تارنگاشت عدالت – بایگانی دورۀ دوم
۴ مهر ۱۳۹۲
منبع: ControLaCrisi.org
۸ آوریل ٢٠١٣
«اومانیته» فرانسه: رمز موفقیت روزنامۀ رادیکال
مصاحبۀ ویتوریو بونانی با پاتریک اپل-مولر مدیر تحریرۀ «اومانیته»

پاتریک اپل-مولر یک روزنامه نگار «اومانیته» است، او چیزی است که در فرانسه مدیر تحریریه نامیده میشود. یک سردبیر ارشد با قدری اختیارات فوقالعاده. تقریباً شبیه یک مدیر، گرچه این نقش را رسماً پاتریک له هیاریک، عضو کمونیست پارلمان اروپایی عهدهدار است، اما او باید مسؤولیتهای خود را بین روزنامه و پارلمان اروپایی در استراسبورگ تقسیم کند.
پاتریک اپل-مولر، متولد ١۹۵۹، با کارنامهای طولانی از پبکار کمونیستی و کار ژورنالیستی، به ما در محل زیبایی که روزنامه تاریخی حزب کمونیست فرانسه در حومه پاریس در ساختمانی مدرن که در شمارۀ ۵ خیابان «پلیل» واقع است خوشآمد میگوید، و بدون مقدمه به ما خاطر نشان میشود که قدیمیترین روزنامۀ قاره چگونه آغاز به کار کرد. روزنامهنگار میگوید:
«روزنامه ما تاریخی طولانی دارد. روزنامه در سال ١۹٠۴ توسط ژان ژاروس تأسیس شد، او آن را روزنامه «یاران» مینامید زیرا پروژۀ ژاروس قرار بود سپهری گسترده از روشنفکران باشد، که برخی از آنها مانند رهبر سوسیالیستها در واقع استادیار بودند. این بدین معنی بود که روزنامه مدافع مبارزات کارگران بشود، یک نقطعه مرجع برای سپهر سوسیالیستی، که در آنزمان بسار متفاوت با امروز بود، و بالاخره ده سال پیش از شروع جنگ جهانی اول زمانی که نظامیگری با شدت نگرانکننده ای هم در فرانسه و هم در آلمان مسلط میشد، روزنامه پاسیفیست بود. قبل از جنگ، این روزنامۀ حزب سوسیالیست شد، و این گزینش به روزنامه که با مشکلات اقتصادی جدی درگیر بود امکان بقاء داد. پس از مرگ بنیانگذار آن و چرخش جنگطلبانه سوسیالیستها، «اومانیته» روزنامه حزب کمونیست شد، اما همیشه به روی بحث و شرکت دیگران بسیار باز ماند، بسیار شبیه چیری که ژاروس از ابتدا در نظر داشت.»
طی دهه گذشته تا تجریه اتحاد اخیر با «جبهه چپ»،، کمونیستها در فرانسه خیلی تغییر کردهاند. آیا شبیه این برای «اومانیته» نیز اتفاق افتاده است؟
«مطمئناً روزنامه تغییر کرده است. این دیگر ارگان مرکزی حزب کمونیست فرانسه نیست. نوشتۀ بالای تیتر اصلی میگوید «روزنامهای که توسط ژان ژاروس تأسیس شد»، و در سالهای اخیر ما این هدف را برای خود تعیین کردهایم که به یک نقطه مرجع برای همه کسانی مبدل شویم که خواهان مصاف با چالش دگرگونی ژرف جامعه هستند، و میخواهند روزنامهای را پیدا کنند که بحثها دربارۀ موضوعات مرتبط با شیوههای گوناگون تغییر جامعه را منعکس میکند. ریشههای آن هنوز کمونیستی است، اما با بازبودن بزرگ به روی دیگر فرهنگها و تجربیات، مانند بعنوان مثال، سوسیالیستهای چپگرا، سندیکالیستها، سازمانهای جامعه مدنی، یا روشنفکرانی که کنجکاوند چگونه میتوانیم این را جهان انسانیتری کنیم.»
آیا درست است گفته شود شما روزنامه «جبهه چپ» هستید؟
«قطعاً بله. این ما بودیم که نخستین ارتباط را با «جبهه چپ» گرفتیم، خود را در جایگاه روزنامهای که مباحث و امیدهای مرتبط با این ابتکار سیاسی را گزارش میدهد قرار دادیم. ما تنها روزنامه در فرانسه هستیم که این فضای سیاسی را نمایندگی میکند، و به این دلیل ما میتوانیم حتا خوانندگان غیرمنظم را نیز جلب نماییم.»
آیا این محیط مساعد، با درآمد مثبت از فروش روزنامه، در اجماع عمومی منعکس است؟
«ما هر روز حدود ۵٠٫٠٠٠ نسخه میفروشیم، که در روزهای یکشنبه با «اومانیته یکشنبه» به ۷۵٫٠٠٠ نسخه میرسد، و ما طی سال ٢٠١٢ فروش در دکههای روزنامه فروشی را افزایش دادیم در حالیکه اکثر روزنامههای دیگر خوانندگان خود را از دست دادند. در میان روزنامههای فرانسه ما از نقطه نظر فروش مثبتترین روند را داشتهایم.
ما نباید روی بُرد خود متوقف شویم، زیرا تیراژ کل مطبوعات فرانسه تا حدود ٢۵ درصد رو به کاهش دارد، و تحلیلگران رسانهای انتظار دارند که این روند در سالهای آینده ادامه یابد.
از قرار معلوم ما از مزیت نوآوری سیاست تحریریهمان برخورداریم، از این واقعیت که ما مخالف تفکر نئولیبرالی هستیم که در رسانههای فرانسوی غالب است. ما همچنین خوانندگان بالقوهای در میان همه کسانی داریم که سرمایهداری در فرانسه را نمیپذیرند و کنجکاوند چگونه میتوان به بقاء در کرۀ زمین ادامه داد. و در واقع ما با استفاده از اینترنت و ارایه تولیدات جدیدی مانند «اومانتیه اروپا» که مقالاتی نیز از سرتاسر اروپا با پرسشهایی دربارۀ آینده این قاره قدیمی در آن منتشر میشود، یک ارزش افزوده به جهان اطلاعات هستیم.
ما «اومانیته یکشنبه» را داریم، مجلهای که یکشنبه بیرون میآید، دربارۀ کتابهای منتشر شده و موضوعات ویژهای دربارۀ فرهنگ، موضوعات تاریخی و اجتماعی-اقتصادی که تاریخ مصرف طولانیتری دارند. ما شمارۀ ویژهای در سالگرد مرگ لوئی آراگون شاعر، نمایشنامهنویس، سردبیر منتشر کردیم، شمارۀ ویژهای را دربارۀ پیکاسو تدارک میبینیم، یا بر موضوعات اروپایی مانند بحران اقتصادی تمرکز نموده، راه حلهای بدیل را برجسته میکنیم.»
در ایتالیا، به علت کاهش در بودجه عمومی برای انتشارات، بسیاری از روزنامهها، از جمله روزنامه کمونیستی «لیبراسیون» اجباراً تعطیل شدند یا منحصراً بهشکل آنلاین منتشر میشوند. و اکنون با بدبینی که نسبت به سیاست رواج دارد، خطر اینکه منابع برای مطبوعات عملاً حذف شوند، با پیامدهایی که میتوانید تصور نمایید وجود دارد. در فرانسه این چگونه کار میکند؟
اینجا در فرانسه بودجه از منابع گوناگون میآید. یک قانون با یک رژیم مالیاتی پایین برای همه روزنامهها وجود دارد. کمک به آنهایی که مدرن شدهاند وجود دارد، اما کمک بطور شگفتانگیزی بر طبق وضعیت مالی خود روزنامهها توزیع میشود و بیشتر به آنهایی داده میشود که منابع بیشتری دارند. به عنوان مثال، اگر شما ١٠٠٫٠٠٠یورو سرمایهگذاری کنید دولت همین قدر به شما کمک میکند، اما اگر چنین پولی نداشته باشید مجازات میشوید. بطور خلاصه، این سیاستی است که به سود قویترین است. همچنین کمک به روزنامههایی وجود دارد که آگهیهای تجاری کمیتری دارند، مانند ما، «لیبراسیون» و روزنامه کاتولیک «صلیب». هدف از این مقابله با فشار گروههای مالی برای انتخاب آگهیها است. ما همچنین در تعاونی ناشران به نام «پیک خبری مطبوعات پاریس (Presstalis) هستیم، که بلافاصله پس از آزادی فرانسه ایجاد شد، برای این مبارزه کرد که در توزیع روزنامهها شرایط مساوی برای همه عناوین حاکم باشد.»
آیا در «اومانیته» کاهش صورت گرفته است؟
«در ٢٠١٢-٢٠١٠ برای ما کاهشی به میزان یک میلیون یورو صورت گرفت که برای صندوق ما سنگین بود. در ایتالیا، بویژه با دولت مونتی، این ایده جا افتاده است که بازار باید سرنوشت یک روزنامه را تعیین کند. در فرانسه، سناریو متفاوت است، اما ما نیز کسانی را داریم که میگویند تنها مراکز رسانهای ثروتمند باید باقی بمانند. نتیجتاً نبرد بر محور حضور کثرت عناوین است. با ما چندین مورد وجود داشته است که موجب بحران اعتماد به مطبوعات شده است. به عنوان مثال، در سال ٢٠٠۵، همه روزنامهها، به استثنای «اومانیته» و برخی هفته نامهها، موضعی به سود قانون اساسی اروپایی اتخاذ کردند. همه ما نتیجه همهپرسی ٢۹ مه ٢٠٠۵ را بخاطر داریم، که ۵۵ درصد فرانسویها به آن نه گفتند. پس از آن فاصلهای که رسانهها را از مردم جدا میکند گسترده تر شد و به بحران اعتماد به مطبوعات منجر گردید. حتا در ارتباط با موضوع مزایای بازنشستگی، ۶۵ درصد فرانسویها مخالف اصلاحات پیشنهادی بودند در حالیکه اکثریت وسیع رسانهها از آن حمایت کردند، و نتیجتاً به این عدم اعتماد دامن زدند. جریانات زیر بروز کرد: در یکسو اطلاعات گران، عمدتاً متشکل از روزنامهها، همه در حمایت از سیاستهای نئولیبرالی، در سوی دیگر اطلاعات با هزینه پایین، متشکل از روزنامههای که رایگان توزیع میشوند، یا تحت سلطه اینترنت قرار دارند که در آن مالکیت غولهای ارتباطات از راه دور حاکم است و یک شکل «مدرنیزه شده» از اخبار نیز تولید میشود.»
حتا نامهای مشهور و مترقی مانند «لوموند» بخشی از این ارکستر [نئولیبرال] شدهاند؟
«حتا این روزنامه وجهه خود را از دست داده است، ملالآور شده و قادر نیست خود را از فکر بدیع (معروف به «بدیلی وجود ندارد») جدا کند. «لوموند» هنوز جایگاه رسانهای و وجهه خود را دارد، اما آن تولید یا آن خوانندگانی را که داشت دیگر ندارد.»
شما از لحظه مساعد در حیات «اومانتیه» گفتید. در واقع، دشوارترین لحظه برای روزنامه شما کدام بود؟
«ما نیز در اواخر سالهای ١۹۹٠ و اواخر قرن جدید، بحران مالی جدی را پشت سر گذاشتیم. ما همچنین مجبور شدیم کارکنان خود را کاهش دهیم، اما بخشاً در نتیحۀ بسیج خوانندگانی که دو میلیون یورو کمک کردند، و فروش چندین ساختمان که داشتیم توانستیم مقاومت کنیم، و اکنون، همانطور که قبلاً گفتم، وضعیت فروش ما برعکس روزنامههای دیگر است.»
————————————-
«غرفه مشترک سه سازمان چپ ایرانی در جشن اومانیته»
http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=47960
«حضور هیئتهای نمایندگی سازمان فدائیان خلق ایران- اکثریت، سازمان اتحاد فدائیان، و حزب دموکرات کردستان در غرفه “نامه مردم”»
http://www.tudehpartyiran.org/detail.asp?id=1178
