تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
جمعه، ۱۶ آبان ۱۴۰۴
منبع: «چپ» (soL)
نویسنده: کمال اوکویان
جمعه، ۷ نوامبر ۲۰۲۵
پیروزی ممدانی در انتخابات به ما چه میگوید؟

ممدانی، شهردار منتخب نیویورک، مورد بحث است. آیا انقلابی در مقیاس کوچک رخ داده است، آیا نظام یک «قهرمان» جدید را به میدان آورده است، یا ایالات متحده به چپ چرخیده است؟ بخش نسبتاً بزرگی، از جمله برخی از رسانههای تأثیرگذار، اصرار دارند که ممدانی یک «کمونیست» است. راستگرایان ایالات متحده، مانند راستگرایان ما، بر این باورند که ترساندن مردم با کمونیسم موثرترین روش است.
آنها اوباما را «کمونیست» نامیدند. دموکراتها در این زمینه با جمهوریخواهان تفاوتی ندارند. آنها نیز پیش از انتخابات ریاست جمهوری گذشته، ترامپ را به «کمونیست» و «مامور روسیه» بودن متهم کردند. حقیقتاً، آنها یک دنیا با هم فاصله دارند.
دو تن از سه رئیسجمهور اخیر کمونیست هستند، پوتین از قبل «کمونیست» است، و چین، همانطور که میدانید…
خب، اکنون چه اتفاق افتاد؟ من فکر میکردم کمونیسم فقط یک رویا است!
ما همیشه میگوییم که کمونیسم-ستیزی حماقت است، و این هم مدرک بیشتر. گروهی که فکر میکنند متهم کردن یکدیگر به کمونیسم یک مبارزه ایدئولوژیک است!
این یکی از مهمترین جوانب پیروزی انتخاباتی ممدانی است: علیرغم همه هیاهو، سیاستمداری که به «کمونیست» بودن متهم شده بود، در ثروتمندترین (حتی اگر این ثروت در دست اقلیت کوچکی متمرکز باشد) و شاید بحرانیترین شهر ایالات متحده، از سایر نامزدها پیشی گرفت.
زهران ممدانی البته کمونیست نیست. من وارد بحث چپگرا بودن یا نبودن او نمیشوم، و من چند وقتی، نمیخواهم جمله «تو هم از هیچیک خوشت نمیآید» را بشنوم.
آنچه اهمیت دارد، شخصیت ایدئولوژیک و سیاسی ممدانی نیست، بلکه میزان بحران ژرف اجتماعی-سیاسی است که در حال حاضر در ایالات متحده وجود دارد. این بحران در درجه اول اقتصادی است؛ ناامیدی عمیقی که اقشار فقیر و آسیبپذیر جامعه در دوران بایدن تجربه کردند، راه را برای ترامپ هموار کرد و خشم کسانی که متوجه شدند سیاستهای اشتغال-محور نتوانسته عدالت اجتماعی را محقق کند، منجر به جدایی زودهنگام آنها از ترامپ شد. بدون تردید، مداخله ناعادلانه ترامپ در حوزه آزادیها، نگرش نژادپرستانه او نسبت به مهاجران و تروری که او بر همبستگی فلسطینیها وارد کرد، ریشه واکنشهای اجتماعی فزاینده و رادیکال است.
بطور خلاصه، در حالیکه نظم انحصاری در ایالات متحده، با خوشحالی از آسایش نظام دو حزبی لذت میبرد، تقلا کردن در بحرانی را آغاز کرد، که بسیاری از کشورهای سرمایهداری توسعهیافته دیگر در سالهای اخیر در آن افتاده بودند.
اگرچه این بحران، از یک سو، محصول تنشهای درون-نظام است که در نتیجه تغییر غیرمعمول و سریع موازنه قدرت در درون طبقه حاکم ایجاد شده است، از سوی دیگر، این همچنین نتیجه تحولات عمیق ایدئولوژیک و سیاسی ناشی از تشدید مبارزه برای هژمونی در عرصه بینالمللی است، که دولتهای کشورهای سرمایهداری را به سمت ددمنشی بیشتر نسبت به زحمتکشان سوق میدهد.
همه آنها مشکل اعتبار را تجربه میکنند. با به سرآمدن دوره تصدی بازیگران سیاسی، برای ایجاد گزینه جدیدی که توده مردم را متقاعد کند، باید هوای بیشتری به بادکنکها تزریق شود. این دشوار است؛ این بادکنکها وقتی بیش از حد باد شوند، یکی پس از دیگری میترکند!
سیاستهای دستگاه امروز در ایالات متحده کاملاً به بنبست رسیده است. سیاستهای دستگاه، قرار است واکنشهایی را که در جامعه بروز میکند، نرم، آرام و مهار کنند. در حال حاضر، هیچ بازیگر واحدی در ایالات متحده وجود ندارد که به نمایندگی از دستگاه قادر به کنترل نارضایتی چندلایه و فزاینده باشد.
ناعادلانه خواهد بود که مستقیماً گفته شود ممدانی توسط نیروهای درون دستگاه برای پر کردن این خلأ انتخاب شده است. آنچه باید گفته شود این است که ممدانی محصول این خلأ است و میتواند بحران را حتی ژرفتر کند.
کسی که ادعا میکند سرمایهداری را میتوان بهبود بخشید، اقتصاد بازار را میتوان بر اساس دلایل بشردوستانه اصلاح کرد، مطمئناً سرمایهداری را تهدید نمیکند. اما انتخاب چنین شخصی، یا شخص دیگری، به عنوان شهردار مهمترین شهر ایالات متحده با چنین لفاظیهایی قطعاً آسایشی را که سیاست ایالات متحده به آن عادت کرده است، تهدید میکند.
در شرایط عادی، ممدانی، به عنوان شهردار، برخی از وعدههای خود را فراموش خواهد کرد، برخی دیگر را از طریق فیلتر «واقعگرایی» اجرا خواهد کرد، و نظام به کار خود ادامه خواهد داد. نمونههایی از این دست وجود دارد.
به گفته آسلی آیدینتاشباش، برای یافتن نمونههایی از این دست، نیازی به جستجوی زیاد نیست. در استانبول، مدیریت شهری که به «فقرا» رسیدگی میکند، عمیقاً ریشه دوانده است. آیدینتاشباش در مقالهای که در ۲۰ اکتبر در «پولیتیکو» منتشر شد، مینویسد اقداماتی که اردوغان به عنوان شهردار کلانشهر استانبول انجام داد مشابه وعدههای ممدانی است، و اماماوغلو این سنت را ادامه میدهد.
رسانههای «حزب عدالت و توسعه» نیز به اندازه «چپها» از انتخاب ممدانی هیجانزده شدند. طبیعتاً، آنها هویت مسلمان او را برجسته میکنند، و فعلاً نگران وابستگی شیعی او نیستند! و همانطور که آسلی هانیم اشاره میکند، یک وجه اشتراک دیگر هم وجود دارد.
برای کاهش رنج فقرا…
خب، رنج هیچکس در ترکیه کاهش نیافته است.
در ایالات متحده نیز کاهش نخواهد یافت.
سرمایهداری قابل درمان نیست.
پس چه اتفاق خواهد افتاد؟
از طرف ممدانی چیزی حاصل نخواهد شد. او از طرف پدر خود با سوروس مرتبط است. گرفتن عکس «پیروزی» با پسر سوروس درست پس از انتخابات باید پیام به اندازه کافی قدرتمندی میبود. اگرچه، ابتکار در اینجا باید از به اشتراک گذاشتن عکس توسط الکس سوروس بوده باشد. تردیدی نیست که عکس گرفتن سوروس پسر، که در طول مبارزات انتخاباتی هیچ ضرری در حمایت از ممدانی نمیدید، با خوشحالی درست پس از «انقلاب» با ممدانی، پیام به «نیروهای نظم» است که «نترسید.»
عکس به عکس، کسی که او را نمیشناسد، احتمالاً به ممدانی به عنوان «بچه پولدار» و به الکس به عنوان سیاستمدارِ تحت حمایت اشاره خواهد کرد!
البته، صداقت و دوستی چیزهای دیگری است.
همانطور که گفتم، ممدانی در ایالات متحده مشکلی ایجاد نخواهد کرد. آنها با صدها هزار نفری که با وجود همه کارزارها و تبلیغات ضد و نقیض از ممدانی حمایت میکنند چه خواهند کرد؟ پرسش و مشکل این است. در نهایت، گسست از سیاستهای دستگاه ادامه دارد، و چون ایالات متحده فاقد یک سنت سوسیال دموکراتیک قابل مقایسه با اروپا است، ایجاد فضا برای «چپهای دستگاه» – به عبارت دیگر، متوقف کردن این گسست – بسیار چالش برانگیز خواهد بود.
آنچه مهم است این است که آیا یک نیروی انقلابی قدرتمند در ایالات متحده و دیگر کشورها ظهور خواهد کرد تا از این بحران حکمرانی بهرهبرداری کند. ستودن ممدانی یا تدوین استراتژی بر اساس آن، یک فرصت از دست رفته خواهد بود. ابتدا، «سوروس»ایستها، سپس نظم مستقر به مثابه یک کل، برنده خواهد شد.
با این حال، ادعای اینکه ممدانی یک «پروژه» بود، معادل همان است. شخص با پدیرفتن وجود چنین ذهن عمیقی در آمریکای امروز و کماهمیت جلوه دادن بحران، نمیتواند انقلابی باشد. ادعای اینکه ممدانی توسط نظام به عنوان یک راهحل برای بحران مطرح شده است، به معنای دست کم گرفتن هم بحران و هم امپریالیسم آمریکا است.
https://haber.sol.org.tr/haber/mamdaninin-secim-zaferi-ne-anlatiyor-403016
