تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم

منبع: گرانما
نویسنده: رائول آنتونیو کاپوتی
جمعه، ۱۹ ژانویه ۲۰۲۴
برگردان فارسی: جمعه، ۶ بهمن‌ماه ۱۴۰۲

صهیونیسم، یهودی‌ستیزی و تراژدی فلسطین

 

وقایع اخیر در نوار غزه، ماهیت صهیونیسم و همدستی غرب و آمریکا با رژیم اسرائیل را بیش از پیش آشکار کرده است.

نیروهای نظامی صهیونیست با مصونیت کامل علیه مردم غیرنظامی وارد عمل شده‌اند. آن‌ها هر آن‌چه که می‌خواهند انجام می‌دهند.

زنان، سالمندان و کودکان، به لطف سلاح‌هایی که واشنگتن تحویل می‌دهد، زیر آوار خانه‌ها، مدارس و بیمارستان‌هایشان مدفون شده‌اند.

هر کس که صدای خود را برای محکوم کردن جنایات بلند کند، بلافاصله به عنوان یک یهودی‌ستیز، سعی کننده برای تکرار هولوکاست یهودیان شناخته می‌شود، رویدادی غم‌انگیز که توسط رژیمی انجام شد که ادعای «فضای زندگی» لازم برای نژادی را داشت که خود را برتر و برگزیده می‌دانست..

زدن برچسب یهودستیزی به دولت‌ها، نهادها یا شخصیت‌هایی در جهان که کشتار اسرائیل در غزه را محکوم می‌کنند، بی‌معنی و عاری از هرگونه چشم‌انداز علمی، تاریخی و اخلاقی است.

رژیم اسرائیل را، به دلیل قتل، آزار و آواره کردن اعراب و مردمان دیگری که در منطقه چند قومی ساکن هستند، جایی که خانواده بزرگ فرزندان سام [نژاد سامی، منتسب به  سام یکی از پسران نوح، که ابراهیم از اعقاب اوست – عدالت] همزیستی دارند، به درستی می‌توان به یهودستیزی متهم نمود.

صهیونیسم مدرن در پایان قرن نوزدهم در اروپا ظهور کرد. خالق اصلی آن تئودور هرتزل، روزنامه‌نگار اتریشی-مجارستانی بود که اولین کنگره صهیونیستی را در شهر بازل سوئیس در سال ۱۸۹۷ تشکیل داد.

صهیونیسم یک ایدئولوژی زاییده تضادها و تنش‌های ملی‌گرایی داخلی در اروپای شرقی و مرکزی در قرن نوزدهم است. صهیونیسم در خاورمیانه، در میان جوامعی که در آن‌جا زندگی می‌کردند و بدون مشکل همزیستی داشتند، متولد نشد؛ صهیونیسم دختر عرفی دکترین‌های استعماری غرب است.

علل پیدایش آن بسیار پیچیده است. تأثیر تعصبات مذهبی، عناصر میراث فرهنگی اروپا، حتی انگیزه‌های پیچیده اسطوره‌ای و نژادپرستانه که به آزار و اذیت یهودیان انجامید، وزن مهمی داشت.

لازم به تأکید است که نه همه یهودیان از این ایدئولوژی دفاع می‌کنند، و نه همه صهیونیست‌ها به یهودیت عمل می‌کنند؛ همه یهودیان نیز اسرائیلی نیستند، آن‌ها در بسیاری از نقاط جهان زندگی می‌کنند، آنها آمریکایی، لهستانی، روس، اسپانیایی و غیره هستند.

سرزمین بدون مردم برای مردم بدون سرزمین؟
این شعار جنبش صهیونیستی بود: سرزمینی بدون مردم برای مردم بدون سرزمین، چیزی که مطلقاً بر یک فرض غلط مبتنی بود.

اولین مستعمرات صهیونیستی در دهه ۱۸۸۰ در دشت ساحلی شمال یافا، در فلسطین تأسیس شد. این زمین توسط بارون ادموند روچیلد، سرمایه‌گذار و مروج پروژه استعماری خریداری شده بود.

اعلامیه بالفور در ۲ نوامبر ۱۹۱۷، بریتانیا را با اعلام حمایت آن از ایجاد «وطن ملی» برای یهودیان در منطقه فلسطین، به پروژه صهیونیستی متعهد کرد.

آن‌ها هرگز نظر اهالی منطقه را در نظر نگرفتند، و حتا، همانطور که در متن بیانیه ذکر شد، ایده مشورت با آن‌ها به ذهنشان خطور نکرد.

پس از سقوط امپراتوری عثمانی، در پایان جنگ جهانی اول، ارتش بریتانیا وارد بیت‌المقدس شد و فلسطین تحت کنترل نظامی قرار گرفت.

سرشماری که در سال ۱۹۲۱ انجام شد، جمعیتی بالغ بر ۷۶۲ هزار نفر را در فلسطین نشان داد، که ۷۶٫۹ درصد مسلمان، ۱۱٫۶ درصد مسیحی، ۱۰٫۶ درصد یهودی و ۰٫۹ درصد سایر فرقه‌ها بودند. ذکر این نکته ضروری است که تنها ۲٫۴ درصد از کل مساحت کشور در دست یهودیان بود.

در ماه مه ۱۹۳۶ قیام بزرگ فلسطینی‌ها روی داد، که به مدت سه سال ادامه یافت، تا این‌که در مه ۱۹۳۹ دولت انگلیس پذیرش بخشی از ادعاهای اعراب را در کتاب سفید منتشر کرد، و در آن برگزاری یک همه‌پرسی پیرامون حق فلسطین برای تعیین سرنوشت خویش، را در ظرف حداکثر ده سال، پیشنهاد کرد.

صهیونیست‌ها به شدت واکنش نشان دادند. یوزف ویتز مدیر «صندوق ملی یهود» گفت: «شاید به استثنای بیت‌لحم، ناصره و شهر قدیمی بیت‌المقدس، ما نباید یک شهرک، نه یک قبیله را رها کنیم.»

مجمع عمومی سازمان ملل متحد در ۲۹ نوامبر ۱۹۴۷ قطع‌نامه ایجاد دو کشور در فلسطین، یکی عربی و دیگری یهودی را به تصویب رساند. سند ۵۷ درصد از قلمرو را به دولت یهودی آینده و ۴۳ درصد را به دولت عربی اعطا کرد. همانطور که انتظار می رفت، کشورهای عربی نابرابری این طرح را رد کردند.

در نتیجه، در دسامبر ۱۹۴۷، اخراج دسته‌جمعی برنامه ریزی شده و سیستماتیک جمعیت بومی از خانه‌ها و زمین‌هایشان آغاز شد. در مارس ۱۹۴۸، رهبری اسرائیل «طرح دالِت» را برای تخریب روستاها و انجام عملیات از بین بردن هرگونه مقاومت به اجرا گذاشت.

زمانی که دیوید بن گوریون، بنیانگذار اسرائیل، در ماه مه سال ۱۹۴۸ تشکیل حکومت اعلام را اسرائیل کرد، بیش از ۳۰۰ هزار فلسطینی از خانه‌های خود بیرون رانده شده بودند.

در همان روز اعلام استقلال، اولین جنگ اعراب و اسرائیل آغاز شد، که از ۱۵ مه ۱۹۴۸ تا ۶ ژانویه ۱۹۴۹ که سازمان ملل متحد آتش بس برقرار کرد، ادامه یافت.

بدین ترتیب به‌اصطلاح «جنگ استقلال» دولت اسرائیل پایان یافت.

در جریان جنگ ۱۹۴۸، اسرائیل نه تنها توانست سرزمین‌هایی را که سازمان ملل به آن واگذار کرده بود حفظ کند، بلکه حتا آن‌ها را افزایش داد. نیروهای صهیونیستی سپس بیش از ۸۰۰ هزار فلسطینی را بیرون رانده و خانه‌ها و زمین‌های آن‌ها را مصادره کردند.

این النبة، فاجعه فلسطین، تجزیه جامعه، مهاجرت دسته جمعی اعضای آن بود.

دولت اسرائیل پس از جنگ ۱۹۶۷، زمانی که به بیت‌المقدس شرقی، نوار غزه، کرانه باختری و بلندی‌های جولان حمله و آن‌ها را اشغال کرد، برخی از متحدان خود را از دست داد، اما حمایت بی قیدوشرط مالی، سیاسی و نظامی ایالات متحده و اروپا را حفظ کرد.

هیچ دلیل مذهبی، قومی، تاریخی و جغرافیایی برای توجیه آن‌چه در این سال‌ها رخ داده است وجود ندارد. اشغال فلسطین از سوی صهیونیست‌ها اقدامی وحشیانه مانند نازیسم است که میلیون‌ها یهودی، کولی، لهستانی، مجار، روس و دیگر مردم «قاره کهن» را نابود کرد.

کشتار غزه بیش از ۱۰۰ روز است که ادامه دارد، و تعداد کشته‌ها به ۲۴ هزار نفر رسیده است.

در همین حال، بنیامین نتانیاهو با نطقی متکبرانه و پرنخوت از اقدامات اسرائیل تجلیل کرد و قول داد که نبرد را تا پیروزی نهایی ادامه دهد و گفت: «هیچ‌کس جلوی ما را نخواهد گرفت.»

شباهت «پیش‌گویی» او ما را به گذشته، به ماه‌های پایانی جنگ جهانی دوم می‌برد، زمانی که رهبر یک ایدئولوژی و سیستم نژادپرست و نسل‌کش، مسئول کشتار میلیون‌ها انسان، که بسیاری از آن‌ها یهودی بودند، قول مبارزه تا «پیروزی نهایی» را داد. صهیونیست‌ها و همدستان آن‌ها باید به یاد داشته باشند که آن ماجرا چگونه به پایان رسید.

منابع:
Asimov’s Guide to the Bible, History of Jerusalem, A History of God, and Bible Unearthed.

Ben Ami, S. and Medin, Z. (1991): Historia del Estado de Israel, Madrid, Rialp.

Culla, J. B. (2005): Breve historia del sionismo. Madrid, Alianza.

Jacobin Magazine, Latin America.

https://en.granma.cu/mundo/2024-01-19/zionism-anti-semitism-and-the-palestinian-tragedy