تارنگاشت عدالت – بایگانی دورۀ دوم

۱۷ مهر ۱۳۸۶
منبع: دبیرخانه سازمان ملل متحد
برگردان: ع. سهند

سخنرانی هوگو چاوز در شصت و ششمین اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل متحد (۲١ سپتامبر۲٠٠۶)

 

رییس شصت و ششمین اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل متحد خانم «راشدالخلیفه»: به نام مجمع عمومی مفتخرم به عالی‌جناب هوگو چاوز فریاس، رییس‌جمهور جمهوری بولیواری ونزوئلا خیر مقدم گفته و از ایشان دعوت کنم سخنرانی خود را آغاز کند.

«کف زدن حضار»

رییس جمهور جمهوری بولیواری ونزوئلا، هوگو چاوز:

خانم رییس، عالی‌جنابان، رؤسای جمهور، رؤسای دولت و نمایندگان بلندپایه دولت‌های جهان؛

سلام بر همه شما. قبل از آغاز مایلم با احترام عمیق، از کلیه کسانی که تاکنون نتوانسته اند این کتاب را بخوانند، دعوت به خواندن آن کنم: «نوام چامسکی»، یکی از روشنفکران سرشناس آمریکا و جهان، یکی از جدیدترین آثار وی: سرکردگی و یا بقا، سرکردگی و یا بقای استراتژی امپریالیستی ایالات متحده آمریکا. یک اثر بسیار نفیس برای درک آنچه که در جهان قرن ۲٠ رخ داد و آنچه که اکنون رخ می‌دهد و در مورد بزرگ‌ترین  خطری که سیاره ما را مورد تهدید قرار داده است: کوشش‌های هژمونیستی امپریالیسم آمریکای شمالی بقای تیره بشری را به خطر افکنده است.

ما در مورد این خطر کماکان هشدار می‌دهیم و از مردم ایالات متحده آمریکا و جهان می‌خواهیم که این تهدید را که همانند شمشیر داموکلس بالای سر ما در نوسان است، متوقف کنند. می‌خواستم یک بخش از این کتاب را قرائت کنم، لکن برای رعایت وقت تنها به توصیه آن قناعت می‌کنم. خواندن آن بسیار سهل است. کتاب بسیار خوبی است. خانم رییس شما حتماً آنرا خوانده اید. این کتاب به انگلیسی، آلمانی، روسی و مطمئناً عربی هم ترجمه شده است.

«کف زدن حضار»

پرزیدنت چاوز: ببینید، من فکر می‌کنم که اولین کسانی که این کتاب را باید مطالعه کنند، برادران و خواهران، مردم ایالات متحده آمریکا هستند، زیرا که آن‌ها این تهدید را در خانه خود  لمس می‌کنند. شیطان در خانه آن‌هاست. این شیطان دیروز به اینجا آمده بود.

«کف زدن حضار»

پرزیدنت چاوز: دیروز شیطان اینجا بود، در همین محل. پشت همین میزی که اکنون من ایستاده ام. اینجا هنوز بوی گوگرد می‌دهد! دیروز، خانم‌ها و آقایان، از همین تریبون آقای رییس‌جمهور ایالات متحده آمریکا که من وی را «شیطان» می‌نامم، سخن گفت. وی به اینجا آمد تا به عنوان آقای جهان سخن بگوید. یک روانکاو برای تجزیه و تحلیل خطابه دیروزی رییس‌جمهور ایالات متحده آمریکا کافی نخواهد بود. وی در مقام سخنگوی امپریالیسم آمد، تا دستورالعمل و نسخه‌های خود را توزیع کند. آمد تا مناسبات حاکمیت کنونی را تثبیت کند، مناسبات استثماری و استعماری خلق‌های جهان را! سوژه خوبی برای یک فیلم از آلفرد هیچکاک است. من حتا می‌دانم چه نامی برای آن مناسب است: «نسخه‌های شیطان».

یعنی امپریالیسم آمریکای شمالی، به گفته دقیق نوام چامسکی، ناامیدانه به هر دری می‌کوبد تا سیستم سلطه‌جویانه حاکمیت خود را تثبیت کند. ما نباید اجازه دهیم که این کوشش موفق گردد. ما نباید اجازه دهیم که دیکتاتوری جهانی استیلا یابد…

سخنرانی این رییس‌جمهور ستمگر جهانی پر از استهزا بود. پر از دروریی. این دورویی عظیمی است برای تحت کنترل درآوردن همه چیز. آن‌ها می‌خواهند آنچنان مدلی از دمکراسی را تحمیل کنند که خود می‌پندارند: دمکراسی قلابی نخبگان. اضافه برآن یک مدل دمکراسی بدیع: اعمال گردیده توسط بمب، بمباران، تهاجم نظامی و گلوله‌های توپ! چه دمکراسی خوبی! انسان باید بار دیگر تز ارسطو را مطالعه کند. مگر نه؟ و تز آن کسانی را که برای اولین بار در یونان باستان سخن از دمکراسی گفتند. برای آن‌که دریافت این چه نوع دمکراسی است که به کمک سربازان نیروی دریایی، به کمک تهاجم، خشونت و بمب تحمیل می‌گردد؟

دیروز پرزیدنت ایالات متحده آمریکا در همین سالن گفت: «به هر کجا که نظر کنید، می‌شنوید که تروریست‌ها به شما می‌گویند به کمک خشونت، ترور و شهادت‌پروری می‌توان از بینوایی رهایی یافت و به وقار و مرتبه خود دست یافت.» وی به هر جا که می‌نگرد، به عناصر خرابکار بر می‌خورد! من مطمئنم که وی از این دریچه به تو می‌نگرد ای برادر و تصور می‌کند که تو خرابکاری. از این دریچه «اوو مورالس»، رییس‌جمهور با وقار بولیوی که دیروز در اینجا سخن گفت، یک عنصر خرابکار است. امپریالیست‌ها در هر جا عناصر خرابکار می‌بینند.

نه، ما  خرابکار نیستم ؛ آنچه که رخ داده است، جهان بیدار گشته و در هر جا ما، یعنی خلق‌ها برخاسته ایم.

آقای دیکتاتور امپریالیستی،  این‌طور برداشت می‌کنم که شما روزهای باقی‌مانده خود را باید با این رؤیای تلخ به سر آورید، زیرا به هر کجا که بنگرید، ما ظاهر خواهیم شد، مایی که علیه امپریالیسم آمریکای شمالی قیام کرده، مایی که خواستار آزادی کامل جهان است، مایی که خواستار برابری کلیه خلق‌ها و احترام به استقلال کلیه ملل می‌باشد.

آری، شما ما را خرابکار می‌نامید، ما علیه امپراتوری قیام می‌کنیم، ما علیه مدل این نوع سلطه‌گری به پا برمی‌خیزیم.

سپس آقای رییس‌جمهور می‌گوید: «امرزو می‌خواهم مستقیماً با مردم خاورمیانه سخن بگویم، کشور من خواستار صلح است…» صحیح است. وقتی که ما از خیابان‌های برونکس می‌گذریم، وقتی که از خیابان‌های نیویورک، واشنگتن، سان دیگو، کالیفرنیا، سان آنتونیو، سان فرانسیسکو و یا هر شهر دیگری عبور می‌کنیم و از مردم کوچه و بازار، از مردم ایالات متحده آمریکا بپرسیم، این کشور طالب صلح است. فقط اختلاف در اینجا است که دولت این کشور، دولت ایالات متحده آمریکا طالب صلح نیست. این دولت مایل است به کمک جنگ،  مدل استثمار و تاراج و سلطه خود را تحمیل سازد. این اختلاف کوچک وجود دارد. این دولت صلح می‌خواهد اما در عراق چه می‌گذرد؟ در لبنان و فلسطین چه گذشت؟ در ۱٠٠ سال گذشته در آمریکای لاتین و جهان چه گذشت؟ و اکنون تهدید ونزوئلا، تهدیدهای جدید علیه ونزوئلا، تهدیدهای جدید علیه ایران… وی خطاب به خلق لبنان گفت: «بسیاری از شما دیدند که چگونه خانه و محله شما به زیر رگبار گلوله  اسیر شد.» چه شوخی تلخی!… چه توانایی که بتوان این‌طور بی‌پروا در مقابل دنیا دروغ گفت! بمب‌هایی که به طور بسیار دقیق روی لبنان ریخته شد آیا رگبار گلوله بود؟ من معتقدم که آقای رییس‌جمهور به فیلم‌های وسترن  فکر می‌کند که دست به هفت‌تیر مردم خوب بود و کسی، در جایی زیر باران گلوله گرفتار می‌گشت. آتش امپریالیستی، آتش فاشیستی، آتش کشنده، آتش نابود کننده خلق توسط امپراتوری و اسرائیل علیه خلق بی‌گناه فلسطین و لبنان! حقیقت این است! و حال می‌گویند که رنج می‌برند، که «ما رنج می‌بریم چون خانه و آشیانه آن‌ها را ویران شده می‌بینیم.»

و رییس‌جمهور ایالات متحده آمریکا آمد تا مضافاً بگوید…. «به خلق ایران می‌گویم… به خلق لبنان می‌گویم… به خلق افغانستان می‌گویم…» بسیار خوب، از خود سؤال می‌کنیم… اگر این خلق‌های می‌توانستند سخن بگویند، چه جوابی به وی می‌دادند؟ من جواب می‌دهم چون بخش اعظم روح این خلق‌ها، خلق‌های جنوب، خلق‌های تاراج شده را می‌شناسم. آن‌ها جواب می‌دادند: «یانکی به خانه‌ات بازگرد!» این فریادی خواهد بود که همه جا، اگر خلق‌های جهان می‌توانستند  یک صدا با امپراتوری ایالات متحده آمریکا سخن گویند، طنین خواهد یافت.

به همین دلیل، خانم رییس، همکاران، دوستان ما سال گذشته به اینجا آمدیم، در همین سالن، مثل سال‌های پیش چیزهایی گفتیم که امسال کاملاً تأیید شد و من فکر می‌کنم که هیچ‌کس در این سالن وجود ندارد که برخیزد و از خود دفاع کند: سیستم سازمان ملل، که پس از جنگ دوم جهانی پدید آمد، قبول کنیم که به شکست انجامیده و منحل شده است. این سیستم تنها به درد این می‌خورد که به اینجا بیاییم، همدیگر را سالی یک بار ببینیم و سخنرانی کنیم. فقط به همین درد می‌خورد. تنها به این درد می‌خورد که اسناد عریض و طویل تولید کنیم و برداشت‌ها و سخنرانی‌های خوبی بشنویم، مثل سخنرانی دیروز «اوو» و یا «لولا» و دیگر سخنرانی‌هایی که شنیدیم مثل سخنرانی رییس‌جمهور سریلانکا و یا شیلی. بله تنها به همین درد می‌خورد. ولی آن‌ها این مجمع را به یک مجمع مشاورتی تبدیل ساخته اند. تنها مشاورت بدون هیچ‌گونه قدرت، که بتواند به کوچک‌ترین وضعی به مصاف این واقعیت وحشتناک که جهان با آن روبرو است، برخیزد. لذا ما پیشنهاد خود را مجدداً تکرار می‌کنیم؛ ونزوئلا امروز ۲٠ سپتامبر ۲٠٠۶ مجدداً پیشنهاد می‌کند که سازمان ملل متحد نوینی بنا کنیم. ما در سال گذشته، خانم رییس، چهار پیشنهاد متواضعانه ارایه دادیم که آن‌ها را فوری و عاجل می‌پنداریم تا رؤسای جمهور، رؤسای دولت‌ها، سفیران و نمایندگان بتوانند مورد بحث و شور قرار دهند.

۱ـ توسعه شورای امنیت ـ دیروز لولا نیز همین نظر را ارایه داد ـ هم در بخش اعضای دایمی و هم اعضای فصلی خود، تا هم کشورهای نوین پیشرفته و هم کشورهای در حال رشد، کشورهای جهان سوم در مقام اعضای دایمی آن وارد گود شوند.

۲ـ استفاده از شیوه‌های کارا برای درمان و یافتن راه‌حل برای بحران‌ها در سطح جهان و همین‌طور شیوه‌های شفاف بحث و تصمیم‌گیری.

٣ـ آنچه به نظر ما کاملاً اساسی و مورد توافق همه است، از میان برداشتن این مکانیسم غیردمکراتیک «حق وتو» در تصمیمات شورای امنیت است. یک مثال از دوران اخیر: وتوی غیراخلاقی دولت ایالات متحده آمریکا به ارتش اسرائیل اجازه داد با دست باز لبنان را متلاشی کند بدین صورت که کاملاً علنی در مقابل چشمان ما از تأیید یک قطع‌نامه در شورای امنیت ممانعت به عمل آورد.

۴ـ لازم است ـ و ما همیشه تکرار می‌کنیم ـ که نقش و اختیارات دبیراول سازمان ملل تقویت  گردد. دیروز دبیراول سخنرانی کرد، عملاً آخرین سخنرانی وی. وی اذعان کرد که در ده سال گذشته جهان بغرنج‌تر گردیده و مشکلات عظیم جهان، گرسنگی، فلاکت، خشونت و زیر پا رفتن حقوق بشر تشدید یافته است. این پی‌آمد وحشتناک تلاشی سیستم سازمان ملل متحد از یک طرف و توقعات امپریالیستی آمریکای شمالی می‌باشد.

از طرف دیگر، خانم رییس، ونزوئلا چندین سال پیش تصمیم گرفت این مبارزه را در درون سازمان ملل به پیش برد. ما سازمان ملل را در مقام عضو با آرای خود و برداشت‌های خود به رسمیت می‌شناسیم. ما با رأی مستقل خود به دنبال حفظ وقار و صلح و تعریف نوین سیستم بین‌المللی هستیم تا  تعقیب و تضییق خلق‌ها را توسط سرکردگی جویی به انتقاد کشیم.  ونزوئلا از این طریق نام خود را ارئه داده است، سرزمین بولیوار نام خود را برای عضویت دایم در شورای امنیت ارایه داده است. می‌دانید، دولت ایالات متحده آمریکا دست به خشونت علنی آزیده، خشونت غیراخلاقی در سطح جهان و کوشش می‌کند تا از انتخاب آزاد ونزوئلا در عضویت دایم شورای امنیت جلوگیری به عمل آورد. آن‌ها از حقیقت هراس دارند. امپراتوری از حقیقت، از آرای مستقل می‌هراسد. به ما اتهام خرابکاری می‌زند.

در اینجا مایلم از کلیه کشورهایی که قول مودت به ونزوئلا داده اند، با این‌که انتخابات مخفی است و لازم نیست که کشوری رأی خود را علناً اعلام کند، تشکر کنم. اما تصور می‌کنم که خشونت علنی امپراتوری آمریکای شمالی مساعدت بسیاری از کشورها را شتاب بخشید، چیزی که ونزوئلا، خلق ما و دولت ما را از نظر اخلاقی تقویت می‌کند. مثلاً «مرکوسور» (ونزوئلا، برزیل، آرژانتین، اوروگوئه و پاراگوئه) و برخی دیگر از کشورهای آمریکای لاتین مثل بولیوی، به طور دسته‌جمعی پشتیبانی خود از ونزوئلا را اعلام کرده اند. همین‌طور CARICOM پشتیبانی کامل خود را اعلام کرده است. لیگ عرب پشتیبانی خود را اعلام کرده است. من از جهان عرب ممنونم، از برادران عرب از عمق کشورهای عربی. از برادران خود در کارائیب از جامعه آفریقا: تقریباً تمامی آفریقا پشتیبانی خود را از ونزوئلا اعلام داشته است. کشورهایی مثل روسیه، چین و کشورهای بسیار دیگر سیاره ما. خیلی خیلی متشکرم،  به نام ونزوئلا، به نام خلق ما و به نام حقیقت. زیرا ونزوئلا اگر در شورای امنیت حضور داشته باشد، تنها صدای ونزوئلا را به گوش جهان نخواهد رسانید، بلکه بلندگوی جهان سوم، بلندگوی خلق‌های این سیاره خواهد بود. ما در آنجا حضور خواهیم داشت و از وجه و وقار و حقیقت دفاع خواهیم کرد.

علاوه برآن، خانم رییس من معتقدم که دلایلی برای خوش‌بینی ما وجود دارد. به گفته شاعر خوشبینی تحمیلی زیرا که در جوار تهدیدات، بمباران‌ها، جنگ، خشونت، جنگ‌های پیش‌گیرانه و نابودی بسیاری از خلق‌ها، انسان احساس می‌کند که دوران نوینی در شرف تکوین است. «سیلویو رودریگز» در سرود خود می‌خواند «این دوران رئوف است» جریان‌های بدیل به حرکت درمی‌آیند، ایده‌های بدیل، جنبش‌های بدیل، جوانان با ایده‌های دیگر. تنها طی یک دهه ثابت شد که تز «به پایان رسیدن تاریخ» کاملاً اشتباه بود. تز تأیید کننده امپراتوری آمریکا، «پاکس آمریکانا»، تز تأیید کننده مدل نئولیبرالی سرمایه‌داری اشتباه بود، زیرا که تنها چیزی که با خود به ارمغان آورد، فقر و بینوایی بود. این تز کاملاً اشتباه است و از بین خواهد رفت. اکنون بایستی که آینده جهان تعریف گردد. سپیده دم در راه است و آن را همه جا می‌توان دید. در آمریکای لاتین، در آسیا، در آفریقا، در اروپا و در استرالیا.

روی این چشم‌انداز خوش‌بینانه تکیه می‌کنم تا ضمیر خودآگاه و آمادگی برای مبارزه در راه نجات جهان و بنای جهانی نوین و جهانی بهتر تقویت گردد.

ایالات متحده آمریکا در ونزوئلا کودتایی را طراحی و از نظر مالی تأمین کرد و ابتکار اجرای آن را به عهده گرفت. ایالات متحده آمریکا کماکان جنبش کودتاگر در ونزوئلا و علیه ونزوئلا را تقویت می‌کند. آن‌ها کماکان تروریسم را مورد پشتیبانی قرار می‌دهند. خانم Michelle Bachele ، رییس‌جمهور شیلی چند روز پیش ـ معذرت می‌خواهم چند لحظه پیش ـ قتل وحشتناک وزیر امور خارجه اسبق شیلی « اورلاندو پلتیه» را یادآوری کرد. مایلم  تنها یک چیز بدان اضافه کنم: مقصرین (این قتل) آزادند، مقصرین این واقعه که به قتل شهروند ایالات متحده آمریکا نیز منجر شد، آمریکایی هستند و به سازمان سیا تعلق دارند، تروریست‌های سازمان سیا. اما در این مجمع همین‌طور باید یادآوری گردد که چند روز دیگر ٣٠مین سالگرد اقدام وحشتناک تروریستی انفجار هواپیمای مسافربری کوبایی است که به قتل ٧٣ نفر سرنشین بی‌گناه آن انجامید. حال باید پرسید بزرگ‌ترین تروریست قاره که مسؤولیت اخلاقی انفجار هواپیمای کوبایی را به عهده گرفت کجاست؟

وی چندین سال در ونزوئلا در زندان بود و تنها به کمک کارمندان سازمان سیا و دولت وقت ونزوئلا توانست از زندان بگریزد. وی اکنون در ایالات متحده آمریکا زندگی می‌کند و تحت الحمایت دولت آمریکا است. کسی که زندانی بود و به جرم خود اعتراف کرده بود.

دولت ایالات متحده آمریکا دورو است و از تروریسم پشتیبانی  می‌کند.

این وقایع ونزوئلا را برآن می‌دارد خود را در مبارزه علیه تروریسم و علیه خشونت مسؤول بداند و همگام با کلیه خلق‌های جهان در راه صلح و تساوی حقوق مبارزه کند.

من از هواپیمای کوبایی سخن گفتم. تروریست مسؤول این فاجعه «لوئیس پاسادا کاریلس» نام دارد که اینجا (در آمریکا) در امنیت است. رشوه‌خواران بزرگ که از ونزوئلا گریخته اند، اینجا در امنیت هستند، مثل گروهی از تروریست‌ها که در ونزوئلا در چندین سفارتخانه مختلف بمب کار گزاردند و در طی کودتا آدم کشته اند و من حقیر را ربوده و کمر به قتلم بسته بودند. تنها خداوند، گروهی از سربازان خوب و یک خلق که به خیابان‌ها ریختند از انجام آن جلوگیری کردند. در اثر یک معجزه من در اینجا حضور دارم. آن‌ها اینجایند، رهبران کودتا و اقدامات تروریستی در حفاظ دولت ایالات متحده آمریکا در اینجایند. من دولت ایالات متحده آمریکا را متهم می‌کنم، تروریسم را مورد حمایت قرار می‌دهد و بحث کاملاً استهزاآمیزی را رواج می‌دهند.

از کوبا سخن می‌گوییم. ما از هاوانا می‌آییم. ما بسیار راضی و خوشبخت از هاوانا می‌آییم. ما چندین روز آنجا بودیم؛ و در آنجا می‌توان تولد یک دوران نوین را  به چشم دید: گردهم‌آیی G-15، گردهم‌آیی جنبش غیرمتعهدها و قطع‌نامه تاریخی «سند پایانی». نترسید، من همه آن را قرائت نخواهم کرد، اما در اینجا چندین قطع‌نامه وجود دارد که به دنبال بحث و گفت و گوی شفاف بیش از ۵٠ نفر از رؤسای کشورها مورد تصویب قرار گرفته است. هاوانا یک هفته تمام پایتخت جنوب بود. ما جنبش کشورهای غیرمتهعد را مجدداً آغاز کردیم و اگر اجازه داشته باشم از شما، رفقا، خواهران و برادران خواهشی کنم، این است که ما اراده عظیمی در تقویت گروه کشورهای غیرمتعهد گذارده ایم که برای تولد دوران نوین و جلوگیری از اعمال سرکردگی و سلطه امپریالیسم بسیار مهم است.

علاوه برآن، می‌دانید که ما فیدل کاسترو را برای سه سال آینده به ریاست گروه کشورهای غیرمتعهد انتخاب کردیم و اطمینان داریم که که رفیق پرزیدنت فیدل کاسترو  چوب میزانه را خلاقانه به کار خواهد گرفت. آن‌هایی که که مرگ  فیدل را می‌خواستند، خوب!، اکنون دلخور مانده اند زیرا که فیدل مجدداً انیفورم سبز خود را پوشیده و اکنون نه تنها پرزیدنت کوبا، بلکه پرزیدنت گروه کشورهای غیرمتعهد است.

خانم رییس، همکاران و رؤسای جمهور؛

در آنجا یک جنبش بسیار پرتوان پا به عرصه وجود نهاد. جنبش جنوب. ما مردان و زنان جنوبیم. ما ارایه دهنده این اسنادیم، این ایده‌ها، این انتقادات و این بازتاب‌ها. من اکنون دفتر دست‌نویس خود را می‌بندم و این کتاب را نیز با خود می‌برم ـ فراموش نکنید که آن را با فروتنی کامل بخوانید، خواندن آن را به شما توصیه می‌کنم ـ ما کوشش کردیم ایده‌های خود را برای نجات این سیاره ارایه کنیم و آن را در مقابل تهدیدات امپریالیسم حفظ نماییم و بدین وسیله ـ امیدوارم هرچه زودتر ـ در این سده و نه دیرتر، فرزندان و نوه‌های ما زندگی بهتری داشته باشند. امیدوارم که ما بتوانیم شاهد آن باشیم: دنیای صلح، تحت اصول اساسی سازمان ملل متحد، اما سازمانی با آغاز جدید و در محلی دیگر. معتقدم  که باید سازمان ملل متحد را در کشور دیگری برپا ساخت. در یکی از کشورهای جنوب. ما ونزوئلا را پیشنهاد کردیم. شما می‌دانید که پزشک معالج من در هواپیما محبوس مانده، زیرا آن‌ها به وی اجازه ورود به سازمان ملل را ندادند. یک سوءاستفاده دیگر و حمله، خانم رییس، که ما از ونزوئلا آن را یک حمله ـ یک حمله شخصی ـ شیطان اعلام می‌کنیم.

بوی گوگرد می‌آید، ولی خدا با ما است. همه را در آغوش می‌کشم، خدا پشت و پناه شما، روز بخیر

(کف زدن حضار)