تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
پنجشنبه، ۲۵ دی ۱۴۰۴
منبع: الاخبار
نویسنده: ریم هانی
پنجشنبه، ١۵ ژانویه ۲۰۲۶
گزینههای آمریکا محدود است: ایران ونزوئلا نیست

علیرغم اصرار دولت ترامپ مبنی بر اینکه نگزینههای نظامی زیاد» وجود دارند، این گزینهها محدود شدهاند.
علیرغم اینکه در ماههای اخیر، تمرکز قدرت نظامی واشنگتن از خاورمیانه به سمت مناطق دیگر، به ویژه کارائیب، تغییر کرده است، احتمال حمله نظامی ایالات متحده به خاک ایران همچنان وجود دارد، و حتی ممکن است بیش از هر زمان دیگری محتمل باشد. با این حال، برخلاف تجربه ربودن نیکولاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا، که با همکاری ایالات متحده با خود رژیم همراه شد، خطر شعلهور شدن هرجومرج داخلی یا ایجاد خلاء قدرت در ایران بسیار بیشتر به نظر میرسد. این به دلیل تفاوتهای اساسی بین تهران و کاراکاس، و احتمال گسترش هرجومرج جمهوری اسلامی در سراسر منطقه است. نتیجتاً، محتملترین گزینه آمریکا ضربات نظامی محدود، با هدف ارسال پیام به رژیم ایران است.
بنابراین، علیرغم اصرار دولت ترامپ مبنی بر اینکه «گزینههای نظامی زیادی روی میز است»، این گزینهها اکنون «بسیار محدودتر» از حتی یک سال پیش هستند. در همین زمینه، گزارشی که توسط «پولیتیکو» منتشر شده است، میگوید نیروها و کشتیهای آمریکایی که قبلاً در در خاورمیانه در اختیار ترامپ بودند، به کارائیب منتقل شدهاند، در حالی که یک سامانه دفاعی بزرگ ایالات متحده که سال گذشته به منطقه اعزام شده بود، به کره جنوبی بازگشته است. مقامات اعلام کردهاند که در حال حاضر «هیچ برنامهای» برای انتقال این داراییها به خاورمیانه وجود ندارد. علاوه بر این، ناو هواپیمابر «یو اس اس فورد» که سال گذشته از خاورمیانه تغییر مسیر داده شد، پس از عملیات ونزوئلا همچنان در کارائیب باقی مانده است، در حالی که ناوهای هواپیمابر «یو اس اس وینسون» و «یو اس اس نیمیتز» که ترامپ در ماه ژوئن به خاورمیانه اعزام کرد، مدتهاست که منطقه را ترک کردهاند. از آنجایی که سیاستهای دولت ترامپ به کاهش ذخایر تسلیحاتی ایالات متحده که از قبل رو به کاهش بودهاند، کمک میکند، سامانههای دفاع هوایی که وظیفه محافظت از نیروهای آمریکایی در محدوده سلاحهای آمریکایی را بر عهده دارند، با تنگنای آشکاری روبهرو هستند که با واکنش پیشبینیشده ایران به هرگونه حمله جدید به تهران تشدید خواهد شد. در همین زمینه، همان گزارش به نقل از یک مقام دفاعی سابق میگوید که اگر تشدید تنش شامل حملات طولانیمدت شود، آنگاه توانایی شما برای رهگیری حیاتیتر میشود، و ما میتوانیم خیلی سریع خود را در موقعیت دشواری در آن جبهه بیابیم.
اما، ناتوانی در انجام عملیات در حال حاضر معضل استراتژی ایالات متحده در قبال تهران نیست، بلکه پیامدهای هر عملیات بالقوه است. گزارشی که توسط روزنامه انگلیسی «تلگراف» منتشر شده است، میگوید یکی از گزینههای موجود در مقابل ایالات متحده آمریکا، انجام یک حمله محدود – یا مجموعهای از ضربات- برای ارسال پیام و عمل به وعده ترامپ برای حمله به ایران در صورت شروع کشتار معترضان توسط رژیم است. باید توجه داشت که اهداف بالقوه زیادی، از پایگاههای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در سراسر کشور گرفته تا تأسیسات موشکی، برای چنین حملهای وجود دارد.
کارشناسان نسبت به «سادهسازی بیش از حد» واقعیت درون ایران هشدار میدهند.
برای اینکه به این حمله وزن نمادین بیشتری داده شود، واشنگتن ممکن است تصمیم بگیرد به یک ساختمان رسمی در تهران، مشابه هدف قرار دادن وزارت اطلاعات توسط اسرائیل در جنگ شش روزه، یا یک تأسیسات هستهای دورافتاده اما مهم، با استفاده از داراییهای موجود ایالات متحده در منطقه، حمله کند. با این حال، این اقدام نمادین، در زمانی که تغییر واقعی ممکن است نیاز به یک کارزار بمباران پایدارتر و گستردهتر در سراسر کشور، و شاید حتی اعزام نیرو به ایران برای حمایت از اعتراضات داشتبه باشد، میتواند این پیام را به رژیم و مخالفان آن بفرستد که واشنگتن در مورد مداخله جدی نیست.
علاوه بر این، با توجه به تاریخ طولانی ایران در اتحاد علیه تهاجم خارجی، ترامپ باید این احتمال را در نظر بگیرد که مداخله نظامی میتواند نتیجه معکوس داشته باشد، و ایرانیان را به اتحاد در حول پرچم تشویق کند، و در نتیجه تسلط حکومت بر قدرت را تقویت کند. بنابراین، بسیاری از ناظران معتقدند که پیش از شروع هرگونه ماجراجویی از این دست، دولت ترامپ باید یک هدف نهایی را تعریف کند. «تلگراف» به نقل از سناتور جک رید از رود آیلند، دموکرات ارشد کمیته نیروهای مسلح، میگوید: «هدف چیست؟ و نیروی نظامی چگونه شما را به آن هدف میرساند؟» او خاطرنشان کرد که رئیسجمهور «هنوز مشخص نکرده است که آیا این حمله به مردم کمک میکند یا به طور قابلتوجهی دولت را تغییر میدهد.»
در روزهای اخیر، چندین کارشناس نسبت به «سادهسازی» واقعیت ایران با این باور که الگوی ونزوئلا میتواند تکرار شود و «راس هرم» را هدف قرار دهد، هشدار دادهاند. به گفته آنها، «با وجود فساد و تمرکز قدرت در ونزوئلا»، نظام سیاسی به اندازه نظام ایران ایدئولوژیک و فراملی نیست. وفاداریها و اتحادها در کاراکاس میتواند بدون نیاز به بازسازی اساسی نظام تغییر کند. در همین حال، سیاستگذاران در واشنگتن باید سعی کنند سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران، نیروی قدس، سازمانهای اطلاعاتی موازی و شبکهای از گروههای مسلح در سراسر منطقه را به عنوان یک ساختار قدرت واحد و کاملاً در هم تنیده درک کنند. این واقعیت، تغییر این ساختار زنده، چه رسد به فروپاشی آنرا، حتی با رفتن رهبر حمهوری اسلامی، غیرمحتمل میسازد.
الی گرانمایه، معاون مدیر برنامه «خاورمیانه و شمال آفریقا» در «شورای روابط خارجی اروپا»، در مصاحبه با مجله «فورچون» میگوید برای کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، ترکیه و پاکستان، بدترین سناریو، ایجاد هرجومرج در ایران خواهد بود، که با توجه به تنوع گسترده معترضان ایرانی – از نخبگان شهری سکولار گرفته تا محافظهکاران مذهبی – که فاقد یک رهبر متحدکننده هستند، محتملترین نتیجه است.
به عبارت دیگر، و حتی صرفنظر از اقدام نظامی، تهدید واشنگتن به مداخله برای حمایت از معترضان، در ذهن متحدان عرب واشنگتن و همسایگان تهران، شبح هرجومرج ناشی از خلاء قدرت و پیامدهای «بهار عربی» در سراسر منطقه را زنده کرده است. علیرغم گزارشهای منابع آمریکایی مبنی بر دیدار محرمانه اخیر بین استیو ویتکوف، فرستاده کاخ سفید، و رضا پهلوی، ولیعهد سابق تبعیدی ایران، «برای بحث درباره اعتراضات جاری در ایران و احتمال صدور رضا پهلوی به عنوان یک رهبر انتقالی» در صورت سقوط رژیم، پهلوی، به خصوص با توجه به محبوبیت محدود او در داخل ایران و ماهیت مشکوک تواناییهای رهبری او، هنوز حمایت ترامپ را جلب نکرده است.
