تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم

۱ مهر ۱۴۰۳

به مناسبت روز جهانی صلح: حکایت عبرت‌آموز چپ اروپایی و هم‌قطاران ایرانی آن‌، چگونه چپ اروپایی به تدریج طرفدار ناتو شد؟

 

در حالی‌که آمریکا و ناتو گام‌هایی برمی‌دارند که خطر یک جنگ گسترده در جهان و منطقه ما را افزایش خواهد داد و اسرائیل متجاوز و توسعه‌طلب را زیر بال خود می‌گیرند، نگرش احزاب چپ در سراسر جهان درباره این موضوع این مقاله اهمیت بیش‌تری پیدا می‌کند. در این مقاله به بررسی نگرش چپ اروپایی، از سوسیال دمکرات تا سوسیالیست، نسبت به ناتو از گذشته تا امروز می‌پردازیم.

برای درک موضع کنونی چپ اروپایی در قبال امپریالیسم و ناتو، در واقع لازم است به دورۀ قبل از جنگ جهانی اول بازگردیم و شکاف بین سوسیال دموکرات‌ها ‌و کمونیست‌ها را، که نمی‌توانستند با طبقه سرمایه‌دار در کشورهای خود سازش کنند، بررسی کنیم. اجازه بدهید این‌قدر به عقب بازنگردیم، و با جنگ جهانی دوم شروع کنیم.

چرا؟ زیرا این احزاب پارلمانی چپ معتبر و پر رای پس از جنگ در این توهم بودند که وضعیت ناسازگاری با طبقه سرمایه‌دار برای همیشه ادامه خواهد یافت. آن‌ها، از یک سو، هر چه بیش‌تر با نظم سرمایه‌داری در کشورهای خود ادغام شدند، و از سوی دیگر، امپریالیسم برای آن‌ها یک موضوع فرعی شد. اما، ناتو-سازمان امپریالیسم که پس از جنگ تأسیس شد- و ایالات متحده با حمایت نظامی و اقتصادی از ساختارهای نئوفاشیستی در کشورهایی مانند ایتالیا و ترکیه، با ابزارهای غیرقانونی، مبارزه با سازمان‌های انقلابی و کمونیستی را پیش برد.

با انحلال اتحاد شوروی در دهه ۱۹۸۰ و به ویژه پس از سال ۱۹۹۱ که این رسمیت یافت، مواضع احزاب سوسیال دموکرات در اروپا نیز، که به دنبال «تعادل» بین کار و سرمایه بودند تغییر کرد، و در نتیجه، این احزاب رهبری حمله سرمایه علیه کار را در این دوره نئولیبرالی یه عهده گرفتند. دولت‌های سوسیال دموکرات در اروپا، به شیوه‌ای که دست کمی از دولت‌های محافظه‌کار-لیبرال نداشت، از یک سو خصوصی‌سازی و انحلال دولت اجتماعی را اجرا می‌کردند و امنیت و ایمنی شغلی را از بین ‌بردند، و از سوی دیگر، هم‌سو با این سیاست‌ها، مداخلات نظامی آمریکا و ناتو در خاورمیانه و دیگر نقاط جهان را در مقیاس بین‌المللی طراحی و اجرا کردند.

۱۹۹۹: مداخله ناتو در یوگسلاوی و چپ اروپایی
ایالات متحده تنها رهبر نیروهای ناتو نبود که به بهانه «حفاظت از اقلیت» در کوزوو، بدون این‌که منتظر تصمیم سازمان ملل بماند، با وجود این‌که در ابتدا گفته بود که فقط اهداف نظامی را هدف قرار خواهد داد، به یوگسلاوی حمله کرد. تونی بلر، که بین سال‌های ۱۹۹۷ تا ۲۰۰۷ نخست‌وزیر انگلیس و رهبر «حزب کارگر» بود، گرهارد شرودر که بین سال‌های ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۵ صدراعظم آلمان بود و هم‌چنین به‌عنوان رهبر «حزب سوسیال دموکرات» آلمان برای پنج در آن دوره عمل کرد، و یوشکا فیشر، رهبر «سبزها»، که به عنوان معاون صدراعظم و وزیر امور خارجه در دولت شرودر خدمت می‌کرد، سوسیال دموکرات‌ها و اعضای چپ ناتو بودند که در خط مقدم مداخله نظامی در یوگسلاوی قرار داشتند.

گرچه دستاویز بمباران ناتو «حفاظت از اقلیت» بود، اما موضوع واقعی این بود که منابع یوگسلاوی در دورۀ میلوسویچ در اختیار سرمایه‌های بین‌المللی قرار نداشت، و پس از جنگ بود که منابع کشور تحت کنترل سرمایه آلمانی قرار گرفت. بیش از دو هزار غیرنظامی، که نزدیک به صد نفر از آن‌ها کودک بودند، و در بمباران ناتو کشته شدند، هزینه جنگ را پرداختند، صدها هزار نفر مجبور به ترک خانه‌های خود و مهاجرت شدند، و حتا با وجود این‌که سال‌ها از بمباران بلگراد توسط ناتو با اورانیوم رقیق‌شده می‌گذرد، مردم هم‌چنان از میزان بالای تشعشع اتمی رنج می‌برند.

در سال ۱۹۹۹، زمانی‌که ناتو در یوگسلاوی مداخله کرد، جمهوری چک، مجارستان و لهستان به این سازمان خونخوار پیوستند.

حزب کارگر انگلیس در حمله به عراق در سال ۲۰۰۲ پیشگام بود
پس از یوگسلاوی، کشورهای ناتو به رهبری آمریکا و انگلیس، و مشابه با آن، در عراق صدها هزار نفر از جمله غیرنظامیان و سربازان را قتل‌عام کردند تا رژیم صدام حسین را با دستاویز در اختیار داشتن «سلاح‌های کشتار جمعی» سرنگون کنند. دلیل اصلی تهاجم این بود که منابع طبیعی، مانند نفت، تحت کنترل سرمایه بین‌المللی قرار گیرد.

بلر، رهبر «حزب کارگر» انگلیس، و حزب او نقش مهمی در این تهاجم داشتند. اسنادی که بعداً منتشر شد نشان داد که بلر یک سال پیش از حمله به جورج دبلیو بوش رئیس‌جمهور آمریکا قول داده بود از حمله به عراق حمایت کند. تلفات تهاجم کشورهای عضو ناتو به عراق حتی از یوگسلاوی نیز سنگین‌تر بود. تخمین‌زده می‌شود که بیش از ۶۵۰ هزار نفر در جنگ بین سال‌های ۲۰۰۳ و ۲۰۰۶ جان خود را از دست دادند. با توجه به ناهنجاری‌هایی که در نوزادان متولد شده پس از جنگ دیده می‌شود، کارشناسان می‌گویند که ایالات متحده در جنگ از سلاح‌هایی که باعث بیماری‌های ارثی می‌شوند، استفاده کرد.

چپ اروپایی در سال ۲۰۱۱ «بهار عربی» را تشویق کرد
تظاهرات ضد-دولتی که در کشورهای عربی مانند تونس، لیبی، مصر و سوریه در سال‌های ۲۰۱۱-۲۰۱۰ آغاز شد، توسط غرب «بهار عربی» و توسط جمهوری اسلامی ایران «بیداری اسلامی» نامیده شد، و پس از مدتی، این واقعیت که احزاب اسلام‌گرا در برخی از کشورها به قدرت رسیدند، و در کشورهای دیگر جهادیون قوی‌تر شدند و به چنان قدرتی دست یافتند که عملاً برخی مناطق این کشورها را کنترل می‌کردند، هر چند دیر، نشان داد که این نام‌ها چقدر اشتباه بود. چپ اروپایی نیز بر این درک نادرست از مداخلات آمریکا و کشورهای ناتو در این کشورها پافشاری می‌کرد.

برای چپ اروپایی، دلایل حمایت از این مداخلات امپریالیستی، از جمله، این بود که «دموکراسی» به این کشورها خواهد آمد، و حتا این ادعا که در برخی از آن‌ها، به ویژه در سوریه، «انقلاب» رخ داده است. انگیزه حمایت از مداخله امپریالیستی آمریکا، علاوه بر موارد فوق، همکاری نیروهای نظامی این کشورها با عناصر جدایی‌طلب کرد در شمال سوریه بود.

چپ اروپایی پس از جنگ ۲۰۲۲ روسیه – اوکرائین
فریبکاری وزیدن نسیم «صلح» و «تغییر» در جهان غرب پس از فروپاشی اتحاد شوروی، با جنگ‌های براه افتاده توسط کشورهای ناتو و گسترش تدریجی این سازمان جنگی آشکار شد..

بزرگ‌ترین حرکت گسترشی ناتو در سال ۲۰۰۴، یک سال پس از تهاجم به عراق انجام شد، و هفت کشور همجوار خاک روسیه، از جمله استونی و لتونی، به جز منطقه کالینینگراد، به این سازمان پیوستند. سپس، آلبانی، کرواسی، مونته نگرو و مقدونیه شمالی، که پس از انحلال یوگسلاوی ظهور کردند، به ناتو که بین سال‌های ۲۰۰۹ تا ۲۰۲۰ خون ریخته بود، ملحق شدند.

مدت‌هاست که در «حزب چپ» (Die Linke) که در سمت چپ «حزب سوسیال دموکرات» آلمان قرار دارد، و در سال ۲۰۰۷ تأسیس شد، اختلاف نظرهایی درباره ناتو و روسیه وجود داشته است، و یکی از پیامدهای جنگ روسیه و اوکرائین، ظهور یک حزب چپ ضد-ناتو دیگر از این حزب در اوایل سال۲۰۲۴ بود. احزاب ائتلاف حاکم- حزب سوسیال دمکرات آلمان و سبزها- به حمایت آشکار از ناتو ادامه می‌دهند.

نیمی از «فرانسه تسلیم‌ناپذیر» با عضویت فنلاند و سوئد در ناتو مخالفت نکرد
در تابستان ۲۰۲۲ در رأی‌گیری پارلمان فرانسه پیرامون الحاق فنلاند و سوئد به ناتو، ۱۴ نماینده از ۳۱ نماینده «حزب سوسیالیست»، و ۱۲ نماینده از ۲۳ نماینده «سبزها» که زیر چتر «اتحادیه نوین اکولوژیک و اجتماعی خلق» در انتخابات شرکت کردند، و بعدها به عضویت در گروه‌های مختلف پارلمان منصوب شدند، به عضویت فنلاند و سوئد در ناتو رأی مثبت دادند، در حالی‌که دیگر نمایندگان این احزاب در رأی‌گیری شرکت نکردند. فابین روسل، دبیر کل «حزب کمونیست فرانسه» حتی در رای‌گیری شرکت نکرد.

از سوی دیگر، در «فرانسه تسلیم‌ناپذیر» به رهبری ژان لوک ملانشون، که می‌توان آن را در سمت چپ سوسیال دموکراسی قرار داد، از مجموع ۷۵ نماینده آن در پارلمان ۴۳ نماینده با عضویت فنلاند و سوئد مخالف بودند، در حالی که ۳۲ نماینده آن حزب در رأی‌گیری شرکت نکردند.

«سیریزا» تسیپراس در ارتباط با ناتو دست کمی از راست نداشت
سوسیال دمکراسی نو- «ائتلاف چپ رادیکال- اتحاد مترقی» (سیریزا) – که بخش قابل‌توجهی از چپ ایران از آن الگوبرداری کرد، و حزب سوسیال دموکرات قدیمی «پاسوک» نیز در رأی‌گیری پارلمان یونان در سپنامبر ۲۰۲۲، از عضویت فنلاند و سوئد حمایت کردند. پرچم ضد-امپریالیستی چپ یونان توسط حزب کمونیست یونان، که در رای‌گیری سپتامبر ۲۰۲۲ رأی منفی داد، در اهتزار است.

روابط با ناتو در دوره «سیریزا»، که بین سال‌های ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۹ دو دولت متفاوت تحت الکسیس تسیپراس نخست‌وزیر تشکیل داد، تعمیق یافت. در این دوره، کامنوس، وزیر امور خارجه تسیپراس اظهار داشت که «برای یونان بسیار مهم است که ایالات متحده یک حضور نظامی دائمی‌تر در یونان ایجاد کند» و از ایالات متحده خواست که علاوه بر پایگاه‌های موجود، پایگاه‌های جدیدی را، نه تنها در خلیج سودا در کرت، بلکه در لاریسا، ولوس و الکساندروپلیس در سرزمین اصلی یونان ایجاد نماید.

در اروپا، هنوز، کسانی هستند که پرچم «بشریت بزرگ» را حمل می‌کنند
اگرچه با نگاه کردن به تصویری که در بالا خلاصه کردیم، بدبینی نسبت به چپ اروپایی ظهور می‌کند، اما این را نیز باید بگوییم که انباشت قابل توجهی در اروپا علیه آمریکا و ناتو وجود دارد، از جمله «شورای جهانی صلح» که در سال ۱۹۴۹ تأسیس شد، و مبارزه‌هایی که می‌خواهند این انباشت را به سیاست امروز ببرند، ادامه دارد. میلیون‌ها نفری که در شهرهای اروپایی علیه تهاجم سال ۲۰۰۳ به عراق به خیابان‌ها آمدند، هنوز به یاد مانده‌اند. دانشجویانی که تالارهای سخنرانی را پر کردند، و صدها هزار نفری که علیه وحشیگری اسرائیل که از اکتبر ۲۰۲۳ ادامه دارد، به خیابان‌ها هجوم آوردند، گواه براین است که «بشریت بزرگ» به زندگی ادامه می‌دهد.

احزاب کمونیست و کارگری، که زیر چتر «اقدام کمونیستی اروپایی»، که سال گذشته تأسیس شد، گرد آمده‌اند، در کشورهای خود مبارزه علیه ناتو را تشدید می‌کنند.