تارنگاشت عدالت – بایگانی دورۀ دوم
منبع: نیوز کلیک
نویسنده: رام پونییانی
۱۲ سپتامبر ۲۰۲۰
«نزدیک به یکصد رسانه فرانسوی روز چهارشنبه با انتشار نامه ای سرگشاده خواستار بسیج شهروندان شدند. نشریه “شارلی ابدو” حدود سه هفته پیش در آستانه آغاز جلسات دادگاه رسیدگی به پرونده حمله مرگبار به تحریریه این نشریه در سال ۲۰۱۵ بار دیگر کاریکاتورهای پیامبر اسلام را منتشر کرد. رسانههای فرانسوی در این نامه تاکید کردهاند که تهدیدها علیه “شارلی ابدو” در عمل “آزادی بیان” را هدف گرفته است. مدیر «شارلی ابدو» انتشار نامه سرگشاده نزدیک به یکصد رسانه فرانسوی در دفاع از “آزادی بیان” را “تاریخی” توصیف کرده است.» (اخبار روز، ۲ مهر ۱۳۹۹).
***
پیامد جهانی اسلامهراسی و فرقهگرایی
اخیراً انتشار مطالب توهین آمیز به پیامبر محمد یا سوزاندن قرآن به اقدامات خشونتبار بسیاری جرقه زده است. یکی از این موارد در ۱۱ اوت در بنگلور، کارناتاکا رخ داد. برادر زادۀ نوین کوما، عضو مجلس قانونگذاری یک مطلب توهینآمیز در فیسبوک منتشر کرد. در پی این، یک رهبر جامعه مسلمان به همراه بسیاری دیگر سعی کرد علیه این شکایت کند، اما دید که پلیس در ثبت این شکایت مردد است. بزودی جمعیت به خشونت متوسل شد، ساختمان را به آتش کشید و به آن آسیب رساند، و پلیس شلیک مرد، و سه نفر کشته شدند.
در سوئد در اوخر اوت، رهبر یک گروه راست افراطی یک نسخه از قرآن، کتاب مقدس مسلمانان را در شهر مالمو سوزاند. این اقدام تحریکآمیز در نزدیکی محله ای انجام شد که سکنۀ آن عمدتاً از مهاحرین مسلمان هستند. حزب نئونازی «دمکراتهای سوئد» سومین حزب بزرگ در پارلمان سوئد است. حزب هویت ملی را نمایندگی میکند و مشکلات سوئد را به مهاجرین نسبت میدهد. حدود ۳۰۰ نفر به سوزاندن قرآن اعتراض کردند و موجب درگیری شدند. احزاب راستگرا ادعا میکنند که کشورهای نوردیک در حال اسلامیشدن هستند، و اینکه منحنی جرائم، به علت مهاجرت مسلمانان که بسیاری از آنها به دلیل جنگ در سوریه به سوئد رفته اند، به سمت شمال در حرکت است.
احزاب پوپولیست راست در بسیاری از کشورهای اروپایی در حال نیرومند شدن هستند. یکی از آنها «آلترناتیو برای آلمان» (AfG) است. اکثر این احزاب بر اساس اصول ناسیونالیسم افراطی تشکیل شدهاند و سیاستهای آنها شامل هدف قراردادن مهاجرین میشود. طنز تلخ، یا تراژدی این است که مهاجرینی که آنها میخواهند هدف قرار دهند آفریده جنگهایی هستند که خود آنها در عرب آسیا با ظهور سیاستهای اسلامی براه انداخته اند. طنز تلخ بیشتر این است که ریشه این جنگها به تشکیل القاعده، داعش و دیگر سازمانهای مشابه، که هستی خود را عمدتاً مدیون سیاست خارجی ایالات متحده هستند، برمیگردد. این فاکتی است که اقلیتی به آن اذعان مینمایند. سیاستهای ایالات متحده در بسیاری از بخشهای جهان، که در چند دهه اخیر به نقاط مشکلدار مبدل شدند، ایدئولوژیهای ااسلامی را ارتقا داده است. کمی پس از مداخلات آمریکا، که عمدتاً بر محور «عطش نفت» است، پیامدهای سختی برای جمعیت محلی غرب آسیا و زنجیرهای از تأثرات منفی در سراسر جهان بوجود آمده است.
چه کسی میتواند شارلی ابدو، مجله فکاهی فرانسوی را فراموش کند، که همین ماه همزمان با شروع محاکمه تروریستهایی که در سال ۲۰۱۵ به دفتر آن حمله کردند، کاریکاتورهای بحثانگیزی را از پیامیر محمد بازانتشار داد. در پی انتشار این کارتونها، که بسیاری آنها را توهینآمیز میدانند، به دفتر مجله حمله شد. متهمین دستگیر شدند و محاکمه آنها تازه شروع شده است.
در سال ۲۰۰۷، بازهم در فرانسه، پس از اینکه دو جوان مهاجر مسلمان بوسیله پلیس که قتل یک مرد سفید را پیگیری می کردند کشته شدند، خشونت گستردهای آغاز شد. این دو جوان به دلیل نداشتن مدارک مهاجرت قانونی در خفا زندگی میکردند. مرگ آنها به یکسری درگیریهای خشونتبار جرقه زد. امروز اکثر مردمی که «مهاجر» تلقی میشوند به ملتهایی تعلق دارند که مستعمرات فرانسه بودند- به عنوان مثال، مراکش، تونس، مالی، سنگال و الجزایر. بخش بزرگی از این کشورها در دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰به فرانسه مهاجرت کردند. آنها عمدتاً مسلمان و سیاهپوست هستند. آنها در حومه پاریس و دیگر بخشهای فرانسه در شرایط نابسامانی زندگی میکنند.
آدمربایی دهشتناک بوکو حرام، کشتار کودکان در پیشاور بوسیله طالبان، همه این حوادت در حافظه ما از این دوره از تاریخ زنده هستند. همانطور که ما در هند میبینیم، جایی که مسلمانان به کرات به داشتن خانوادهای بزرگی که به عقبماندگی میانجامد متهم میشوند، در میان رهبران راستگرای اروپایی نیز گرایشی وجود دارد که ملسلمانان یا دیگران را به عدم انطباق با هنجارهای محلی متهم میکنند. برخی از رهبران راست افراطی به این بخش از جمعیت با احساس نفرت و تحقیر بسیار نگاه میکنند.
ما در زمان عجیبی زندگی میکنیم، زمانی که هویتهای مذهبی در همه جا سر بلند میکنند. قربانیان اینها عمدتاً مسلمانان هستند. این در هند، بازمانده از تقسیم شبهقاره و بعد از آن است، زمانی که نخبگان مسلمان به پاکستان رفتند و بخشهای بزرگی از مسلمانان که در هند ماندند فقیر و در حاشیه قرار داشتند. شرایط اجتماعی-اقتصادی مسلمانان به علت سسایت بیتوجهی، تعصب اجتماعی، قصور اداری و بیتفاوتی سیاسی نسبت به شرایط واقعی آنها، و اکنون به علت اقدامات خشونت بار مکرر علیه آنها، وخیمتر شده است. این به زاغهنشینی دهشتناک بزرگترین اقلیت هند انجامیده است.
در اروپا، اسلامهراسی به علت عوامل گوناگون رشد کرده است. جنگها در غرب آسیا، که شمار زیادی از خانوادهها را مهاجر کردند یک عامل بزرگ است. برخی کشورها، مانند سوئد، به مهاحرین جنگزده پناه دادهاند، اما عمدتاً دولتهای خارج اروپا هستند که سهم اساسی را در پذیرش مهاجرین داشتهاند. به دلیل سطوح پایین آموزشی، بسیار از مهاجرین در کشورهای میزان جدید خود بیکار مانده اند. آنها به یارانه تأمین اجتماعی وابستهاند، و این به بزرگترین اسلحه نیروهای نئونازی راست برای هدف قراردادن آنها مبدل شده است.
عاملی که در همه جا مشترک است سیاست خارجی امپریالیستی ایالات متحده است، که سیاستی را ارتقا داد که به سرنوشت بخشهای بزرگی از جهان شکل داده است. آموزش به طالبان در مدارس در پاکستان یک نقطهعطف بودکه بذرهای خشونت را در مناطق نفتخیز جهان افشاند. آمریکا نقش مهمی در حمایت از این آموزش اسلامگرایان تندرو و ارتقای اسلام حاص آنها ایفا کرد. پس از ۱۱ سپتامبر، رسانههای آمریکایی اصطلاح «تروریسم اسلامی» را رایج کردند. رسانههای جهانی آنرا گرفتند. در نتیجه، در کشورهایی مانند هند که فرقهگرایی پیامد سیاست انگلیسی «تفرقه بینداز و حکومت کن» بوده است، این از سیاستهای ایالات متحده در قرن بیستویکم بیشتر نیرو گرفت.
در حالیکه کشورهای مسلمان بسیاری سعی کرده اند با ایده مدرن یک دولت سکولار کنار بیایند، کشورها در منطقه نفتخیز بیشتر در چنگ بنیادگرایی قرار دارند. ترکیه، گرچه بسیاری نگرانند که دوباره به چنگ بنیادگرایی میافتد، از جمله نخستین کشورهایی بود که از اوائل دهه ۱۹۲۰ سکولاریسم را پذیرفت. در سال ۲۰۱۹، سودان تصمیم به جدایی حکومت از دین گرفت و آزادی باور، و همچنین اشاره به شریعت، یا قوانین اسلامی را به مثابه یک منبع قانون پذیرفت. کشورهایی مسلمان پر جمعیت، مانند اندونزی و مالزی نیز از بنیادکرایی که شخص در کشورهای اسلامی غرب آسیا میبیند بسار دور هستند.
عقبماندگی در میان بخشهایی از جامعه مسلمان در هند، غرب آسیا و برخی کشورهای اروپایی به هیچوجه به دلیل اسلام نیست. این یک روند سیاسی پیچیده است که در آن اسلام به مثابۀ یک ترفند بوسیله قدرت مسلط حهانی برای اهدف امپریالیستی آن که از اول تا آخر اقتصادی است انتخاب شده است. آن بخش از جمعیت مسلمان که به هویت اسلامی خود اولویت میدهد نیز آه جامعه محاصره شدهای است که قربانی این روندهای سیاسی است.
https://www.newsclick.in/global-fallout-islamophobia-sectarianism
