تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
شنبه، ۱۰ آبان ۱۴۰۴
منبع: «چپ» (soL)
نویسنده: ارهان نالچاچی
جمعه، ۱۷ اکتبر ۲۰۲۵
اکتبر باشکوه (۲): عصمت اینونو در مسکو
با فرارسیدن صد و هشتمین سالگرد انقلاب اکتبر، بیایید این مجموعه را از جایی که متوقف شد ادامه دهیم.
انقلاب اکتبر تأثیر عمیقی بر قرن گذشته گذاشت. جهان دیگر جایی نبود که طبقه سرمایهدار در آن به خودفریبی بپردازد، و برای نخستینبار، طبقات کارگر اراده سیاسی خود را برای شکل دادن به جهان در چنان مقیاسی نشان دادند.
جمهوری تأسیس شده توسط انقلاب ۱۹۲۳ عمیقاً تحت تأثیر این اراده قرار گرفت. علیرغم ماهیت بورژوایی انقلاب ۱۹۲۳، همبستگی متقابل با کشور شوراها، به ویژه برای حدود ۲۰ سال اول، ادامه یافت.
در این مدت، کادرهای بنیانگذار جمهوری و کادرهای شوروی دیدارهای متعددی با هم داشتند. خصلت بورژوایی انقلاب ۱۹۲۳ خود را در بازجویی یا دستگیری کسانی نشان میداد، که پس از سفر مستقل از دولت به خارج، به کشور بازمیگشتند. با این حال، از آنجا که آها با ویژگیهای طبقاتی یکدیگر آشنا بودند، این وضعیت عموماً به همبستگی جاری آسیب قابل توجهی وارد نمیکرد.
در این مقاله، ضمن گرامیداشت انقلاب اکتبر، به چند دیدار مهم از اوایل دوره جمهوری اشاره میکنیم. خوانندگان علاقهمند میتوانند به مقاله تحقیقی مورخ گوزده سومل در این زمینه مراجعه نمایند.[۱]
نخستین سفری که در اینجا مورد بحث قرار خواهیم داد، سفر مهمت صبری توپراک به اتحاد شوروی در سال ۱۹۲۵ است.
این شخصیت مهم در تاریخ معاصر ما عموماً فقط توسط دانشگاهیان علاقهمند به یاد آورده میشود.
مهمت صبری، که در سال ۱۹۰۹ دبیرکل «کمیته اتحاد و ترقی» شد، یک عضو غیرنظامی حزب بود. او در خارج از کشور تلگراف و بیسیم خواند و در واقع به عنوان مهندس ارتباطات در امپراتوری عثمانی به عنوان کارمند دولت خدمت کرد. او از دوستان نزدیک مصطفی کمال بود، به طوری که وقتی مصطفی کمال از استانبول بازدید میکرد، در خانه مهمت صبری در مودا اقامت میکرد. او در زمانی که در مجلس استانبول خدمت میکرد، در سال ۱۹۱۹ توسط انگلیسیها دستگیر و به مالت تبعید شد.
او پس از بازگشت از مالت، به آناتولی سفر کرد و به مبارزات انقلابی متمرکز در آنکارا پیوست.
ما به طور گذرا به این موضوع اشاره خواهیم کرد: کادرهایی که در کودتای ۱۹۲۳ شرکت داشتند، در واقع دو انقلاب را در زندگی خود جای دادند: ۱۹۰۸ و ۱۹۲۳.
محمد صبری به محض اینکه وزیر «زمین و کشاورزی» شد، به اتحاد شوروی سفر کرد و به مدت ۴۶ روز یا یک ماه و نیم در آنجا اقامت گزید.
در دنیای امپریالیستی امروز، این مدت اقامت یک وزیر در یک کشور دیگر غیرممکن به نظر میرسد. بعدها، در طول جنگ سرد، اینگونه سفرهای طولانی بین اتحاد شوروی و ترکیه غیرممکن شد.
مهمت صبری مناطق کشاورزی متعدد، مزارع دولتی، مزارع آزمایشی و تلقیح مصنوعی را از لنینگراد تا اوکراین، از قفقاز تا کریمه بررسی کرد، و پس از بازگشت به ترکیه، اجرای آنها را آغاز نمود. پیش از اقتصاد بازار-محور و غارتگر که در دهه ۱۹۹۰ آغاز شد، «مزارع تولیدی دولتی ترکیه» اهمیت زیادی داشتند. علاوه بر این، اگرچه من فرصتی برای تأیید این اطلاعات نداشتهام، گفته میشود که ترکیه در تلقیح مصنوعی حیوانات مزرعه پس از اتحاد شوروی در رتبه دوم قرار دارد.
یک دیپلمات انگلیسی که بوروکراتهای جمهوری را زیر نظر داشت، خاطرنشان کرد که مهمت صبری به دلیل این سفر ممکن است طرفدار شوروی باشد.
بیایید به طور خلاصه به سفر نافع عطوف کانسو، معاون وقت وزارت آموزش و پرورش، در سال ۱۹۲۶ اشاره کنیم. این هیئت که دو هفته در اتحاد شوروی اقامت داشت و اطلاعات دقیقی در مورد نظام آموزشی به دست آورد، پس از بازگشت گزارشی تهیه کرد. إحساس درونی ما مبنی بر اینکه نافع عطوف، که نقش مهمی در پشت صحنه وزارت آموزش ملی داشت، تحت تأثیر تجربه شوروی در تأسیس مؤسسات روستایی قرار گرفته است، باید توسط مورخان تأیید شود.
حال، بیایید به سفر اینونو به اتحاد شوروی، که قبلاً به طور خلاصه به آن اشاره شد، بپردازیم.
در ۲۵ آوریل ۱۹۳۲، نخستوزیر اینونو، همسرش مهیب هانیم، وزیر امور خارجه توفیق روشتو آراس و نویسندگانی مانند نادر نادی به همراه هیئت بزرگی از استانبول به مقصد مسکو سوار کشتی اودسا شدند.
اما، مهیب اینونو در کشتی به بیماری کیسه صفرا مبتلا شد. پزشکان شوروی مسئولیت سلامت او را در کشتی بر عهده گرفتند. درمان او در مسکو ادامه یافت، و پزشکان شوروی در بازگشت او را تا استانبول همراهی کردند. مهیب اینونو احتمالاً اولین شهروند کشورمان بود که مراقبتهای بهداشتی سوسیالیستی شوروی را از نزدیک تجربه کرد.
بیایید نگاهی به این سفر ۱۵ روزه بیندازیم، سفری که عملاً برای یک نخستوزیر امروزی غیرممکن است، به ویژه در کشوری که طبقات دیگری قدرت را در دست دارند. تنها کشوری که به این مدت زمان حتی نزدیک میشود، کوبا است، جایی که هیئتهای دوستانه حدود یک هفته به سفر خود ادامه میدهند.
یکی از جنبههای قابل توجه این سفر این است که با وجود ارزش بالای آن، با یک مهماننوازی بسیار دوستانه، بسیار فراتر نزاکت دیپلماتیک امروزی، با آنها رفتار شد. با آنها طوری رفتار شد که گویی از اقوام خود در یک کشور خارجی بازدید میکنند.
در حالی که آنها بیرون اتاق جلسات دولت شوروی منتظر بودند، استالین از راه رسید و اعلام کرد که در حال بحث پیرامون یک موضوع بسیار فوری هستند و فوراً ملاقات خواهند کرد. جلسه در دفتر دولت برگزار میشود، در حالی که اینونو در صندلی استالین و توفیق روشتو در کنار او نشسته است. نخستوزیر مولوتوف، وزیر امور خارجه لیتوینوف و دیگر اعضای دولت همگی با هم هستند.
آنها با استالین در یک ماشین به اپرا میروند، در حالی که استالین در صندلی جلو کنار راننده نشسته است، گویی اینونو محافظ اوست. روز دیگر، آنها تمام روز را در خانه استالین میگذرانند و با همسر و دختر او ملاقات میکنند. حضور اینونو و هیئت نمایندگی در مراسم روز کارگر در میدان سرخ میتواند موضوع مقاله دیگری باشد.

عکسهای بسیار کمی از سفر هیئت نمایندگی به رهبری اینونو به اتحاد شوروی در سال ۱۹۳۲ وجود دارد. یکی از این عکسها، اینونو و استالین را در کنار هم نشان میدهد.
اما بیایید به این بپردازیم که چرا این سفر هنوز هم پس از ۹۴ سال بر همه کسانی که در ترکیه زندگی میکنند تأثیر میگذارد. برنامه توسعه بورژوازی ملی و دستیابی به استقلال اقتصادی که پس از کنگره اقتصادی ۱۹۲۳ تدوین شد، تا سال ۱۹۲۹ کنار گذاشته شد. بورژوازی محلی به جای سرمایهگذاری صنعتی به تجارت بینالمللی روی آورد و با بحران اقتصادی ۱۹۲۹، ما به سمت بنبست میرفتیم.
این سفر به یک تجربه خارقالعاده تبدیل شد، زیرا ترکیه اقتصاد برنامهریزیشده و دولتی را در اولویت قرار داد. علاوه بر وام ۸ میلیون دلاری بدون بهره طلا که با محصولات کشاورزی بازپرداخت میشد، کارشناسان برنامهریزی شوروی کار در ترکیه را آغاز کردند. هدف اصلی در اینجا تضمین استقلال اقتصادی ترکیه و افزایش رفاه مردم آن بود.
بیایید به نمودار زیر که با استفاده از دادههای مختلف برای این مقاله تهیه شده است، نگاهی بیندازیم:
نمودار بالا، از تراز حساب جاری ترکیه بین سالهای ۱۹۲۳ تا ۱۹۵۰ نشان میدهد، که مازاد حساب جاری در دهه ۱۹۳۰ با گذار به اقتصاد برنامهریزیشده و دولتی، و کسری حساب جاری پس از «طرح کمک مارشال» در سال ۱۹۴۶ پدیدار شد.
همانطور که نمودار نشان میدهد، اگرچه تنها معیار نیست، اقتصاد دولتی برنامهریزیشده در ترکیه قادر به ایجاد مازاد حساب جاری بین سالهای ۱۹۳۰ تا ۱۹۴۶ بود. با ترجیح طبقه سرمایهدار ترکیه به امپریالیسم، کسری حساب جاری پدیدار شد، شاخص قابل توجهی از وابستگی که تا به امروز ادامه دارد.
همانطور که نمودار نشان میدهد، اگرچه تنها معیار نیست، اقتصاد دولتی برنامهریزیشده در ترکیه توانست بین سالهای ۱۹۳۰ تا ۱۹۴۶ مازاد حساب جاری ایجاد کند. با ترجیح طبقه سرمایهدار ترکیه به امپریالیسم، کسری حساب جاری، شاخص مهمی از وابستگی که تا به امروز ادامه دارد، پدیدار شد.
در نهایت، به لطف دوستی اتحاد شوروی و پایداری کادرهای میهنپرست آن زمان، ما روند صنعتی شدن مبتنی بر برنامهریزی و مدیریت عمومی را تجربه کردیم، تجربهای که اکنون آن را ارزشمند میدانیم. ترکیه پس از شوروی دومین کشوری بود که به اقتصاد برنامهریزیشده روی آورد.
سبک زندگی شبیه به سوسیالیسم برای کارگران در تأسیسات صنعتی تازه ایجاد شده کاملاً طبیعی به نظر میرسید، سبکی از زندگی که چنین احساس میشد که «مگر غیر از این میتواند باشد؟»
حال، پیامدهای وابستگی به امپریالیسم را در نظر بگیرید:
مقامات دولتی سعی میکنند با نیم ساعت نشستن در کنار بدترین مرد جهان که نماینده طبقه خود آنها است، بر اعتبار خود بیفزایند.

[۱] – https://dergipark.org.tr/tr/pub/pausbed/issue/94366/1632339
https://haber.sol.org.tr/yazarlar/erhan-nalcaci/muhtesem-ekim-2-ismet-inonu-moskovada-402311
