرار داده است. اروپا که به دلیل وقوع جنگ هزینه اقتصادی سنگینی متحمل شده و بنابراین حداقل برای مدتی در تلاش برای مقاومت در برابر فشار دولت بایدن برای حمایت از آن بوده، اکنون به دلیل تلاشهای ترامپ برای پایان دادن به جنگ در اسرع وقت، در تنگنا قرار گرفته است.
درست زمانی که دولتها و ارتشهای اروپایی در شُرُف عادت دادن مردم اروپا به ایده جنگ علیه روسیه بودند و شروع به ذکر تاریخهای نسبتاً جدیدی برای جنگ، مانند ۲۰۲۸ یا حداکثر ۲۰۳۰، میکردند و تلاش میکردند توضیح دهند که چگونه منابع را به هزینه مردم به صنایع تسلیحاتی سرازیر میکنند، «طرح صلح ترامپ» از راه رسید!
نمیتوان از این فکر دست برداشت که آیا ترامپ این مانور را برای وارد کردن ضربه دیگری به اروپا، که عمیقاً از آن متنفر است، انجام داده است یا خیر. از یک نظر، کاملاً غیرصادقانه به نظر میرسد، اما وقتی پای ترامپ در میان باشد، دنبال جدیت گشتن فایده چندانی ندارد.
با این حال، با قضاوت بر اساس واکنشهای رهبران اروپایی، حتی میتوان گفت: «اینها کافی نیست». آنها از ماکرون، مرتس گرفته تا استارمر و فون در لاین در عذابند. از یک سو، آنها نمیتوانند چیزی به ترامپ بگویند؛ این برایشان گران تمام میشود. از سوی دیگر، نمیتوانند پریشانی خود را از لفاظیهای توخالی که سعی در فروش آنها به مردم خود داشتهاند، پنهان کنند. نوعی فلاکت «اما نه به اندازه کافی».
بله، وضعیت آنها به اندازه کافی غمانگیز است که ما را خوشحال کند، اما هیچکس نباید فکر کند که آنها منتظر یک فرصت برای خرابکاری در یک ابتکار عمل بالقوه صلح نخواهند ماند! آنها تا آخرین لحظه سعی خواهند کرد از پایان جنگ جلوگیری کنند.
حال بیایید این طرح را با توجه به روابط ایالات متحده – روسیه و موازنه ژئوپلیتیک جهانی بررسی کنیم.
رایجترین توضیح برای این مانور دولت ترامپ این است: «ایالات متحده پیش از رویارویی با چین، یک سوم اوکراین را به روسیه واگذار کرد».
آیا دولت روسیه واقعاً اینقدر احمق است؟ حل مسأله اوکراین به این شکل مطمئناً موضع روسیه در برابر چین را، به ویژه از نظر تجاری، تسهیل میکند و بخشی از موازنه آسیبدیده را برقرار میکند، اما چه دلیلی وجود دارد که روسیه را به یک دشمن چین تبدیل کند؟
توضیح دیگر در ارتباط با ایران است: ایالات متحده اوکراین را تحویل خواهد داد و بدین ترتیب چراغ سبز را برای مداخله جامع در ایران، که به طور مشترک با اسرائیل انجام خواهد شد، و به طور بالقوه رژیم را تغییر خواهد داد، به دست خواهد آورد. این نیز ممکن است، اما این کمی شبیه میانبر به نظر میرسد. آیا روسیه محاسبه نکرده است که یک رژیم طرفدار آمریکا در ایران، ظرف چند سال یک تهدید جدی برای تمامیت ارضی آن، با شروع از قفقاز، ایجاد خواهد کرد؟
تلاش سوم برای توضیح این موضوع چندان منطقی به نظر نمیرسد، چرا که هم دوراندیشی و هم انساندوستی نسبی را به دولت ترامپ نسبت میدهد، اما به هر حال بیایید آن را بنویسیم. ایالات متحده محاسبه کرد که اگر جنگ ادامه پیدا کند، احتمال بیشتری وجود دارد که روسیه به سلاحهای هستهای متوسل شود و این اقدام را برای جلوگیری از پایان جهان انجام داد.
بگذارید با یادآوری این نکته ادامه دهیم که همه این ایدههای متناقض بر این فرض استوار است که متنی به همان اندازه که ادعا میشود واقعبینانه اما نامتعادل ظهور خواهد کرد و محافل مشخصی در ایالات متحده و اروپاییها مانع آن نخواهند شد.
هیچ تضمینی وجود ندارد که متنی که به عنوان «طرح صلح» ارائه میشود، در واقع باعث جنگ یا حتی جنگهای جدیدی نشود.
مفاد مربوط به اینکه ایالات متحده و اتحادیه اروپا به عنوان نوعی ضامن در برابر حمله احتمالی روسیه به اوکراین عمل میکنند، مبهم است. برخی این را به عنوان مقرراتی شبیه به ماده ۵ پیمان ناتو میبینند، در حالی که برخی دیگر آن را به عنوان یک وعده سیاسی حمایت میدانند که گزینه نظامی را الزامآور نمیکند. در هر صورت، هیچکس نمیتواند بگوید که ذهن انگلیسی، که کل خط لوله به اروپا را صرفاً برای مقصر نشاندادن روسها منفجر کرد، نمیتواند به راحتی آن مکانیسم را علیه روسیه فعال کند.
موضوع دوم حتی نگران کنندهتر است. این موضوع مربوط به زبان روسی و کلیسای ارتدکس روسیه است که گفته میشود در «طرح صلح» گنجانده شدهاند. بر این اساس، زبان روسی به دومین زبان رسمی در اوکراین تبدیل خواهد شد و کلیسای ارتدکس روسیه جایگاه رسمی و حمایت خود را باز خواهد یافت.
در نگاه اول، این عادی به نظر میرسد. تا سال ۲۰۱۴، تقریباً نیمی از جمعیت اوکراین زبان مادریشان روسی بود و اکثریت قریب به اتفاق آنها به زبان روسی صحبت میکردند. به همین ترتیب، میلیونها شهروند اوکراینی نیز به کلیسای ارتدکس روسیه تعلق داشتند.
اما اگر قرار باشد مناطق روس-نشین و روسزبان اوکراین به روسیه واگذار شود، چگونه میتوان این را در بخش باقیمانده در اوکراین اجرا کرد؟ صادقانه بگویم، طرح ایالات متحده، در نگاه اول، سیاستی برای نگه داشتن مردم در خانه و روستای دهقانی به نظر میرسد. من شک دارم که به اندازه کافی شهروندان روسزبان یا ارتدکس روسی در بخشی از اوکراین که به اوکراین واگذار میشود، باقی مانده باشند یا بتوانند باقی بمانند تا وجود زبان روسی و کلیسای ارتدکس روسیه را توجیه کنند.
بنابراین، این مفاد، یک محیط بسیار مستعد تحریک برای مردم اوکراین ایجاد خواهد کرد. هر کس که با روانشناسی انسان آشنا باشد، میداند که پس از سه سال و نیم جنگ خونین، مدت زمان معقولی باید بگذرد تا دو ملت بتوانند یکدیگر را در آغوش بگیرند.
در حالی که در طول جنگ، اوکراینیها طوری تربیت شده بودند که هر روس را یک «بربر آسیایی» و یک «نازی» ببینند، اکنون گفتن اینکه «برادران و خواهران، کنار هم بنشینید، هر کس باید به زبان خودش صحبت کند و به کلیساهای خودش برود» راه را برای قتل عامهایی هموار میکند که به بهانهای برای یک درگیری جدید تبدیل خواهد شد.
خلاصه داستان اینکه، مشخص نیست که آیا این طرح اجرا خواهد شد یا نه، و یا هدف آن چیست و به چه چیزی منجر خواهد شد.
به هر حال ما به آن عادت کردهایم، بنابراین از پرسیدن این پرسش شوم دریغ نکنید: «پس، آیا شما مخالف صلح هستید؟»
ما مخالف این هستیم که واژه صلح اینقدر پیش پا افتاده شود.
https://haber.sol.org.tr/yazarlar/engin-solakoglu/abdnin-baris-plani-403611
