مضمون میهن‌‏دوستانه جنبش براى‏‏ صلح! سلامت و آزادى‏‏ موسوى‏‏- کروبى‏‏ در خطر است، جنبش صلح را سپر دفاع از آن‏‌ها سازیم! تهدید روزافزون نسبت به سلامت و آزادى‏‏ رهبران جنبش «سبز» مـردمـى‏‏ در ایران، که در حمله به خانه مهدى‏‏ کروبى‏‏ و عملا زندانى‏‏ کردن موسوى‏‏ در خانه‏‌اش تظاهر مى‌‏‏کند، خبرها در باره تدارک دادگاه علیه آن‏‌ها و … از یک سو و انجام مصاحبه‏‌هاى‏‏ دست و دل باز و اختصاصى‏‏ رسانه‏‌هاى‏‏ تبلیغاتى‏‏ امپریالیستى‏‏ با احمدى‏‏‌نژاد، با وجود «تحریم» و ممنوعیت صدور ویزا براى‏ شمارى‏‏ از اشخاص حقوقى‏‏ در حاکمیت سرمایه‏‌دارى‏‏ مافیایى‏‏ کنونى‏‏ توسط همین محافل، و همچنین معاملات در جریان، در ارتباط با آزادى‏‏ زندانیان دو طرف در ماه‌‏هاى‏‏ اخیر، همگى‏‏ را باید «چراغ‌‏هاى‏‏ سبز» امپریالیسم براى‏‏ دستگیرى‏‏، کشاندن به دادگاه و زندانى‏‏ کردن رهبران جنبش مردمى‏‏ ارزیابى‏‏ نمود.

وبلاگ «توده‌ای‌ها»

فرهاد عاصمی
۵ مهر ۱۳۸۹

 

مضمون میهن‏‌دوستانه جنبش براى‏‏ صلح!
سلامت و آزادى‏‏ موسوى‏‏- کروبى‏‏ در خطر است، جنبش صلح را سپر دفاع از آن‏‌ها سازیم!

 

واقعیت آنست که در دوران پس از فروپاشى‏‏ اتحاد شوروى‏، استراتژى‏‏ نظامى‏‏- سیاسى‏‏ امپریالیسم آمریکا با هدف تجزیه کشورها به واحدهاى‏‏ قومى‏‏- مذهبى‏‏ کوچک و فاقد امکان دفاع از استقلال سیاسى‏‏ و اقتصادى‏‏ خود، ‏ با موفقیت‌هاى‏‏ چندى‏‏ همراه بوده است. برخى‏‏ از جمهورى‏‏هاى‏‏ آسیایى‏‏ اتحاد شوروى‏‏ سابق همانقدر به سرزمین‏‌هاى‏‏ تحت کنترل و سلطه امپریالیسم جهانى‏‏ تبدیل شده‏اند و در آن‏‌ها پایگاه‌‏هاى‏‏ نظامى‏‏ آمریکا ایجاد شده است، که کشورهاى‏‏ شرق اروپا به «حیاط خلوت» امپریالیسم جهانى‏‏ بدل شده‌‏اند؛ یوگسلاوى‏‏ سابق پاره پاره و نیروهاى‏‏ ناتو در بخش‌‏هاى‏‏ زیادى‏‏ از آن مستقر گشته؛ عراق عملاً به سه بخش تقسیم شده و قادر به حفظ استقلال سیاسى‏‏- اقتصادى‏‏ خود نیست. سفارت ایالات متحده آمریکا در بغداد از وسعتى‏‏ چند ده کیلومتر مربع برخوردار است که در آن در کنار بیمارستان، فروشگاه‌‏هاى‏‏ متعدد، سینما و تائتر، هتل‏‌ها، زندان و دیگر ساختمان‏هاى‏‏ ضرور ادارى‏ در یک کشور مستقل، همانند فرودگاه و … نیز ایجاد شده‌‏اند. مردم بغداد به آن نام «قلعه» داده‌‏اند، قلعه‌‏اى‏ براى‏‏ اداره ۵۶ هزار مستشار نظامى‏‏ و دیگر گروه‌‏هاى‏‏ «امنیتى‏‏ خصوصى‏‏» یا همان مزدوران مسلح ارتش خصوصى‏‏ شرکت‏‌هاى‏‏ آمریکایى‏ که شئون اقتصادى‏ کشور را با قراردادهاى‏ درازمدت در اختیار گرفته‌‏اند؛ قلعه‌‏اى‏‏ براى‏‏ تضمین امنیت غارت ثروت‏‌هاى‏‏ این کشور اشغال شده.

حضور بیش از ١۶٠ هزار سرباز ناتو در افغانستان نیز همین آینده را براى‏‏ این کشور رقم مى‏‏‌زند.

پایگاه‏‌هاى‏‏ متعدد نظامى‏‏ ایالات متحده آمریکا در کشورهاى‏‏ عربى‏‏ حوزه خلیج فارس و عربستان و …، توسعه حیطه عملکرد ناتو به سراسر جهان که با برپا ساختن یک «ارتش واکنش سریع»، نقش تجاوزى‏‏ و سلطه‌‏گر آن مورد تاکید محافل تجاوزگر همه کشورهاى‏‏ امپریالیستى‏‏ قرار گرفته است، دیگر نمونه‏‌هاى‏‏ موفقیت در تحقق بخشیدن به استراتژى‏‏ نظامى‏‏- سیاسى‏‏ امپریالیسم آمریکا براى‏‏ برقرارى‏‏ سلطه نواستعمارى‏‏ خود بر کشورهاى‏‏ جهان سوم در شرایط «گلوبالیسم» امپریالیستى‏‏ مى‏ی‌باشد.

در عین حال مقاومت مردم جهان در برابر این یورش نظامى‏‏- سیاسى‏‏ امپریالیسم نیز به طور روزافزون و با قاطعیت و آگاهى‏‏ بیش‏تر شکل گرفته که به دفع تجاوزات امپریالیستى‏‏ مى‏‏‌پردازند. مقاومت خلق‌‏هاى‏‏ منطقه کارئیب، آمریکاى‏‏ لاتین، کوبا، ویتنام، کره شمالى‏‏ و به ویژه جمهورى‏‏ خلق چین شایان ذکر است؛ مقاومت در برابر دیکته سازمان‏‌هاى‏‏ امپریالیستى‏‏ از قبیل صندوق بین‏‌المللى‏‏ پول، بانک جهانى‏‏، سازمان تجارت جهانى‏‏ در میان ‌مختلف مردم در همه کشورهاى‏ جهان تشدید شده است؛ در شمارى‏‏ از کشورهاى‏‏ آمریکاى‏‏ مرکزى‏‏ و جنوبى‏‏ و به‌‏ویژه در افریقاى‏‏ جنوبى‏‏ نیروهاى‏‏ مردمى‏‏ و مخالف تداوم اجراى‏ این سیاست امپریالیستى‏‏، به پیروزى‏‏‌هاى‏‏ چشم‏‌گیرى‏‏ نایل شده‌‏اند؛ در کشورهاى‏‏ پیشرفته سرمایه‏‌دارى‏‏ نیز مقاومت در برابر خصوصى‏‏ و آزادسازى‏‏ اقتصادى‏‏ هر روز ابعادى‏‏ بزرگ‌‏تر و عمیق‏‌تر به خود ‌؛ مبارزه لایه‏‌هاى‏ مختلف مردم در شهرهاى‏ کشورهاى‏ پیشرفته صنعتى‏ براى‏ بازگرداندن امور شهرى‏، تامین آب آشامیدنى‏، سرپرستى‏ کانال‏‌هاى‏ فاضل آب، وسایل نقلیه شهرى‏ و … که به شرکت‏‌هاى‏ سرمایه‏‌دارى‏ فروخته شده و خصوصی‌ى‏سازى‏ شده بودند، به یکى‏ از جنبش‏‌هاى‏ مردمى‏ پرتوان تبدیل شده است؛ در یونان، ایتالیا، فرانسه و … اعتصابات عمومى‏‏ و تظاهرات میلیونى‏‏ نشانه‌‏هایى‏‏ از این مقاومت مى‏‏‌باشد.

در شرایط وجود چنین وضعى‏‏ در جهان و در منطقه است که حاکمیت سرمایه‏‌دارى‏‏ مافیایى‏‏ کنونى‏‏ در ایران و به‏‌ویژه شخص احمدى‌‏‏نژاد، رئیس دولت کودتایى‏‏ از آغاز دوره نخست ریاست جمهوریتش، بدون هر نوع ضرورت و نیاز ملى‏ براى‏ ایران و یا براى‏‏ حفظ منافع خلق فلسطین، به ارایه خوراک تبلیغاتى‏‏ مورد نیاز امپریالیسم به نفع آن پرداخت. او با انکار جنایات ضدبشرى‏‏ آلمان هیتلرى‏‏، با انکار هولوکاست، سرشت ضدانسانى‏‏ منش خود را به عیان به نمایش گذاشته است؛ موضع ضدبشرى‏‏ و نژادپرستانه‏‌اى‏‏ که در درون ایران با جنایات اعمال شده توسط حاکمیت خداشاهى‏ ولایى‏ سرمایه‏‌دارى‏ مافیایى‏ پس از انتخابات دوره دهم ریاست جمهورى‏‏ به اثبات رسیده است.

آیا ارایه خوراک تبلیغاتى‏‏ براى‏‏ عملى‏‏ شدن برنامه استراتژیک نظامى‏‏- سیاسى‏‏ امپریالیسم که تجزیه کشورها به واحدهاى‏‏ قومى‏‏- مذهبى‏‏ کوچک و ناتوان را دنبال مى‏‏‌کند، از سر نادانى‏‏ و بى‏‏‌خبرى‏‏ احمدى‏‏‌نژاد از تاریخ جنایات فاشیسم هیتلرى‏‏ ناشى‏‏ است و یا آگاهانه انجام شده است؟ این، بدون تردید در آینده افشا خواهد شد. اما در این نکته هم اکنون نیز نباید تردید داشت که مواضع او و به‌‏ویژه رجزخوانى‏‏‌هاى‏‏ ‌آیت‏الله خامن‌ه‏اى‏‏ و سرداران ریز و درشت سپاه پاسداران و … در باره انتقال برخوردهاى‏‏ نظامى‏‏ توسط ایران به سراسر جهان در صورت تجاوز نظامى‏‏ آمریکا و ژندارم منطقه‌‏اى‏‏ آن اسرائیل به ایران، از موضع ملى‏‏ و سرشت میهن‏‌دوستانه برخوردار نیست.

این رجزخوانى‌‏‏ها درست آن خوراک تبلیغاتى‏‏ هستند که اگر این آقایان بر سر سفره اشتهاى‏‏ غارتگرانه و سلطه‏‌جویانه امپریالیست‏‌ها نمى‏‏‌چیدند، امپریالیسم آمریکا مى‏‏‌بایست مزدورانى‏‏ را براى‏‏ ارایه آن‏‌ها استخدام مى‏‏‌کرد، تا ضرورت تجاوز نظامى‏‏ به ایران را به بهانه «اتمى‏‏ شدن» آن در افکار عمومى‏‏ جهان توجیه کرده و عاجل بودن آن را القا کند. سیاست بهانه‌‏تراشى‏‏ امپریالیست‌‏ها براى‏‏ تجاوزات نظامی‌شان به کشورهاى‏‏ دیگر به منظور تجزیه کردن آن‏‌ها و تبدیل نمودن آن‏‌ها به نومستعمره‌‏هاى‏‏ حاکمیت جهانى‏‏ امپریالیسم، شناخته شده‌‏تر از آن است که نیاز به توضیح اضافى‏‏ داشته باشد. وجود گویا «سلا‌‏هاى‏‏ کشتار جمعى‏‏» در عراق که بهانه تجاوز و اشغال این کشور شد، به اندازه کافى‏‏ در خاطره‌‏ها زنده است.

سپـر «دفـاع مـلـى‏‏» جنبـش مـردمـى‏‏

در برابر یورش و تجاوز نظامى‏‏ امپریالیست‏‌ها و در راس‌شان امپریالیسم آمریکا، یک مانع جدى‏‏ وجود دارد.

این مانع جدى‏‏ وجود جنبش آزادى‏‏‌خواهانه مردم و مواضع رهبران آن در برابر تجاوز نظامى‏‏ به ایران است. اعلام میرحسین موسوى‏‏ در باره دفاع بى‏‏‌چون و چرا از میهن، در عین حفظ حد و مرز با حاکمیت سرمایه‏‌دارى‏‏ مافیایى‏‏ کنونى‏‏ در ایران، نمى‏‏‌تواند در گوش امپریالیست‏‌ها زنگ خطر را به صدا درنیاورده باشد: «آنچه مربوط به جنبش سبز است، واکنش به هرگونه تهدیدى‏‏‏‏‏ از سوى‏‏‏‏‏ بیگانگان، با حفظ حد و مرز با اقتدارگرایان، است. همه ما به صورت بى‏‏‏‏‏پرده و صریح از منافع ملى‏‏‏‏‏ خود دفاع خواهیم کرد.»

محافل امپریالیستى‏‏ در جهان توانایى‏‏ مردم میهن ما را تجربه کرده و مى‏‏‌دانند که جنبش مردمى‏‏ کنونى‏‏ مى‌‏‏تواند با سازماندهى‏‏ مقاومت براى‏‏ «دفاع ملى‏‏»، همان طور که در جریان حمله صدام به ایران پس از پیروزى‏‏ انقلاب عملى‏‏ شد، پاسخ دندان‏‌شکن و قاطع را به امپریالیسم داده و همچنین به عمر حاکمیت استبدادى‏‏ خداشاهى‏‏ ولایى‏‏ در ایران پایان دهد، همان طور که در انقلاب بهمن ۵٧ رژیم سلطنتى‏‏- ساواکى‏‏ را به زباله‏‌دان تاریخ انداخت.

از این روى‏‏ است که باید هدف مشترک امپریالیسم و ارتجاع داخلى‏‏ را در شرایط کنونى‏‏، هم‌‏جنس ارزیابى‏‏ نمود که همان نابودى‏‏ امکان مقاومت مردمى‏‏ در «دفاع ملى‏‏» و برقرارى‏‏ حاکمیت مردمى‏‏ است!

تهدید روزافزون نسبت به سلامت و آزادى‏‏ رهبران جنبش «سبز» مـردمـى‏‏ در ایران، که در حمله به خانه مهدى‏‏ کروبى‏‏ و عملا زندانى‏‏ کردن موسوى‏‏ در خانه‏‌اش تظاهر مى‏‏‌کند، خبرها در باره تدارک دادگاه علیه آن‏‌ها و … از یک سو و انجام مصاحبه‌‏هاى‏‏ دست و دل باز و اختصاصى‏‏ رسانه‏‌هاى‏‏ تبلیغاتى‏‏ امپریالیستى‏‏ با احمدى‏‏‌نژاد، با وجود «تحریم» و ممنوعیت صدور ویزا براى‏ شمارى‏‏ از اشخاص حقوقى‏‏ در حاکمیت سرمایه‏دارى‏‏ مافیایى‏‏ کنونى‏‏ توسط همین محافل، و همچنین معاملات در جریان، در ارتباط با آزادى‏‏ زندانیان دو طرف در ماه‏هاى‏‏ اخیر، همگى‏‏ را باید «چراغ‏‌هاى‏‏ سبز» امپریالیسم براى‏‏ دستگیرى‏‏، کشاندن به دادگاه و زندانى‏‏ کردن رهبران جنبش مردمى‏‏ ارزیابى‏‏ نمود.

از این طریق امپریالیسم از خطر سازماندهى‏‏ مقاومت و دفاع ملى‏‏ توسط این رهبران جنبش مردمى‏‏ خلاص مى‏‏‌شود. همانطور که حاکمیت سرمایه‏‌دارى‏‏ مافیایى‏‏ کنونى‏‏ از این طریق و با سرکوب و اعدام‏‌هایى‏‏ جنایتکارانه همانند سال ١٣۶٧، بار دیگر زمینه اجتماعى‏‏ مبارزه علیه خود را براى‏‏ دورانى‏‏ به سود خود به تاخیر مى‌‏اندازد.

براى‏‏ مقابله با این ‌ارتجاع جهانى‏‏ و داخلى‏‏، براى‏‏ مقابله با اهداف ضدانسانى‏‏ امپریالیسم و ضدملى‏‏ حاکمیت سرمایه‏‌دارى‏‏ مافیایى‏‏ کنونى‏‏ باید هر چه زودتر دست به کار سازماندهى‏‏ یک جنبش صلح توانمند در ایران و خارج از کشور شد.

همان طور که در سرمقاله نامه مردم شماره ٨۵١ تحت عنوان  «سلطه طلبى‏‏‏‏ امپریالیسم، دولت کودتا و مصالح جنبش مردمى‏‏‏‏» (http://www.tudehpartyiran.org/detail.asp?id=1161) بیان شده است: «نیروهاى‏‏‏‏ ملى‏‏‏‏ و دموکراتیک میهن ما همواره عنوان کرده‌‏اند که بهترین راه جلوگیرى‏‏‏‏ از تجاوز و مداخله‏‌گرى‏‏‏‏ امپریالیستى‏‏‏‏ در میهن، ایجاد یک جنبش صلح همه‏‌گیر در کشور است.»

مضمون صلح‏‌خواهانه این موضع ملى‏ در تضاد آشتى‏‏‏‏‌ناپذیر قرار دارد با مضمون جنگ‌‏طلبانه به اصطلاح «‌میهن‌دوستی »سرمایه‏‌دارى‏‏‏‏ مافیایى‏‏‏‏ کنونى‏‏‏‏ که نقش کمکى‏‏‏‏ و ضدملى‏‏‏‏ آن براى‏‏‏‏ توجیه و تحقق یافتن برنامه استراتژیک نظامى‏‏‏‏- سیاسى‏‏‏‏ امپریالیسم، پیش‏تر نشان داده شد.

اعلام موضع «دفاع ملى‏‏» توسط میرحسین موسوى‏‏ در برابر تجاوز نظامى‏‏ احتمالى‏‏ امپریالیسم و ژاندارم ‌آن اسرائیل، گامى‏‏ عمده و تعیین کننده در این زمینه مى‏‏باشد: «همه ما به صورت بى‏‏‏‏‏‌پرده و صریح از منافع ملى‏‏‏‏‏ خود دفاع خواهیم کرد.»

با کوشش وسیع تبلیغاتى‏‏ و ترویجى‏‏ در داخل و خارج از کشور باید این موضع مردمى‏‏ و ملى‏‏ میرحسین موسوى‏‏ را پى‏‏ گرفت و آن را به اهرم تبلیغاتى‏‏ و ترویجى‏‏ توانمندى‏‏ تبدیل نمود و از این طریق جلوى‏‏ ضربه به سلامت و آزادى‏‏ رهبران جنبش مردمى‏‏ را مسدود ساخت و دست ارتجاع را کوتاه نمود.

اکنون این وظیفه مردمى‏‏ و ملى‏‏ عاجل در برابر کلیه میهن‏‌دوستان و سازمان‏‌ها و احزاب سیاسى‏‏ کشور، به ویژه در برابر حزب توده ایران، حزب طبقه کارگر ایران که از منافع کل جامعه دفاع مى‏‏کند، قرار دارد.

تسرى‏ دادن پیشنهاد چهار تن از زندانیان سیاسى‏‏ ایران در نامه خود به فیدل کاستر، رهبر انقلاب کوبا، و خواست افشاى‏‏ سرشت ضدمردمى‏‏ احمدى‏‏نژاد را ‌با موضع‏‌گیرى‏‏ صریح جنبش سبز علیه انکار هولوکاست توسط احمدى‏‏‌نژاد و تعدیل جنایات ضدبشرى‏‏ هیتلرى‏‏ توسعه داد و از آن به عنوان اهرمى‏‏ پراهمیت در کار تبلیغات علیه تجاوز نظامى‏‏ در جهان بهره گرفت.

اعلام آمادگى‏‏ براى‏‏ حل و فصل مسالمت‏آمیز مساله «اتمى‏‏ ایران»در ارتباط با خلع سلاح اتمى‏‏ در منطقه و در جریان مذاکرات علنى‏‏ توسط جنبش مردمى‏‏ کنونى‏‏، مى‌‏‏تواند خطر تجاوز نظامى‏‏ را به بهانه مساله «اتمى‏‏ ایران» خنثى‏‏ ساخته و به تجهیز افکار عمومى‏‏ مردم جهان علیه چنین تجاوزى‏‏ کمک مى‏‏‌کند.