تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم

منبع: «چپ»
نویسنده: ارهان نالچاچی
شنبه، ۱۰ مه ۲۰۲۵

آیا جنگ هند و پاکستان زمینه بین‌المللی دارد؟

 

این جنگ که پس از کشته شدن ۲۶ گردشگر توسط یک باند جهادی و جدایی‌طلب در کشمیر، که بخشی از هند است، آغاز شد، هنوز به صورت کنترل‌شده در حال انجام است، زیرا هر دو کشور قدرت هسته‌ای هستند. با این حال، تهدید هسته‌ای به شکل «اگر لازم باشد دنیا را به آتش خواهیم کشید» در هوا معلق مانده است.

دو هفته پیش، مسأله کشمیر که سابقه طولانی دارد، به تفصیل توسط انگین سولاکوغلو مورد بحث قرار گرفت. در این‌جا، به جای پرداختن به جزئیات، پیشینه تاریخی این رویداد و ابعاد بین‌المللی تنش هند و پاکستان را تا جایی که مقاله کوتاه اجازه می‌دهد، مورد بحث قرار خواهیم داد.

همه می‌نویسند و می‌پذیرند که این حادثه میراث امپریالیسم انگلیس است. پس از جنگ جهانی دوم، انگلیس دیگر نتوانست هند را که با همدستی فئودال‌های محلی به استعمار خود درآورده بود، کنترل کند و روند استقلال در سال ۱۹۴۷ اعلام شد.

با این حال، انگلیس همانطور که در بسیاری از مستعمرات سابق خود انجام داد، با کاشتن بذر تنش که امپریالیسم برای دهه‌ها می‌توانست در آن مداخله کند، منطقه را ترک کرد، یا به عبارت دیگر، مکانیسمی ایجاد کرد که در آن علی‌رغم پایان استعمار، تا حدی سر رشته امور را در دست داشت

مردم هند مردمی باستانی با ریشه‌های مشترک هستند. با این حال، بخش شمالی عمدتاً تحت نفوذ و اشغال قبایل مسلمان بود و اسلامی شد، در حالی که بخش پایینی هم‌چنان عمدتاً هندو باقی ماند. فرومایگانی که در آن زمان بر امپریالیسم انگلیس حکومت می‌کردند، با تقسیم کشور بر اساس مذهب، آسیب بزرگی وارد کردند. پاکستان به عنوان یک کشور مذهبی تأسیس شد و نتوانست الزامات انقلاب بورژوایی را که لازمه روند استقلال بود، به طور کامل تجربه کند.

در هند، با اکثریت هندو و اقلیت مسلمان، یک انقلاب بورژوایی مختص قرن بیستم را بخود دید.

یکی از پدیده‌های مهم قرن بیستم، حمایت اتحاد شوروی در جنگ استقلال علیه ظلم و شرارت بی‌پایان امپریالیسم و همدستان فئودال آن بود. این برای آخرین بار در تاریخ، روحیه ترقی را در بورژوازی دمید.

در حالی که حاکمان پاکستان به نهادهای امپریالیسم انگلیس و آمریکا، مانند پیمان بغداد، پیوستند و موضعی ضدانقلابی اتخاذ کردند، هند به یکی از پیشگامان جنبش عدم تعهد تبدیل شد.

جنبش عدم تعهد در کنفرانس باندونگ ۱۹۵۵، و با تکیه بر انقلاب‌های بورژوایی که سوسیالیستی نبودند، اما با دریافت حمایت شوروی به دنبال حراست از منافع ملی خود در برابر امپریالیسم ایالات متحده و انگلیس بودند، ظهور نمود.

در این شرایط، هند و اتحاد شوروی همکاری چندجانبه‌ای را تجربه کردند. آن‌ها در طیف گسترده‌ای از عرصه‌ها، از تأمین تسلیحات گرفته تا برنامه‌های همکاری تجاری و فرهنگی که شامل مطالعات فضایی نیز می‌شد، همبستگی ایجاد کردند. تمبر شوروی، که محصول این دوره بود و به مناسبت بیست و پنجمین سالگرد خط کشتیرانی شوروی-هند منتشر شد، در زیر مشاهده می‌شود.

شکل ۱: تمبر اتحاد شوروی که در سال ۱۹۸۱ به مناسبت بیست و پنجمین سالگرد خط حمل و نقل شوروی-هند منتشر شد.

مکانیسمی که توسط انگلستان در منطقه پس از انقلاب ۱۹۷۸ در افغانستان ایجاد شد، ویژگی جدیدی به خود گرفت. امپریالیسم از کشورهایی اسلامی و باندهای جهادی تحت هدایت خود برای خفه کردن انقلاب افغانستان که توسط اتحاد شوروی حمایت می‌شد، استفاده می‌کرد و اتحاد شوروی را تحت محاصره ارتجاعی قرار می‌داد. «سیا» و «سازمان اطلاعات انگلیس» یک فناوری امپریالیستی را توسعه داده بودند که باندهای جهادی را به سطحی رسانده بود که می‌توانستند آن‌ها را از راه دور کنترل و هدایت کنند.

آن محاصره که «کمربند سبز» نامیده می‌شد، بیش‌ترین ضربه را به مردم پاکستان زد. پاکستان با پول عربستان سعودی به پایگاه لجستیکی برای باندهای جهادی تبدیل شد. ضیاءالحق، که دالفقار علی بوتو، رئیس جمهور منتخب را در یک کودتای نظامی سرنگون و اعدام کرد، با کنعان اورن، رهبر کودتای فاشیستی ۱۲ سپتامبر که ترکیه را در دهه ۱۹۸۰ به «کمربند سبز» ملحق کرد، دوست شد و در ترکیه به او دکترای افتخاری داده شد.

به دلیل این مداخله امپریالیستی، پاکستان هنوز توسط گروه‌های متخاصم متشکل از نمایندگان هر یک از مرکز امپریالیستی اداره می‌شود

برای درک رویدادهای جاری، باید بررسی کنیم که چگونه یک محرک بین‌المللی دیگر در تنش هند و پاکستان در آن سال‌ها منعکس شد. به طور خلاصه، اصطکاکی که بین اتحاد شوروی و جمهوری خلق چین آغاز شد، به تبدیل شدن چین به متحد ایالات متحده علیه اتحاد شوروی در دهه ۱۹۷۰ انجامید. در این شرایط، چین در کنار پاکستان ایستاد، به یکی از تأمین‌کنندگان اصلی سلاح آن تبدیل شد و حتی موضع طرفداری از پاکستان را در جنگ داخلی جاری در افغانستان حفظ کرد.

پس از ضد-انقلاب در اتحاد شوروی در دهه ۱۹۹۰، همه کارت‌ها در منطقه دوباره بر زده شدند. سیاست‌های نئولیبرالی و خصوصی‌سازی خدمات عمومی رواج یافت. در تمام کشورهایی که بازیگر بودند، انباشت سرمایه مبتنی بر غارت و استثمار وجود داشت، قدرت سرمایه انحصاری به تدریج تقویت شد و تمایزات مترقی-ارتجاعی قرن گذشته از بین رفت.

روسیه هم‌چنان صادرکننده اصلی اسلحه و نفت هند باقی مانده است.

این واقعیت که سرمایه هندی در ۱۰ سال گذشته تحت رهبری مودی، یک سیاست مذهبی-ناسیونالیستی مبتنی بر مذهب هندو را برای قدرت مطلق سرمایه رواج داده است، بر رابطه با روسیه تأثیری نداشته است. گذشته از همه این‌ها، به یک تنش ساختگی نیاز بود که توده‌های وسیع کارگر و فقیر را به نظم موجود در هند، که به سرعت در سلسله مراتب امپریالیستی در حال صعود بود، پیوند دهد.

اما، تغییر چشمگیر واقعی با انباشت عظیم سرمایه در چین رخ داد. چین رهبری تولید کالایی در جهان را به دست گرفت و تمام موازنه‌ها در جهان امپریالیستی تغییر کرد. بحران هژمونی امپریالیستی تأثیرگذاری بر همه رویدادها را آغاز کرد.

همه مسیرهای تجاری برای چین که بخش قابل‌توجهی از نفت و مواد خام جهان را مصرف می‌کند و به صادرکننده اصلی کالا تبدیل شده است، از اهمیت استراتژیک برخوردارند. چین که بیش‌تر تجارت خود را از طریق تنگه مالاکا در اقیانوس آرام انجام می‌دهد، مجبور شد مسیرهای تجاری جایگزین ایجاد کند. نقشه زیر دالان تجاری چین-پاکستان را نشان می‌دهد که یکی از مسیرهای جایگزین اصلی چین است و به آن کمک می‌کند تا تنگه مالاکا را دور بزند.

شکل ۲: دالان چین-پاکستان که برای چین یک میانبر به دریای هند فراهم می‌کند، دیده می‌شود. این دالان که به بندر گوادر ختم می‌شود، همانطور که اشاره شد، از کشمیر پاکستان عبور می‌کند.

به این دلیل، چین در پاکستان، که در وضعیت اقتصادی دشواری قرار دارد و هنوز متحد مهم آن است، سرمایه‌گذاری‌های قابل توجهی در پاکستان انجام داده است. حملات مرگبار بسیاری توسط سازمان‌های جهادی، احتمالاً به هدایت امپریالیسم غرب، علیه مهندسان و کارگران چینی شاغل در سرمایه‌گذاری‌های چین در امتداد کریدور اقتصادی چین-پاکستان صورت گرفته است.

همانطور که مشاهده می‌شود، علی‌رغم تغییر روابط طبقاتی و دلایل آن در پویایی قرن بیست و یکم، روابط دوجانبه هند-روسیه و پاکستان-چین حفظ شده است. دلیل اصلی این امر این بود که هم پاکستان و هم هند همزمان در «سازمان همکاری شانگهای» (SCO)، که یک سازمان امنیتی علیه امپریالیسم غرب است، پذیرفته شدند. از یک سو، پذیرش این برادران دشمن در یک سازمان امنیتی یک موفقیت دیپلماتیک برای چین بود، از سوی دیگر، این «سازمان همکاری شانگهای» را شکننده ساخت.

سازوکاری که امپریالیسم انگلیس به مدت ۶۰ سال ایجاد کرده است، هنوز هم کار می‌کند و شاید بدون نیاز به مداخله خارجی، سیاست‌های خصمانه علیه زحمتکشان، مانند جنگ، را بازتولید کند

با این حال، این واقعیت که درگیری بین هند و پاکستان در کشمیر در حال حاضر به دالان اقتصادی چین و پاکستان ضربه می‌زند، باعث سردرگمی در سازمان همکاری شانگهای می‌شود و پتانسیل آسیب رساندن به روابط روسیه و چین را دارد، و احتمال دخالت امپریالیسم غرب، به ویژه انگلیس، در جنگ فعلی کشمیر را به ذهن متبادر می‌کند. هم‌چنین به نظر می‌رسد که این ممکن است حاوی پیامی درباره اصطکاک بین انگلیس و ایالات متحده باشد

https://haber.sol.org.tr/yazarlar/erhan-nalcaci/hindistan-pakistan-savasinin-uluslararasi-bir-arka-plani-var-mi-398142