تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
سهشنبه، ۱۲ آبان ۱۴۰۵
منبع: «چپ» (soL)
نویسنده: ارحان نالچاجی
شنبه، ۳۱ اکتبر ۲۰۲۶
پیمان مکه، رمزگشایی دوباره از آن

هیچیک از اتفاقاتی که رخ میدهد، تعجببرانگیز نیست؛ هیچچیز از امروز آغاز نشده است. روند ضدانقلاب طی سالیان متمادی ادامه یافت، و با تغییر شکل و ماهیت، به وضعیت امروز رسید.
برای مثال، پایگاه راداری کورجیک در مالاتیا، در سال ۲۰۱۲ و بر اساس یک توافق دوجانبه، تحت فشار آمریکا تأسیس شد. از همان ابتدا روشن بود که این پایگاه برای رصد ایران مورد استفاده قرار خواهد گرفت، و اطلاعات آن با اسرائیل در میان گذاشته خواهد شد.
«حزب عدالت و توسعه» روند تصمیمگیری درباره این موضوع را از مجلس پنهان کرد؛ نه رأیگیری صورت گرفت و نه موضوع به رأی نمایندگان گذاشته شد. استدلال این بود که این توافق، در واقع، بخشی از توافقات و تعهدات ترکیه در چارچوب ناتو است.
در آن سالها، به همراه هیئتی از یکی از محافل روشنفکری که در آن عضویت داشتم، یعنی «مجمع سوسیالیستها» (Sosyalistlerin Meclisi)، به دیدار کمال قلیچداراوغلو رفتیم که دو سالی بود ریاست «حزب جمهوریخواه خلق» را بر عهده داشت. ما با شور و حرارت برای او توضیح دادیم که توافق مربوط به پایگاه راداری کورجیک چه پیامدهای بسیار مهمی میتواند در پی داشته باشد و چرا باید با آن بهشدت مخالفت کرد. اما از چهره قلیچداراوغلو بههیچوجه نمیتوانستیم بفهمیم چه فکری در سر دارد؛ گویی با یک ربات روبهرو بودیم.
ما اکنون از طریق مطبوعات مطلع میشویم که «حزب جمهوریخواه خلق»، هنگام طرح پیمان مکه در مجلس، رأی موافق خواهد داد.
یکی از مهمترین شواهدی که نشان میدهد جمهوری از میان رفته است، وضعیت «حزب جمهوریخواه خلق» است. حزبی که جمهوری را بنیان گذاشت و یک حزب انقلابی بود، امروز به ابزاری در خدمت ضدانقلاب، امپریالیسم و طبقه سرمایهدار تبدیل شده است.
پیمان مکه، اگرچه در چارچوب تاریخی متفاوتی شکل گرفته، نخستین نمونه از این دست نیست. ۷۱ سال پیش، در سال ۱۹۵۵، با تشخیص ضرورت از سوی آمریکا، پیمان بغداد تأسیس شد. ترکیه، ایران، عراق، پاکستان و انگلستان به این پیمان پیوستند؛ پیمانی که هدف آن محاصره اتحاد شوروی و تضعیف نفوذ این کشور در منطقه بود. امپریالیسم آمریکا نیز در مقام قدرت مسلط و حامی اصلی این پیمان، در نشستهای مربوط به آن بهعنوان ناظر حضور داشت.
پیمانی که انتظار میرفت عمر طولانی داشته باشد، در اثر انقلابها متزلزل شد. نخست، با سرنگونی پادشاه همپیمان با غرب، عراق از پیمان خارج شد. سپس در سال ۱۹۷۹، با سرنگونی شاهِ طرفدار آمریکا در ایران، پیمانی که نام آن به «سنتو» تغییر یافته بود، به کار خود پایان داد.
از سال ۱۹۵۵ تا ۱۹۷۹، با وجود روی کار آمدن دولتهای مندرس، دمیرل و اجویت و وقوع دو کودتای نظامی، هیچیک از این تحولات نتوانست جایگاه ترکیه را بهعنوان محور اصلی و سرسختترین عضو این پیمان ارتجاعی تغییر دهد. پایان کار پیمان زمانی فرا رسید که مردم کشورهای همسایه به پا خاستند.
همانطور که میبینیم، جمهوری یکشبه دود نشد و به هوا نرفت. اما پیمان مکه اکنون شواهد تازهای در اختیار میگذارد که نشان میدهد جمهوری عملاً از میان رفته است.
در عربستان سعودی هرگز انقلاب بورژوایی رخ نداده است. این کشور از آغاز قرن گذشته تاکنون، تحت حاکمیت خاندان سلطنتی قرار داشته که همچون پدیدهای منجمد در زمان، بهعنوان متحد و همکار امپریالیسم عمل کرده و به یکی از منابع اصلی تأمین مالی گسترش ارتجاع در جهان تبدیل شده است. جمهوری ترکیه در سالهایی که هنوز دستاوردهای انقلاب ۱۹۲۳ خود را از دست نداده بود، هرگز با چنین دولتی همکاری نمیکرد؛ چه رسد به اینکه بخواهد با نیروی ارتش خود از آن محافظت کند.
انقلاب جمهوریخواهانه ۱۹۲۳ ترکیه همواره به این افتخار میکرد که الهامبخش ملتهای تحت ستم و خیزش آنها علیه فئودالیسم و امپریالیسم بوده است. هرچند ترکیه پس از جنگ جهانی دوم به جبهه ضدانقلاب پیوست، اما این افتخار بیپایه و اساس نبود و تا حد زیادی حقانیت تاریخی داشت.
اکنون، بیایید ببینیم آیا عربستان سعودی ملتی تحت ستم است یا نه؟ این پرسش در نگاه نخست بیشتر به یک شوخی شباهت دارد، اما بااینحال، بیایید آن را با وضعیت یمن مقایسه کنیم.
عربستان سعودی که حق بهرهبرداری و کنترل یکی از بزرگترین حوزههای نفتی جهان را در اختیار دارد و این امتیاز را مدیون حمایت امپریالیسم آمریکاست، درآمد ملی بالغ بر ۱٫۳۵ تریلیون دلار دارد؛ در حالی که درآمد ملی یمن تنها ۱۱ میلیارد دلار است. یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان و دیگری از فقیرترین کشورهای جهان است.
پس چرا دولت کشوری با این اندازه ثروت، برای حفاظت از خود خواستار حضور و حمایت نیروهای نظامی خارجی است؟ جمعیت عربستان سعودی حدود ۳۲ میلیون نفر است که تقریباً نیمی از آنها را کارگران مهاجری تشکیل میدهند که از کشورهایی مانند پاکستان، بنگلادش، مصر و حتی یمن به این کشور آمدهاند. از یک سو، بخشی از جمعیت این کشور چنان در ثروت غرق شدهاند که نمیدانند پول خود را کجا خرج کنند و حاضر نیستند حتی دشواری و زحمت رفتن به جنگ را تحمل کنند؛ از سوی دیگر، نیمی دیگر از جمعیت را نیروی کار مهاجر خارجی تشکیل میدهد که به وضعیت بردگی کشانده شدهاند.
در مقابل، جمعیت یمن حدود ۴۳ میلیون نفر است که بخش قابلتوجهی از آن را مردمی فقیر و جنگجویانی تشکیل میدهند که، چه با آرمان و انگیزههای آنها موافق باشیم و چه مخالف، آرمانی دارند.
حمایت از خاندان سلطنتی عربستان سعودی در برابر مردم یمن، از هر زاویهای که به آن بنگریم، با فلسفه و آرمانهای جمهوری ۱۹۲۳ ترکیه سازگار نیست.
یکی دیگر از ارزشهای سال ۱۹۲۳، هدفِ تأسیس کشوری مستقل از نظر اقتصادی و سیاسی بود. از این منظر نیز میتوان به بنیانی نگریست که زمینهساز ضدانقلاب شد.
وابستگی به امپریالیسم مسألهای عمیق و ریشهدار است و صرفاً در دوره «حزب عدالت و توسععه» پدید نیامده است. با این حال، حزب عدالت و توسعه در دورهای که استقراض آسان بود، توانست بدهیها را بازپرداخت و تمدید کند و به همین دلیل دورانِ نوعی «عصر لاله» را تجربه کرد؛ اما از سال ۲۰۱۸ به بعد، با تغییر شاخصهای اقتصادی، در بازپرداخت و چرخاندن بدهیها با دشواری روبهرو شد. در غیر این صورت، حزب عدالت و توسعه پس از سال ۲۰۰۸، در شرایط بحران هژمونی امپریالیستی، سیاستی متوازنتر در پیش گرفته بود. این حزب مدتی است که در کنار وابستگی مالی به امپریالیسم غرب، از نظر سیاسی نیز به آن وابسته شده است. افزون بر این، از حمایت مالی سرمایههای کشورهای خلیج فارس نیز بهره میبرد.
وابستگی به امپریالیسم، مشکلی ریشهدار است و صرفاً در دوران حکومت «حزب عدالت و توسعه» پدید نیامده است. با این حال، «حزب عدالت و توسعه» در دورهای از رونق اقتصادی که بهراحتی امکان استقراض داشت، توانست وضعیت را مدیریت کند؛ اما از سال ۲۰۱۸ به بعد، در پی تغییر شاخصهای اقتصادی، مدیریت بدهیها برای این حزب دشوار شد. وگرنه، «حزب عدالت و توسعه» پس از سال ۲۰۰۸ و در شرایط بحران هژمونی امپریالیستی، سیاستی متوازنتر را در پیش گرفته بود. اما مدتی است که این حزب، در کنار وابستگی مالی پیشین خود، به لحاظ سیاسی نیز به امپریالیسم غرب وابسته شده است. افزون بر این، از حمایت مالی سرمایههای کشورهای حوزه خلیج فارس نیز بهرهمند است.
پاکستان نیز در وضعیتی مشابه قرار دارد. در دوران ریاستجمهوری عمران خان، رئیسجمهور برکنارشده، روابط اقتصادی با چین توسعه یافت و موضعی متوازنتر اتخاذ شد؛ اما در پی یک کودتای قضایی، عمران خان سر از زندان درآورد. پس از آن، پاکستان برای خروج از وضعیت اقتصادی دشواری که در آن گرفتار شده بود، کمکهای مالی قابلتوجهی از عربستان سعودی دریافت کرد. این وضعیت، استقرار هزاران سرباز ارتش پاکستان و ناوگان جنگندههای این کشور در عربستان سعودی را توضیح میدهد.
وابستگی اقتصادی که به وابستگی سیاسی میانجامد، درک این را نیز برای ما آسانتر میکند که چرا ترکیه و پاکستان به میدانداران جنگ نیابتی برای آمریکا و اسرائیل تبدیل شدهاند.
در پایان، بیایید از زاویهای دیگر به این موضوع بنگریم که جمهوری چگونه از دست رفت.
در روزهایی که جمهوری ۱۹۲۳ با پاسداری از انقلاب خود موجودیت خویش را حفظ میکرد، برای دفاع از کشور به سوی تولید مستقل تسلیحات روی آورده بود. در اینجا به این موضوع نمیپردازیم که این گرایش سالم، بهویژه در پی دنبالهروی از آمریکا، چگونه فروپاشید.
اما در طول ۲۰ سال گذشته با پدیده تازهای روبهرو شدهایم: سرمایه ترکیه، صنعت تسلیحات را بهعنوان ابزار اصلی کسب سود و انباشت سرمایه برگزیده است. میدانیم که طبقه حاکم در ترکیه از اقلیتی متشکل از سرمایهداران انحصارگر تشکیل شده است. اینکه عرصه اصلی فعالیت این سرمایه انحصاری، تولید و تجارت تسلیحات باشد، به مسألهای تبدیل شده که جمهوری را از میان میبرد. البته ما طرفدار تولید تسلیحات به دست دولت، برای دفاع از کشورمان هستیم؛ اما سرمایه انحصاری که جز سود خود و گسترش حجم تجارتش به هیچ چیز دیگری نمیاندیشد، در واقع به جنگسالاران تبدیل شده است.
این وضعیت به ما کمک میکند پیمان مکه را که برای دلالان و تاجران اسلحه میدان فعالیت گستردهتری فراهم میکند، بهتر درک کنیم. چنین پویایی این ظرفیت را ایجاد میکند که ترکیه نهفقط علیه یمن، بلکه در هر منطقهای از جهان، در پیروی از امپریالیسم غربی، به جنگ کشیده شود. گویا بر اساس مفاد این توافقنامه، خروج از توافقنامه مکه به مدت ۱۰ سال امکانپذیر نخواهد بود.
این شما را خشمگین میکند، اما در عین حال، لبخندی نیز در ذهن شما نقش میبندد. همانگونه که پیمان بغداد در پی انقلابهایی که در کشورهای عضو آن به وقوع پیوست، فروپاشید، پیمان مکه نیز پیش از آنکه ۱۰ سال از عمرش بگذرد، در پی انقلابهایی در این کشورها از میان خواهد رفت. و این بار، ترکیه نزدیکترین نامزد آن است.
https://haber.sol.org.tr/yazarlar/erhan-nalcaci/mekke-anlasmasinin-tekrar-desifre-ettikleri-415572
