تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم

پنج‌شنبه، ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
منبع: «چپ» (soL)
چهارشنبه، ۶ مه ۲۰۲۶

از خشم حماسی تا شیر غران: سیلی فراموش‌نشدنی که بر صورت ترامپ و نتانیاهو زده شد…

 

ایالات متحده حمله خود را، که در آن تنها در نخستین روز جنگ، نزدیک به ۲۰۰ دختر را در دو مکان جداگانه به قتل رساند، «عملیات خشم حماسی» نامید؛ در حالی که اسرائیلِ نسل‌کش، حمله خود را «عملیات شیر غران» خواند.

آن‌ها این نام‌های الهام‌گرفته از هالیوود را برای یک حمله جنایتکارانه انتخاب کرده بودند؛ جنگی که در آن تهدید کردند یک کشور را «به عصر حجر بازمی‌گردانند».

با این حال، پایان کار آن‌ها شباهتی به فیلم‌نامه‌های بیات‌شده‌ هالیوودی نداشت.

امروز دقیقاً ۶۸ روز از آغاز جنگ می‌گذرد، و ایالات متحده رسماً پایان «عملیات خشم حماسی» را اعلام کرده است.

آن‌ها با این بیانیه گفتند که هدف‌شان اکنون بازگشایی تنگه هرمز است؛ همان تنگه‌ای که ۶۸ روز پیش باز بود…

آن‌ها برای این منظور، نام عملیات «پروژه آزادی» را انتخاب کردند که شباهت چندانی به «خشم حماسی» ندارد، و فقط یک روز بعد اعلام کردند که این عملیات را به حالت تعلیق درآورده‌اند.

بطور خلاصه، از آن نام‌های پرزرق‌وبرقی که ۶۸ روز پیش در به چالش کشیدن تمام دنیا انتخاب کرده بودند، دیگر چیزی باقی نمانده است.

اما، چگونه چنین شد؟

افسانه «شکست‌ناپذیری امپریالیسم و صهیونیسم» چگونه در هم شکست؟

پخش زنده پوشش خبری ما که از روز اول جنگ در «soL» ادامه داشته است، امروز به قسمت شصت و هشتم رسید.

دو دیدگاه متضاد وجود دارد: یک دیدگاه معتقد است که جنگ با اعلام آتش‌بس در روز چهلم عملاً به پایان رسیده بود، در حالی که دیدگاه دیگر بر این باور است که همه چیز با آتش‌بسی که امروز یا فردا اعلام می‌شود، حل خواهد شد.

با این حال، ما در «soL» حتی پیش از پایان هفته اول جنگ اعلام کرده بودیم که شکستی بزرگ برای ایالات متحده و اسرائیل در راه است.

این بدین دلیل بود که از همان ابتدای جنگ کاملاً روشن شد که محاسبات خانگی ایالات متحده و اسرائیل با واقعیت‌های میدانی همخوانی نخواهد داشت.

برنامه این بود که آمریکا و اسرائیل با تمام قوا حمله کنند، کل کادر رهبری را از میان بردارند و مردم نیز در برابر رژیم ایران، با حملات آمریکا و اسرائیل همراهی کنند تا از این طریق تغییر رژیم صورت گیرد.

نقشه این بود؛ به همین سادگی و به همین صراحت.

بخشی از نقشه کار کرد.

آن‌ها با تمام قوا و به شکلی بسیار سنگین حمله کردند و نه تنها ده‌ها کودک، بلکه بخش بسیار بزرگی از رهبری ایران را به همراه [آیت‌الله] خامنه‌ای به قتل رساندند.

تا اینجا همه‌چیز خوب پیش می‌رفت، اما..

از همان ابتدای جنگ مشخص بود که ایران «ببر کاغذی» نیست.

مدت‌ها پیش از جنگ دوازده‌روزه، ایران جنگ را به خاک کشورهای تحت حمایت آمریکا در منطقه کشاند. پایگاه‌های آمریکا در این کشورها به اهداف مستقیم ایران تبدیل شدند.

برای ماه‌ها، رسانه‌های اسرائیلی اخباری را منتشر می‌کردند با این ادعا که «توانمندی‌های موشکی ایران به پایان رسیده است»، اما با گذشت اولین ماه جنگ، نظرات اسرائیلی‌هایی را منعکس می‌کردند که می‌گفتند «دیگر نمی‌خواهیم در پناهگاه‌ها زندگی کنیم». آن‌ها می‌نوشتند و گزارش می‌دادند که ایران، اسرائیل را «کور» کرده است و آن‌ها دیگر نمی‌توانند جنگ را بیش از این طولانی کنند.

بله، امپریالیست‌ها و صهیونیست‌ها که در ابتدای جنگ فکر همه‌چیز را کرده بودند، این چیزها را در نظر نگرفته بودند.

هرگز و به هیچ وجه در نظر گرفته نشد که یک خلق ممکن است برای حاکمیت و استقلال خود بجنگد، در برابر امپریالیسم آمریکا تسلیم نشود، و مقابل اسرائیل سر خم نکند.

بله، جنگ از همان ابتدا برای ایالات متحده و اسرائیل مغلوبه شد.

از این منظر، اعلام پایان «عملیات خشم حماسی» در روز شصت و هشتم، کاملاً بی‌معنا و نامتناسب است

در خیابان‌های بمباران‌شده ایران، صدها هزار نفر فریاد «مرگ بر آمریکا و اسرائیل» سر دادند؛ و اگرچه ممکن است هنوزنتوانند سرنوشت ایران را کاملاً کنترل کنند، اما از همان ابتدا سرنوشت آمریکا و اسرائیل را در ایران رقم زده بودند.

بنابراین، پس از ۶۸ روز، برای آمریکا جز یک «شکست حماسی»، و برای اسرائیل نیز جز یک شیرِ زبان‌بسته چیزی باقی نماند..

https://haber.sol.org.tr/haber/destansi-ofkeden-kukreyen-aslana-trump-ve-netanyahunun-yedigi-unutulmaz-tokat-409208