تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
پنجشنبه، ۲۶ شهریور ۱۴۰۵
منبع: نیوزکلیک
گزارشگر: پابلو مریگوئه
پنجشنبه، ۶ اوت ۲۰۲۶
در پشت چرخش آمریکای لاتین به راست چه قرار دارد؟
مصاحبه با استاد اکوادوری میگل روئیز در مورد ظهور راست در آمریکای لاتین، نفوذ ایالات متحده، نئولیبرالیسم، و چالش های پیش روی چپ و جنبشهای ترقیخواه

نشست «سپر قاره آمریکا» در فلوریدا برگزار شد. عکس: وزارت امور خارجه آمریکا
صعود راست و «راست نو» در آمریکای لاتین انکارناپذیر است. موجی از نامزدها با ویژگیهای شخصیتی بسیار مشابه (جنجالی، پرهیاهو، و اغلب میلیونر) تاکنون توانستهاند به پیروزیهای کلیدی دست یابند. آنها امنیت، ساختمان زندانهایی با حداکثر سطح امنیتی، همکاری نظامی گستردهتر با ایالات متحده و متحدان آن، و احیای افسارگسیختهترین شکل نئولیبرالیسم را وعده میدهند؛ آن هم در منطقهای که پیش از این، در اواخر قرن بیستم و اوایل قرن بیستویکم، این الگوی اقتصادی را تجربه کرد.
در پی ظهور نئولیبرالیسم در اواخر قرن بیستم و اوایل قرن بیستویکم، موجی از دولتهای چپگرا و مرکز-چپ به پیروزیهای قاطع انتخابی دست یافتند، و چرخهای را آغاز کردند که به عنوان دوره «مترقی» یا «پسا نئولیبرال» شناخته میشود؛ دورهای که اصلاحات اقتصادی کینزی، سیاستهای عمومی سوسیالدموکراتیک و قوانین همسو با لیبرالیسمِ چپگرا را با یکدیگر تلفیق کرد. کشورهای ونزوئلا، بولیوی، اکوادور، شیلی، برزیل، آرژانتین، اروگوئه و پاراگوئه چرخش آشکاری به سمت مرکز-چپ داشتند، و به ارتقای همگرایی منطقهای و توسعه زیرساختها پرداختند
در ادامه این چرخه، احزاب ترقیِخواه حاکم در برخی از این کشورها به لطف پیروزیهای انتخاباتی نو موفق شدند در قدرت باقی بمانند؛ اما راست، رفتهرفته، شیوۀ سازماندهی مجدد خود را فرا گرفت و به این روایت که جریان ترقیخواه، چپ و «دولتگرایی» را مسئول افزایش ناامنی، فساد و فقدان ادعاییِ آزادی معرفی میکرد- همان مواردی که ادعا میشد قوانین اقتصادیِ تنظیمکننده، پیش از آن از جامعه ریشهکن کرده بودند، جان دوباره بخشید.
تغییرِ آنی نبود. در برخی کشورها، راست به پیروزی رسید و سپس ترقیخواهی دوباره بازگشت (مانند روی کار آمدن لولا پس از دولت راست افراطی بولسونارو)؛ در حالی که در برخی دیگر، نیروهای ترقیخواه به پیروزیهایی دست یافتند که بعدها قطع شد، مانند مورد کاستیلو در پرو، یا پس از یک دوره تصدی مسئولیت، در پیروزی در انتخابات نو ناکام ماندند، مانند مورد «پیمان تاریخیِ پترو» در کلمبیا.
به هر حال، در حال حاضر در آمریکای جنوبی، تقریباً کل نقشه سیاسی به رنگهای راست و راست افراطی درآمده است؛ فوجیموری در پرو، کاست در شیلی، پاز در بولیوی، میلی در آرژانتین، نوبوآ در اکوادور، پنیا در پاراگوئه، و بهزودی دِ لا اسپرییا در کلمبیا . این چهرهها همگی بخشی از یک بلوک ایدئولوژیک و سیاسیِ مرتبط با استراتژی ژئوپلیتیک واشنگتن و برنامۀ سیاسی نئولیبرال آن برای آمریکای لاتین هستند . ونزوئلا نیز در پی حمله ۳ ژانویه، عمیقاً تحت نفوذ ایالات متحده قرار گرفته است . تنها اروگوئه و برزیل در سمت ترقیخواهی باقی ماندهاند، و این وضعیت نیز میتواند بسته به انتخابات پیش رو در برزیل در ۴ اکتبر تغییر کند.
برای درک دلایل این چرخش به راست، «بریکترو نیوز» (BreakThrough News) با میگل روئیز، استاد دانشگاه مرکزی اکوادور، گفتگو کرد؛ او اظهار داشت که عوامل متعددی در این دخیل هستند. وی توضیح داد که اگرچه راست و راست افراطی به پیروزیهایی دست یافتند، اما این پیروزیها با اختلاف آراء چشمگیری همراه نبود (و در برخی موارد، بسیار ناچیز بود)؛ امری که نشان میدهد رقابت میان نیروهای سیاسی همچنان باز باقی مانده است.
او همچنین به تأثیر مستقیم ایالات متحده بر نتیجه انتخابات اشاره کرد: «غیرقابلانکار است که بخش بزرگی از آن پیروزیها، حاصل حمایت آشکار دولت آمریکا و برخی از بانفوذترین چهرههای جناح راست در ایالات متحده بوده است که در جهت منافع آن نامزدها فعالیت میکنند. شخص ترامپ نیز با تهدید، ارعاب و حتی باجخواهی آشکار از شهروندان آمریکای لاتین، هشدار داده است که اگر نامزدهای مورد حمایت او پیروز نشوند، حمایت خود را از مردم – یا دستکم از اقتصادهای شکننده آمریکای لاتین – قطع خواهد کرد. صرفنظر از عوامفریبیِ احتمالیِ نهفته در اینگونه اظهارات، به نظر میرسد که این هراس، دستکم در میان بخشی از جمعیت آمریکای لاتین، ریشه دوانده است.»
او همچنین بر نقش روزافزون و مهم اسرائیل تأکید کرد: «نه تنها ایالات متحده، بلکه اسرائیل نیز با بهرهگیری از منابع لجستیکی و تبلیغاتی که در اختیار دارد، از طریق انتشار اخبار جعلی و حمایت آشکار از برخی از این نامزدها، به عنوان یک بازیگر سیاسی در منطقه وارد عمل شده است. به عبارت دیگر، این پیروزیها با حمایت رسانهها و در نتیجهی کارزارهایی حاصل شدهاند که آکنده از دروغ، اخبار جعلی و دستکاری افکار عمومی بودهاند. عوامل دیگری نیز وجود دارند که شاید به اندازهی موارد پیشگفته آشکار نباشند اما ریشههای عمیقتری دارند؛ از جمله حمایت برخی کلیساهای نئو-پنطیکاستی که در کشورهایی با نفوذ قابلتوجهِ خود، آشکارا از این نامزدها پشتیبانی کردهاند.»
روئیز همچنین بر نقش مهم طبقات اجتماعی حاکم در انتخابات تأکید کرد: «بسیاری از این نامزدها از حمایت الیگارشیهای محلی برخوردار بودهاند. برخی از آنها، همچون مورد شیلی، حتی مستقیماً به همان الیگارشیها تعلق دارند؛ یا دستکم با بخشهای الیگارشیک – نه تنها در سطح ملی، بلکه در سطح بینالمللی – ائتلاف کردهاند.»
در نهایت، او خاطرنشان کرد که از جذابیت بسیاری از احزاب ترقیخواه تا حدی کاسته شده است: «همچنین به نظرم مهم است اشاره کنم که در برخی موارد، این پیروزیها نه تنها ناشی از دستکاری افکار عمومی، ایجاد هراس و هزینههای مالی، بلکه حاصل این واقعیت بوده است که کسانی که زمانی به دولتهای ترقیخواه یا چپگرا رأی میدادند، امروز دیگر چنین نمیکنند. این مسأله ممکن است با نوعی سرخوردگی نسبت به دولتهای پیشین نیز مرتبط باشد؛ به عبارت دیگر، دولتهای ترقیخواه شاید نتوانستهاند برخی از انتظارات مردم را برآورده سازند.»
جنبشهای راستگرای نو یا قدیم؟
پروفسور روئیز همچنین تأکید کرد که نباید اهمیت احزاب راستگرای قدیمی را در تشکیل دولتهای نو نادیده گرفت. از این رو، او اظهار داشت که باید از خود بپرسیم آیا آنچه «راست نو» نامیده میشود، در واقع تا حد زیادی همان تداوم «راست قدیم» نیست: «به گمان من نمیتوان قاطعانه از یک جریان نو در راست سخن گفت که به نوعی با جنبشهای راستگرای پیشین پیوند نداشته باشد؛ حتی اگر با چهرههای سیاسی تازهای روبرو باشیم که شاید روایتهایی نو و بستهبندیشده و شیوههای ارائهای نو دارند. با این حال، نباید این واقعیت را نیز از نظر دور داشت که این چهرههای نو از حمایتهایی با درجات متفاوت از سوی نیروهای راست قدیمی برخوردار شدهاند؛ نیروهایی که در حال بازآفرینی خود و ایجاد ائتلاف با این چهرههای نو هستند. همچنین در برخی موارد (مانند شیلی)، اعضای این گروههای راستگر بار دیگر در قالب احزاب نو وارد عرصه رقابت میشوند؛ هرچند این امر بدان معنا نیست که همین افراد پیشتر بخشی از جنبشهای راستگرای قدیمی و الیگارشیهای کهن نبودهاند.»
با این حال، او بر برخی گرایشهای گفتمانی در میان سیاستمداران «راستِ نو» تأکید کرد که تازه و بدیع به نظر میرسند: «شاید بدیعترین جنبه – و آنچه ممکن است آنها را از گفتمانِ راستِ سنتی متمایز کند – این باشد که آنها در بیان خود آشکارا رادیکالتر، تندخوتر و خشنتر هستند. به باور من، عنصر بیگانهستیزی در گفتمان آنها رو به گسترش است؛ آنها همچنین بهشدت با برابری جنسیتی و امثال آن مخالفاند و در عرصه گفتمانی در حال پیشروی هستند.»
ایالات متحده و جریان راست جدید در آمریکای لاتین
این استاد دانشگاه مرکزی در خصوص روابط میان دولتهای جدید و دولت ترامپ اظهار داشت: «آنچه شاهد آن هستیم، نه تنها حمایت بیشتر ایالات متحده – و بهویژه شخص ترامپ – از نامزدهای این جریان است، بلکه این واقعیت نیز وجود دارد که آنها تا حد زیادی در جهانبینی، نگرش سیاسی و تصورشان از نحوه اعمال قدرت، با ترامپ اشتراک نظر دارند. منظور من صرفاً گرایشهای اقتدارگرایانه آنها نیست، بلکه به پیوندهایی اشاره دارم که این بخشهای جریان راست جدید، بهشکلی فزاینده و ارگانیک، با آن گروههای سرمایهدار و کانونهای قدرت برقرار میکنند، که بهویژه از بالا، حامی ترامپیسم بودهاند.»
روئیز گفت: «و نه، منظور من “ترامپیسمِ از پایین” ــ یعنی ترامپیسمِ طبقه کارگر آمریکا که حامی ترامپ است ــ نیست؛ بلکه منظورم گروههای الیگارشیک، بهویژه الیگارشی فناوری و همچنین برخی دیگر از جناحهای سرمایه است که از سیاستهای ترامپیستی حمایت کرده و از آن منتفع شدهاند. میبینیم که همین گروهها هستند که از طریق سازوکارهای گوناگونِ تأمین مالی، حمایت رسانهای و توافقهای راهبردی ــ نظیر موردِ پیتر تیل از شرکت “پالانتیر” ــ عمل میکنند. آنها از این جایگاههای قدرت، همزمان هم از ترامپیسم در ایالات متحده و هم از دولتهایی مانند دولت میلی حمایت میکنند.»
او همچنین به پیوند آشکار میان دولتهای راستگرای کنونی و تلآویو اشاره کرد: «نقطه اشتراک دیگر در همان موضوعی نهفته است که پیشتر تا حدی به آن پرداختهام؛ یعنی نقش روزافزون و برجستهای که به دولت اسرائیل – و بهویژه نخستوزیر نتانیاهو – در مداخلات منطقهای داده میشود. نمونههای آن را میتوان در هندوراس یا کلمبیا دید؛ جایی که بهوضوح- درست مانند ماجرای نامزدی فلاویو بولسونارو (پسر بولسونارو) در برزیل – مسیر برای اعمال نفوذ بیشتر دولت اسرائیل بر روندهای انتخاباتی آمریکای لاتین هموار شده است. در اینجا نیز شاهد نوعی همسویی با «ترامپیسم» هستیم.»
برگرفته از: Breakthrough News
https://www.newsclick.in/what-behind-latin-americas-shift-right
