درباره نویسنده: آندری کورتونوف در سال ۱۹۷۹ از «مؤسسه دولتی روابط بین الملل مسکو» فارغ التحصیل شد و تحصیلات تکمیلی خود را در «مؤسسه مطالعات ایالات متحده و کانادا آکادمی علوم اتحاد جماهیر شوروی» در سال ۱۹۸۲ به پایان رساند. او دارای دکترای تاریخ است. دکتر کورتونوف دورههای کارآموزی را در سفارتخانههای شوروی در لندن و واشنگتن، و در نمایندگی دائم اتحاد شوروی در سازمان ملل به پایان رساند.
در سالهای ۱۹۹۵-۱۹۸۲، دکتر کورتونوف سمتهای مختلفی را در «مؤسسه مطالعات ایالات متحده و کانادا»، از جمله معاون مدیر، داشت. او در دانشگاههای سراسر جهان، از جمله دانشگاه کالیفرنیا در برکلی تدریس کرد. علاوه بر این، او چندین سازمان دولتی درگیر در آموزش عالی، علوم اجتماعی و توسعه اجتماعی را رهبری کرد.
از سال ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۳، آندری کورتونوف مدیرکل شورای امور بینالملل روسیه بود. او عضو کمیتههای کارشناسی و نظارتی و هیئت امنای چندین سازمان روسی و بینالمللی است. علایق علمی او شامل روابط بینالملل معاصر و سیاست خارجی روسیه است.

تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
منبع: شورای روابط بینالملل روسیه
نویسنده: آندری کورتونوف
۲۳ اکتبر ۲۰۲۴
آنچه که بریکس میتواند و نمیتواند ارائه دهد
برخی از ناظران با امید و حتا با تحسین به بریکس نگاه میکنند و آن را نمادی از تغییراتی که مدتها منتظر وقوع آن در نظام بینالمللی بودهاند میدانند، تغییراتی که باید این نظام را دموکراتیکتر و عادلانهتر کند. برخی دیگر تردید و نگرانی خود را درباره ظهور سریع بریکس ابراز میکنند و این ظهور را به یک رویارویی شدید پیشبینی شده بین غرب و بقیه، و تکهتکه شدن متعاقب سیاست و اقتصاد جهانی ربط میدهند. اغلب به نظر می رسد که این امیدها و ترسها بار سیاسی دارند و از هر تناسب معقولی خارج شدهاند. اجازه بدهید نگاهی دقیقتر به گروه بریکس بیندازیم و بین آنچه که گروه نمیتواند و آنچه که میتواند در آینده نزدیک ارائه دهد تمایز قائل شویم.
بریکس نمیتواند…
۱- بریکس نمیتواند به یک پروژه جهانی یکپارچگی اقتصادی تبدیل شود. کل تجارت در کل منطقه «قدیمی» بریکس به میزان قابلتوجهی کمتر از تجارت بین چین و «آسه آن» یا بین چین و اتحادیه اروپا است. همین را میتوان درباره سرمایهگذاریهای متقابل یا درباره «تحقیق و توسعه» و زنجیرههای تولید با محوریت بریکس گفت. در حال حاضر، حتا تصور یک منطقه آزاد تجاری که همه منطقه وسیع بریکس را در بر بگیرد، دشوار است – در درون گروه بریکس نگرانیها درباره قدرت اقتصادی چین بالاست.
۲- بریکس به یک اتحاد سیاسی یا امنیتی چندجانبه با ماهیت ضدغربی تبدیل نخواهد شد. بریکس که یک گروه صراحتاً غیرغربی است، حتا به یک اتحاد ضمنی ضدغربی تبدیل نشده و نخواهد شد. علاوه بر این، بسیاری از اعضای بریکس سنتاً به پیوستن به هر ائتلاف سیاسی و نظامی سخت بلوکها محتاطانه برخورد میکنند، معتقدند که چنین گامهایی میتواند حاکمیت آنها را محدود نماید یا آزادی عمل آنها در سیاست خارجی به خطر اندازد.
۳- این محتمل نیست که بریسک به حلوفصل اختلافات بین اعضای خود یا اختلافات بین اعضا و طرفهای ثالث کمک زیادی بنماید. بریکس ابداً در موقعیتی نیست که به مثابه یک سازوکار چندجانبه صلح-ساز به سازمان ملل کمک کند و بسیار بعید است که شورای امنیت سازمان ملل متحد با ترکیب کنونی اعضای دائمی آن تصمیم بگیرد که چنین مأموریتی را به بریکس محول کند.
۴- بریکس هرگز به شبیه «گروه ۷» نخواهد شد. بریکس یک مجمع نامتجانس، و نه یک مجمع متجانس از ملتهایی است که تمدنهای منحصربهفردی را با نظامهای ارزشی و نهادهای سیاسی کاملاً خاص خود نمایندگی میکنند. هیچ رهبر (مانند ایالات متحده در «گروه ۷») و هیچ سلسله مراتبی در بریکس وجود ندارد، نه چین، نه روسیه و نه هیچ عضو دیگری نمیتواند اراده یا دستور کار خود را بر بقیه اعضای گروه تحمیل کند.
بریکس میتواند…
۱- بریکس میتواند تجارت و سرمایهگذاری را در بین اعضای خود ارتقا دهد، و همچنین به توسعه اقتصادی و اجتماعی این اعضا کمک کند. اگرچه هر دو ابتکار «بانک جدید توسعه» (NDB ) و «ترتیبات ذخیره احتمالی» (CRA) نسبتاً جوان و ناچیز به نظر میرسند ، اما با گذشت زمان ممکن است به سنگ بنای معماری جدید مالی جهانی تبدیل شوند. علاوه بر این، بریکس قرار است با ترویج تجارت بین اعضای خود با ارزهای محلی و آزمایش یک پلاتفرم پرداخت دیجیتال مبتکرانه (به اصطلاح «پل بریکس») و سایر مکانیسمهای پرداخت، روند جاری دلار-زدایی از اقتصاد جهانی را تسریع نماید
۲- بریکس میتواند به شکلگیری رویکردهای مشترک غیرغربی به مشکلات جهانی کمک کند. اهمیت این نقش که بریکس میتواند ایفا کند در طول زمان افزایش مییابد – این گروه میتواند به یکی از کارآمدترین مکانیسمهایی که جنوب جهانی در حال رشد در حد توان خود برای به گوش رساندن صدای خود در بحثهای آینده درباره نظم جدید جهانی دارد، تبدیل شود.
۳- بریکس میتواند به گفتگوی تمدنها کمک کند. اگر گفتوگوی سیاسی سطح بالا در داخل بریکس اسکلت گروه را تشکیل بدهد، و تجارت و سرمایهگذاری بافت عضلانی آنرا، تعامل اجتماعی در قالبهای مختلف در سطوح مختلف میتواند به عنوان خون در بدن بریکس در نظر گرفته شود.
۴- بریکس میتواند به یک منبع مهم از ایدهها و پیشنهادات برای سازمان ملل متحد، «گروه ۲۰» و دیگر نهادهای جهانی تبدیل شود. بریکس به عنوان یک گروه مهم غیرغربی از ملتها، در موقعیتی است که انحصار غرب را بشکند و پیشنهادهایی ارائه دهد که بازتاب دهنده منافع اساسی طیف وسیعی از کشورهای در حال توسعه، نه فقط محدود به اعضای بریکس باشد.
روشن است که سال ۲۰۲۴ ممکن است – نه تنها از نظر ادغام اعضای جدید، بلکه از نظر تبدیل بریکس از یک باشگاه سیاسی سطح بالا به یکی از عناصر سازنده ضروری برای جهان در حال ظهور- به یک نقطهعطف تاریخی برای گروه بریکس تبدیل شود. ماموریت رهبران اجلاس کازان بریکس چالش برانگیز است، اما کاملاً غیرممکن نیست.
