تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم

سه‌شنبه، ۹ دی ۱۴۰۴
منبع: الاخبار
نویسنده: یحیی دبوق
سه‌شنبه، ۳۰ دسامبر ۲۰۲۵

ترامپ-نتانیاهو: «بازاری» از جبهه‌های باز

 

سفر بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، به ایالات متحده و دیدارهای او با دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا و مقامات ارشد دولت، در بحبوحه اختلاف آشکار در دیدگاه‌های دو طرف برای «حل» بحران‌های منطقه و مقابله با چالش‌های پیرامون منافع اسرائیل و آمریکا در منطقه صورت می‌گیرد. ترامپ، به نوبه خود، ترجیح می‌دهد تصویر یک رهبر موفق را به نمایش بگذارد که به گفته خودش، توانسته است به چندین جنگ پایان دهد، حتی اگر این پایان فقط جزئی یا موقت باشد. از سوی دیگر، نتانیاهو معتقد است که منافع او و منافع کشورش در حفظ وضع موجود نهفته است: در حالی که او منتظر تحولاتی است که بعداً او را قادر سازد پیگیری «پیروزی کامل» خود را در غزه و فراتر از آن از سر بگیرد، هیچ جنگ تمام عیاری امنیت اسرائیل را تهدید نکند، و هیچ شهرک‌سازی واقعی در منطقه صورت نگیرد..

از دیدگاه نتانیاهو، این دیدار لزوماً یک فرصت برای هماهنگی مواضع یا پیشبرد برخی مسائل نیست، بلکه یک تلاش برای متقاعد کردن ترامپ به این است که او را برای دادن «امتیازاتی» که مانع مسیر «پیروزی‌های کامل» می‌شود، تحت فشار قرار ندهد. از دیدگاه نتانیاهو، آنچه لازم است، خویشتن‌داری، به تعویق انداختن تصمیمات حیاتی و پایبندی، حتی اگر فقط به طور موقت، به وضع موجود است. در حالی که رئیس دولت اشغالگر، تحت فشار، آماده ارائه امتیازات سطحی است – که از آغاز جنگ علیه نوار غزه، ویژگی ثابت مواضع اوست – بر همین اساس است که می‌توانیم «موفقیت‌های» اعلام شده پس از این دیدار و مواضع متناقض یا واگرایی را که پشت درهای بسته باقی خواهند ماند، درک کنیم.

در هر صورت، مشخص شده است که «مرحله دوم» طرح پایان جنگ در غزه – که یکی از برجسته‌ترین موضوعات این سفر است – به تدریج از یک مرحله «بلندپروازانه»، آنطور که در ابتدا اعلام شد، به مرحله‌ای پر از شکاف تبدیل می‌شود که منجر به تهی شدن آن از جوهره‌اش خواهد شد: هیچ نیروی بین‌المللی آماده یا قادر به اعمال کنترل مؤثر بر این بخش نیست؛ هیچ سازوکار معتبر و قابل اجرایی برای «خلع سلاح حماس» یا جلوگیری از مسلح شدن مجدد آن وجود ندارد؛ و هیچ بازسازی واقعی وجود ندارد زیرا این پروژه توسط اسرائیل رد می‌شود زیرا طرح استراتژیک نامحسوس، یعنی پایان دادن به غزه به عنوان یک موجودیت و به عنوان یک حضور فلسطینی، را تهدید می‌کند.

در عین حال، موضع دولت آمریکا تضعیف می‌شود، و بلندپروازی‌‌های آن روز به روز در حال کاهش است. به نظر می‌رسد که هم تمایل – و هم شاید توانایی واقعی – خود را برای تحمیل اراده خود، به ویژه به طرف اسرائیلی که اصرار دارد هرگونه مداخله امنیتی یا سیاسی خارج از کنترل خود را «خط قرمز» بداند، از دست داده است. بنابراین، آنچه احتمالاً پس از این دیدار رخ خواهد داد، ادامه صحبت از «پیشرفت»، اما بدون هیچ گونه تعهد عملی است.

اسرائیل تشدید تنش – حتی «محدود» را – ابزاری مؤثر برای خنثی کردن ابتکاراتی که نمی‌خواهد می‌داند.

با این حال، مهم‌ترین جنبه این دیدار فراتر از غزه است و عرصه‌های نزدیک و دور رویارویی را در لبنان، سوریه، عراق، ایران و یمن در بر می‌گیرد. همه این‌ها مسائل جداگانه اما به هم پیوسته‌ای هستند که منافع ایالات متحده و اسرائیل را، هرچند به درجات مختلف، تهدید می‌کنند. با افزایش تهدیدات متقابل بین تل آویو و تهران، موضوع ایران به عنوان یک برگ برنده مهم ظاهر می‌شود. رئیس‌جمهور آمریکا علی‌رغم موضع تندتر ظاهری خود نسبت به ایران، تمایلی به راه اندازی یک جنگ تمام عیار که محاسبات منطقه‌ای و بین‌المللی او را مختل کند، ندارد، در حالی که اسرائیل نمی‌تواند بدون پوشش و احتمالاً دخالت مستقیم آمریکا، دوباره درگیری را شعله‌ور کند.

بنابراین، ترامپ ممکن است به نتانیاهو «تضمین‌های شفاهی» مبنی بر تشدید تنش‌های غیر نظامی یا موج جدیدی از تحریم‌ها در ازای موافقت نتانیاهو با گام‌های نمادین در غزه ارائه داده باشد. بدین ترتیب، رهبری اسرائیل می‌تواند تصویری از قدرت را به پایگاه راست‌گرای خود ارائه دهد و ایالات متحده حمایت خود را از متحد خود تجدید کند، در حالی که در پشت صحنه، یک مکانیسم واحد به کار گرفته می‌شود: تهدید بدون اقدام و پاسخ بدون تشدید تنش.

با این حال، در سایر نقاط حساس خارج از غزه، بدون هیچ مصالحه‌ای، فقط فشارهای موازی و محاسبات جداگانه وجود دارد . علی‌رغم تلاش‌ها برای ترسیم این دیدار به عنوان یک «توافق جامع» که از طریق مبادلات حساب‌شده (غزه در برابر ایران، لبنان در برابر سوریه) مدیریت می‌شود، واقعیت بیش‌تر به تداخل فشارهای موازی نزدیک است، نه یک مبادله یا معاوضه. هر عرصه ویژگی‌ها، شرایط و عوامل خاص خود را دارد؛ این صرفاً کارتی نیست که نتانیاهو یا ترامپ در یک اتاق بسته با آن بازی کنند.

در غزه، تصمیم به حماس و توانایی فلسطینی‌ها برای پایداری، و هم‌چنین به میزان تمایل مصر و قطر برای ارائه جایگزین‌های واقع‌بینانه برای این جنبش، نه صرفاً به تمایل ایالات متحده برای کاهش تنش یا تمایل اسرائیل برای پیروزی کامل، بستگی دارد. در غیر این صورت، اوضاع بیش از دو سال بدون دستیابی به هیچ نتیجه اساسی ادامه نمی‌یافت.

در ایران، تشدید تنش مستقل از غزه مدیریت می‌شود، زیرا برنامه هسته‌ای تهران طبق جدول زمانی خود در حال پیشرفت است، در حالی که برنامه‌های موشک‌های بالستیک و پهپادی آن منتظر تصمیم فلوریدا نیستند. در مورد حمله پیشگیرانه، اگر رخ دهد، بر اساس اطلاعات مربوط به «خطر» ایران تصمیم‌گیری خواهد شد، نه بر اساس «بهایی» که واشنگتن ممکن است برای امتیاز دادن به اسرائیل در غزه بپردازد.

در لبنان، موازنه همچنان، هرچند شکننده پابرجاست، در حالی که راه‌حل‌های رادیکال – نظامی، امنیتی، سیاسی و اقتصادی – برای دستیابی به هدف مشترک ایالات متحده و اسرائیل، صرف نظر از هرگونه توافقی که در فلوریدا حاصل شود، ناکافی به نظر می‌رسند.

در مورد سوریه، ممکن است پیرامون محدودیت‌های که به واشنگتن اجازه می‌دهد همچنان به احمد الشرع و رژیم جدید شکننده او تکیه کند، در حالی که تل‌آویو منتظر هرج و مرجی است که پیش‌بینی می‌کند.

در یمن، عملیات انصارالله بر اساس محاسبات محلی یمن و ملاحظات ایدئولوژیکی مدیریت می‌شود، و نه توسط تهران تأمین مالی، و نه توسط تهران هدایت می‌شود، اگرچه به نظر می‌رسد اختلاف نظر قابل توجهی بین دو طرف در موضع‌گیری‌شان در این جبهه وجود دارد.

در مورد عراق، این عرصه مملو از چالش‌هایی است که نمی‌توان از طریق راه‌حل‌های «متقابل» بین جبهه‌های مختلف به آن‌ها پرداخت.

در نهایت، اسرائیل تشدید تنش – حتی اگر محدود باشد – را ابزاری مؤثر برای خنثی کردن ابتکاراتی می‌داند که با آن‌ها مخالف است، مانند عادی‌سازی روابط با سوریه بدون تضمین‌های محکم در مورد بقا و آینده رژیم. هم‌چنین از این تشدید تنش برای جلوگیری از «مرحله دوم» در غزه، که می‌تواند راه را برای بازگشت حماس به عنوان یک بازیگر ضروری در هرگونه توافق آینده هموار سازد، استفاده می‌کند. ایالات متحده، به نوبه خود، آرامش، هرچند شکننده و موقت، و به تعویق انداختن تصمیمات مهم را فرصتی برای خرید زمان و صدور «دستاوردهایی» می‌داند که می‌تواند برای پیشبرد منافع خود، از جمله منافع شخصی سیاستمدارانش، مورد استفاده قرار گیرد.

بنابراین، سفر نتانیاهو به فلوریدا را می‌توان «محوری» دانست، اما تنها تا جایی که نمایانگر تعادل شکننده بین تشدید تنش، تعلل و مصالحه – یک پارادوکس عمیق- باشد. در عین حال این پرسش هم‌چنان باقی است: هر دو طرف تا چه حد در به تعویق انداختن کاری که هیچ‌کدام نمی‌خواهند انجام دهند، موفق بوده‌اند؟ توجه‌ها به سفر آتی دیگری معطوف خواهد شد که «حتی محوری‌تر» توصیف خواهد شد و انتظارات را تجدید و نتایج آن را پیش‌بینی خواهد کرد.

ترامپ خواستار خلع‌سلاح حماس و ایران را تهدید کرد

در بحبوحه تلاش‌ها برای همسو کردن اولویت‌های اسرائیل و آمریکا، بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، دیشب جلسه‌ای مهم با دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا برگزار کرد. این جلسه علاوه بر روابط ترکیه و اسرائیل و عفو احتمالی نتانیاهو، تحت الشعاع اظهارات ترامپ در مورد غزه و ایران قرار گرفت. ترامپ تأکید کرد که «خلع‌سلاح حماس» پیش‌نیاز هرگونه توافق نهایی در مورد نوار غزه است و ابراز امیدواری کرد که «به سرعت به مرحله دوم حرکت کند». او اعلام کرد که پنج موضوع اصلی را با نتانیاهو، از جمله غزه، مورد بحث قرار خواهد داد و تأیید کرد که «بازسازی نوار غزه به زودی آغاز خواهد شد».

از طرف دیگر، ترامپ لفاظی‌های خود علیه ایران را تشدید کرد، و هشدار داد که «اگر ایران به برنامه موشکی خود ادامه دهد، او از حمله» علیه آن حمایت می‌کند و اگر به برنامه هسته‌ای خود ادامه دهد، «حمله باید فوری باشد.» او اشاره کرد که «شنیده است که ایران می‌خواهد به توافق برسد» و این را «عاقلانه‌تر از بازسازی قابلیت‌های هسته‌ای خود» می‌داند.

از طرف دیگر، «کانال ۱۵» اسرائیل گزارش داد که نتانیاهو در این دیدار به دنبال دستاوردهای سیاسی بوده و این امر او را قادر ساخته تا «شرکای خود را به پیشبرد مرحله دوم متقاعد کند»، در حالی که «کانال ۱۲» تأکید کرد که اسرائیل «تقریباً هر آنچه را که می‌خواست، از غزه گرفته تا ایران» به دست خواهد آورد. با این حال، این فضا وجود اختلافات را پنهان نکرد. «کانال ۱۲» از شکاف بین مشاوران ترامپ و نتانیاهو خبر داد و نشان داد که مشاوران آمریکایی از ترس فروپاشی تشکیلات خودگردان فلسطین، خواستار «بهبود اوضاع در کرانه باختری، از جمله از سرگیری انتقال درآمدهای مالیاتی، توقف حملات شهرک‌نشینان و محدودیت در ساخت شهرک‌ها» بوده‌اند.

«کانال ۱۳» اسرائیل فاش کرد که نتانیاهو، در آستانه عزیمت از تل‌آویو، یک تماس تلفنی فوری با مقامات امنیتی برقرار کرد، و به آن‌ها اطلاع داد که به دلیل فشار آمریکا مجبور به دادن امتیاز در مقاطع خاصی خواهد شد. این کانال افزود که نتانیاهو هم‌چنین به موضوع باز کردن گذرگاه رفح پرداخت و اظهار داشت که بهتر است با تصمیمی از پیش تعیین‌شده در این مورد به ملاقات با ترامپ برود. در همین راستا، «خبرگزاری اسرائیل» گزارش داد که رهبری سیاسی به ارتش دستور داده است تا زمان بازگشت نتانیاهو از ایالات متحده، برخی عملیات نظامی را متوقف کند.

از طرف دیگر، خبرنگار شبکه تلویزیونی «کان» اسرائیل به نقل از ترامپ گفت که ایالات متحده می‌خواهد «ابتدا، یا به موازات خلع‌سلاح حماس، بازسازی غزه را آغاز کند»، و ایده مشارکت ترکیه در این روند را «خوب» توصیف کرد، در حالی‌که تأیید کرد که به موضع نتانیاهو گوش خواهد داد. ترامپ هم‌چنین به موضوع عفو نتانیاهو پرداخت و گفت که رئیس‌جمهور اسرائیل به او اطلاع داده است که «عفو در راه است»، و افزود که عدم اعطای آن «بسیار دشوار خواهد بود» و نتانیاهو را «مردی قوی» توصیف کرد. با این حال، دفتر رئیس‌جمهور اسرائیل هرگونه تماس مستقیم بین هرتزوگ و ترامپ را تکذیب کرد و توضیح داد که «این ارتباط محدود به استعلام توسط نماینده دولت آمریکا بود که همان پاسخی را دریافت کرد که به مردم اسرائیل ارائه شد.»
(الاخبار)

https://shorturl.at/hNY9q