آزادی زندانی سیاسی، آزادی احزاب سیاسی، سندیکاهای کارگری و سازمان‌های صنفی و توده‌ای عدالت اجتماعی بخشی جدایی‌ناپذیر از حقوق بشر است سیاست تعدیل و خصوصی‌سازی مغایر منافع زحمتکشان و امنیت ملی است آزادی زندانی سیاسی، آزادی احزاب سیاسی، سندیکاهای کارگری و سازمان‌های صنفی و توده‌ای عدالت اجتماعی بخشی جدایی‌ناپذیر از حقوق بشر است سیاست تعدیل و خصوصی‌سازی مغایر منافع زحمتکشان و امنیت ملی است آزادی زندانی سیاسی، آزادی احزاب سیاسی، سندیکاهای کارگری و سازمان‌های صنفی و توده‌ای عدالت اجتماعی بخشی جدایی‌ناپذیر از حقوق بشر است سیاست تعدیل و خصوصی‌سازی مغایر منافع زحمتکشان و امنیت ملی است آزادی زندانی سیاسی، آزادی احزاب سیاسی، سندیکاهای کارگری و سازمان‌های صنفی و توده‌ای عدالت اجتماعی بخشی جدایی‌ناپذیر از حقوق بشر است سیاست تعدیل و خصوصی‌سازی مغایر منافع زحمتکشان و امنیت ملی است

تئوری-ایدئولوژی

مانیفست مارکسیسم غربی

سازمان «سیا»، مسلماً یک «مارکسیسم سالنی» را که به راهروهای دانشگاه محدود شده، از طبقه‌ کارگر ناامید است، زبانی پیچیده دارد و اقدام و عمل در آن ناممکن است، به مارکسیسمی که به خیابان‌ها می‌آید، اتحادیه‌ها را تشکیل می‌دهد و هدفش دستیابی به قدرت است، ترجیح می‌دهد. هدف آن‌ها روشن بود: خلق یک روشنفکریِ چپ‌گرا که به جای تغییر دادن جهان، تا ابد تنها به «تفسیر» آن بسنده کند. به عبارت دیگر، همان نیهیلیسم روشنفکرانه‌ای که در ظاهر خود را به سازماندهی، جنبش‌های خیابانی و فعالیت‌های اتحادیه‌ای نزدیک نشان می‌دهد، اما در عمل از آن‌ها فرسنگ‌ها فاصله دارد؛ جریانی که احزاب لنینیست را با برچسب «دگماتیک/توتالیتر» طرد می‌کند.

۲۰۲۶-۰۵-۰۵ ادامه

«مارکسیسم غربی»: کسانی که از آزمون عملی اجتناب می‌کنند

به تازگی، وب‌سایت «ژاکوبن» مقاله‌ای از راسل جاکوبی در دفاع از «مارکسیسم غربی» منتشر کرده است. این متن در واقع نقدی است بر استدلال‌های گابریل راکهیل، استاد دانشگاه اهل آمریکا، که متفکران «مکتب فرانکفورت» را به خدمت در راه امپریالیسم آمریکا متهم کرده است. (برای کسانی که در جریان نیستند: کتاب راکهیل اساساً به دنبال اثبات این ادعاست که مارکسیسم غربی، با بودجه‌ «سیا»)، یک جریان «چپِ» ضد کمونیست اختراع کرده است.) راسل جاکوبی مقاله خود را با این جملات به پایان رساند: «یک "چپ نو" یا "مارکسیسم غربی" سالخورده، نویدبخش‌تر و ترجیح‌دادنی‌تر از یک استالین نسخه ۲ است.» پس بگذارید ما نیز این‌گونه نتیجه‌گیری کنیم:

۲۰۲۶-۰۵-۰۴ ادامه

پنهان کردنِ فقرِ محتوا در پسِ پرچم‌ها و جشن‌های اول ماه مه…

«چپ» مأموریتِ خود مبنی بر تبدیلِ «جهانی دیگر» به گزینه‌ای ملموس برای توده‌های زحمتکش را به‌کلی رها کرده است. اول ماه مه، روز وحدت و همبستگی طبقه کارگر، طبیعتاً از این زوالِ معنا آسیب دیده است. مسأله صرفاً اول ماه مه به معنای محدودِ کلمه نیست؛ اول ماه مه نمی‌تواند بارِ ۳۶۴ روزِ دیگر سال را به دوش بکشد. وقتی تنها یک روز از سال را به نام «کارگر» اعلام کنیم و [در بقیه روزها] با رویاهایِ سیاستِ بورژوازی هم‌پیاله شویم، فرجامِ گریزناپذیر آن، نابودیِ خودِ اول ماه مه خواهد بود. نجاتِ اول ماه مه، به معنای نجاتِ سیاستِ انقلابی است.

۲۰۲۶-۰۴-۳۰ ادامه

چپ نو: ستون پنجم

آزادی، اصول حقوقی جهانی، کثرت‌گرایی، دموکراسی... این مفاهیمِ جهانی پس از شکستِ سوسیالیسم معنای خود را از دست دادند و در زبان انگلیسی به «بولشیت» (مهملات/مزخرفات) تبدیل شدند. چپِ نو مدام در حال «بولشیت‌گویی» و بافتنِ مطالبِ بی‌معنی است. این‌که بگوییم «اگر در ایران دموکراسی وجود داشت، نیازی به این کارها نبود»، نشان‌دهنده عشق یا علاقه جهانی به دموکراسی نیست؛ بلکه نشان‌دهنده همکاری با امپریالیسم است. «چپ نو» هنوز حتی از این موضوع آگاه هم نیست. لازم بود کسی بگوید که «چپ نو» دیگر «چپ» نیست؛ و این حرف مدت‌هاست که زده شده است. اما واکنش‌های «چپ نو» به حمله علیه ایران نشان داد که این موضوع نه تنها یک ضرورت آکادمیک و فکری، بلکه یک فوریتِ سیاسی است.

۲۰۲۶-۰۴-۰۲ ادامه

توهم چندقطبی: دو ماه، دو حرکت زلزله‌آسا در ونزوئلا و ایران؛ و جهان نظاره‌‌گر، قدرت هنوز یک نشانی دارد

دو دهه است که به ما گفته می‌شود این سبک از قدرت‌نمایی دیگر به پایان رسیده است. عبارت «ظهور دیگران» از فرید زکریا به یک شعار تبدیل شد: چین در حال اوج‌گیری بود، روسیه بازگشته بود، «بریکس» آینده بود، و دلارزدایی در همین نزدیکی‌ها بود. مدام می‌شنیدیم که «دوران تک‌قطبی» دیگر به تاریخ پیوسته است. سیاره زمین چندقطبی شده بود. گفتمان‌های دانشگاهی، اندیشکده‌های سیاست‌گذاری، و لفاظی‌های دیپلماتیک همگی حول این فرض به تفاهم رسیدند و «چندقطبی‌» را نه به عنوان یک احتمال دور، بلکه به عنوان واقعیتی که در حال وقوع است، معرفی کردند.

۲۰۲۶-۰۴-۰۲ ادامه

پیشنهاد پنج‌ ماده‌‌ای چین-پاکستان ماهیت سیاست خارجی «سوسیالیسم با ویژگی چینی» را نشان می‌دهد!

این پیشنهاد در ظاهر میانجی‌گرانه و در باطن یک بازتوزیع مسئولیت است که متجاوز و قربانی را هم‌سنگ می‌گذارد. اما برای فهم عمق این مشکل، باید از خود سند فراتر رفت و به رفتار چین در هفته‌های اخیر نگاه کرد – رفتاری که مستندات آن تصویری بسیار تیره‌تر از یک میانجی‌گر ناکارآمد به دست می‌دهد. واقعیت مستند این است که چین در روز اول حملات – ۲۸ فوریه – هیچ محکومیتی صادر نکرد. جلسه منظم وزارت خارجه چین به روال معمول برگزار شد، انگار که آمریکا و اسرائیل به یکی از شرکای جامع راهبردی پکن حمله نکرده‌اند. وقتی مشخص شد چین سکوت خواهد کرد، یک خبرنگار ایرانی در کنفرانس مطبوعاتی اعتراض کرد...

۲۰۲۶-۰۴-۰۱ ادامه

بیانیه حزب کمونیست آفریقای جنوبی پیرامون ترور رهبر حکومت ایران آیت الله علی خامنه ای

با کمال تاسف از ترور آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر حکومت جمهوری اسلامی ایران، مطلع شدیم. اقدامات جنایتکارانه رژیم‌های آپارتاید اسرائیل و ایالات متحده علیه ایران، نشان دهنده رژیم‌هایی لجام‌گسیخته و دستور کار امپریالیستی بدون محدودیت است. ما به عنوان حزب کمونیست آفریقای جنوبی این عمل جنایتکارانه را محکوم می‌کنیم و آن را آشکارترین نشانه بی‌اخلاقی دولت‌های اسرائیل و آمریکا می‌دانیم. ما از همه نیروهای ضد امپریالیستی در داخل آفریقای جنوبی و سراسر جهان می‌خواهیم که برای مقاومت در برابر تجاوز امپریالیستی علیه ایران و فلسطین با یکدیگر همکاری کنند.

۲۰۲۶-۰۳-۲۳ ادامه

ما او را خوب می‌شناختیم- به مناسب درگذشت یورگن هابرماس

آیا می‌توانیم کسی را که سعی در توجیه سیاست‌های نسل‌کشانه اسرائیل دارد، چپ بنامیم؟ برای بخش‌های بزرگی از چپ‌های اروپایی، از جمله تعداد قابل توجهی از دانشگاهیان مخالف در کشور ما، متأسفانه پاسخ «آری» است. چپی که بدون ‌قید و شرط با امپریالیسم مخالفت نکند، خیابان‌ها و کارخانه‌ها را رها کند و انقلاب را به عنوان یک ایده به گفتگوهای روشنفکرانه محدود نماید، در نهایت در کنار راست‌ها و استعمارگران در تاریخ ثبت خواهد شد. این چیزی است که برای یورگن هابرماس اتفاق افتاد. برای محافل دانشگاهی که از هابرماس دفاع می‌کنند، به نظر می‌رسد فقط کافی باشد که چند روز دیگر را تحت تجاوز بی‌رحمانه امپریالیستی سپری کنند تا او را فراموش کنند.

۲۰۲۶-۰۳-۱۶ ادامه

ارزیابی کمال اوکویان از مواضع زرد «نامه مردم» و صورتی «چین ستایان»: «ما هم با آمریکا و هم با ملاها مخالفیم» یک موضع انقلابی نیست، حتی اصلاً یک موضع‌‌‌گیری هم نیست

● تجاوز علیه ایران بخشی از یک طرح استراتژیک است که فراتر از ترامپ می‌رود، اما فقط یک نظام بین‌المللی وجود دارد که وابستگی‌های متقابل در آن در حال تقویت‌‌شدن است.● بحران، جنگ و جنایت علیه بشریت در ذات امپریالیسم است. ● هیچ نسخه صلح‌آمیزی از امپریالیسم آمریکا نمی‌تواند وجود داشته باشد؛ ایالات متحده به عنوان یک دولت شرور فقط از طریق انقلاب از بین می‌رود.● بریکس یک سازمان همکاری، که بدیلی برای نظام امپریالیستی ارائه دهد، نیست.● کسانی که فکر می‌کنند می‌توانند با بهره‌برداری از حمله آمریکا و اسرائیل، دموکراسی و آزادی را به کشور بیاورند، سخت در اشتباه‌اند.

۲۰۲۶-۰۳-۱۶ ادامه

زنده بودن، با مردن

گفتن «یا میهن یا مرگ» به معنای زندگی است، زیرا مرگ در دفاع از میهن یک تحمیل نیست، بلکه تنها سرنوشت ممکن برای کسانی است که از زندگی کاملی که فقط یک میهن آزاد آن را پرورش می‌دهد، دفاع می‌کنند. زندگی بدون میهن، جنسی بنجل، وارداتی و تقلبی، دست دوم و فرسوده از سیاست‌های استعماری و نواستعماری است، که تمام رفاه مادی (و معنوی همراه آن) را برای لذت و خودنمایی متظاهرانه عده‌ای قلیل به قیمت بدبختی مقدر شده برای اکثریت، احتکار می‌کند.

۲۰۲۶-۰۳-۰۱ ادامه