تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم

یک‌شنبه، ۱۶ آذر ۱۴۰۴
منبع: «چپ» (soL)
نویسنده: دیمپل اربیل
شنبه، ۶ نوامبر ۲۰۲۵

طبل‌های جنگ برای که به صدا در می‌آیند

 

دو موضوع کلیدی دستور کار جهانی این هفته حاوی داده‌های مهمی پیرامون جهت‌گیری موازنه‌های بین‌المللی است؛ نخست، دیدار پوتین-ویتکوف در مسکو (۲ دسامبر)، و دیگری اجلاس وزرای امور خارجه ناتو در بروکسل (۳ دسامبر). تلاش‌های روسیه و ایالات متحده برای برنامه‌ریزی و پیشبرد روند اوکراین مطابق با منافع مربوطه‌ آن‌ها، مورد پذیرش رهبران اروپایی و ناتو نیست. روابط بین اروپا و ناتو که پیش از این به دلیل انتخاب‌های سیاسی اخیر ایالات متحده و به ویژه سبک متمایز دولت ترامپ دچار تنش شده بود، به دلیل اختلاف نظر بر سر این‌که چه کسی اوکراین را غارت خواهد کرد، بیش‌تر متشنج می‌شود. روسیه نیز به نوبه خود در تلاش است تا با دنبال کردن یک مسیر دیپلماتیک که درگیری بین این دو نیرو را تشدید می‌کند، دستاوردهای خود را بهینه کند.

از سوی دیگر، در نقطه‌ای که این اعلامیه‌های متقابل سرانجام این بازیگران را به هم رسانده است، همانطور که در جلسه ناتو تأیید شد، ما شاهد باز شدن همه درها به سوی یک درگیری بالقوه روسیه و ناتو (اروپا) (با کدگذاری به عنوان جنگ جهانی سوم) هستیم. این واقعیت که ایالات متحده در آخرین جلسه توسط معاون وزیر امور خارجه خود، کریستوفر لاندو، به جای وزیر امور خارجه مارکو روبیو، نمایندگی می‌شد، انتخابی بود که برای جلوگیری از آسیب رساندن به دیپلماسی خصوصی آن با روسیه انجام شد. در واقع، روسیه در حال صدور بیانیه‌هایی است که ترامپ را برجسته می‌کند و شرکای اروپایی او را هدف قرار می‌دهد. پوتین مرتباً تهدید می‌کند: «ما اگر مجبور شویم بجنگیم، خواهیم جنگید»، گویی نوعی چالش برای یک دوئل صادر می‌کند.

مذاکرات صلح آمریکا-روسیه یا مذاکرات تجاری؟
نشست مسکو که برخی از مفسران آن را «بیش‌تر یک نشست تجاری تا یک گفتگوی صلح» توصیف کردند، گامی در تلاش‌های مداوم آمریکا/ترامپ برای تقسیم سهم پس از جنگ در اوکراین بود و همانطور که از اظهارات پس از آن برداشت می‌شود، فعلاً بی‌نتیجه مانده است.

شرکت‌کنندگان در این نشست افرادی هستند که مدتی است از طریق تلاش‌های «تجاری» در احیای روابط بین دو کشور مشارکت داشته‌اند. ما می‌دانیم که دولت ترامپ به مسائل «صلح» ایالات متحده در نقاط مختلف جهان بیش‌تر به عنوان «بازسازی» و پروژه‌های بازسازی نگاه کرده است، چهره‌های مرتبط با این مسائل در روندی که به عنوان صلح خاورمیانه توصیف می‌شود (استیو ویتکوف و دامادش جارد کوشنر) ظهور کرده‌اند، و اخیراً، همین تیم برای بهبود روابط با روسیه و آماده‌سازی برای یک روند «بازسازی» در اوکراین تلاش کرده است.

از طرف روسیه، این دیپلماسی خصوصی/غیررسمی توسط کریل دیمیتریف، مدیرعامل «صندوق سرمایه‌گذاری مستقیم روسیه (RDIF) و نماینده ویژه سرمایه‌گذاری و همکاری اقتصادی با کشورهای خارجی، انجام می‌شود. نکته کلیدی که حقانیت مفسران را ثابت می‌کند، پستی است که دیمیتریف در روز جلسه در حساب کاربری خود در «ایکس» منتشر کرد. دیمیتریف با به اشتراک گذاشتن یک ویدیوی هوش مصنوعی در مورد پروژه تونل پوتین-ترامپ، از پرچم‌های روسیه و آمریکا و دست دادن به عنوان ایموجی در پست خود استفاده کرد.

https://x.com/kadmitriev/status/1995759479879557554

دیمیتریف مرتباً پیشنهاد تونل پوتین-ترامپ را به عنوان یک پروژه نمادین در روند بهبود روابط ایالات متحده و روسیه مطرح می‌کند.

دیپلماسی ریویرای روسیه-آمریکا
«طرح ۲۸ ماده‌ای» که در ابتدا توسط تیم‌های ویژه ایالات متحده-روسیه تهیه شده بود، در واقع طرحی روشن برای چگونگی غارت اوکراین توسط ایالات متحده و روسیه پس از جنگ بود. هنگامی که نیروهای امپریالیستی مستقر در اروپا و ناتو این طرح را نامناسب یافتند، تیم ویژه ترامپ تلاش جدیدی را آغاز کرد. ترامپ که قبلاً در موقعیت آفساید قرار داشت، اعلام کرده بود: «من بدون توافق دخالت نمی‌کنم» و این مذاکرات را به نمایندگان ویژه ارجاع داد. دولت ترامپ که روند خاورمیانه را با پروژه «تبدیل غزه به یک ریویرا» دنبال می‌کند، به روند اوکراین نیز، به طور فزاینده‌ای به مثابه بخشی از همان مذاکرات برخورد می‌کند.

پس از آن‌که اعلامیه‌های اخیر «نشست بوداپست» به دیوار اروپا و ناتو برخورد کرد، این تیم دیپلماسی‌ای را تسریع نمود که بیش‌تر نمایان شد.

پس از لغو اجلاس، دیمیتریف به ایالات متحده سفر کرد و از طریق کانال خصوصی خود تحقیقات فشرده‌ای انجام داد، که به ظهور یک «طرح ۲۸ ماده‌ای» منجر شد که ظاهراً از مذاکرات فلوریدا به بیرون درز کرده بود. دو موضوعی که طرفین آن را غیرقابل حل می‌دانستند، عبارت بودند از «بستن کامل پرونده ناتو و اوکراین» و «تصاحب سرزمین‌هایی که روسیه اشغال کرده است – و حتی بیش‌تر». قدرت‌های اروپایی، از جمله نماینده آن‌ها در صحنه، زلنسکی، به تقسیم اوکراین بین ایالات متحده و روسیه اعتراض کردند.

سپس، هیئت ویژه ایالات متحده با شرکای اروپایی همکاری کرد؛ گفته شد که پس از روندی که به عنوان فرآیند ژنو شناخته می‌شود، یک «طرح ۱۹ ماده‌ای» جدید برای ارائه به روسیه تدوین شده است.

در طول این روند، روسیه این موضع را اتخاذ کرده است که «شفاف‌سازی در مذاکرات رخ خواهد»، و با اشاره به تعلیمات رزمی مداوم در دریاهای شمال و سیاه، بر نیت اروپا برای جنگ تأکید کرده و اعلام نموده است که به شدت برای آن آماده است. پوتین پیش از دیدار با هیئت آمریکایی، بیانات تند دیگری – سخنرانی‌ای که جلسه ناتو در روز بعد را نیز هدف قرار داد – صادر کرد و اعلام کرد: «اگر اروپا می‌خواهد بجنگد، ما آماده‌ایم

در نهایت، در این مذاکرات که ظاهراً «طرح ۲۸ ماده‌ای» را در دستور کار قرار داده بود (به‌ویژه در مورد دو موضوع آشتی‌ناپذیر ذکر شده در بالا) هیچ توافقی حاصل نشد، اما طرف‌های آمریکایی و روسی اعلام کردند که «به همکاری در این زمینه ادامه خواهند داد» و دیدار از پیش برنامه‌ریزی شده با زلنسکی نیز لغو شد.

فعلاً، طرفین ترجیح داده‌اند که درها را با این پیام باز نگه دارند: «ما می‌توانیم به توافق برسیم، اما فقط باید کمی سخت‌تر کار کنیم.»

ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، برای حفظ فاصله از روسیه، حتی اظهاراتی مانند این را مطرح می‌کند: «ما به اروپایی‌ها سلاح می‌فروشیم – سلاح‌هایی که بهای آن را به طور کامل پرداخت می‌کنند – و آن‌ها سلاح‌ها را به اوکراین می‌دهند. ما آنها را مستقیماً نمی‌فروشیم.»

پرانتز ۲ دسامبر روسیه-چین
در همان روز که پوتین، اوشاکوف، دیمیتریف و ویتکوف-کوشنر مذاکرات پنج ساعته خود را که پس از نیمه شب به پایان رسید، برگزار کردند، مسکو هم‌چنین میزبان تماس‌های دیپلماتیک با چین بود. وانگ یی، عضو دفتر سیاسی کمیته مرکزی حزب کمونیست چین و مدیر دفتر کمیسیون امور خارجه مرکزی، و سرگئی شویگو، دبیر شورای امنیت فدراسیون روسیه، بیستمین مشاوره امنیتی استراتژیک بین دو کشور را برگزار کردند. اوکراین نیز یکی از موضوعات کلیدی در دستور کار این جلسه بود که در آن روابط با ژاپن و سالگردهای آتی نیز مورد بحث قرار گرفت.

ناتو: آمریکای پایین، اروپا بالا
روز بعد، ایالات متحده در سطح وزیر امور خارجه در نشست وزرای امور خارجه ناتو در بروکسل شرکت نکرد؛ به جای مارکو روبیو (روبیو در این مدت اظهاراتی در انتقاد از اروپایی‌ها ایراد می‌کرد)، معاون او، کریستوفر لاندو، نماینده ایالات متحده در اجلاس بود.

در این اجلاس، مهم‌ترین دستور کار، همانطور که دریاسالار جوزپه کاوو دراگون، رئیس کمیته نظامی ناتو، به «فایننشال تایمز» گقت پیشنهاد ناتو برای «بررسی حملات پیشگیرانه» بود . در واقع، این پیشنهاد با حمله به کشتی‌های تجاری غیرنظامی در دریای سیاه، به صورت عملی اجرا شد. پس از حملات به نفتکش‌های مرتبط با روسیه و هند در ۲۸ و ۲۹ نوامبر، نفتکش دیگری در ۸۰ مایلی سواحل ترکیه هدف قرار گرفت.

در همین حال، جنگ پهپادها در اطراف دریای شمال مدتی است که در سطحی غیرقابل انکار و به اشکال تحریک‌آمیز ادامه دارد. در حالی که هر دو طرف یکدیگر را به «عدم تمایل به صلح» در اوکراین متهم می‌کنند، آن‌ها به آموزش‌های جنگی خود در این مناطق ادامه می‌دهند. شایان ذکر است که این وضعیت یادآور فضای قبل از حمله به اوکراین است.

اخیراً، فابین ماندون، رئیس ستاد کل فرانسه، در جلسه‌ای با مقامات محلی، با اشاره به سال ۲۰۳۰، اظهار داشت: «ما باید برای جنگ با روسیه آماده باشیم.» کاترین ووترین، وزیر نیروهای مسلح، از او حمایت کرد. در حالی که اکثر مقامات اروپایی و اتحادیه اروپا بر طبل «جنگ با روسیه» کوبیده‌اند، مسکو نیز دست خود را بالا برده و گفته است: «اگر شما بخواهید، ما آماده‌ایم.»

در این بستر، دستور کار اصلی اجلاس به عنوان «نشان دادن وحدت و قدرت در اوکراین و افزایش هزینه‌های دفاعی برای دستیابی به این هدف» مشخص شد. توانایی ناتو برای انجام «حمله پیشگیرانه» نیز از جمله مباحث مورد بحث بود. این پیشنهاد که برای غلبه بر مشکلاتی که شرکای ناتو در مورد ماده ۵ با آن مواجه بودند، با توجه به اینکه تحریکات روسیه در شمال به شکل جنگ ترکیبی است،با هدف اجرای ماده ۵ «بدون اعلام جنگ» ارائه شد..

یکی دیگر از اقدامات این اجلاس که پل‌های ارتباطی با روسیه را از بین برد، اعلام بی‌اعتبار بودن سند اساسی روسیه-ناتو که در سال ۱۹۹۷ امضا شده بود و قطع روابط نهادی ناتو با روسیه بود.

پرانتز ۳ دسامبر انگلیس-آلمان
تضادها داخلی و آشفتگی‌های سیاسی انگلیس به کنار، اخیراً مداخله قابل توجهی از سوی خود اردوگاه «سلطنتی» صورت گرفت. پس از سخنان پوتین که اروپا را هدف قرار داد: «اگر شما جنگ می‌خواهید، ما می‌جنگیم»، و در شب نشست بروکسل، دعوت دیگری در لندن توجه‌ها را به خود جلب کرد. در قلعه ویندزور، پادشاه چارلز میزبان فرانک-والتر اشتاین‌مایر، رئیس‌جمهور آلمان، بود و در اقدامی نادر، پیامی با بار سیاسی ارائه داد: «انگلیس و آلمان در کنار اوکراین ایستاده‌اند و اروپا را در برابر تهدید تجاوز بیشتر روسیه تقویت می‌کنند.» این شام که به عنوان بخشی از اولین سفر رسمی از آلمان در ۲۷ سال گذشته برگزار شد، «تاریخی» توصیف شد. سنجش میزان قدرت و قاطعیت این تعامل دشوار است، اما واضح است که این نمایش به وضوح برنامه‌ریزی شده بود.

 چارلز میزبان فرانک-والتر اشتاین‌مایر، رئیس‌جمهور آلمان، در قلعه ویندزور بود.

آیا جبهه ونزوئلا گشوده خواهد شد؟
دولت آمریکا که «طرح‌های تجاری» خود در مورد خاورمیانه و اوکراین را با لفاظی‌های «صلح‌آمیز» زینت می‌دهد، در مورد ونزوئلا به جنگ‌طلبی وحشیانه خود ادامه می‌دهد. تغییر نام مناسب وزارت دفاع ایالات متحده به وزارت جنگ نیز بخشی از این سیاست «رسیدن به خواسته‌هایش از طریق نمایش قدرت» است. در داخل کشور، جیمز دیوید ونس، معاون رئیس‌جمهور ایالات متحده (افسر سابق نیروی دریایی) و پیت هگست، وزیر جنگ (کهنه سرباز سابق گارد ملی)، که مرتباً در جلساتی که برای بزرگداشت ۲۵۰مین سالگرد نیروی دریایی ایالات متحده برگزار می‌شد، پیام‌های «آماده جنگ» صادر می‌کردند، در یک مسابقه‌ برای «آماده نگه داشتن» ارتش ایالات متحده برای جنگ هستند. انتخاب ایالات متحده برای کنار گذاشتن تعهدات سنگین بین‌المللی خود، البته نمی‌تواند به «رسالت صلح» تبدیل شود. «قدرت» نیز برای «انجام تجارت» و برای فرونشاندن نارضایتی فزاینده داخلی مورد نیاز است

تحقیقات پیرامون فساد: از اوکراین تا رهبران اتحادیه اروپا
در جریان روند دیپلماتیک فشرده پیرامون اوکراین، به ویژه در ماه دسامبر که توافق ۲۸ ماده‌ای به شدت مورد بحث بود، زلنسکی به دلیل اتهامات فساد علیه معاونش، آندری یرماک، مجبور به کناره‌گیری از مذاکرات شد. اتهامات فساد علیه مقامات اتحادیه اروپا نیز مطرح شد. هنگامی که فدریکا موگرینی، رئیس سیاست خارجی اتحادیه اروپا، به عنوان بخشی از یک تحقیقات جدی در مورد فساد بازداشت شد، موضع دوستانه اورسولا فون در لاین، رئیس کمیسیون اروپا، نسبت به موگرینی به موضوعی گسترده تبدیل شد. خود فون در لاین مظنون به فساد است و به اورسولای فایزر لقب گرفته است. در حالی که روسیه، که در تلاش است تا اوکراین را از نظر اداری تحت فشار قرار دهد، در تلاش برای کسب جایگاه است، ما از دخالت آن در این افشاگری‌ها اطلاعی نداریم، اما تلاش‌های حساب‌های طرفدار روسیه در رسانه‌های اجتماعی برای ترویج این گزارش‌ها قابل توجه است.

مشکل چتری ترکیه
وضعیتی در حال آشکار شدن است که ترکیه در آن، از یک سو، تلاش می‌کند در پروژه‌های روسیه-آمریکا در خاورمیانه و اوکراین یک نقش بازی کند (دخالت نامرئی اسب تروای اسرائیل و اروپا، انگیس، نباید نادیده گرفته شود)، در حالی که از سوی دیگر، تلاش می‌کند از طریق ناتو در محور اروپا جایی برای خود باز نماید (که موضعی مشابه تزهای امپریالیست‌های اروپایی درباره مسأله اوکراین را نشان می‌دهد).

با افزایش قطبی شدن، فضای موجود برای آنکارا انبساط و انقباض می‌یابد. این با خود چالش‌های جدی و مسائلی را در ارتباط با انسجام به همراه دارد.

بحران اخیر در دریای سیاه و مانورهایی که در آنجا انجام می‌شود، در حالی که تلاش می‌شود به طور روان و «به تدریج» به موازنه قدرت در خاورمیانه پرداخته شود، ایجاد سطح مشابهی از ثبات داخلی را برای آنکارا عملاً غیرممکن می‌سازد. بنابراین، تمام تلاش‌ها برای دور نگه داشتن مسائل سیاست خارجی از دستور کار ملی به طور واضح و جامع انجام می‌شود. گویی قرار نیست ترکیه در سال آینده میزبان اجلاس ناتو باشد، و رویدادهای جاری صرفاً تحولات بین‌المللی با محوریت هاکان فیدان هستند. علاوه بر این، تحولات مربوط به بازگشت به اتحادیه اروپا برجسته می‌شود.

ترکیه ممکن است در مدیریت روندهای آستانه و ژنو در پایان جنگ سوریه موفق بوده باشد؛ با این حال، نباید فراموش کرد که قطب‌بندی کنونی می‌تواند به قطب‌بندی شدیدتری منجر شود.

https://haber.sol.org.tr/haber/savas-tamtamlari-kimin-icin-caliyor-404034