تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
منبع: «چپ» (soL)، پایگاه خبری حزب کمونیست ترکیه
نویسنده: م. اردم کایا
۲۹ ژوئن ۲۰۲۵
درسهای جنگ ایران و اسرائیل – ۵: درباه «نقطه ضعف» چه باید کرد؟

جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل بار دیگر به ما یادآوری میکند که تحولات نه تنها ابعاد نظامی، بلکه ابعاد ایدئولوژیک و اقتصادی نیز دارند. این درگیری نشان داد که چگونه مراکز امپریالیستی عملیات نظامی را به طور نامحدود برای خدمت به منافع اقتصادی و سیاسی خود سازماندهی کردند.
گرچه به نظر میرسد علت ظاهری جنگ، دخالت در ظرفیتهای هستهای ایران است، نگاهی عمیقتر، اهداف بسیار عمیقتری را آشکار میکند. میتوانیم بگوییم که ما در دورهای هستیم که امپریالیسم در حال تغییر شکل خاورمیانه از نظر اقتصادی، سیاسی، ایدئولوژیک و حتی از نظر مرزهای ملی است.
هدف اصلی اسرائیل از آغاز این جنگ نه تنها تضعیف ایران، بلکه ایفای یک نقش فعال در این تغییر شکل خاورمیانه است. روشن است که ایالات متحده یک قدرت امپریالیستی تعیینکننده در این روند است. امنیت انرژی سرمایه آمریکایی، تمایل اسرائیل به رهبری منطقهای و اتحادهای جدید با کشورهای خلیج فارس را میتوان به عنوان شاخصهایی از این درگیری چندبعدی در نظر گرفت
مداخلات امپریالیستی و دینامیسم درگیریهای منطقهای
استراتژی اساسی ایالات متحده در این جنگ، مختل کردن، تکه تکه کردن و خنثی کردن محور مقاومتی است که حول ایران علیه آن شکل گرفته است. این همچنین به رقابت بین کشورهای امپریالیستی بستگی دارد. ایالات متحده ضمن تضعیف مخالفان خود در خاورمیانه، موقعیت خود را در برابر رقبای جهانی خود، چین و روسیه، نیز تقویت میکند.
در حالی که ایران در این روند مستقیماً هدف قرار گرفته است، ما درباره ساختاری صحبت میکنیم که هدف آن هماهنگ کردن قدرتهای منطقهای و جهانی است که ممکن است با آن همکاری کنند. این نه تنها از طریق عملیات نظامی، بلکه از طریق یک استراتژی چندلایه شامل تحریمهای اقتصادی، فشار دیپلماتیک و نیروهای نیابتی نیز محقق میشود
اسرائیل به عنوان نزدیکترین شریک ایالات متحده، نقش اصلی را در این معادله ایفا میکند. نسبت دادن سیاستهای منطقهای اسرائیل به تعصب و تکبر راستگرایانه آن، یا حتی رد آنها به عنوان صهیونیسم، میتواند نوعی بیسیاستی تلقی شود. چنین تفاسیری میتوانند مداخله امپریالیستی واقعی را پنهان کنند.
کوششهای اسرائیل برای برقراری روابط با نیروهای کرد در نقاط مختلف از شمال تا جنوب غربی نیز بخشی از این استراتژی است. این علاقه که از زمان تأسیس اسرائیل وجود داشته و در دهه ۱۹۹۰ بیشتر نمایان شد، با این جنگ بحثبرانگیزتر شده است. برای ترکیه، این نه تنها نشاندهنده یک تحول در سیاست خارجی، بلکه نشاندهنده نیاز به بازسازی سیاسی داخلی نیز هست.
مسأله کرد در ترکیه و تغییر آرایش جدید سیاست داخلی
به همین دلیل، مسأله کرد که گهگاه در روندهایهای صلح ،اما بیشتر در درگیریهای مسلحانه در ترکیه خود را نشان داده است، به صدر دستور کار ترکیه بازگشته است. روند جدید صلح که با فراخوان باغچلی آغاز شده است، با هدف تغییر جایگاه جنبش سیاسی کردها است. کنگره PKK که به فراخوان اوجالان تشکیل شد، تصمیم به انحلال گرفته است که گامی مهم در این روند محسوب میشود.
البته این روند بازسازی داخلی مستقل از موازنههای منطقهای نیست. میتوان گفت که ترکیه در روبارویی با تحولی که در خاورمیانه رخ خواهد داد، نیاز به رقابت قویتر با کشورهای منطقه را احساس میکند و با این کار، تلاش میکند در مورد مسأله کرد، که میتواند نقطه ضعف آن باشد، گامی الزامآور بردارد.
با این حال، پیشبینی میزان اثربخشی این گام دشوار است. در حالی که پ.ک.ک تصمیم به انحلال گرفته است، سایر نیروهای کرد در منطقه هنوز به اتحاد تشکیل شده در ترکیه نپیوستهاند.
مواضع متفاوت بازیگران سیاسی کرد در زمینه جنگ اسرائیل و ایران، این پیچیدگی را نمایانتر میکند. بیطرفی «پژاک» در قبال حمله اسرائیل، که عملاً به معنای حمایت از اسرائیل است، و فراخوان آن برای «انقلاب» نتیجه طبیعی خصومت آن با رژیم ایران است.
با این حال، سکوت دولت اقلیم کردستان عراق به دلیل روابط پیچیدهاش با ایران قابل توجه است. در سوریه، دنبالهروی «نیروهای دموکراتیک سوریه» از خط آمریکا، به طور طبیعی آن را به جبهه اسرائیل نزدیکتر میکند.
اظهارات دوران کالکان، از چهرههای ارشد پ.ک.ک، به چارچوب استراتژیک متفاوتی اشاره دارد. کالکان اظهار داشت که همه نیروهای کرد باید به طور متحد برای کمک به روند تغییر در ایران اقدام کنند، و خواستار ارزیابی از جنگ، به نفع خلق کرد، به جای بیرون ماندن مستقیم از آن شد.
از سوی دیگر، محکومیت تجاوز اسرائیل توسط «حزب دموکرات» (DEM)، نشان نمیدهد که آن حزب یک خط ضد-امپریالیستی دارد، بلکه نشانگر این است که جنبش کردی و گروههای دولتی در ترکیه ممکن است در یک روند جدید صلح در حال ایجاد یک همکاری باشند.
بنابراین، آیا این ابتکار جدید، تحت گفتمان «ترکیه بدون ترور»، میتواند یک راهحل پایدار برای دغدغههای امنیتی ترکیه در رویارویی با پروژههای امپریالیستی، به ویژه ترس از تجزیه، ارائه دهد؟ پاسخ مثبت به این پرسش دشوار است. زیرا اولویت طبقه سرمایهدار نه ایجاد صلح اجتماعی، بلکه ایجاد محیط موزونی است که بتوان آنرا کنترل کرد و در داخل مرزهای نظام باقی بماند.
سیاستهای منطقهای ترکیه خود را از طریق ابتکارات توسعهطلبانه ریشهدار در میراث عثمانی، در چارچوب سرمایهداری ادغامشده با نظام امپریالیستی، نشان میدهند. تحرکات سیاسی، اقتصادی و نظامی دولت «حزب عدالت و توسعه-حزب حرکت ملی»، از لیبی تا قرهباغ، را میتوان به عنوان نمودهای عینی این دیدگاه توسعهطلبانه تفسیر کرد.
در جدیدترین توسعهطلبی، صلح ترکیه و کردها نیز مسیری را به سوی جنگیدن در یک جبهه، و نه عدم درگیری، ترسیم میکند. این مسیر سلاحهای خود را نه علیه امپریالیسم یا همدستان آن، بلکه علیه محافل دیگر در منطقه به کار خواهد گرفت.
تحت حاکمیت سرمایهداری، صلح و امنیت امکانپذیر نیست!
ادغام جنبش سیاسی کردها در نظام، به جای ایجاد یک خط مقاومت میهنپرستانه در برابر پروژههای امپریالیستی، با هدف گسترش مانور سیاست خارجی از طریق سرکوب تضادهای داخلی صورت میگیرد.
تقریباً مشخص بود که پس از عراق و سوریه، نوبت مداخله نظامی امپریالیسم در ایران خواهد بود. در اینجا، قصد بورژوازی ترکیه برای گنجاندن کردها نه تنها جلوگیری از تبدیل شدن به هدف بعدی امپریالیستها، بلکه همچنین بدست آوردن هرچه بیشتر اهرم فشار در معادله جدیدی بود که در منطقه پدیدار میشد.
این نوع ادغام قطعاً میتواند بقای نظام سرمایه ترکیه را از نظر اقتصادی تقویت کند؛ با این حال، پتانسیل ایجاد صلح مبتنی بر برابری و آزادی بین مردم را ندارد و در این سطح که مرزها در خاورمیانه مورد بحث قرار میگیرند، احتمالاً به جای گسترش حوزه نفوذ ترکیه، به محدود شدن مرزهای آن منجر خواهد شد. از این نظر، ممکن است تلاشی بیهوده برای تضمین امنیت آن نیز باشد.
به نظر میرسد که مسأله کرد تنها در صورتی میتواند از حالت «نقطه ضعف» خارج شود که مردم در کنار کارگران متحد شوند. راهحل این مشکل نه از طریق حقوق فرهنگی، دولتهای محلی و اینکه چه کسی با کدام قدرت امپریالیستی عمل میکند، بلکه باید بر اساس مبارزه مشترک علیه نظام استثمار سرمایهداری دنبال شود.
مبارزه کارگران کرد، به عنوان یک عنصر اصلی طبقه کارگر ترکیه، تنها راه تعیینکننده برای پایان دادن به ستم و جنگهای امپریالیستی خواهد بود.
https://haber.sol.org.tr/haber/iran-israil-savasi-dersleri-5-zayif-karin-ne-olacak-399397
