تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
منبع: مؤسسه مطالعات امنیت ملی
نویسندگان: میر الران، اورنا میزرهای، آریل هیمن، آنات شاپیرا
۷ ژوئیه ۲۰۲۴
یک جنگ تمام عیار با حزبالله چگونه بر تابآوری جبهه غیرنظامی اسرائیل تأثیر میگذارد؟
در صورت وقوع یک جنگ تمام عیار در جبهه شمالی، چه آسیبهای بالقوهای به جبهه داخلی اسرائیل – و تابآوری جامعه اسرائیل – وارد میشود؟
اخیراً گفتمان عمومی به شدت بر امکان یک جنگ جامع با حزبالله متمرکز شده است. این مقاله بر آسیبهای شدیدی که انتظار میرود در چنین جنگی به جبهه داخلی غیرنظامی اسرائیل و تداوم عملکرد آن، و در نتیجه تابآوری جامعه اسرائیل و توانایی آن برای بهبودی از جنگ وارد شود، متمرکز است. این تحلیل نیاز به بررسی دقیق خطرات ناشی از چنین جنگی را برای حوزه غیرنظامی، به ویژه تا زمانیکه جنگ در نوار غزه ادامه دارد، بررسی میکند.
هدف این مقاله ارزیابی میزان خسارات بالقوه به جبهه داخلی غیرنظامی اسرائیل در یک جنگ با شدت بالا و جامع با حزبالله است، که احتمالاً با مشارکت همه اعضای «محور مقاومت» چندجبههای خواهد شد. این ارزیابی بدون پرداختن به ملاحظات نظامی و سیاسی کلی، بر تأثیر آن بر تابآوری ملی تمرکز مینماید. این تحلیل به شدت به ویژگیهای چنین جنگی، اینکه کدام طرف آنرا آغاز میکند یا مسبب آن است، مدت آن، دامنه ارضی آن، آسیب به جمعیت غیرنظامی و داراییهای فیزیکی آن، اهداف استراتژیک اسرائیل، و نتایج جنگ بستگی دارد. جنگ برای حذف تهدید حزبالله احتمالاً طولانی خواهد بود و عواقب شدیدی برای جمعیت و زیرساختهای حیاتی اسرائیل خواهد داشت.
روز پس از حمله حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، حزبالله جنگ فرسایشی جاری خود را علیه اسرائیل آغاز کرد. این فقط در جریان آتشبس غزه در نوامبر گذشته که به آزادی گروگانهای اسرائیلی انجامید، متوقف شد. کارزار در شمال با درجات شدتی -که دامنه آن هنوز محدود است، اما نشان دهنده روند تشدید آن است، مشخص میشود. با این حال، هر دو طرف عامدانه از اقداماتی که منجر به یک جنگ تمام عیار میشود اجتناب کردهاند. دیگر اعضای «محور مقاومت» به رهبری تهران نیز در جنگیدن با اسرائیل مشارکت دارند.
اخیراً، پس از ترور «ابوطالب» یکی از اعضای ارشد حزبالله در ۱۲ ژوئن، این سازمان با پرتاب بیسابقه از جمله صدها موشک و پهپاد، عمدتاً به سمت اهداف نظامی در شمال کشو، پاسخ داد. یک دور دیگر پس از یک قتل هدفمند مشابه توسط اسرائیل در اوایل ماه ژوئیه آغاز شد، که دوباره پاسخ شدید حزبالله در مقیاس بالا را به دنبال داشت. در نتیجه، درخواستهای عمومی به طور فزایندهای خواهان آغاز یک حمله نظامی گسترده علیه حزبالله برای رفع تهدید از شمال و اجازه دادن به بیش از ۶۰ هزار تخلیهشده برای بازگشت امن به خانههایشان است. ارتش اسرائیل نیز چنین موضوعاتی را تکرار کرده است.
حزبالله تاکنون بیش از ۵۰۰۰ موشک با مسیر بالا و شلیک مستقیم به سمت اهداف غیرنظامی و نظامی در اسرائیل پرتاب کرده است، که منجر به کشته شدن ۲۹ غیرنظامی و نظامی و خسارات قابل توجهی شده است. مهمتر از همه، احساس بیهودگی فزایندهای درباره آینده مرز شمالی، ۲۸ منطقه تخلیه شده و شهر کریات شمونا وجود دارد، و ساکنین در این فکر هستند که چه زمان و تحت چه شرایطی میتوانند به خانه بازگردند.

حزبالله – سر نیزه «محور مقاومت» ایران – با توجه به توانایی چشمگیر آن از طریق کمکهای عظیم ایران، از زمان جنگ دوم لبنان (۲۰۰۶) به یک تهدید نظامی برای اسرائیل تبدیل شده است. زرادخانه اصلی حزبالله شامل حداقل ۱۵۰ هزار موشک، راکت و سایر سلاحهای کشنده، از جمله صدها موشک میان -برد و دور-برد هدایت شونده دقیق است که تمام مناطق پرجمعیت اسرائیل را پوشش میدهد. اینها شامل موشکهای کروز، موشکهای بالستیک، موشکهای پیشرفته ساحلی ضد کشتی، هزاران «وسیله نقلبه پروازی بدون سرنشین» و سایر پهپادها، و موشکهای ضد تانک کوتاه-برد دقیق است. همراه با سیستمهای سایبری پیشرفته، این زرادخانه گسترده و متنوع میتواند منجر به تلفات گسترده و ویرانی زیرساختهای مهم ملی غیرنظامی و نظامی در اسرائیل بشود. منابع نظامی حزبالله از نظر کمی و کیفی بسیار بیشتر از تواناییهای نظامی حماس قبل از جنگ است. پیامد استراتژیک این است که حزبالله تواناییهای نظامی برای انجام یک جنگ بسیار طولانی را دارد، که احتمالاً چندین ماه طول میکشد و آسیبهای شدیدی به اسرائیل وارد میکند.
در یک جنگ تمام عیار با حزبالله، سامانههای پدافند هوایی ارتش اسرائیل باید در طول زمان – بهویژه در جند هفته ابتدای جنگ – با رگبارهای گسترده تا هزاران پرتابه در روز، که همه آنها قابل رهگیری نیستند، مقابله کند. این رگبارها، از جمله رگبارهای سایر جبههها مانند ایران، عراق، سوریه و یمن، میتوانند لایههای پدافند هوایی اسرائیل را تحت تأثیر قرار دهند و احتمالاً منجر به کمبود مهمات رهگیری شوند. همه اینها نشاندهنده یک تهدید نظامی و غیرنظامی است که اسرائیل هرگز آن را تجربه نکرده است. در چنین سناریویی، ارتش اسرائیل باید بین اهداف بالقوه مختلف اسرائیل اولویتبندی کرده و منابع خود را برای موثرترین دفاع تخصیص دهد. نیروی هوایی احتمالاً اولویت اصلی را به دفاع از داراییهای نظامی حیاتی مانند پایگاههای نیروی هوایی، اولویت دوم را به زیرساختهای ضروری، و اولویت سوم را به جمعیت غیرنظامی میدهد. انطباق عمومی با هشدارهای فرماندهی جبهه داخلی و استفاده از حفاظت غیرفعال (پناهگاههای گوناگون) که کمبود آنها وجود دارد، برای حفاظت غیرنظامیان بسیار مهم خواهد بود.
حفاظت از زیرساختهای حیاتی ملی برای حفظ تداوم عملکرد هر دو حوزه غیرنظامی و نظامی در شرایط اضطراری حیاتی است. این شامل سیستمهای حساسی مانند شبکه برق، ارتباطات، شبکههای حمل و نقل زمینی، دریایی و هوایی، و زنجیرههای تأمین از خارج و داخل کشور میشود. اختلالات در تامین برق میتواند ناشی از ضربه مستقیم به تأسیسات تولید، حملونقل، و انتقال، و همچنین تهدید سکوهای تولید گاز طبیعی باشد. این سکوها ممکن است آسیب ببینید یا به دلایل ایمنی تعطیل شوند، که بالقوه به کمبود برق محلی و ملی منجر میشود. این پیامدهای شدیدی بر تداوم عملکرد، اقتصاد ملی، و زندگی روزمره شهروندان اسرائیل خواهد داشت.
حداقل تداوم عملکرد غیرنظامیان در طول زمان جنگ برای حفظ تابآوری ملی، که بستر اولیه برای تضمین سازوکارهای مقابله غیرنظامی موثر در سطوح ملی، اجتماعی و فردی است، بسیار مهم است. خطرات ناشی از یک جنگ چند جبههای، به ویژه اگر همزمان با جنگ جاری در غزه رخ دهد، چالشهای جدی برای اکوسیستم غیرنظامی در اسرائیل و موانع قابلتوجهی برای بهبودی از جنگ، هم از نظر فیزیکی و هم از نظر روحی ایجاد میکند.
اسراییل همچنان از آسیبهای روحی جمعی جاری ناشی از وقایع هولناک ۷ اکتبر گذشته و ۹ ماه جنگ، که به شدت بر تابآوری آن تأثیر میگذارد، رنج میبرد. این در دادههایی که نشاندهنده کاهش تابآوری است، همانطور که توسط نظرسنجیهای عمومی انجام شده توسط «مؤسسه مطالعات امنیت ملی» و دیگران نشان داده شده، منعکس است. نظرسنجیهای اخیر «مؤسسه مطالعات امنیت ملی» حاکی از کاهش قابلتوجه تابآوری ملی جامعه اسرائیل در مقایسه با ماههای اولیه جنگ است. این کاهش با کاهش قابلتوجه همبستگی متصور ، اعتماد به نهادهای حکومتی – از جمله ارتش اسرائیل – و سطح خوشبینی و امید در میان اکثر مردم مشهود است. این همچنین تحت تأثیر «بن بست» متصور در جنگ غزه، به ویژه در بحبوحه شکافهای ژرف اجتماعی، اختلافات سیاسی منشعبکننده، و گفتمان عمومی مسموم قرار دارد. بعلاوه، پس از ماهها جنگ در غزه، که اکثر اسرائیلیها در ابتدا آن را یک جنگ موجه میدانستند و منجر به «تجمع حول پرچم ملی» شد، اکنون تردیدهایی درباره آمادگی ذهنی جامعه اسرائیل برای یک جنگ چالشبرانگیز و طولانی در شمال پدیدار شده است.
در میان شهروندان کشور، کمتر از ۱۰درصد، عمدتاً خانوادههای کشته شدگان و گروگانها، مجروحان جسمی و روحی، تخلیهشدگان از جنوب و شمال، و خانوادههای سربازان ، اختلال شدید در تداوم عملکرد خود در سطوح مختلف را تجربه کردهاند. بقیه به روشی معمولی – البته تحت فشار روانی قابلتوجه، عمل میکنند. این احتمالاً به بهبود پس از پایان جنگ در غزه کمک میکند. در قیاس با این، در یک جنگ طولانی چند جبههای علیه حزبالله و متحدین آن، اختلال در تداوم عملکرد احتمالاً بر تعداد بیشتری از اسرائیلیها تأثیر میگذارد. این پیامدهای شدیدی برای ظرفیت بهبودی جبهه غیرنظامی و طول مرحله بهبودی مورد انتظار خواهد داشت، که میتواند برای سالها ادامه یابد. این سناریو پیامدهای چالش برانگیزی را برای تابآوری ملی اسرائیل، بهویژه زمانیکه اختلالات شدید اجتماعی-سیاسی داخلی علیرغم جنگ جاری بدتر میشود، نشان میدهند.
نتیجهگیری و توصیهها
با گذشت تقریباً ۹ ماه از جنگ غزه، همراه با جنگ فرسایشی جاری علیه حزبالله، گفتمان در اسرائیل پیرامون نیاز به یافتن یک راهحل نظامی برای چالش استراتژیکی که حزبالله نشان میدهد، و بازگرداندن وضعیت عادی به جوامع مرزی شمالی تشدید میشود. هرگونه بررسی درباره تصمیمگیری درباره اینکه اسرائیل، آیا، چه زمان، چگونه، و در چه شرایطی باید وارد جنگ با حزبالله، و احتمالاً وارد یک جنگ چندجبههای علیه ایران و دیگر گروههای نیابتی آن شود، باید هزینههای کوتاه-مدت و طولانی-مدت قابلپیشبینی برای جبهه داخلی غیرنظامی را در نظر بگیرد. به مثابه بخشی از ملاحظات درباره نحوه عمل اسرائیل در پاسخ به تهدید شمال، باید به ارزیابی محتاطانه تأثیر بر تابآوری ملی اسرائیل، به ویژه در بستر ماههای طولانی و طاقتفرسا جنگ در غزه، اهمیت ویژه داد.
تحت این شرایط ، ما موارد زیر را پیشنهاد میکنیم:
● در هر تصمیمی که در اسرائیل درباره گسترش جنگ در شمال گرفته میشود، باید به فضای عمومی کنونی اسرائیل، بحث عمومی و سیاسی مسموم، از جمله در مورد آینده جنگ غزه، و کاهش مشهود در تابآوری اسرائیل توجه جدی شود. اساسی است که افکار عمومی اسرائیل و میزان رضایت عمومی درباره چنین جنگی و اهداف آن درنظر گرفته شود.
● تا زمانیکه جنگ در غزه ادامه دارد، اسرائیل باید از کشیده شدن به یک جنگ چند-جبههای با شدت بالا اجتناب کند، و باید به دقت زمان مناسب را برای چنین اتفاق خطیری در نظر بگیرد. طبیعتاً، اگر حزبالله آغازگر یا آشکارا باعث تشدید تنش شود، اسرائیل باید به شیوهای سنجیده و متناسب پاسخ دهد
● به مثابه یک سناریوی جایگزین، یک آتشبس طولانیمدت در نوار غزه، آزادی گروگانها و بررسی بازسازی منطقهای بر اساس چهارچوب بایدن، بالقوه میتواند امکان آتشبس در شمال و فرصت حلوفصل دیپلماتیک در آنجا را با میانجیگری بینالمللی فراهم کند.
● اگر یک جنگ جامع با حزبالله آغاز شود، اسرائیل باید سعی کند، با هدف وارد آمدن حداقل آسیب مادی و روانی به جبهه داخلی اسرائیل، آن را کوتاه-مدت و تا حد امکان از نظر سرزمینی محدود کند.
● با توجه به خطرات بالای سناریوی جنگ، سیستمهای مختلف دولتی و امنیتی مسئول عملکرد جبهه داخلی باید آمادگی خود را بهینه نموده، و شکافهای موجود را در اسرع وقت برطرف کنند.
در هر صورت، باید هماهنگی قابلتوجهی در انتظارات با مردم پیرامون هدف و دستاوردهای لازم جنگ، و همچنین خطرات مورد انتظار و آمادگیهای لازم جمعیت غیرنظامی وجود داشته باشد. تاکنون، هیچ گامی برای آمادهسازی جمعیت برای این سناریوی سخت برداشته نشده است.
