آزادی زندانی سیاسی، آزادی احزاب سیاسی، سندیکاهای کارگری و سازمان‌های صنفی و توده‌ای عدالت اجتماعی بخشی جدایی‌ناپذیر از حقوق بشر است سیاست تعدیل و خصوصی‌سازی مغایر منافع زحمتکشان و امنیت ملی است آزادی زندانی سیاسی، آزادی احزاب سیاسی، سندیکاهای کارگری و سازمان‌های صنفی و توده‌ای عدالت اجتماعی بخشی جدایی‌ناپذیر از حقوق بشر است سیاست تعدیل و خصوصی‌سازی مغایر منافع زحمتکشان و امنیت ملی است آزادی زندانی سیاسی، آزادی احزاب سیاسی، سندیکاهای کارگری و سازمان‌های صنفی و توده‌ای عدالت اجتماعی بخشی جدایی‌ناپذیر از حقوق بشر است سیاست تعدیل و خصوصی‌سازی مغایر منافع زحمتکشان و امنیت ملی است آزادی زندانی سیاسی، آزادی احزاب سیاسی، سندیکاهای کارگری و سازمان‌های صنفی و توده‌ای عدالت اجتماعی بخشی جدایی‌ناپذیر از حقوق بشر است سیاست تعدیل و خصوصی‌سازی مغایر منافع زحمتکشان و امنیت ملی است

تئوری-ایدئولوژی

تحول طبقاتی در ساخت قدرت: ظهور و پیدایش خرده بورژوازى آرمانگراى طرفدار الگوى چینى  

بخش «آرمان‌گراى» حاکمیت فاقد آن استراتژى جامع و کارآمد است که بتواند الگوى چینى را اجرا کند. مبارزه با فقر و فساد مالى- ادارى مقدور است ولى نه با راهکارهاى طرفداران الگوى چینى. بسیج ۴۰ میلیون از راى دهندگان وابسته به کارگران، دهقانان، معلمان، قشر پایین جامعه، کارکنان دولت، بیکاران، روشنفکران و دانشگاهیان و نویسندگان و… ضرورت این مبارزه است. آیا طرفداران اصلاح شرایط، قادر به بسیج این نیروها خواهند بود؟ آیا این گروه قادرند دست به اقدامات زیر بزنند:

۲۰۲۶-۰۱-۰۶ ادامه

حزب کمونیست ونزوئلا: آنتاگونیسم دروغین بین «مترقی‌ها» و لیبرال‌ها، و اعتبار نقش پیشاهنگ حزب کمونیست در انقلاب آمریکای لاتین و کارائیب

کارگران و احزاب کارگری زیادی در منطقه وجود دارند که هم‌چنان به بازتولید استراتژی و گفتمانی ادامه می‌دهند، که گویی همان شرایط ۳۰ سال پیش حفظ شده است. همه چیز به تئوری «دشمن اصلی» ساده‌سازی می‌شود. از این تحلیل، بیش از حد ارزش قائل شدن برای نقش دولت‌های مترقی و سایر قدرت‌ها، مانند روسیه، چین و ایران، به مثابه قطب آنتاگونیستی فرضی این دشمن اصلی که باید شکست داده شود، یعنی امپریالیسم آمریکا-اروپا، ناشی می‌شود، که توهم یک نظم جهانی جدید و عادلانه‌تر را، که از پیروزی برخی از سرمایه‌داران بر دیگران در همان نظام استثمار انسان بدست انسان پدید خواهد آمد، تغذیه می‌کند.

۲۰۲۵-۱۲-۲۶ ادامه

مشکل اوجالان و اوجالانیست‌ها با مارکسیسم چیست؟

حدود یک ماه است که از درون صفوف جناح سیاسی اوجالان یک تهاجم ایدئولوژیک علیه مارکسیسم آغاز شده است. پیام عبدالله اوجالان به «کنفرانس بین‌المللی صلح و جامعه دموکراتیک» به عنوان یک علامت عمل کرد و نوشتارها یکی پس از دیگری از منابع گوناگون، در درجه اول روزنامه «ینی یاشام»، منتشر شدند. ما این مقاله را برای «دفاع از مارکسیسم» نمی‌نویسیم؛ مارکسیسم نیازی به دفاع ندارد. با این حال، باید غبار بحث را کنار بزنیم، به وضوح نشان دهیم که آنچه گفته می‌شود در کجای نقشه ایدئولوژی‌ها قرار می‌گیرد و هشدارهایی به برخی از دوستان مارکسیست خود ارائه دهیم.

۲۰۲۵-۱۲-۲۵ ادامه

حزب کمونیست ونزوئلا و حزب کمونیست اکوادور «نغمه‌خوانان مارکسیسم شرقی» را افشا می‌کنند!

در اوایل دسامبر ۲۰۲۵، دو بیانیه مهم - یکی از حزب کمونیست ونزوئلا و دیگری از حزب کمونیست اکوادور - خط سیاسی روشنی در سراسر جنبش جهانی کمونیستی کشیدند. هر دو حزب، که با اصول ایدئولوژیک مشترک متحدند، هشدارهای تندی را درباره به اصطلاح «پلتفرم جهانی ضدامپریالیستی» (WAP)، که آن‌ها آن را نه به عنوان وسیله‌ای برای انترناسیونالیسم پرولتری، بلکه به عنوان دستگاهی آپورتونیست و آشکارا ضدکمونیست، که برای همسو کردن احزاب کارگری با منافع یک بلوک سرمایه‌داری علیه دیگری طراحی شده است توصیف می‌کنند، صادر کردند.

۲۰۲۵-۱۲-۲۴ ادامه

بریکس در ارائه ضد-امپریالیسم شکست خواهد خورد: با نگاهی به عملکرد روسیه و چین در غزه و ونزوئلا

مدافعانی مانند «دوستان چین سوسیالیست» از رأی ممتنع چین و روسیه دفاع می‌کنند. آن‌ها به طرز عجیبی استدلال می‌کنند که: «برای چین با روسیه، استفاده از حق وتو، فقط موضع آن‌ها را در برابر کشورهای عربی و اسلامی تضعیف می‌کرد و نتیجتاً موضع ایالات متحده را بیش‌تر تقویت می‌کرد.» گویی رأی مخالف به قطع‌نامه شورای امنیت به قیمت دوستی آن‌ها با برخی از خائنین به آرمان فلسطین تمام می‌شد، و سرپیچی از طرح ایالات متحده به نوعی رابطه فرمانبری همین خائنین به سرنوشت غزه با ایالات متحده را تقویت می‌کرد.

۲۰۲۵-۱۲-۲۳ ادامه

نامه لنین به شاهوپیان پیرامون فدرالیسم و حق جدایی

ما اصولاً با فدرالیسم مخالفیم- این پیوندهای اقتصادی را تضعیف می‌کند، و برای چیزی که یک دولت است نامناسب می‌باشد. شما می‌خواهید جدا شوید؟ خب، اگر توانستید خود را به قطع پیوندهای اقتصادی راضی کنید، یا به بیان دقیق‌تر، اگر بار و ناسازگاری «زندگی باهم» چنان است که پیوندهای اقتصادی را مسموم می‌کند و از بین می‌برد، بروید به جهنم. نمی‌خواهید جدا شوید؟ خوب، اما در آن‌صورت برای من تصمیم نگیرید، و فکر نکند «حق» به فدرالیسم دارید.

۲۰۲۵-۱۲-۱۴ ادامه

به‌ روزرسانی پیرامون مسأله ملی و حق تعیین سرنوشت خویش

حق ملت‌ها برای تعیین سرنوشت خویش، بدون تردید، حق جدایی است. چه به این صورت بکار برده شود یا نشود، در جایی که گزینه یک دولت جداگانه یک انتخاب ارتجاعی است، حق تعیین سرنوشت صرفاً یک عبارت نمادین باقی می‌ماند. پلی که بین مسأله ملی و «مسأله رهایی» ساخته شده بود، با سوسیالیسم واقعاً موجود نابود شد. مسأله ملی به ابزاری برای مبارزات هژمونیک امپریالیستی و روندهای رقابتی تبدیل شد. آیا ما باید هم‌چنان وانمود می‌کردیم که هیچ اتفاقی نیفتاده است؟ بسیاری این کار را کردند!

۲۰۲۵-۱۲-۱۳ ادامه

درباره طبقات اجتماعی: پاسخ جورج ماوریکوس به تخیلات یانیس واروفاکیس 

کتاب‌های فراوان، اسناد متعدد و مقالات بی‌شماری در سراسر جهان درباره موضوع «طبقات اجتماعی» نوشته شده و هم‌چنان نوشته می‌شود. اختلاف ایدئولوژیک پیرامون ساختار طبقات اجتماعی در جامعه سرمایه‌داری امروز شدید و مداوم است. بنابراین، ما به عنوان مبارزان جنبش مردمی و کادرهای مبارزه طبقاتی، باید دانش مقدماتی درباره این موضوعات کسب کنیم؛ باید ترکیب جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنیم، ترکیب جامعه وسیع‌تر منطقه و کل جهان را بشناسیم.

۲۰۲۵-۱۲-۱۰ ادامه

کمونیسم-ستیزی جنبش ملی‌گرای کرد

مقاله‌ای که اخیراً توسط یکی از رسانه‌های جنبش ملی‌گرای کرد منتشر شده، فرصتی را برای نگاه دوباره به جوانب مشخصی از ماهیت طبقاتی و مبانی ایدئولوژیک این جنبش بدست داده است. در واقع، این موضع جدید نیست. در طول سال‌های زندان عبدالله اوجالان، او بارها بیانیه‌ها و نوشته‌هایی منتشر کرده است که تجربیات سوسیالیستی و بنیانگذاران سوسیالیسم علمی را هدف قرار می‌دهند. این موارد مدتی است که در رسانه‌های خود جنبش برجسته شده‌اند.

۲۰۲۵-۱۲-۰۶ ادامه

یانیس واروفاکیس: «ن» دیگری در چین…

آقای واروفاکیس سعی دارد در یونان «سوسیالیستی‌تر» و در چین... چینی‌تر به نظر برسد. یانیس واروفاکیس در واقع «شجاعت نام بردن از الیگارش‌ها» و به ویژه - آنطور که به نظر می‌رسد – اولیگارش‌های چینی‌ها را دارد- وقتی که به تبلیغ برای آن‌ها و ترویج منافع آن‌ها برسد. اما، زمانی که او، فقط برای ایجاد سردرگمی با استفاده از عناوین گمراه‌کننده، این منافع را «سوسیالیسم» می‌نامد، شجاعت به گستاخی مبدل می‌شود.

۲۰۲۵-۱۲-۰۳ ادامه