این واقعیت که ترکیه در ساعات شب هیچ اقدام مشهودی انجام نداد و یا بیانیه‌ای صادر نکرد، احتمالاً توسط بسیاری از مخالفان به عنوان «عدم آمادگی و بی‌کفایتی» تعبیر خواهد شد. ما می‌توانیم بگوییم که این تفسیر کاملاً از واقعیت به دور است.

البته موضوع اسرائیل از طریق سیاست داخلی ترکیه در دستور کار دولت «حزب عدالت و توسعه – حزب جمهوریخواه مردم» قرار دارد. تجارت با اسرائیل همچنان محور اصلی است. تلاش برای مهار واکنش عمومی به این موضوع، نیازمند تنظیم دقیق است، و سکوت شب گذشته یکی از ساده‌ترین گزینه‌ها در این زمینه بود.

بدون پرداختن به جزئیات می‌توان دو مثال زد: اول این‌که در روزهای اخیر بسیاری از رهبران فرقه‌ها و جوامع با رویکردهای سیاسی کاملاً متفاوت در گفت‌وگوهای خود تبلیغ می‌کنند که چرا نباید در سمت ایران به جنگ اسرائیل برویم. این که حتا علی اوزگوندوز، رهبر جعفری‌ها، مدام در مورد این موضوع صحبت می‌کند، نشان از آمادگی خاصی دارد. ثانیاً، نهادهای اطلاعاتی دولت مدتی است که با برخی از بازیگرانی که افکار عمومی را مدیریت می‌کنند دیدار نموده و موقعیت فعلی سیاست خارجی ترکیه را توضیح داده‌اند. این‌جا، موضوع ایران عمدتاً به مثابه یک تهدید مطرح شد.

 برای مدتی، وضعیت شمال عراق یکی از مهم‌ترین موضوعات دستورکار در سیاست خارجی ترکیه بوده است. ترکیه از جنگ قدرت در درون قبیله طالبانی، که چندین سال به طول انجامید، و توازن در منطقه را، هم از نظر اتحادهای سیاسی و هم از نظر نتایج صندوق‌های رای به زبان ترکیه تغییر داد، بازنده بیرون آمد. ایران که در اظهارات علیه پ.ک.ک به ظرافت به آن اشاره شده است، در جلسات غیرعلنی که به آن اشاره کردم، آشکارا به عنوان یک «بازیگر دشمن» معرفی می‌شود.

***

تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم

منبع: چپ (soL) ، پایگاه خبری حزب کمونیست ترکیه
نویسنده: ییگیت گونای
۱۵ آوریل ۲۰۲۴

تحلیل: از حمله ایران به اسرائیل چه آموختیم؟

آیا حمله شکست خورد؟ آیا ایران انتظار بیش‌تری داشت؟ آیا ترکیه به دلیل «عدم آمادگی» سکوت کرد؟

ایران شنبه شب ۱۳ آوریل با بیش از ۳۰۰ پهپاد، موشک کروز و موشک بالستیک به اسرائیل حمله کرد. این حمله در پاسخ به حمله هفته گذشته اسرائیل به کنسولگری ایران در سوریه بود.

در نهایت، این حمله تا حد زیادی دفع شد و میزان خسارات وارده کم، و عمدتاً در اطراف پایگاه هوایی نقب بود.

این خود نشانگر این بود که هدف حمله بسیار واضح و برنامه‌ریزی شده بود: هواپیماهایی که به کنسولگری ایران در سوریه حمله کردند از این پایگاه بلند شدند و به همین دلیل ایران، حتا پیش از این‌که پهپادها به اسرائیل برسند اعلام کرد که این پایگاه را هدف قرار داده و به غیر از اهداف نظامی، به هیچ جای دیگری حمله نخواهد کرد. هدف اصلی یک پاسخ دیپلماتیک مسلحانه بود.

در واقع، به نظر می‌رسید که همه طرف‌ها، از جمله اسرائیل، از ابتدا می‌دانستند که حمله به این شکل اتفاق خواهد افتاد. در اسرائیل، هشدار عمومی فقط در شمال، نزدیک به مرز لبنان داده شد. دلیل آن خطر ایران نبود، بلکه موشک‌های حزب‌الله لبنان بود. رسانه‌های اسرائیلی پیش از رسیدن پهپادها به اسرائیل اعلام کرده بودند که ایران تنها نقاط نظامی را هدف قرار داده است.

حتا پیش از از آن‌که همه پهپادها و موشک‌های پرتاب شده به هدف برسند، اظهارات هیئت نمایندگی ایران در سازمان ملل متحد مبنی بر این‌که «ما به حمله اسرائیل که تمام قوانین دیپلماتیک را نقض کرد، پاسخ دادیم، بنابراین این موضوع بسته شد» نشانه روشنی بود که یک حرکت عمدتا دیپلماتیک در حال انجام است. این واقعیت که ایالات متحده پیش از مشخص شدن پیامدهای رسماً گفت «ما بخشی از حمله اسرائیل علیه ایران نخواهیم بود» را می‌توان به مثابه کوششی برای ترسیم مجدد مرزهای نتیجه دیپلماتیک این اقدام تلقی کرد، که نتیجه واقعی آن قبلاً پیش‌بینی شده بود.

با این حال، این اقدام دیپلماتیک یک جنبه نظامی-سیاسی دارد. تمام جهان واکنش‌های بازیگران منطقه را دیده است، شبیه به حرکات حمله ساختگی که در گذشته اغلب برای پی بردن به نقشه ارتش مخالف در زمان حمله، مشاهده حرکات نیروها در خط مقدم جنگ‌ها از آن استفاده شده است

ایالات متحده آمریکا و انگلیس به سرعت به کمک اسرائیل آمدند. اردن در واقع در حمایت از اسرائیل وارد جنگ شد. در واقع، بخش قابل‌توجهی از عناصر نظامی ایران در آسمان کشورهای همسایه، و نه اسرائیل، هدف قرار گرفت.

این، بار دیگر مهم‌ترین نکته در امنیت اسرائیل در منطقه را آشکار کرد: اسرائیل نباید تنها بماند. گستره نظامی که شب گذشته مشاهده شد از پیش مشخص بود. در واقع، این دلیل اصلی آموزش خلبانان اسرائیلی در قونیه، طبق قراردادی است که توسط چویک بیرس تهیه شد و اربکان آن‌را امضا کرد: اسرائیل برای مانورهای هوایی کشور بسیار کوچکی است.
از سوی دیگر، «انزوای سیاسی» اسرائیل در منطقه محصول تصوری است که دهه‌ها است که آگاهانه ایجاد شده است: همه کشورهای منطقه در سطوح مختلف با اسرائیل معامله می‌کنند، اما عدم بیان آشکار این موضوع هم به نفع اسرائیل و هم به نفع سایر کشورها است. در مورد ترکیه، ما کاملاً از این اطلاع داریم.

این بزرگ‌ترین هزینه اشغال غزه توسط اسرائیل است: مشروعیت بین‌المللی اسرائیل متحمل آسیب بزرگی شده است. یک مقاله که دیروز پیش از شروع حمله در «نیویورک تایمز» منتشر شد، تأکید کرد که بسیاری از کشورهای غربی، با آشکار شدن نسل‌کشی و حنایات جنگی در غزه، روابط نظامی خود با اسرائیل را زیر سؤال می برند. بلژیک، هلند، ایتالیا، کانادا و اسپانیا قراردادهای تسلیحاتی با اسرائیل را تعلیق کرده‌اند. ترکیه را، می‌دانید. . با این حال، بر اساس داده های «مؤسسه تحقیقات صلح بین‌المللی استکهلم» (SIPRI)، ۹۵ درصد از سیستم‌های تسلیحاتی ارسال شده به اسرائیل توسط ایالات متحده آمریکا و آلمان تامین می‌شود. دولت‌های هر دو کشور به شدت طرفدار اسرائیل هستند، اما واکنش عمومی زیادی به این رفتار وجود دارد..

علت حمله اسراییل به نمایندگی دیپلماتیک ایران در خاک سوریه، با نقض همه قوانین دیپلماتیک را باید در این بستر جستجو کرد. نتانیاهو هم در داخل و هم در خارج گیر کرده و به دنبال راه خروج است.

به هر حال، ما می‌توانیم یک نکته کوچک اضافه کرد: «کارشناس‌هایی» که چند روز پس از عملیات نیروهای فلسطینی در ۷ اکتبر در شبکه‌های تلویزیونی صحبت می‌کردند و می‌گفتند «خود اسرائیل این را برنامه‌ریزی کرده، این اکنون کل منطقه را بهم خواهد ریخت، لبنان و سوریه را با خاک یکسان خواهد کرد» چقدر از واقعیت دور بودند. نشان دادن ماهیت آن‌ها مقد خواهد بود.

پس، واکنش ترکیه، یا عدم وجود آن، به چه معناست؟

این واقعیت که ترکیه در ساعات شب هیچ اقدام مشهودی انجام نداد و یا بیانیه‌ای صادر نکرد، احتمالاً توسط بسیاری از مخالفان به عنوان «عدم آمادگی و بی‌کفایتی» تعبیر خواهد شد. ما می‌توانیم بگوییم که این تفسیر کاملاً از واقعیت به دور است.

البته موضوع اسرائیل از طریق سیاست داخلی ترکیه در دستور کار دولت «حزب عدالت و توسعه – حزب جمهوریخواه مردم» (AKP-MHP) قرار دارد. تجارت با اسرائیل همچنان محور اصلی است. تلاش برای مهار واکنش عمومی به این موضوع، نیازمند تنظیم دقیق است، و سکوت شب گذشته یکی از ساده‌ترین گزینه‌ها در این زمینه بود.

اما در اینمور که دولت «حزب عدالت و توسعه – حزب جمهوریخواه مردم» برای تنش‌ ایران- اسرائیل کاملاً آماده نبود، واقعیت این است که آماده‌سازی مدتی بود که جریان داشت، اما به صورتی ظریف، و ایران در محور دیگری قرار دارد.

بدون پرداختن به جزئیات می‌توان دو مثال زد: اول این‌که در روزهای اخیر بسیاری از رهبران فرقه‌ها و جوامع با رویکردهای سیاسی کاملاً متفاوت در گفت‌وگوهای خود تبلیغ می‌کنند که چرا نباید در سمت ایران به جنگ اسرائیل برویم. این که حتا علی اوزگوندوز، رهبر جعفری‌ها، مدام در مورد این موضوع صحبت می‌کند، نشان از آمادگی خاصی دارد. ثانیاً، نهادهای اطلاعاتی دولت مدتی است که با برخی از بازیگرانی که افکار عمومی را مدیریت می‌کنند دیدار نموده و موقعیت فعلی سیاست خارجی ترکیه را توضیح داده‌اند. این‌جا، موضوع ایران عمدتاً به مثابه یک تهدید مطرح شد.

برای مدتی، وضعیت شمال عراق یکی از مهم‌ترین موضوعات دستورکار در سیاست خارجی ترکیه بوده است. ترکیه از جنگ قدرت در درون قبیله طالبانی، که چندین سال به طول انجامید، و توازن در منطقه را، هم از نظر اتحادهای سیاسی و هم از نظر نتایج صندوق‌های رای به زبان ترکیه تغییر داد، بازنده بیرون آمد. ایران که در اظهارات علیه پ.ک.ک به ظرافت به آن اشاره شده است، در جلسات غیرعلنی که به آن اشاره کردم، آشکارا به عنوان یک «بازیگر دشمن» معرفی می‌شود.

بنابراین، سکوت شب گذشته ترکیه را می‌توان سکوتی آگاهانه دانست. برای دولت «حزب عدالت و توسعه-حزب جمهوریخواه مردم» باعث خشنودی است که این حمله از یک اقدام دیپلماتیک در مقیاس کوچک با مرزهای مشخص فراتر نرفت: آن‌ها از فرصت استفاده کردند و با اظهاراتی متعادل از موضوع فرار کردند. امت تظاهر به «عشق به فلسطین» کرد، رقص می‌تواند برای مدتی ادامه یابد.

قتل‌عام در فلسطین نیز همینطور.

بار دیگر احساس شد که قدرت اصلی برای متوقف کردن حملات غیرانسانی اسرائیل از حرکات حکومت‌های موجود نخواهد بود. مادام که مردم خاورمیانه به این بازی کثیف پایان ندهند و قدرت را به دست نگیرند، مردم رنج خواهند برد.

https://haber.sol.org.tr/haber/analiz-iranin-israil-saldirisindan-neler-ogrendik-392912